منبع مقاله درمورد كرامات، قرآني، اوليا

دانلود پایان نامه ارشد

ا نه جامع است و نه هر سخني را به اندازه لازم گشوده و به سامان رسانده است. اما نگاره‌اي با نام “فوق طبيعت12” نام‌گذاري شده كارهاي شگفت آدميان را از ديدگاه علم و قرآن به كنكاش نشسته و دريافت‌هاي مرموز و ادراكات فراحسي، غيببيني، انديشهخواني، پيش‌آگاهي، دورجنباني، الهام و رؤياي صادقه را بررسي نموده است. نگارنده با اينكه اين مجموعه را بهترين تلاش در موضوع‌نگاشت پيش رو مي داند اما بر اين است كه نگارندهي فاضل اين كتاب، نه راه را، به گونهي كامل، درست رفته و نه راه رفته را صحيح پيموده است و با يك پرسش بنيادين به پيشگاه وحي زانو نزده است.
كوتاه سخن اين كه هيچكدام نه به انگيزه پي‌جويي مباني قرآني كرامات اوليا دست به قلم برده و نه در جست‌و‌جوي حل مشكل كرامت گرايي عوام و خواص بوده اند. از اين رو نويسنده بيهيچ منبع مستقيمي كه ساختاري براي نگاشته خويش از آن الهام گيرد، با وسواس فراوان، خود قالبي چيده تا يك نوآوري‌اي كرده باشد و راهي را براي پژوهش هاي دقيق پسينش هموار نموده باشد.
اما پژوهه حاضر – از آن‌جا كه نويسنده، رشته تحصيلي‌اي هم‌فكر با موضوع كرامات اوليا داشته، هماره اين مسئله را به عنوان يك دغدغه دنبال نموده – با در نظر گرفتن مشكلات جامعه اسلامي در حوزه عرفان، در حد توان دانش خويش از بي‌كران قرآن جام گرفته و بدان پرداخته است.
قلمرو و دامنه‌ي پژوهش
دامنهي تحقيق پيش‌رو، پرداختن به هستي و چيستي اموري است كه كرامات اولياي خدا را پايه‌ريزي مي‌كند.
با مطالعه پيشينه‌ي تحقيق بدين سخن مي‌رسيم كه نگاشته‌هاي پيشين، بررسي به چه بخشي از كرامات همت گماشته‌اند و چه بهره‌اي را مغفول نهاده‌اند؛ و در اين عرصه مسائلي است كه هر كدام، مبنايي فرامي‌خواند و بايد كه آبشخور مباني مسائل علوم انساني در هر شريعتي، اركان بنيادي آن منهاج باشد و در اسلام عزيز، قرآن است و سنت رسول گرامي(صلي الله عليه و آله)و ائمه(عليهم السلام)، سرچشمهي همهي معارف اصيل است. اين نگاشته به حوزه انسان‌شناسي تعلق دارد.
كرامت واژهاي است كه در حوزههاي گوناگون علوم انساني بدان پرداخته مي‌شود و در همهي عرصه‌ها به‌گونهي مثبت به واژه و معناي آن مي‌نگرند اما سخن در اين جستار، ايضاح و بررسي كرامات در منبع وحياني با نگاه عرفاني است. نگارنده اگر مي‌خواست كه نامي ديگر اما شايستهي اين جستار بر نوشتهي خويش نهد آن را “عرفان در دامان قرآن” عنوان ميداد. اين پژوهش به بررسي و ايضاح مفاهيم كليدي جستار و گسست از همگن‌هاي آنها و نيز پرداختن به نظرگاههاي انديشمندان حوزههاي گوناگون علوم انساني است. آنگاه به بي‌كران قرآن راه يافته تا پاره‌اي از يافته‌هاي قرآني در مفهوم اين مسئله را ارائه كند. آن‌چه اصلي‌ترين بهرهي قرآني و پيشاني اين تحقيق علمي است تبيين علل قرآني ـ و نه توصيف دلايل ـ كرامات اوليا است كه دغدغهي نخستين اين جانب بوده است؛ و در پايان نيز جستاري در گونهشناسي موضوعي قرآن كريم انجام گرفته است. البته راقم سطور بر اين باور است كه هر سه گفتار اخير ميتواند با حجمي چند برابر، از درياي قرآن برگيرد و به ساحل انديشهي بشري نشيند. در اين پژوهش، بزرگ‌ترين مشكل و بيشترين نبود را از نيستي منبع مستقيم و پيشينه‌اي در اين موضوع، ديده‌ام حتي يك نوشته به نام مباني كرامات اوليا، چه رسد به مباني قرآني آن يا اصل انديشه‌اي موضوع. از اين رو، بنياد انديشهي اين موضوع، ساختار بحث و چينش عناوين، همه از خود نويسنده است و به راستي اين، دليلي است كه نويسهي حاضر آغازي باشد فريادگونه در اين تفكر اما همراه با لغزشها.
روش پژوهش حاضر
دادههاي نوشته حاضر به شيوهي كتابخانه‌اي، و در زمينههاي پيدايش انديشهاي موضوع، اندكي ميداني، گرآوري شده، و پرورش آن بهگونهي تبييني و نه توصيفي، به دست آمده است.
به نگاه عالمان روش‌شناس، آنچه سهم عمده و ويژهاي در به بار نشستن يك پژوهش دارد، توجه به آيين نگارش و پژوهش است و متدولوژي، رشتهاي بسيار مهم در ميان همهي مراكز علمي و در ميان انبوه نويسندگان، اعم از مؤلف و مصنف است و اينگونه نيست كه هر كس كه او نوشته‌اي فراهم آورد پژوهشي علمي انجام داده و توليد انديشه‌اي كرده باشد.
اما سياههي پيش‌چشم خواننده، پس از اتمام چندين كتاب وزين در حوزه آيين پژوهش، آغاز شده و ثمره‌اش اين است كه:
در انتخاب موضوع، مسئلهمحور و نيز دغدغهمحور بوده است. در بخش جمع دادهها، از دو روش كتا‌ب‌خانه‌اي و اندكي هم آنگونه كه ياد شد از شيوهي ميداني بهره برده و در مرحله تدوين، به ساختاري در خور يك پژوهش علمي دست زده و قدم به قدم، و مو به مو، همسو با نگاشته‌هاي حوزه روش‌شناسي نگارش پيش رفته است.
نگارنده كوشيده است در شيوه نگارش تا آن‌جا كه شدني است واژه‌ها و نيز رسم‌الخط پارسي را به‌كار گيرد جز آن‌كه به‌كار بستن آن برداشتي نادرست به دنبال آورد و آن واژه، اصطلاح خاصي در يك دانش باشد.
و در بخش اصلي انديشه‌ي اين رساله، مطلوبي را كه در انبوه نوشته‌ها رعايت نمي‌شود، به دقت از ابتدا تا انتهاي اين رساله پاياني پي‌گيري شده تا به كژراهه نرفته و در پي آن راه علمي خواننده‌اي را نبندد و آن مطلوب اين است كه نويسنده بايد مشخص كند كه به دنبال چيست؟ آيا مي خواهد مطلبي را توصيف كند و جزئيات و دلايل موضوع را به تحرير در آورد؟ يا به دنبال تبيين است و مي‌خواهد علل وجودي مسئله را بيان نمايد؛ و به عبارت دقيق، مقاله او در جهت توصيف دلايل مسئلهي پژوهش است يا به انگيزهي تبيين علل آن- كه ميان اين دو هدف فاصلهي زيادي است – ويا هر دو را مورد نظر دارد.
چنان‌كه گذشت پژوهش پيش رو، نوشته‌اي است كه به انگيزهي تبيين علل نگاشته شده و نه توصيف دلايل، اما بر متخصصان اين فن پوشيده نيست كه در برخي مطالب مانند مفاهيم كلي و بيان برخي سخنان در لابه‌لاي نظريه‌اي ناگزير از به‌كار بردن بخش توصيفي است كه البته روش معمول نيز همين است كه در شيوه تبييني، از توصيف بعضي دلايل گريزي نيست؛ لذا تلفيقي از تبيين علل و توصيف دلايل را عجين نموده است.
در برگردان واژهها و عبارتهاي وحي نيز نظر به اينكه نگاشتهي پيش رو، كاري قرآني ـ عرفاني است و بخش فزاينده‌اي از يافته‌هايش به آيات قرآن زيبايي يافته، نگارنده بر خود لازم دانست كه در برگردان واژه‌ها و جملات وحياني وسواس به خرج دهد بنابراين پژوهندهي اين سطور پس از جست‌وجو و پرس‌وجويي علمي از كتاب‌شناسان قرآني بدين رهآورد رسيده كه از برگردان استاد مسعود انصاري بهره جويد تا نزديك‌ترين معنا را به‌كار بسته باشد. هر جا كه آيه‌اي را به‌گونهي كامل برگردانده تمام متن ترجمهي مترجم و آنجا كه گزيدهي آيه را برگردانده است نيز باز از ترجمهي اين استاد باريكبين استفاده نموده است. در اين گزينش افزون بر واكاوي و مقابلهي برگردان استاد انصاري با ترجمه‌هاي پرآوازهي به ويژه ترجمهي استاد محمدمهدي فولادوند، در پي‌نوشتي كه كتاب‌شناس دقيق جناب استاد بهاءالدين خرمشاهي بر ترجمهي استاد انصاري نگاشته‌اند، اين ترجمه را داراي دقت بيشتري دانسته‌اند. قابل توجه اين‌كه جناب استاد خرمشاهي هر دويِ اين دو برگردان از دو استاد را يعني ترجمه استاد فولادوند و استاد انصاري را خود ويراست نموده اند. دليل سوم بهره جستن نويسندهي اين سطور از ترجمهي ياد شده نوتر بودن برگردان ايشان است13. در گفتار نخست بخش پايانيِ نوشته، كه به طور كامل، بررسي مستقيم گونه‌هاي خارق عادت در آيات قران است نيز گر چه يكسره برگردان مستقيم آيه نيست اما وام‌گيري از ترجمهي ياد شده را به همراه دارد.

بخش يكم:
بررسي‌هاي مفهومي و ديدگاه‌ها
در مورد كرامات اوليا

* گفتار نخست: درباره‌ي كرامت
* گفتار دوم: درباره‌ي وليّ
* گفتار سوم: ديدگاه‌هاي درباره‌ي كرامات اوليا

گفتار نخست: درباره‌ي كرامت

1.واژه‌شناسي كرامت
لفظ “كَرامت” كه جمع آن “كرامات” و از ريشه “كرم” (بر وزن فَرَس) است در حوزه‌هاي مختلف علوم انساني معاني گوناگوني را به خود اختصاص مي‌دهد. اما واژه‌اي كه معادل “miracle14” در زبان انگليسي است و در تركيب “miracles of the saints15” به معناي “كرامات اوليا” است، در حوزه تصوف و عرفان قرار مي‌گيرد.
جوهري در صحاح16 و فيروزآبادي در القاموس المحيط17 مي گويد: “كَرَم” ضدّ لئآمت است پس “كريم” بمعنى سخىّ است چنان‌كه در دو كتاب ياد شده و نيز در اقرب الموارد18 آمده است.
پارسي‌زبانان هم كرامت را بزرگي ورزيدن، جوان‌مرد گرديدن، بزرگي، بزرگواري، جوان‌مردي، بخشندگي، دهش و خارق عادتي كه به دست “وليّ” [خدا] انجام يابد گرفته‌اند، در مقابل معجزه كه از پيامبر صادر مي‌گردد.19
2. اصطلاح‌شناسي كرامت و امور خارق عادت
مقصود از اصطلاح‌شناسي كرامت در اين‌جا، در فضاي تصوف و عرفان اسلامي است و نه اخلاق، چرا كه در تساويهايي20 كه براي افراد نوع انسان در قران كريم يادكرد شده است دو كرامت ذاتي و اكتسابي را مي‌توان اشاره نمود.21 اما در حوزه عرفان، امر خارق عادتي را كه به دست وليّ خدا انجام مييابد كرامت گويند22. در جايي كرامت را از ولايت تكويني كه از تجليات بُعد چهارم انسان مي‌دانند برمي‌گيرند23. برخي، آن را از نيروي نهفته در درون انسان24 و شماري نيز آن را نتيجهي نيروي نهفته و مرموزي در درون انسان مي‌دانند كه سرچشمه يك رشته كارهاي شگفت‌انگيز و خارق عادتي گردد. عدهاي نيز كرامت‌ را به عنوان عملي فرازماني، فرامكاني و فرازباني معرفي و داراي اهميت بسيار ميدانند.25 بحث ما در اين‌جا به صالحان ـ و نه طالحان ـ اعم از پارسايان و صوفيان و پاك‌دلان برمي‌گردد؛ و كار مرتاضان و ساحران را خارج مي‌كند. آنچه هماره انبيا و اوليا در آشكار نمودن معجزات و كرامات، از آن، چهره ترس به خود گرفته‌اند اين بوده كه مبادا مردم اين امر را با سحر و امثالش خلط نموده و نپذيرند. بر اين پايه، اميرالمؤمنين، علي(عليه السلام) در تفسير ترس حضرت موسي(عليه السلام) در زمان اژدها شدن عصا، آن را، ترس از نپذيرفتن مردم معنا فرموده‌اند.26
اما امور خارق عادت يا خوارق عادات(مفرد آن: خارق عادت) كه معناي فراگير و اعم از كرامت دارند، پديده‌هايي‌اند كه با جريان عادي امور و اشيا و عملكرد معهود قوانين طبيعي منطبق نيستند27. قوانيني كه از نظر دانش امروز، جبري، علّي، كمي و مادي‌اند و بي‌استثنا و تخطي ناپدير و خرق‌ناشدني انگاشته مي‌شوند28. نمونه برجسته آن معجزات انبيا و كرامات اوليا و مقدسان و نمونه ديگر استعداد شگرفي است كه بعضي كسان دارند و با همت بستن، شيئي را از فاصله دور جابه‌جا مي‌كنند يا ميله‌اي را مي‌خمانند يا انديشه‌خواني مي‌كنند، دورآگاهي دارند يا بدون دخالت عادي حواس از اموري اطلاع دارند يا خبري ميدهند كه بدون دخالت حواس نمي توان از آن امور اطلاع داشت. دعاها و شفايابي‌هاي معجزه‌آسا هم از امور خارق عادت است. نيز نماز يا دعاي باران كه روايت مستجاب شدن آن در فرهنگ اسلامي به تواتر بازگو شده است. هم‌چنين است بر آتش و آب رفتن و نسوختن و غرق نشدن29. افراد عادي هم در زندگي خود بارها با حدس صائب و به دل برات‌شدن يك روي‌داد پيش از رخ‌دادن آن برخورده‌اند و برمي‌خورند. رؤياي صادقه يعني خوابي كه درست درمي‌آيد براي بسياري كسان رخ داده و هم‌چنان نيز رخ مي‌دهد.30
به هر روي با اين سخنان روشن شد كه امر خارق عادت كاري است فراگير كه كرامت، موردي از آن است و هر خارق عادتي را نميتوان كرامت دانست. كرامت، پديده‌اي است كه از ناصالح روا نيست و حتي در حوزه واژه‌شناسي نيز ناگزير از حسن فعلي در عمل و حسن فاعلي در ايمانيم. سيد مير شريف در “كتاب التعريفات” خود، كرامت را اين‌گونه تعريف نموده كه: كرامت، آشكار شدن كار خارق عادت از سوي شخصي است كه مدعي نبوت نيست، پس آن خارق عادتي كه همراه با ايمان و عمل صالح نباشد استدراج است و آنچه از اين گونه امور به همراه ادعاي پيامبري است را معجزه گويند.31
3. نگاهي به گونه‌هاي امور خارق عادت و كرامت
كرامت از انواع خارق عادت است. خارق عادت چيزي است كه

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد حوزه و دانشگاه Next Entries منبع پایان نامه با موضوع مدل‌سازی، مدل سازی، شبیه‌سازی