منبع مقاله درمورد قرآن کریم، علامه طباطبائی، علامه طباطبایی، اقتصاد خانواده

دانلود پایان نامه ارشد

النساء جمله خبریه و وصفی به داعی انشاء و دستور است، خداوند قیومیت و اشراف در تدبیر امور و بر طرف کردن نیازهای زن را برای مرد جعل کرده است و مرد باید بر همسرش قوام باشد چون زن ناموس او امانتی الهی است که خداوند حفظ و دفاع از وی و نیز تامین هزینه و نفقهاش را بر عهده مرد گذارده است.
تعبیر قوَام گویای اهمیت و حساسیت موضوع قیومیت شوهر بر همسر است. کلمة باءدر بما فضل الله… و بما انفقوا برای سببیت است، یعنی خداوند سبحان به دو جهت قیوم بودن نسبت به امور خانه را بر عهده شوهر نهاده است۔ۛ
١-برتری توانایی، صلابت و مدیریت مرد. ۲-عهده داری تامین انفاق تمام هزینهها اعم از هزینههای اختصاصی زن و نیازهای منزل، بناء بر این اگر مرد این دو صفت را نداشت یا از دست داد یا به وظیفهاش عمل نکرد دیگر قیم منزل نخواهد بود و ولایتش بر خانواده رخت برمیبندد.
گفتنی است سپرده شدن مدیریت خانواده و قیومیت بر همسر در خانه و برخی مسئولیتهای سنگین مانند ولایت و قضا در جامعه، به مرد، بر اثر توانمندی بیشتر او در تدبیر و مدیریت بوده است نه برای فضیلت و قرب بیشتر او به خداوند زیرا معیار کمال انسان معرفت و تقوا است و در امور ارزشی اصلا سخن از ذکوریت و انوثیت نیست.493
در اصل طبیعت و سرشت زن بگونهای است که دوست دارد تحت نظر و سرپرستی دیگری باشد در اینجا مناسب است نظر یکی از روانشاسان در این زمینه ذکر شود خانم روانشناس کلیود السون میگوید: به عنوان یک زن روانشناس، بزرگ ترین علاقهام مطالعه روحیه زنها است. چندی پیش به من ماموریت داده شد که تحقیقاتی درباره عوامل روانی زن و مرد به عمل آورم و به این نتیجه رسیدم:
١-تمام زنها علاقمندند که تحت نظر شخص دیگری کار کنند و بطور خلاصه از مرئوس بودن و تحت نظر رئیس کار کردن، بیشتر خوششان میآید.
۲-تمام زنها میخواهند، که احساس کنند که وجودشان موثر، و مورد نیاز است سپس این طور اظهار عقیده میکنند : به عقیده من این دو نیاز روحی زن از این واقعیت ، سرچشمه میگیرد که خانمها تابع احساسات و آقایان تابع عقل هستند بسیار دیده شده که خانمها از لحاظ هوش نه تنها با مردان ، برابری میکنند ، بلکه گاهی در این زمینه از آنها برتر هستند. نقطه ضعف خانمها فقط احساسات شدید آنها است. مردان همیشه علمی تر فکر میکنند بهتر قضاوت میکنند سازمان دهنده بهتری هستند و بهتر هدایت میکنند.
خانمها به علت اینکه حساستر از آقایان هستند، باید این حقیقت را قبول کنند که به نظارت آقایان در زندگیشان احتیاج دارند … بزرگ ترین هدف خانمها در زندگی، تآمین زندگی است و وقتی به هدف خود نائل شدند دست از فعایت میکشند کارهایی که به تفکر مداوم احتیاج دارد، زن را کسل و خسته میکنند…494
گفتنی است که واژه قوام صیغه مبالغه است و در قرآن کریم در دو مورد با حرف جر(باء) (قوامین بالقسط) استعمال شده است و فقط در یک مورد –در آیه مزبور-با حرف (علی) ذکر شده است از این رو برای دست یافتن به معنای قوَام علی، میتوان از کاربرد آن در قرآن کریم کمک جست، زیرا قوام صیغه مبالغه است و قائم اسم فاعل آن ماده میباشد و تفاوت معنایی این دو واژه صرفا در کثرت است خداوند متعال در سوره مبارکه آل عمران میفرماید : …..الَا ما دمت علیه قائماَ معنای قائما که در این مقام حرف (علی) بر آن مقدم است، با توجه به قرینه پیش از آن، در قرآن، به معنای نوعی اشراف است که با آن بتوان صرفا حق خود را از آنها طلب کرد، زیرا در ابتدای آیه آمده است: {و از اهل کتاب، کسی است که اگر او را بر دیناری امین شمردی} آن را به تو برگرداند و از آنان کسی است که اگر او را بر دیناری امین شمردی، آن را به تو بر نمیگرداند و پس از آن آمده الّا ما دمت علیه قائما با این فرض، چنین نظارت و اشرافی هرگز به معنای سلطه جویی و حکمرانی نیست، بلکه نوعی چاره جویی و راه حل برای رسیدن به حق خود است و این چاره جویی در چارچوب چنین حصری، کاملا منطقی و عادلانه است. واژه قائم با حرف (علی) در آیه افمن هو قائم علی کل نفس(رعد/۳۳) نیز به کاررفته که به معنای مراقب و محافظ میباشد.
با توجه به بیان معنای قائم علی در آیات مذکور، مفهوم (قوّامون علی) نیز متوقف بر همان معنای میشود، افزون بر آنکه برای اهمیت حفظ نظام خانواده، در نزد حضرت حق، در این مقام از واژه قوّامون که دلالت گر نوعی کثرت است، استفاده شده است، از این رو قوّامون در آیه الرجال قوّامون علی النساء به معنای نوعی نظارت و مراقبت محسوب میشود.495
رهبر معظم انقلاب حضرت آیة الله العظمی سید علی خامنهای میفرماید: در اسلام نه مرد سالاری است و نه زن سالاری این طور هم نیست که بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت کند، نخیر چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع ، الرجال قوّامون علی النساء معنایش این نیست که زن بایستی در همه امور تابع شوهر باشد نه یا مثل برخی از این اروپا، ندیده های بدتر از اروپا و مقلد اروپا، بگوییم که زن بایستی همه کاره باشد و مرد باید تابع باشد۔ این هم غلط است بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستند. یک جا مرد کوتاه بیاید، یک جا زن کوتاه بیاید. یکی این جا از سلیقه و خواست خود بگذرد، دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با یک دیگر زندگی کنید.496
۲-علل قوّامیت مرد در خانواده :
از منظر قرآن کریم، ریاست مرد بر زن، هرگز امر موقتی نیست که با تغییر عرف، و سیره مردم، بتوان آن را تغییر داد، بلکه قرآن کریم، برای این وظیفه دو دلیل مطرح میکند که با وجود آن دو دلیل منطقی، حکم ریاست مرد بر زن در خانوده از منظر قرآن کریم قطعی میشود چون خود قرآن علل قوّامیت مرد در خانواده را بیان کرده است.
آیه کریمه علت واگذاری این سرپرستی و قیومیت را به مرد از دو جهت بیان مینماید یکی ( بما فضل الله بعضهم علی بعض) و یگری ( بما انفقوا من اموالهم).
١-فطری (طبیعی)بما فضل الله بعضهم علی بعض۔ این آیه ریاست را مربوط به طبیعت و خلقت مرد میداند زیرا مرد از نیروی جسمی بیشتری بهره مند بر احساسات و عواطف غالب است در مقابل و ظایف سنگین و رخدادهای سخت، بیشتر از زن شکیبایی دارد.
اما برنامههای لطیف و سبک مانند مدیریت امور منزل، تربیت فرزندان، و تامین آرامش خانواده را زن عهده دارد است.
بناء بر برداشت بسیاری از مفسران، از این آیه، در مورد برتری مردان بر زنان میباشد.497
متاسفانه این گونه برداشت { که جنس مرد برتر از جنس زن است} از دلائل نخست ریاست مرد، به جای آنکه موقعیت این نوع فریضة را در خانواده ها مستحکم تر کند خود اسباب و زمینه بروز شبهه مرد سالاری در روابط زناشویی شده و همسران را از واقعیت مکمل بودن و روابط محبت آمیز دور میکند.
با بررسی آیاتی که بعض را بر بعض دیگر برتری داده است همچون بعضهم علی بعض.498بعض النبیین علی بعض.499 بعضها علی بعض. 500 بعضکم علی بعض.501
بهتر میتوان به معنای آیه . بما فضّل الله بعضهم علی پی برد.
در قرآن کریم درباره برتری بعضی بر بعض دیگر،در چند عبارت به همان گونه که مطرح شد، بیان شده است. گفتنی است که در همه این مورد، مضاف الیه ( بعض)- که محذوف است-همان مضاف الیه (بعض) مقدم است-که موجود است-و این نوع قرینه یابی و ایجاز و خلاصه گویی، افزون بر زیبایی کتاب الهی، با توجه به جامعیت و جاودانگی قرآن کریم، قابل توجه است،از این رو آیه بما فضل الله بعضهم علی بعض نیز از چنین شیوه منطقی ادبیات قرآنی خارج نیست و مضاف الیه (بعض) همان مضاف الیه بعض است که هم بر مردان و هم بر زنان قابل اطلاق است.
پس ترجمه صحیح آیه مذکور چنین میشود : مردان(شوهران) بر زنان ریاست دارند، به دلیل آنکه خداوند متعال برخی از مردان و زنان را بر یک دیگر برتری داده است.
با این بیان روشن میشود که واگذاری مسئولیت مدیریت خانواده به شوهر ، در کنار چنین معیار و قاعدهای دلالت گر برتری مردان بر زنان در حیطه ریاست خانواده است و هرگز از چنین قانونی، برتری صنف مردان بر زنان برداشت نمیشود.502
علامه طباطبائی میفرماید: مراد از جمله بما فضل الله بعضهم علی بعض، آن زیادهایی است که خداوند به مردان داده، بر حسب طاقتی که بر اعمال دشور و امثال آن دارند، چون زندگی زنان یک زندگی احساسی و عاطفی است، که اساس و سرمایهاش رقّت و لطافت است.
و مراد از جمله بماانفقوا مهریهای است که مردان به زنان میدهند و نفقهای است که همواره به آنان میپردازند. ایشان هم چنین میافزاید که این قانون کلی است که در مسائل کلی و جهات عمومی و اجتماعی زمام امور را به کسانی بسپارند که داشتن عقل بیشتر امتیاز آنان است و نیز معلوم است که طایفه مردان به داشتن عقل نیرومندتر و ضعف عواطف، ممتاز از زناناند، وزنان به داشتن عقل کمتر و عواطف بیشتر ممتاز از مردانند.
سنّت رسول خدا نیز در طول زندگیش بر این جریان داشت، یعنی هرگز زمام امور هیچ قومی را بدست زن نسپرد و به هیچ زنی منصب قضا نداد و زنان را برای جنگیدن دعوت نکرد.503
۲-اکتسابی : ریاست مرد بر زن بخاطر بما انفقوا من اموالهم است.
تمام مفسران در تفسیر این قسمت از آیه مذکور ، اتفاق نظر دارند که این دلیل گویای آن است که چون مردان، وظیفه انفاق بر زنان را دارند، خود نیز ریاست ومدیریت چرخاندن اقتصاد خانواده را به عهده دارند و این کاملا عادلانه و منصفانه است.
۳-حدود ریاست و سرپرستی:
آیا مدیریت و ریاست مرد نسبت به زن فقط به محدوده روابط خانوادگی محدود میشود یا فراتر از آن، مدیریت جامعه را نیز دربر میگیرد؟
به عبارت دیگر: آیا در جامعه نیز مردان قوّام بر زنان و سرپرست آنهایند؟ یا فقط مربوط به محدوده روابط زن و شوهر است؟
دیدگاه اندیشوران و مفسّران، در حد و مرز قیمومت و قوّامیّت، متفاوت است عدهای این مسئولیت را در چار چوب زندگی زناشویی محدود کردهاند و جمعی دیگر، دامنه آن را گسترش دادهاند و به همه ابعادی که زندگی زن ومرد را به هم پیوند میدهد، جاری دانستهاند.
مرحوم علامه طباطبائی پس از آنکه سبب برتری و فضیلت مردان را بر زنان، نیروی تعقل افزونتر در مردان و توانمندی بیشتر جسمی آنان میداند، مینویسد: این علت برتری مردان، در برابر همه زنان است. در تمامی امور که زندگی این دو صنف به آن مرتبط است-مانند مسائل حکومتی و قضاوت و مانند آن-به سبب برتری عقلی مردان-مدیریت و رهبری به عهده آنان است.504
از بیانات علامه طباطبایی معلوم شد که علت این حکم، عمومیّت دارد و فراتر از محدوده زندگی خانوادگی است. چرا که علت مدیریت مردان بر زنان، عقل و تدبیر نیروی جسمانی افزونتر است و این محدوده به خانواده و روابط زن و شوهر نیست.
علامه طباطبائی در ادامه میافزاید: الرجال قوّامون علی النساء اطلاق دارد، و کل روابط مردان با زنان را در اجتماع شامل میشود، ولی ادامه آیه که فرمود فالصالحات قانتات فقط به روابط زوجین اختصاص دارد و از تمکین و روابط خاضعانه زن در برابر شوهر سخن میگوید و در واقع فالصالحات یک فرع، از فروع آن حکم مطلق است.505
حکم نخستین آیه الرجال قوامون … مطلق است هم روابط زن و شوهر و هم روابط زنان و مردان را در مدیریت جامعه شامل میشود ولی فالصالحات… به بیان یک قسم و یک نوع از آن حکم مطلق اشاره دارد، که همان روابط زوجین است.
در تفسیر قاسمی نیز آمده است: به این آیه استدلال شده است که زن نمیتواند قضاوت و امامت را به عهده بگیرد، چرا که مردان قوّام و سرپرست آنها هستند و بر آنان جائز نیست، سرپرست مردان شوند.506
مرحوم آیة الله سید عبد الاعلی سبزواری پس از آنکه سبب برتری مردان بر زنان را، یک امر طبیعی و تکوینی میداند که همان نیروی جسمی و عقلی افزونتر باشد میگوید این علت برتری تعمیم دارد و فقط مخصوص روابط خانوادگی نیست، هرچند خانواده و همسری از مصادیق روشن است.هم چنین در این آیه در بیان قوّامیت مردان بر زنان از دو کلمه(رجال و نساء) استفاده شده نه کلمة ازواج گویا این حکم برای جنس مردان است که خداوند آنان را سرپرست زنان قرار داده است.507
در ادامه

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد اجرای عدالت، شهید مطهری، علل اجتماعی، جامعه اسلامی Next Entries منبع مقاله درمورد سوره بقره، انتخاب همسر، علامه طباطبایی، آیت الله جوادی آملی