منبع مقاله درمورد قرآن کریم، ادای شهادت، آیات و روایات، اجرای مجازات

دانلود پایان نامه ارشد

کردهاند: یکی حقوق الله و دیگری حقوق الناس.
در حقوق الله همچنان که فقهاء در کتاب حدود ذکر کردهاند برخی از آنها فقط با شهادت مردها اثبات است مانند لواط، شرب خمر، مساحقه، قوادی، قذف و سرقت، در برخی دیگر شهادت زن نیز پذیرفته است مانند زنا.
اما در حقوق الناس در برخی موارد مانند طلاق ، بلوغ، وکالت، وصیت، عفو از قصاص، جرح و تعدیل و مسلمان بودن شهادت زنها پذیرفته نیست و فقط با شهادت مردها قابل اثبات است در تحریر الوسیله آمده: حق الآدمي على أقسام: منها- مايشترط في إثباته الذكورة فلايثبت إلا بشاهدين ذكرين كالطلاق،فلايقبل فيه شهادةالنساءلامنفردات ولامنضمات.384
در این مسئله بین فقهاء هیچ اختلافی وجود ندارد و دلیل این مسئله روایات فراوانی است که در این زمینه آمده است از جمله روایات ذیل:
الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ شَهَادَةِالنِّسَاءِفِي النِّكَاحِ فَقَال تَجُوزُإِذَاكَانَ مَعَهُنَّ رَجُلٌ وَكَانَ عَلِيٌّ ع يَقُول لَاأُجِيزُهَافِي الطَّلَاق‏.385

روایت دیگر روایت زراره از امام باقر(ع) است که:
قَالَ سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍع عَنْ شَهَادَةِالنِّسَاء تَجُوزُفِي النِّكَاح قَالَ نَعَمْ وَلَاتَجُوزُفِي الطَّلَاق‏.386
اما در برخی موارد دیگر از حقوق الناس شهادت زنها پذیرفته شده چنانکه این مطلب در کلام فقهاء به صراحت آمده است به عنوان مثال در تحریر الوسیله نیز به آن پرداخته است.387
قسم دوم از حقوق الناس همان طور که امام راحل( مواردی را بیان فرموده است هر چیز که مال باشد یا مقصود از آن مال باش…
علاوه بر شهادت دو مرد عادل با شهادت یک مرد و دو زن و یا شهادت یک شاهد مرد و قَسَم مدعی و یا با شهادت دو زن و قسم مدعی قابل اثبات است و اینگونه شهادت در مال یا مواردی که مقصود مال باشد پذیرفته است.
قسم سوم از حقوق الناس مواردی است که شهادت زنها به تنهایی نیز پذیرفته است زیرا در اینگونه موارد اطلاع مردها بر آن غالبا مشکل است برخی از فقهاء گفتهاند:
من حقوق الآدمي مايثبت بالرجال والنساءمنفردات ومنضمات‏،وضابطه كلمايعسراطلاع الرجال عليه غالباكالولادةوالعذرةوالحيض وعيوب النساءالباطنة….388
بنابر این در برخی موارد مانند ولادت ، بکارت، حیض، عیوب باطنی زنان شهادت زنها قابل قبول است.
مواردی که فقط شهادت مردها پذیرفته است :
علماء در موارد حدود علاوه بر زنا اتفاق دارند که فقط به وسیله شهادت مردها ثابت میگردد.389

دلیل عدم پذیرش شهادت زنان در حدود روایتی است از امیر المومنان(ع) است که فرمودند:
لَاتَجُوزُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ فِي الْحُدُودِ و لَا فِي الْقَوَدِ.390 شهادت زنان در حدود و قصاص جائز نیست.
در لواط و مساحقه و در برخی موارد در زنا شهادت چهار مرد لازم است وعلماء در این باره اجماع دارند. ولی در زنا با شهادت سه مرد و دو زن مجازات رجم و جلد قابل اثبات است و با شهادت دو مرد و چهار زن نیز مجازات شلاق اثبات میگردد391.

مواردی که شهادت مردها و زنها با هم پذیرفته میشود:
الف) شهادت سه مرد و دو زن:
رجم و سنگسار با شهادت سه مرد و دو زن به اثبات میرسد.392 این نظر مورد اتفاق علمای امامیه است.
ب ) شهادت دو مرد و چهار زن:
تعداد زیادی از علماء همچون شیخ طوسی در نهایه393 و علامه در قواعد394 معتقدند که حد تازیانه در زنا با شهادت دو مرد و چهار زن ثابت میشود.
ج ) شهادت یک مرد و دو زن:
اکثر علماء بر این معتقدند که با شهادت یک مرد و دو زن دعاوی مربوط به اموال و دیون ثابت میگردد.395

و بعضی396 معتقدند شهادت مذکور قتل را نیز ثابت میکند اما محقق حلی397 و قاضی بن براج398 تصریح مینمایند که در قتل یا جراحات، با شهادت یک مرد و دو زن فقط دیه اثبات میشود.
اهمیت و مشروعیت شهادت:
فقهاء با استناد به آیات و روایات مشروعیت شهادت را ثابت نموده و آن را واجب کفایی دانستهاند. در کتب فقهی برای شهادت دو مرحله ذکر شده است.
١.مرحله تحمل شهادت. ۲.مرحله ادای شهادت.
تحمل و ادای شهادت نزد فقهای شیعه:
شهید اول میفرماید نزد بزرگان اصحاب تحمل شهادت در صورت دعوت به آن واجب کفایی است به دلیل کلام خداوند که فرمود : وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا 399.
و شهود نباید به هنگامی که آنها را برای شهادت دعوت میکنند خوداری نمایند.

امام صادق(ع) آیه شریفه را بر تحمل شهادت تفسیر نموده.400
و در حدیث دیگر میفرماید:
لا يَنبَغِي لِأَحَدٍ إذا ما دُعِيَ للشهادَةِ شَهِدَ علَيها أن يَقولَ : لا أشهَدُ لَكُم ..401
برای احدی سزاوار نیست اگر برای شهادت دعوت شود بگوید من شاهد شما نمیشوم.
در صورت ترس از توجه ضرر به شاهد، یا مسلمانی دیگر، وجوب ادای شهادت از او ساقط میشود.402
شهادت در قرآن:
در قرآن کریم در چهار مورد از شهادت سخن به میان آمده که در یک مورد آن شخصا از شهادت زن و میزان ارزش آن صحبت شده است این چهار مورد عبارتند از:
١-وصیت:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِکُمْ ‏…403
ای مومنان هنگام فرا رسیدن مرگ اگر خواستید وصیت کنید دو شاهد عادل از خودتان یا اگر در سفر بودید دو نفر از غیر خودتان بر وصیت شاهد باشند.
۲-طلاق:
فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ أَقيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ404‏
در مورد طلاق وقتی عدة زنان فرارسید یا آنها را بخوبی نگهدارید یا بخوبی از آنان جدا شوید و دو شاهد عادل از خودتان بگیرید که برای خدا شهادت بدهند.
۳-زنا:
وَ اللاَّتي‏ يَأْتينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُم…405
در مورد زنانی که مرتکب فحشا میشوند از چهار نفر استشهاد کنید.
در قرآن کریم در دو مورد از لزوم وجود چهار شاهد برای اثبات زنا و اجرای مجازات حد صحبت شده است یک مورد همان که ذکر کردیم سورة نساء آیة ١۵ و مورد دوم سورة نور آیة ۴ در آنجا هم برای اثبات زنا شهادت چهار شاهد لازم است.
۴-دَین:
مورد چهارمی که در قرآن از حکم شهادت بحث شده شهادت بر دین است.
وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ يَکُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ ‏406
دو شاهد از بین مردانتان به شهادت بگیرید اگر دو مرد نبودند یک مرد و دو زن از کسانی را که قبول دارید شاهد بگیرید که اگر یکی از آنها فراموش کرد دیگری او را یاد آوری نماید.
الف﴾ مصادیق متفاوت شهادت زنان:
١-شهادت زنان در دین و وامور مالی:
یکی از موضوعاتی که فقهاء در آن به پذیرش شهادت زنان فتوا دادهاند دین است. هرچند آیة 282 سورة بقره مربوط به دین به معنای خاص آن، یعنی قرض است.407
ولکن در کلمات فقهاء دین به معنای عام آن مورد بحث قرار گرفته است. صاحب مستند الشیعه دین به معنای عام را این گونه معنا کرده است. مراد از دین از نظر لغت و عرف هر مالی است که بر ذمه باشد و یا هر سببی که ذمه به وسیلة آن مشغول شده باشد408 این همان معنای دین به معنای عام است.
آیة شهادت: … يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَ لْيَکْتُبْ بَيْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا يَأْبَ کاتِبٌ أَنْ يَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَکْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِنْ کانَ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفيهاً أَوْ ضَعيفاً أَوْ لا يَسْتَطيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ يَکُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغيراً أَوْ کَبيراً إِلى‏ أَجَلِهِ ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَرْتابُوا إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُديرُونَها بَيْنَکُمْ فَلَيْسَ عَلَيْکُمْ جُناحٌ أَلاَّ تَکْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ وَ لا يُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهيدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ.409
ای کسانی که ایمان آوردهاید: هنگامی که بدهی مدت داری ﴿بخاطر وام ، یا داد و ستد﴾به یک دیگر پیدا کنید، آن را بنویسید و باید نویسندگی دارد، نباید از نوشتن – همان طور که خداوند به او تعلیم داده- خود داری کند، پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده او است، باید املا کند ، و از خدا که پروردگار او است بپرهیزد، و چیزی را فروگذار نکند، و اگر کسی که حق بر ذمه او است، سفیه یا ( از نظر عقل) ضعیف و (مجنون)است ، یا ( بخاطرلال بودن توانائی بر املا کردن ندارد، باید ولی او با رعایت عدالت، املا کند و دو نفر از مردان خود را ( بر این حق) شاهد بگیرید و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید(و این دو زن باید باهم شاهد قرار گیرند) تا اگر یکی از آن دو انحرافی یافت یا فراموش کرد دیگری به او یاد آوری کند.410
آیه در یک نگاه:
این آیه که طولانی ترین آیة قرآن کریم است، احکامی را پیرامون مقررات معاملات و تجارت ذکر کرده است. در این آیة هیجده دستور از این سلسله مقررات بیان شده است. مانند ضرورت مکتوب ساختن دین و هر گونه معامله و داد وستد و رعایت شرائط کوچک و بزرگ و مانند آن علاوه بر نوشتن، طرفین باید در قرارداد خود، دو شاهد بگیرند، آن دو شاهد ، باید از مردانی مسلمان باشد ولی اگر دو مرد ممکن نبود یک مرد و دو زن نیز میتوانند شاهد باشند و شهادت آنها مقبول است.
سپس در مقام تعلیل این تفاوت، بین زن و مرد در شهادت، فرمود: اگر یکی از آن انحرافی یافت و یا فراموش کرد، دیگری آن را به یاد آورد.
نکتهها:
١-شهادت دو زن به جای یک مرد:
در این آیة قرآن به صراحت آمده است که اگر برای گواهی، دو مرد حضور نداشتند یک مرد و دو زن گواهی دهند فَإِنْ لَمْ يَکُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ … در واقع شهادت دو زن را برابر یک مرد دانسته است.
۲-تفاوت زن و مرد در شهادت، ریشه در ساختار روانی و عاطفی زن دارد.
قرآن کریم در سبب این تفاوت فرمود أ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ اگر یکی از آن دو فراموش کرد یا انحرافی برای او پیش آمد، دیگری او را یاد آوری کند. معنای تضل هر چه باشد ریشه در ساختار روحی و عاطفی او دارد.
در واقع این تفاوت حقوقی به تفاوت طبیعی بر میگردد و ربطی به ارزشهای معنوی هیچ یک از این دو صفت ندارد.411
۳-ظاهر این آیة شریفه
چنان که برخی از مفسران چون قرطبی در جامع الاحکام القرآن412 و برخی از فقیهان چون راوندی413و گلپایگانی414 اشاره کردهاند این است که شهادت دو زن و یک مرد در صورتی مورد قبول واقع میشود که دو مرد عادل وجود نداشته باشد که در صورت وجود دو مرد، شهادت این دو زن مورد قبول نیست و در حالت عادی نیز شهادت دو زن و یک مرد تاثیری ندارد و قبول نمیشود. همه فقیهان چنین استنباطی را از آیه نداشته و بر این باورند که شهادت دو زن و یک مرد را در عرض شهادت دو مرد قرار میدهند، به این معنا که شخص مدعی میتواند دو مرد عادل

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد حقوق زنان، حقوق و تکالیف، امام صادق Next Entries منبع مقاله درمورد امور مالی، حق و تکلیف، شهید مطهری، جامعه اسلامی