منبع مقاله درمورد عوامل خطر، گروه همسالان، ارتکاب جرم، رفتار پرخطر

دانلود پایان نامه ارشد

از جمله هنجارهاي محيط آموزشي و مشارکت در فعاليت فوق برنامه مي باشد.

شکل 6-3- عوامل خطر و محافظت کننده در سطح مدرسه

عوامل مرتبط با گروه همسالان

در بين نوجوانان و جوانان، تأثير گروه همسالان اغلب مهمتر از تأثير خانواده مي باشد. عوامل مرتبط با گروه همسالان هم مي تواند خطرآفرين و هم محافظت کننده باشد. در پژوهش هاي مختلفي (هاوکينز و همکاران، 2000؛ بيلچيک، 1999؛ کينان و همکاران481، 1995؛ موفيت، 1993) به عوامل خطر مرتبط با گروه همسالان پرداخته شده است. اين عوامل عبارتند از: روابط با همسالان بزهکار، افراد منزوي از نظر اجتماعي، افراد داراي مشارکت کم در فعاليت هاي اجتماعي سنتي، داشتن خواهر/برادر بزهکار، عضويت در دار و دسته هاي بزهکار.
در رابطه با عوامل محافظت کنندهي مرتبط با همسالان، عوامل مورد توافق پژوهشگران کمتر است و پژوهش هاي کمي به عوامل محافظت کننده اشاره کرده اند(هاوکينز و همکاران، 2000؛ جسور و همکاران، 1995). عواملي مانند ارتباط با همسالان مثبت و اجتماعي، ارتباط با همسالاني که رفتارهاي بزهکارانه را طرد مي کنند، دارا بودن مهارت جرأت ورزي احتمال ارتکاب رفتارهاي بزهکارانه توسط فرد را کاهش مي دهند. اگرچه در بسياري از پژوهش ها، رابطهي شفافي بين ارتباط با همسالان و کاهش رفتار ضداجتماعي مشاهده نشده است.
ارتباط با همسالان بزهکار همانند بسياري از پژوهش هاي ديگر در اين پژوهش هم به عنوان يکي از علل تبيين کنندهي رفتار پرخطر تأييد گرديد، اما دارا بودن مهارت جرأت ورزي به عنوان قابليتي که مي تواند پاسخ قاطع و منفي به درخواست هاي نادرست همسالان بزهکار بدهد، يکي از عوامل محافظت کنندهي مهم در سطح همسالان است و نتيجهي به دست آمده نيز مؤيد اين نکته بوده است.

شکل 6-4- عوامل خطر و محافظت کننده در سطح گروه همسالان

عوامل مرتبط با محيط اجتماعي

تأثير محيط مقولهي گسترده اي از عوامل خطر است که شامل ترتيبات زندگي و متغيرهاي فرهنگي، اجتماعي و محله اي مي باشد. در سال هاي اخير، پژوهشگران بر اثرات عوامل محيطي در به وجود آمدن يا تسهيل رفتار بزهکارانه و پرخطر در بين جوانان تأکيد کرده اند(دي ماتئو و مارک زيک، 2005: 30).
عوامل خطر مرتبط با محيط اجتماعي از نظر پژوهشگران(جانکه و همکاران، 2011؛ هاوکينز و همکاران، 2000؛ فلانري و ويليامز482، 1999؛ کاشاني و همکاران، 1999؛ لوبر و همکاران، 1998؛ داوسون و ريتر483، 1998) شامل پايگاه اقتصادي – اجتماعي پايين، زندگي در محلهي فقير، زندگي در محلهي جرم خيز، درآمد کم، خانهي کوچک، عدم اشتغال پدر، تحصيلات پايين مادر، مشاهدهي خشونت(چه از طريق رسانه ها و چه در خانه) ميباشد. حضور اين عوامل مي تواند در وقوع رفتارهاي بزهکارانه و پرخطر توسط جوانان بسيار مؤثر باشد.
عوامل محافظت کنندهي مرتبط با محيط اجتماعي نيز مورد توجه پژوهشگران(بوستاني، 1391؛ جانکه و همکاران، 2011؛ دي ماتئو و مارک زيک، 2005؛ سامپسون و همکاران484، 1997) قرار گرفته است، اگرچه در اين زمينه با کمبود پژوهش ها مواجه هستيم. عواملي مانند مشارکت افراد در فعاليت هاي سازمان يافته، احساس همبستگي اجتماعي(در نتيجه وجود زيرساخت هاي اجتماعي قوي)، حمايت هاي اجتماعي دريافتي فرد از طرف گروه ها و شبکه هاي اجتماعي(سرمايه اجتماعي) و باورهاي مذهبي داراي نقش بازدارندگي در ارتباط با رفتارهاي بزهکارانه و پرخطر جوانان مي باشند.
با توجه به رويکرد جامعه شناختي اين پژوهش، نتايج به دست آمده تا اندازهي زيادي عوامل خطر مرتبط با محيط اجتماعي را تأييد مي کند، براي نمونه افراد داراي مسکن شخصي و متعلق به طبقهي بالا از رفتارهاي پرخطر کمتري برخوردار بوده اند، بنابراين وضعيت اقتصادي و اجتماعي پايين و فقر از عوامل خطر مي باشند که در اين پژوهش هم تأييد شده اند. عوامل محافظت کنندهي اجتماعي مانند مشارکت در فعاليت هاي مختلف، شبکهي حمايتي قوي از طرف خانواده و دارا بودن باورهاي مذهبي همانگونه که در پژوهش حاضر به دست آمد، ارتباط معنادار و معکوسي با رفتارهاي پرخطر داشته اند. بنابراين، مي توان گفت، هرچه عوامل محافظت کنندهي محيط اجتماعي بيشتر مورد توجه قرار بگيرند، نقش مهمي در جلوگيري از وقوع رفتارهاي پرخطر ايفا ميکنند.
با توجه به مطالب ذکر شده، عوامل خطر و محافظت کننده مختلفي در حوزه هاي فردي – اجتماعي گوناگون وجود دارد. تعامل بين اين عوامل خطر و محافظت کنندهي فردي، خانوادگي، مدرسه اي، همسالان و محيطي سطح کلي خطرپذيري جوانان را مشخص مي سازد. بنابراين، ترکيب منحصر به فرد و مجزايي از عوامل خطر و محافظت کننده که بتواند رفتارهاي پرخطر را پيش بيني يا پيشگيري نمايد، وجود ندارد. بلکه ترکيبي از اين عوامل در سطوح مختلف به عنوان عوامل خطر شناخته مي شوند. به همين ترتيب، عوامل محافظت کننده و حمايتي هم در سطوح مختلف قرار دارند و براي کاهش رفتارهاي پرخطر، نياز به توجه به عوامل حمايتي در سطوح مختلف است. اين عوامل خطر و محافظت کننده، به عنوان مبنايي براي استراتژي هاي مداخله اي در نظر گرفته مي شوند تا بتوانند رفتارهاي پرخطر جوانان را کاهش داده يا از وقوع آنها جلوگيري نمايند(دي ماتئو و مارک زيک، 2005: 3).

شکل 6-5- عوامل خطر و محافظت کننده در سطح محيط اجتماعي

پيشگيري از وقوع رفتارهاي پرخطر

پيشگيري485 از وقوع رفتار پرخاشگرانه، پرخطر و ديگر اشکال رفتار ضد اجتماعي به زمينه يا حوزهي بسيار مهمي از تحقيق و سياستگذاري در بسياري کشورها تبديل شده است. براي اين مسأله چند دليل وجود دارد: نخست، اختلالات رفتاري در ميان بيشتر مسائل عاطفي و رفتاري افراد جوان مشاهده مي شود. خشونت زياد و آمارهاي هشدار دهندهي جرم و جنايت به شکل خاص جوامع را نسبت به اين مسأله حساس نموده است. دوم، در حالي که بيشتر جوانان فقط اشکال محدود و کمتر جدي از رفتار ضد اجتماعي را از خود نشان مي دهند، رفتار مشکلزاي شروع کنندگان اوليه اغلب به طور خاص ثابت و پايدار است. تقريباً نيمي از اين گروه در برابر پيشگيري مقاومت خواهند نمود و مسير جدي رفتار ضد اجتماعي را ادامه مي دهند. اين افراد کجرفتار اوليه و پايدار علت رنج و مشقت زيادي براي والدين شان، معلمان، همسالان و به طور کلي، براي خودشان هستند. آنها مشکلاتي مانند کمبود شايستگي هاي اجتماعي، وابستگي و تعلق به گروه همسالان منحرف، شکست تحصيلي يا مهارت کاري پايين و بيکاري را روي هم انباشته مي کنند. سوم، بسياري از اين افراد جوان تبديل به متخلفان حرفه اي شده که مسؤول بيش از نيمي از جرايم کلاسيک رخ داده هستند و تغيير رفتارشان بسيار مشکل است(لوزل و بيلمن486، 2006: 33).
متخصصان به چند دليل پيشگيري را برتر از درمان مي دانند. نخست اينکه، بيشتر بررسيها نشان ميدهند که ميزان اثربخشي و کارايي روش هاي درماني(اعتياد) چندان اميدوار کننده نيست و اغلب با بازگشت هاي مکرر همراه است. دوم، برنامه هاي پيشگيري در مقايسه با درمان از نظر هزينه کاملاً به صرفه تر هستند. هر دلار هزينه براي پيشگيري برابر با پنج دلار صرفه جويي در درمان است. سوم، برنامه هاي پيشگيري احتمال آسيبهاي وخيم دوره ي بزرگسالي را به شدت کاهش مي دهند(جلالي و همکاران، 1390: 256؛ بلالوک487، 2010). در ادامه، به انواع پيشگيري ها پرداخته مي شود.

پيشگيري اوليه

پيشگيري اوليه488 که فراگيرترين و گسترده ترين نوع پيشگيري است، به جلوگيري از شروع هر نوع رفتار پرخطر براي نمونه مصرف مواد غيرقانوني به صورت آزمايشي يا تفريحي در بين جمعيت هاي عمومي مانند دانش آموزان، کارمندان و يا ساير قشرها مي پردازد(گلدستون489، 1987؛ به نقل از جلالي و همکاران، 1390: 257). برنامه هاي متأثر از اين نوع پيشگيري، بين گروه هاي مختلف تفکيک قايل نشده، عمومي و همگاني مي باشد و هدف اصلي آن جلوگيري از شکل گيري و ايجاد مسأله و مشکل است(جندلي490، 1393: 58).

پيشگيري عمومي

پيشگيري عمومي491 در ارتباط با کل جامعه بوده و مسايل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را در بر ميگيرد. بخشي از اقدامات مربوط به پيشگيري عمومي را مي توان شامل موارد زير دانست:
– ايجاد يک فرهنگ مناسب و مستقل و غيروابسته
– اجراي يک سياست درست اقتصادي در جهت ريشه کني فقر و تأمين مالي تمام اقشار فقير و تهيدست که رقم بسيار بالايي را در ميان کل بزهکاران تشکيل مي دهند.
– جلوگيري از مهاجرت روستاييان به شهرها
– تأمين امکانات رفاهي و بهداشتي
– تأمين بيمه هاي بهداشتي براي مردم کم درآمد
– توسعهي سوادآموزي و آموزش در کل کشور
– تهيهي مسکن ارزان
– ايجاد اشتغال و کم کردن بيکاري(نجفي توانا، 1384: 53).
علل و پيامدهاي اختلال در مسايل اجتماعي و اقتصادي، نقش بسيار مؤثري در ايجاد فقر، بيکاري، طلاق، شهرنشيني و … ايفا نموده و اين عوامل نيز متقابلاً موجب بروز جرايم متعددي شده است. بنابراين با تضعيف عوامل بسترساز بزهکاري در اجتماع مي توان از آلودگي افراد جلوگيري و ارتکاب جرم و بزهکاري را کاهش داد.

پيشگيري اختصاصي يا خاص

اين پيشگيري مبتني بر انجام اقداماتي است که قبل يا بعد از ارتکاب بزهکاري و جرم صورت گرفته و هدف آن مبارزه با انگيزه ها و علل بزهکاري، بازپروري مجرم و از بين بردن عوامل و انگيزه هاي آن است. اين نوع پيشگيري مي تواند شامل مبارزه با اعتياد و الکليسم، جمع آوري کودکان بي سرپرست و اسکان آنها در مؤسسات تربيتي و کارآموزي، خارج کردن فرزندان از خانواده هايي که والدين آن ها به دليل فساد اخلاقي يا عدم توانايي قادر به تربيت صحيح فرزندان خود نيستند و نگهداري آن ها در مراکز فوق الذکر، مراقبت از افرادي که در حالت قبل از ارتکاب جرم قرار دارند و اصطلاحاً در حالت خطرناک به سر مي برند و نگهداري آن ها در مراکزي که امکانات بازسازي و سازگار نمودن افراد را با سازوکارهاي زمينه هاي آموزشي، تربيتي و حرفه اي، روانشناسي، روان پزشکي و مددکاري دارد(نجفي توانا، 1384: 54-55).

پيشگيري وضعي

اين نوع پيشگيري که به صورت علمي در دههي 1980 در کشور انگلستان مطرح شد، با توجه به شرايط بزهکار، نوع جرايم، اهداف و موضوعات جرم و خصوصيات بزه ديده، اقداماتي را به اجرا مي گذارد که فرآيند آنها از بين رفتن و يا تضعيف موقعيت ها و فرصت هاي ارتکاب جرم خواهد شد(نجفي توانا، 1384: 55).
انديشه هاي جفري492 و جاکوبز493 در شکل گيري و توسعهي نظريهي پيشگيري وضعي494 از جرم حائز اهميت است. در گفتمان اين نظريه، تأکيد زيادي بر ارتقاي کيفيت نظارت طبيعي در کنار نظارت رسمي و سازماني و ترکيب آنها مي شود(صفاري و کوناني، 1392: 145). جاکوبز در کتابش تحت عنوان مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريکا بيان داشت شهرهاي جديد به گونه هاي طراحي نشده اند که مردم قادر به ديدن خيابان هاي عمومي و مکان هاي اطراف منزل خود باشند و همين امر باعث شده که امکان کنترل اجتماعي و غيررسمي براي پيشگيري از جرم از مردم سلب شود. وي معتقد بود که جرم و محيط، نظام پذير، قابل مشاهده و کنترل مي باشند و لذا مراقبت هاي معمولي ساکنين شهر مانع مهم بروز جرايم تلقي مي شود(رحمت، 1388: 108). منظور از نظارت رسمي و سازماني نيز بهره گيري از امکانات و نيروهايي چون نگهبان، نيروي پليس و تجهيزات فني و الکترونيکي و … در حفاظت و مراقبت از نهادها، سازهها و تأسيسات نظام اجتماعي است(صفاري و کوناني، 1392: 145).
در پيشگيري وضعي راهبردهايي مانند تعيين قلمروي مالکيت، مراقبت هاي معمولي، فعاليت حمايتي و کنترل ورودي ها باعث کاهش جرم مي شود(رحمت، 1388: 109-110). از بين بردن اماکن و محلاتي که محل گردهم آيي و تجمع ولگردان، فاحشه ها، توزيع کنندگان مواد مخدر، اشرار و سابقه داران است، استقرار نيروهاي پيشگيري و انتظامي در اطراف پارکها، مدارس، ميادين، ايجاد گشت هاي محله، تعبيهي دوربين هاي مدار بسته نيز از ديگر سازوکارهاي پيشگيري وضعي مي تواند باشد(نجفي توانا، 1384: 55-56).

پيشگيري اجتماعي

اعتقاد عمومي بر اين است که تشديد

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد عوامل خطر، مواد مخدر، ارتکاب جرم Next Entries پایان نامه با کلید واژگان روزنامه نگاران، حقوق شهروندی، روزنامه نگاری، نامه نگاری