منبع مقاله درمورد عرفان و تصوف

دانلود پایان نامه ارشد

خواهد شد.”303
17-3. بازخواني خواب پادشاه از سوي يوسف(عليه السلام) درباره‌ي آينده‌ي مصر
يوسف(عليه السلام) خوابي را تعبير كرد كه سرنوشت تيرهي مصر باستان و سرزمين فرعون‌ها را به تدبيري متمدنانه بدل نمود: “سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِسات…: هفت گاو فربهى كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏خورند و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه‏] ديگر خشك‏…”، “گفت: هفت سال پياپى كشت كنيد، آن گاه هر چه بدرويد، آن را با خوشه‏اش بگذاريد، مگر اندكى از آنچه مى‏خوريد”، “آن گاه پس از آن، هفت [سال‏] سخت [و قحطى‏] پيش مى‏آيد [كه مردم‏] آنچه را كه از پيش براى آن [سال‏] ها ذخيره كرده بوديد، مى‏خورند مگر اندكى از آنچه كه [براى كشت دوباره‏] انبار مى‏كنيد”، “آن گاه، پس از آن [هفت سال‏] سالى مى‏آيد كه مردم باران مى‏بينند و در آن [سال افشردنيها] را بفشرند‏”….304
18. جوشيدن شگفت‌انگيز آب از زمين
بهجز چشمههاي سرازير از كوه و طبيعي، راه رسيدن به آب از زمين، كندن مقداري از آن است كه البته در مناطق آب و هوايي و جنس خاك مختلفة عمق حفر چاه متغير است اما اينكه به يكباره بياندك زحمتي چشمهاي پديد آيد و آبي فوران كند امري است بس شگفت و از هر كسي ساخته نيست.
18-1.حيرت‌آوري در رهايي پيامبري شكيبا، حضرت ايوب(عليه السلام)
حضرت ايوب(عليه السلام)، آن پيامبر و وليّ خدا، همين كه دردهاي جسمي‌اش به رنجش انداخته بود به پيشگاه حق برد و اجابت شد و پا به زمين كوبيد چشمهاي نمايان گشت كه هم، آب گرمش مهياي غسل بود و هم آماده سرد نوشيدن، و هم دواي دردهايش. چرا كه ما “[فرمان داديم:] ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَراب‏: پايت را به زمين بزن. [به ناگاه‏] آن [چشمه‏اى شد] مهيّاى غسل، خنك و آشاميدنى.”305
18-2. فواره كردن آب از تنور
نخست امر شگفتي كه در روند ساخت كشتي حضرت نوح(عليه السلام) رخ داد آنگاه بود كه كشتي آماده شد ناگاه از تنور، آب فوران كرد: “وَ فارَ التَّنُّور: و [آب از] تنور فوران كرد”306 و سياق سخن، گواه بر اين است كه اي پيامآور بزرگ من، اين كار شگفتانگيز، نشانه عذاب الهي بر روي‌گردانان از دين خداست. كه از تو و ساليان دراز هدايتگري‌ات طرْفي نبستند، به کژ راهه رفته و راه شماري را نيز بستند.
18-3. جوشش آب از صخره اي خشك با وارد كردن و زدن عصا بر آن
يكي از نشانه هاي شگفت آور موسي(عليه السلام) براي بهانه جويان بني اسرائيلي اين بود كه به عصاي خود به سنگي زد و يك باره از دوازده گوشه آن سنگ چشمه وار آب جوشيد. تا آنان بنوشند و به گفته هاي او باور بياورند: “اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْنا”.307
19. انجام كاري زمان‌بر، در اندك زمان
در بيشتر نوشتههاي عرفان و تصوف كه براي شدني نشان دادن انجام كرامات از سوي وحي و
قرآن، گواه آورده مي‌شود همين مورد شگفتآفريني آصف بن برخيا در انجام كاري زمان‌بر، در
اندك زمان را مي‌آورند. يعني خارق عادتي كه يكي از دستياران بزرگ سليمان پيامبر(عليه السلام)
يا وزير ايشان رو نمود. او با اعلان و اعلام خود، ماه‌ها كار را در کم‌تر از چشم بههمزدني انجام داد:
“أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُك‏”. البته كس ديگري اين بار از جنّيان نيز در آن مجلس
بودند كه مي‌گفت ميتوانم همين كار را در کم‌تر از بلند شدن آدمي از جايش به پايان رساند.308 اين
دو به دنبال پرسش سليمان(عليه السلام) به بزرگان حكومتش از آوردن تخت پادشاه سبأ به پيشگاه ايشان بود.309
نكتهي قابل يادكرد اين است كه قرآن كريم، آنچه مايه و زيربناي آن شد كه آن بزرگوار (آصف)، توانِ انجام اين كار شگفت را داشته باشد و اعلان قدرت كند را “عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ”310 بخشي از علم كتاب الهي مي‌داند. “كسى كه به نزدش علمى از كتاب [الهى‏] داشت، گفت: من پيش از [يك‏] چشم به هم زدنت آن را نزد تو مى‏آورم. و چون آن را در نزد خود مستقر يافت….”311
گفت آصف من به اسم اعظمش
گر چه عفريت اوستاد سحر بود
حاضر آمد تخت بلقيس آن زمان

حاضر آرم پيش تو در يك دمش
ليك آن از نفخ آصف رو نمود
ليك ز آصف نز فن عفريتيان‏312

20. آگاهي از غيب
اطلاع از امري است كه هماره مورد رغبت و نيز شگفتي همهي انسانها بوده است از اين رو شايد بسياري از افراد، اين ويژگي را نشانهي بزرگي شخص ميپندارند.
20-1. پيش‌بيني پيامبران الهي از رخ‌دادهاي آينده
پيامآوران خداوند بر مردم، از بس كه مورد انكار منكران، و عناد دشمنان قرار ميگرفتند هماره به‌گونهاي مجبور بودند آنان را از پيشآمدهاي بلاگونهي دنيوي آگاه كنند تا مگر به ايمانگروي بي ايمانانياري كند از اين رو در قرآن كريم اين مسأله به فراواني ديده ميشود و به راحتي ميتوان گفت نگاشتهاي جداگانه فراميخواند. اما به همين اشاره، بسنده ميكنيم و به نمونههايي از ديگر انسانها در كتاب الهي ميپردازيم.
20-2. الهام خداوندي به مادر حضرت موسي(عليه السلام)
مادر حضرت موسي(عليه السلام) يك بانوي با ايمان معمولي بود و بهسان همه مادران نوزاد خود را از جان خويش شيرينتر ميداند و جدايي از او برايش طاقت فرسا است و چيزي جز يك امر خارق عادت و فوق بشري نميتواند او را وادار كند تا پارهي تن خويش را رها كند و به بالاتر از آن، به درياي پهناور و بيمناك بيفكند. از اين رو خداوند متعال ميفرمايد: ” وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏: و به مادر موسى الهام كرديم كه به او شير بده. پس چون بر او بيمناك شدى، او را به دريا بينداز و مترس و اندوه مخور، به يقين ما او را به نزد تو باز خواهيم آورد و او را از رسالت يافتگان خواهيم گرداند.”313 قرآن كريم ميفرمايد: “و دل مادر موسى [از اميد و صبر] تهى شد. به يقين نزديك بود كه آن [حكايت‏] را- اگر دلش را استوار نمى‏ساختيم تا از باور دارندگان باشد- آشكار سازد.”314 و شگفتي اين كار را هم ميتوان از گفتار خداوند در قرآن دريافت كه مي فرمايد با الهام به مادرت نعمت بزرگي را در حق تو انجام دادهايم، آنگاه كه فرمود: “و بار ديگر [هم‏] به تو انعام كرده‏ايم.”315 اما اين وحيگونه، مايهي آن شد كه وي دل به دلآفرين بسپارد و موسي(عليه السلام) را به دريا.
شايد بتوان همسر حضرت ابراهيم(عليه السلام) كه مادر حضرت اسماعيل(عليه السلام) بود و نيز همسر حضرت زكريا(عليه السلام) كه مادر حضرت يحيي(عليه السلام) بود اما هر دو انسانهايي معمولي بودند كه در پيري به و نازايي به شگفت داراي فرزند شدند را نيز در شمار بانواني قرار دارد كه با نداشتن ولايت يا نبوت و وحي و ديگر امور باز هم مجراي انجام كارهاي شگفت شدند. در جريان فرزنددار شدن
حضرت ابراهيم(عليه السلام) در پيري و نيز حضرت زكريا(عليه السلام) در كهنسالي، از اين دو داستان سخن رفت.
20-3. حضرت خضر(عليه السلام)، كارهاي عجيبش و آگاهي دادن از غيب
دانستن نهاني‌ها امري است كه از ستون‌هاي اصلي سلوك به شمار مي‌آيد چرا كه در اين مسير استادي مي‌بايد كه او از راه و رسم منزل‌ها را باخبر باشد و شاگرد را هر قدمي كه ميبرد پيشتر جاي پاي خويش بوده است. بزرگي گفته بود هر كجا رفتم جاي پاي حافظ را در آنجا ديدم.316 بايد سر در قدم او نهاد و دانستههاي تكليفي خود را به رخ او نكشي و به:
به مي سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد كه سالك بي خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها317
همرهي موسي(عليه السلام) با خضر(عليه السلام) يكي از سرلوحههاي دستورات سلوكي است كه عارفان و شاعران هماره بدان اشارت داشته‌اند و گامي بيخضر راه را، خطر گمراهي مي‌دانستند.
قطع اين مرحله بي همرهي خضر مكن ظلماتست بترس از خطر گمراهي318
قرآن كريم در اين داستان به بهترين روي سر سپردن به پير و استاد را به راهيان راه ولايت مي‌نمايد. آنگاه كه موسي(عليه السلام) در سه نوبت به خضر(عليه السلام) مي‌تازد و خضر(عليه السلام) بر نمي‌تابد و او را وامي نهد. اما لب مي‌گشايد و نهان آن كارهاي کرده‌اش را براي او عيان مي‌کند.319
نكتهاي كه مي‌تواند به عنوان بنمايهي دانش غيبيِ اين عبد و وليّ خدا بوده باشد رحمت ويژهي الهي و داشتن بخشي از اندكي از علم الهي است،320 همانكه در مورد آصف برخيا آن را مايه انجام كار شگفت وي در آوردن تخت بلقيس به نزد حضرت سليمان(عليه السلام) دانسته شد.321
21. برآورده شدن دعا
خوبان درگاه خدا هر آنچه از معبود خويش خواستند به مقام استجابت رسيد اما برخي داراي شگفتي بود. از نمونههاي اينگونهاي كه در قرآن كريم، آشكارا از آن سخن رفته است دعاي حضرت موسي(عليه السلام) است. قرآن مي فرمايد: “فَدَعَا رَبَّهُ”322 او بر قومش نفرين كرد و با فرورفتن در دريا به استجابت رسيد.323
وقتي لشكر موسي(عليه السلام) به كرانه دريا رسيد و چاره اي براي گريز از دست فرعونيان نداشت چوبدستي خويش را بر دريا زد، آب‌ها به گونه اي خارق عادت كنار رفت راهرويي براي آنان باز شد و بي خطر از آنچه هراس داشتند گذر كردند و به دنبال آنان سپاهيان دشمن در آب فرو رفتند.324 “وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْوًا…: دريا را آرميده رها كن. بى گمان آنان سپاهى هستند كه غرق خواهند شد.”325
موسيي فرعون را با رود نيل مي‌کشد با لشكر و جمع ثقيل326
21-1. استجابت دعاي حضرت لوط(عليه السلام) به‌گونه‌اي شگفت
دعاي حضرت لوط(عليه السلام)در نقمت دادن خداوند به كافران از قرارهاي خداوند متعال در حق بندگان برگزيدهي خويش است: ” ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرين،‏ وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرين‏: آن گاه ديگران را نابود ساختيم‏، و سخت بر آنان باران [بلا] بارانديم. باران هشدار يافتگان بد است‏”327:
برنكندي يك دعاي لوط را
گشت شهرستان چون فردوسشان

جمله شهرستانشان زا بي مراد
دجلهي آب سيه رَوْ بينشان328

21-2. برآورده شدن دعاي حضرت زكريا(عليه السلام)
استجابت دعا امري است كه هر كسي بدان دست نمييازد و ميوهي سال‌ها مجاهدت در سلوك به سوي خداست، آنگاه است كه هر زمان دستي به آسمان بگشايد تهي برنخواهد گشت. حضرت زكريا(عليه السلام) از اين دسته آدم‌هايي بود كه اين‌گونه شده بودند. او كه تا گاه پيري فرزندي نداشت و همسرش نيز نازا بود به يكباره به دعايي از سر يكدلهگي، داراي فرزندي شد كه بيپيشينه بود: “وَهَبْنا لَهُ يَحْيى: به او يحيى را بخشيديم‏”329
كار شگفت ديگري نيز كه براي زكريا(عليه السلام) پيش آمد اين بود كه در عين تندرستي سه روز نتوانست با كسي سخني بگويد و اين نشاني بود بر اينكه اي ولي ما مطمئن باش كه در پيري و نازايي همسرت پدر خواهي شد.330
22. زندگي در شكم ماهي
بيشترين زماني كه يك شناگر مي‌تواند در دريا و يا استخري بدون دستگاههاي تنفسي انسان ساخت به سر برد و جان سالم به در برد، شايد از انگشتان دو دست به در نخواهد رفت اما يكي از اولياي خدا سال‌ها در قعر دريا آن هم در شكم نهنگي زندگي كرد: “فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ: آن گاه ماهى او را فرو بلعيد” و قرآن مي‌فرمايد كه: اگر او لب به نيايش نمي‌کرد، تا روز واپسين او را در شكم آن ماهي بزرگ نگاه مي‌داشتم و آن روز او را بر مي‌انگيختم. ولي او ندا به ندامت داد و از دهان ماهي به ساحل آرامش پرتاب شد. به اعجاز، درختي براي سايه و نگهداري از او بر سرش سايه افكند و به يكباره گروهي بي سابقه يا كم پيشينهاي را به سوي خدا گراياند. او حضرت يونس(عليه السلام) از اولياي الهي و فرستادگان خداي سبحان بود.331 و هر آن کس كه به ولايت ايزد بار يابد هماره در سايه امنيت اوست ـ گاه به شگفت و گاه بي شگرف ـ گرچه تا روز قيامت به اعجاز در شكم حيواني كه شايد به درنگي پيكر آدمي را مي بلعد زيست كند.
يونست در بطن ماهي پخته شد
گر نبودى او مسيح بطن نون

مخلصش را نيست از تسبيح بد
حبس و زندانش بدى تا يبعثون‏332

23. نجات اولياي خدا از عذاب هاي همه‌گير
نجات پيامبر و وليّ خدا، حضرت لوط(عليه السلام) از عذاب همهگير از نمونههاي شگفتي است كه در قرآن كريم بازگو شده

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع حرارتي، تجزيه، واكنش Next Entries منابع مقاله درباره منابع طبیعی، تستوسترون، نقش تنظیمی