منبع مقاله درمورد شهید مطهری، نماز جمعه، عقد ازدواج، مصباح یزدی

دانلود پایان نامه ارشد

میافزاید : این سرپرستی را که خداوند برای مردان قرار داده است ، مخصوص جهت معیّنی مثل سرپرستی مرد بر همسر خویش نیست، بلکه مطلق است و مردان قوّام و سرپرست زنانند در مسائل اجتماعی و حفظ شئونات جامعه، همانند قضاوت و ادارة جنگ و مانند آن. خداوند متعال پذیرش این امور را تکلیف مردان قرار داده است.508
برخی دیگر اندیشمندان اسلامی و مفسرّان این آیه را در محدوده روبط زن و شوهر معنا کردهاند.
شهید مطهری ، ضمن اینکه قیمومت را به زندگی همسری محدود میکند و معتقد است سایر شئونات زن را شامل نمیشود، مطلب را این گونه بیان میکند: این که زن میتواند هر نوع دخل و تصرّفی در سرمایة خویش داشته باشد از استقلال اقتصادی بر خوردار است، در باب اعتقادهایش آزادی اراده و فکر دارد و اساسا شخصیتی مستقل میباشد، بیان گر این واقعیت است که قیمومت ، حدود شخصی دارد و از مرز زندگی زناشویی تجاوز نمیکند.
شهید مطهری رعایت مصالح خانوادگی را نیز حد و مرز سرپرستی میداند معنای حکومت خانوادگی، که مرد حکومت میکند، این نیست که تمام آزادیها را از زن سلب کند، حدود معینی دارد. حدودش چیست:
حدود آن به طور کلی این است : مصالح اجتماع و مصالح خانوادگی و اسلام به مصالح خانوادگی خیلی اهمیت داده است و مرد در حدود مسائل خانواده حق حکومت دارد.509
علامه محمد حسین فضل الله ضمن این که معتقد است سرپرستی مرد، نوعی برنامه ریزی و تنظیم زندگی زناشویی است که با توجه به مسئولیت مالی خانواده و بعضی از ویژگیهای ذاتی مرد، او را بر امور زن مسلط قرار داده است، فرموده است که مدیریت از دیدگاه ما، شامل همه چیز، نیست، بلکه تنها در دایره همسری است510 و نیز نگرش تعمیم حدود قیمومت را نقادی کرده میگوید: ممکن است کسانی قیمومیت مرد را شامل موارد دیگری از قبیل قضاوت و حکم نیز بدانند، امّا ما چینین مفهومی را، آن هم از آیهای که سیاقش مربوط به زندگی خانوادگی و زناشویی است، در نمییابیم. در آیات آغازین سورة نساء –به ویژه از آیه شش به بعد سخن و صریح کلام خداوند، مربوط به مسائل ارث، ازدواج و امور زناشویی است.511
یکی دیگر از اندیشوران در ردّ تعمیم آیه به موارد اجتماعی مینویسد: آیه شریفه اوّلا مربوط به نظام خانوادگی و زندگی زن و شوهر است، نه اجتماع و زمام داری، قضاوت و جنگ دفاعی. ثانیا قرآن برتری مرد و هزینه زندگی زن را علت قوّام بودن مرد بر زن دانسته است نه فقط برتری را.
پس اگر زن توامند و مرد تهی دست باشد زن قوّام و سرپرست شوهرش میباشد.512
در هر حال، به دلایل ذیل میتوان گفت که سرپرستی مرد، محدود به زندگی خانوادگی است:
١-شان نزول آیه در خصوص مسائل خانوادگی است.513
۲-سیاق آیه نیز در مورد مسائل خانوادگی و زناشویی است آیات قبلی حقوق مالی و خانوادگی زن را مطرح و رعایت احترام به این حقوق را توصیه کرده است. ذیل آیه نیز در مورد ویژگیهای همسران شایسته و درمان نشوز زنان، ناسازگار از سوی شوهران شان است.514
۳-هر دو علت قوّامیّت که در آیه آمده است بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم… باهم، اساس حکم بر قوام بودن است از این رو نمی توان علت نخست را مستقل دانست و آن را تعمیم داد، زیرا قبول عمومیت این علت که سبب تسلّط مرد بر همه زنان در تمامی موارد است، مستلزم تخصیص اکثر است و پذیرفتنی نیست.515
با توجه به موارد فوق، حق سرپرستی مرد بر زن، منحصر به زندگی زناشویی است و برتری مرد بر زن در این دائره ناشی از مسئولیتی است که در چارچوب محدودی معیّن شده و نمیتوان آن را به دیگر موارد سریان و تعمیم داد.
جمال محمد فقی رسول هم معتقد است سرپستی مرد بر زن تنها در مسائل مربوط به زندگی زناشویی است به دلائل زیر:
الف) مادام که اسلام حق مالکیت و تصرّف در ملک خود را بدون کسب اجازه از کسی به وی بخشیده است و او در شئون مسئولیت و جزا و ارزشهای انسانی مشترک، از مساوات با مرد برخوردار است، مرد در این گونه موارد چه حقی دارد که درکار او دخالت کند یا وصی او باشد. بلکه بهترین مردم آنهایند که سودشان برای مردم بیشتر باشد و گرامی ترین مردم نزد خداوند متقی ترین آنان است بدون فرق بین زن و مرد.
ب) مادام که فقهاء میگویند کارخانه بر زن واجب نیست و منتها خدمت به خودش بر وی واجب است و مادام که میگویند شیر دادن به کودکش نیز بر وی واجب نیست و می تواند برای آن مزد بگیرد و نفقه زن ثروتمند بر شوهر تنگ دست واجب است و از عهده وی ساقط نمی گردد تا جایی که میتواند به علت اعسار و عجز از نفقه، طلب فسخ نکاح بکند و جایز نیست که شوهر همسرش را از نماز جماعت و جمعه و حج و دیدار پدر و مادر و سایر محارم منع کند. لذا با توجه به تمام این امور مقیّد کردن سرپرستی مرد بر زن تنها به امور مربوط به زندگی زناشویی راحج تر و ظاهرتر به عدالت اسلام نزدیک تر است.516
این باره از محضر آیة الله محمد اسحاق فیاض سوال مطرح شد که آیا تسلّط مرد بر زن منحصر در زندگی خانوادگی و در داخل خانه است یا اینکه این تسلّط و چیرگی در زندگی اجتماعی در تمام ابعاد آن نیز کشیده میشود.
ایشان در جواب فرمودند تسلّط مرد بر زن منحصر در زندگی خانوادگی است و امّا در زندگی اجتماعی فرقی بین زن و مرد نیست.517
دکتر هبه رئوف قوامیت و ریاست را برای مرد تنها در سطح خانواده و چارچوب عقد ازدواج دانسته و آن را مسئولیتی تکلیف آفرین قلمداد میکند.518
آیة الله جواده آملی در تفسیر خود و هم چینین در سایر آثارش همچون ( زن در آیینه جلال و جمال) با ذکر جملاتی بر قوامیت مرد در خانواده تاکید مینماید، که از جمله آن ها عباراتی نظیر این کلمات است که میفرماید: آنچه عنصر محوری آیة الرجال قوامون علی النساء را تشکیل میدهد که خارج از بحث کنونی است جریان سنجش زن و شوهر نه مطلق زن و مرد است.519
الرجال قوامون علی النساء مربوط به زن در مقابل شوهر است نه زن در مقابل مرد.520
و همچنین آنجا که دیدگاه استاد خود علامه طباطبائی را مورد نقد قرار میدهد با بیان این عبارت که آیه برای بیان احکام مطلق مرد و زن نیست، بلکه با توجه به قرائن داخلی و خارجی، این آیه برای بیان احکام زن و شوهر است.521 بر این مسئله پا فشاری میکنند.
تعداد کمی از مفسراهل سنّت مانند، طبری522 با بیان اینکه حکم قوامیت مربوط به مردان بر زنانشان میباشد و همین طور مفسر قرن چهاردهم دروزه محمد عزت523 با بیانی قلمرو قوامیت در زندگی خانودگی، قوامیت مردان را منحصر در کل خانوده میدانند.

در بین فقهاء و سایر نویسندگان میتوان به بعضی از آنان اشاره کرد که با استناد به شان نزول آیه و سیاق آن و هم چنین قاعده عدم التزام قیمومیت مرد نسبت به زنان اجنبی به محدود کردن دایره قوامیت در حوزه خانواده میپردازد و مشروط به موارد خاص نکرده است.524
یکی دیگر از مفسرین محمد جواد مغنیه است که در دو تفسیر خود با عباراتی نظیر{والمراد بالرجال هنا خصوص الازواج، و بالنساء خصوص الزوجات525 … المراد بالرجال هنا خصوص الازواج لا کل الرجال و بالنساء خصوص الزوجات لا جمیع النساء526} بر محدود کردن حوزه قوامیت در خانواده تاکید دارد.
۴-تحلیل تفاوت زن ومرد در قوامیت در نظر علماء و اندیشمندان اسلامی:
١- مرحوم شیخ طوسی در تفسیر آیه شریفه الرجال قوامون علی النساء، علت ریاست و قوامیت مردان بر زنان را از آن جهت میداند که خداوند مردان را در عقل و رای بر زنان برتری داده است.527
مرحوم طبرسی نیز در بیان علت این امر گفته است: الرجال قوامون علی النساء ای قیّمون علی النساء مسلّطون علیهنّ فی التدبیر و التادیب والریاضة و التعلیم…
خداوند متعال مردان را در دانش و خرد و نیکویی اندیشه و تصمیم برتری داده است و هم به سبب مهریه و نفقهای که مردان در وقت ازدواج به زنان میپردازند.528
ایشان هم چنین در تفسیر جوامع الجامع میافزاید که مردان در چند چیز بر زنان مزیت یافتهاند ، ازجمله در عقل و دور اندیشی وجهاد و نماز جمعه و اذان گفتن، و داشتن همسران متعدد و اختیار طلاق و غیر آن.529
2- جار الله زمخشری هم در ذیل آیه ۳۴ سوره نساء گفته است: مردان بر زنان سیطره دارند و این ولایت و ریاست ومدیریت به خاطر فضل و برتری مردان است، آنگاه او برای برتری مردان اموری را ذکر میکند از جمله: عقل و دور اندیشی و قدرت تصمیم گیری و نیروی بدنی و سواد و اسب سواری و تیر اندازی و این که از میان آنها انبیاء علماء بیرون آمدهاند و در آنها امامت قرار داده شده است و به جهاد و اذان گفتن و نماز جمعه و اعتکاف وشهادت در حدود قصاص زیادی سهم در میراث و عاقله و قسامه و ولایت در نکاح و طلاق و رجوع و تعدد همسر و مرجع نسب بودن اختصاص یافتهاند.530
ایشان برخی از امور تکوینی مانند عقل و عزم… و برخی از مناصب الهی مثل نبوت و امامت و برخی از امور تشریعی مثل اذان و خطبه را مایه برتری مردان بر زنان شمرده است بخاطر همین برتریها مدیریت خانواده در شان مرد است.
3- صاحب تفسیر الفرقان درباره تحلیل این تفاوت زن ومرد (در مدیریت زندگی) مینویسد: قوامیت ومدیریت مردان بر زنان هم تکوینی است و هم تشریعی. و در تکوینی، مردان از نظر عقلی، بدنی وفکری از زنان قوی تراند. آن گاه روایتی را از رسول خدا نقل میکند که فرمود:
المراة مسکينة ما لم یکن لها زوج قالوا یا رسول الله و ان کان لها مال؟ قال و ان کان لها مال ثم قرا الآیة الرجال قوامون علی النساء.
زن بیچاره است مادامی که شوهر نداشته باشد. سوال کردند: هر چند مال هم داشته باشد؟ فرمود: هر چند دارای مال هم باشد سپس این آیه را تلاوت کردند الرجال قوامون علی النساء.531
4- آیة الله مصباح یزدی مدظله میفرماید: با توجه به این که مرد از قدرت تعقل، ژرف بینی و آینده نگری بیشتری برخوردار است و ضمنا عهده دار مخارج خانواده میباشد ، از این رو، برای مدیریت خانوده شایسته ترر است زیرا اوّلا: بسیاری از شئون مدیریت مربوط به امور اقتصادی و مالی است، ثانیا: قدرت تدبیر و اراده مرد بیشتر از زن است. البته تراضی، همکاری، تعاون، تشاور و موارد شابه را به هیچ وجه نفی و انکار نمیکنیم. سخن اصلی در تصمیم گیریهای نهایی است که باید بر عهده مرد نهاده شود. قرآن مجید در آنجا که میفرماید الرجال قوامون علی النساء… بخاطر همین دو عامل (قدرت تعقّل ، عهدداری مخارج خانواده) را سبب اولویت مرد بر زن در تصدی مدیریت خانواده میداند. این رویکرد در استحکام خانواده نقش اساسی دارد. بدین ترتیب، از دیدگاه قرآن کریم تعقل و تدبیر بیشتر مرد یکی از دو عاملی است که مرد را شایسته مدیریت خانواده میسازد.532
5- سید حسین صفائی و همکارانش مینویسند: در جامعه ما بر حسب عرف وعادت و سنّت ، ریاست خانواده با مرد بوده است به علاوه مرد معمولا دارای توانائی جسمی و روحی بیشتری است و نیز میزان تجربه و اطلاعات مردان در اجتماع ما اغلب بیشتر از زنان است از این رو قانون گزار، مرد را برای ریاست خانواده و انجام وظایف ناشی از آن، مناسبتر دانسته است.533
6-رهبر معظّم انقلاب حضرت آیة الله العظمی سید علی خامنهای مدظله میفرماید: اسلام مرد را قوّام534 و زن را ریحان535 میداند. این نه جسارت به زن است نه جسارت به مرد . نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مرد، بلکه درست دیدن طبیعت آنها است.
ترازوی آنها هم اتفاقا برابر است، یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه میگذاریم و این جنس مدیریت و کار کرد و محل اعتماد و اتکا بودن و تکیهگاه بودن برای زن را هم در کفّه دیگر ترازو میگذاریم، این دو کفه باهم برابر میشود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.536
7-در شرع، عقل حد اقل دوکار برد دارد.
١-فهم و ادراک: در این جنبه و کاربری زن ومرد اشتراک دارند و امکان ندارد که زن نفهمد یا کمتر از مرد بفهد زیرا خلاف حکمت پروردگار است در بسیاری از آیات خداوند ما را (اعم از زن و مرد) موظف کرده که در موضوعات مختلف عقل خود مان را

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد تقسیم کار، سرپرست زن، قرآن کریم، مسئولیت مدنی Next Entries منبع مقاله درمورد حوزه و دانشگاه، مجمع البیان، فلسفه حقوق، حقوق بشر