منبع مقاله درمورد سیاست خارجی، وزارت امور خارجه، وزارت خارجه، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

نماینده از طرف رهبری 8ـ وزیر امور خارجه 9ـ وزیر کشور 10ـ وزیر اطلاعات.
-شوراي نگهبان: اين شورا نيز با اختياراتي كه اصول ۹۴ و ۹۶ قانون اساسي در تائيد نهايي مصوبات مجلس شوراي اسلامي به آن داده، مسئوليت تطبيق قوانين مصوبه مجلس را با قانون اساسي و شرع دارد و می‌تواند در كنترل سياست خارجي نقش ايفا نمايد. (ايزدي، ۱۳۷۱: ۱۲۵)
-مجمع تشخيص مصلحت نظام: مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان بازوی مشورتی رهبری در تدوین سیاست های کلی نظام من جمله سیاست خارجی نقش پایه‌ای دارد (اصل 112). اين مجمع در تدوين سياستهاي كلي نظام و همچنين اظهار نظر در مواردي كه اختلاف نظر مابين مجلس و شوراي نگهبان رفع نمي شود، اهميت دارد. (ملكي، ۱۳۸۲: ۱۰۴)
-قوه قضائيه: هرچند كه قوه قضائيه مستقيما در تصميم گيري در سياست خارجي ايران دخيل نيست، اما در دو بخش حضور اين قوه پررنگ مي شود. اول موارد مربوط به تحولات قضايي كشور و الزام وزارت امور خارجه به پاسخگويي در برابر نهادهاي حقوق بشري مانند كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد و يا كميته حقوق بشر مستقر در ژنو است. دوم قوه قضائيه با داشتن دو بازوي نظارتي يعني ديوان عدالت اداري و سازمان بازرسي كل كشور بر فعاليت هاي وزارت امور خارجه نظارت مي نمايد. (نيرآبادي، ۱۳۷۵: ۱۷۴)
-وزارت امور خارجه: گرچه مطابق قانون اساسي و قانون شرح وظايف وزارت امور خارجه مصوب ۲۰ فروردين ۱۳۶۴، وزارت امور خارجه عهده دار اجراي سياست خارجي است، (وزارت امور خارجه، ۱۳۶۹: ۱۵۳) ليكن نقش اين وزارتخانه به دو دليل از صرف اجرا بالاتر مي رود. اول آنكه در اكثر مراجع تصميم گير همچون شوراي عالي امنيت ملي و هيات دولت، وزير امور خارجه عضويت داشته و در مراجع ديگر مانند مجلس شوراي اسلامي و يا مجمع تشخيص مصلحت موضوع با حضور نماینده‌ای از وزارت خارجه بحث و بررسي مي گردد. دوم آنكه در برخي از اوقات حادثه پيش آمده بقدري سريع و غير مترقبه است كه نمايندگيها و مركز وزارت خارجه نمی‌توانند منتظر گردش كار در فضاي بوروكراتيك تصميم گيري سياست خارجي گردند. در اين گونه اوقات، وزير امور خارجه رأسا تصميم گرفته وسپس مراتب را به مقامات ديگر گزارش می‌دهد. آنچه که در حوزه‌ی مسئولیت وزارت خارجه قرار دارد و این مسئولیت دارای اهمیت زیادی است، امر کنترل، نظارت، ایجاد ارتباط و تأمین نمایندگی ها و همچنین تهیه و جمع ‌آوری اطلاعات برای تصمیم گیرندگان و مجریان سیاست خارجی می‌باشد.( مدنی، 1375: 65)
در اين ارتباط وظائف وزارت خارجه عباتست از:
الف: توجه و مراقبت دائم درباره وقايع بين المللي و اوضاع داخلي كشورها و تهيه گزارش
ب: بررسي، برقراري، حفظ و توسعه روابط خارجي دولت ايران با ساير دول و سازمانهاي بين المللي
ج: انجام مذاكره و مكاتبات با دول خارجي و سازمانهاي بين المللي
د: اداره ماموريت هاي سياسي و كنسولي وزارت امور خارجه و نظارت بر نمايندگي هاي دولت در خارج از كشور
ه: انجام و تأمین ارتباط بين ارگانهاي مختلف دولت با دول خارجي. (محمدي، ۱۳۷۷: ۹۵-۹۸)
۴- اجراي سياست خارجي
پس از اتخاذ تصميم، سياستگذاران بايد آن را به اجراء گذارند. اجراي سياست خارجي تفاوت بسياري با اجراي سياست داخلي دارد. در سياست داخلي، دولت توسط حاكميت و كنترلي كه بر اتباع خود دارد، اجراي تصميمات را تضمين می‌کند. ليكن در سياست خارجي، هيچ دولتي بر دولت ديگر كنترل حاكمانه ندارد. نخستين مرحله براي اجراي سياست خارجي، توضيح قانع كننده می‌باشد. كشورهايي كه همكاري آنها براي اجراي تصميمات ضروري است، بايد قانع شوند كه سياست اتخاذ شده به نفع آنها نيز هست. پس از بيان محتواي سياست خارجي براي بازيگران ذيربط و يا رقيب، چانه زدن براي حصول نقطه نظر مشترك آغاز مي شود. (مقتدر، ۱۳۵۸: ۱۷۳-۱۷۷) در حالي كه چانه زني ادامه دارد، بازيگري كه خواهان اجراي سياست معيني است، می‌تواند از ابزارهايي براي وارد كردن ديگران بهره گيرد. ابزارها و تكنيك هاي اجراي سياست خارجي عبارت‌اند از:
-ابزارهاي سياسي، كه عمدتا از تلاشهاي پرسنل ماهر تشكيل شده است. اينان ميتوانند در كشور هدف بگونه اي عمل كنند كه فرآيند سياسي آن را در جهت منافع كشور خويش هدايت كنند.
-ابزارهاي ديپلماتيك، كه از افراد با مهارتي كه نماينده حكومت خود در كشورهاي ذيربط هستند، تشكيل شده است. وظيفه آنان مذاكره و چانه زني با كشورهاي هدف به‌منظور دستيابي به توافق بر سر منافع ملي است.
-ابزارهاي اطلاع رساني و ارتباطات كه وظيفه آنها برقراري ارتباط با افكار عمومي و رسانه هاي جمعي كشورهاي هدف است.
-ابزارهاي اقتصادي كه عمدتا در دست كشورهاي غني تر و پيشرفته تر است، يكي از معمولترين و كارآمدترين ابزارهاي اجرايي سياست خارجي است. هرچه كشور هدف، از لحاظ اقتصادي به كشور صاحب تصميم وابسته تر باشد، ابزارهاي اقتصادي تعيين كننده تر خواهند بود.
-ابزارهاي نظامي، كه بوسيله آن عليه كشور هدف، زور اعمال مي شود تا به منافع صاحبان سياست گردن گذارد. معمولا ابزار نظامي پس از بي كفايتي و عدم كارآيي ساير ابزارها مورد بهره برداري قرار مي گيرد. (خوشوقت، ۱۳۷۵: ۲۶۶-۲۶۸)
۵-۱- پروسه تصميم گيري در سياست خارجي ايران
یکی از مباحث مهم در سیاست خارجی، بحث «پروسة تصمیم‌گیری» است. این مسئله از جمله عوامل مؤثر در اجرای موفقیت‌آمیز سیاست خارجی هر کشور است. پروسة تصمیم‌گیری در سیاست خارجی، تعیین عناصر تصمیم گیرنده و سلسله مراتب تصمیم‌گیری درهر شرایطی، اعم از مواقع عادی و بحرانی، است که در چارچوب حقوق اساسی کشور به‌طور رسمی مشخص شده است.
مشخص بودن جایگاه هر یک از عناصر و نهادهای تصمیم گیرنده در سیاست خارجی حداقل این مزایا را می‌تواند داشته باشد که تصمیمات درحالات و شرایط مختلف از سوی آن‌ها، با کارایی و بازدهی مطلوب اتخاذ می‌شود. وجود یک ساختار تصمیم‌گیری مشخص، موجب بهبود کیفیت اجرای سیاست خارجی می‌گردد. روشن و مشخص بودن ساختار و هرم تصمیم‌گیری و برخودار بودن این هرم از حمایت ها و پشتوانه های قوی، تأثیرات قاطعی در دستیابی به اهداف و منافع از پیش تعیین شده دارد، در نتیجه بحث پروسة تصمیم‌گیری یکی از اصلی ترین مباحث سیاست خارجی است و این مقوله، چه از لحاظ ترکیب و چه از نظر کیفیت، می‌تواند در کارایی دستگاه سیاست خارجی اثرات مثبت و منفی بر جای گذارد. مشخص بودن مقامات و مراجع تصمیم‌گیری در هر نظام سیاسی یکی ازنشانه‌های پختگی و اقتدار آن حکومت در حوزة سیاست خارجی است. سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نتيجه تعامل پيچيده و چند سطحي مابين بازيگران حكومتي و غير دولتي است. اين بازيگران هركدام اهداف متفاوت و بعضا متضاد را پي گيري مي نمايند، اما بهرحال تاكنون پروسه تصميم گيري در سياست خارجي ايران و خطوط كلي سياست خارجي بقدر كافي روشن و شفاف بوده است.
به‌طور كلي دو ديدگاه راجع به سياست خارجي ايران وجود دارد كه ريشة ديدگاه اين دو گروه نسبت به حكومت ايران و آنهم به اساس نگرش به حكومت از ديدگاه اسلامي و يا ايراني دارد. هويت اسلامي و هويت ايراني حاكميت در ديدگاه اين دو دسته از يكديگر مجزاست.
گروه اول هويت اصلي جمهوري اسلامي ايران را برخاسته از انقلاب اسلامي با هدف بازگشت به ارزشهاي اسلامي مي دانند. در آستانه انقلاب اسلامي در ايران، لايه هاي اجتماعي جامعه ايراني عليرغم نارضايتي وسيع مابين آنان، اما در زير فشار فقر، سوء تغذيه، ناامني و يا تنازعات قومي و نژادي نبودند. مردم براي آن به خيابانها ريختند كه احساس مي نمودند كه فرهنگ اسلامي توسط دولت ايران ناديده گرفته شده، سنت هاي جامعه ايراني به فراموشي سپرده شده و بي عدالتي در روابط بين المللي توسط حكومت ايران و بخصوص شاه، همكار آمريكا در منطقه تشديد مي گردد. اين دسته براي بقاي نظام جمهوري اسلامي پيشنهاد مي نمايند كه:
۱- حفظ توده‌هاي مسلمان در كشورهاي اسلامي به‌عنوان متحدين ايماني
۲- ايجاد روابط نزديك با كشورهاي اسلامي
۳- اجتناب از مذاكره با آمريكا به‌عنوان ابرقدرت مسئول تحقير امت اسلامي
گروه دوم بر اين باورند كه ايران يك ملت-دولت مانند ديگر واحد هاي سياسي در جهان امروزي است و بايد در صحنة بين المللي يك بازيگر عمده باشد. ژئوپليتيك و موقعيت اقتصادي و انرژي ايران نيز بر اهميت ايران تأكيد مي نمايد. آنان عقيده دارند كه تجارت بين المللي و ايجاد روابط سياسي مهم‌ترین ابزار در جهان معاصر براي حفظ منافع ملي ايران است. (ملکی، عباس، ۱۳۸۲: ۱۱۳)
۲- تاریخچه و موقعیت جغرافیایی و سیاسی لبنان
۱-۱- تاريخچه
کشور لبنان تاریخی طولانی داشته و قدمت آن به دهها قرن پیش می رسد. کنعانیان در اواسط هزاره سوم قبل از میلاد وارد لبنان شدند که یونانیان آنها را فنیقی نامیدند. آشوری ها در سالهای 875-608 قبل از میلاد بر لبنان حکومت می کردند. (نادری سمیرمی، 1376 :81)
در سال583 قبل از میلاد ایرانیان بر فنیقیه مسلط شدند بعد ها اسکندر و سلوکیان بر آنجا تسلط یافتندازسال 64 قبل از میلاد لبنان جزوء امپراتوری روم گردید. در سال 395 میلادی به دنبال تجزیه امپراطوری روم ، لبنان ، در قلمرو دولت روم شرقی (بیزانس) قرار گرفت. در سال 608 میلادی خسرو دوم پادشاه ایران ، سوریه ولبنان را تصرف کرد اما این مراکز در سالهای 622 و 629 بار دیگر به دست امپراتوری بیزانس افتاد که این دوره همزمان با ظهور اسلام بود در دهه 630 میلادی اعراب ، فلسطین ولبنان را تصرف کردند و شهر های فنیقی علی رغم مقاومت به دست اعراب افتاد. در آغاز دوره بنی امیه ، بویژه در زمان حضور معاویه در دمشق این منطقه به مرکزنظامی ودریایی مسلمانان تبدیل شد (همان).
با آغاز گسترش اسلام، لبنان به تصرف خلافت اسلامي درآمد، تا اواخر قرن يازدهم كه جزو قلمرو مسيحيان صليبي شد و سپس با انقراض دولت صليبيون، تحت استيلاي مصر قرار گرفت. ابوذرغفاری بزرگترین وبا وفادار ترین صحابی پیامبر و امام علی در زمان خلافت معاویه ازدمشق به شهر صیدا تبعید شد که حضور ابوذر باعث آشنایی مردم آنجا با اسلام راستین گردید (اباذری ،1381 :82)
در اوایل سال 750 میلادی عباسیان بنی امیه را سرنگون کردند و بر لبنان و سوریه مسلط گشتند.حکومت های بنی امیه و عباسیان تاثیر زیادی بر لبنان و سواحل شرقی مدیترانه گذاشتند، و تا حد زیادی ترکیب جامعه مدرن امروزی لبنان در آن پایه ریزی شد. در قرن 8میلادی مسیحیانی که اجداد مارونی های امروز محسوب می شدند در لبنان ساکن شدند.در اواخر قرن 10میلادی بود که یک سلسله مسلمان عرب مستقل به نام فاطمیان مصر در مصر روی کار آمدند که یکی از پیروان حاکم به نام درزی به مخالفت با حاکم مصر پرداخته و به لبنان مهاجرت کرد و دست به ترویج عقاید خود زد که باعث بوجود آوردن جامعه دروزی در لبنان گردید. (احمدی، 1385: 29-28).
در اوايل قرن شانزدهم لبنان به تصرف عثماني درآمد. اواسط قرن نوزدهم بين دو اقليت مذهبي ماروني و دروزي لبنان كه اولي از حمايت فرانسه و دومي از حمايت انگلستان برخوردار بود، جنگ داخلي درگرفت.
فرانسه و بريتانيا در سال ۱۸۶۱ مقرراتي بر لبنان تحميل كردند كه به‌موجب آن لبنان تحت حكومت يك حاكم مسيحي كه از طرف سلطان عثماني انتخاب مي‌شد، خودمختاري يافت. پس از شكست و تجزيه امپراتوري عثماني در جنگ جهاني اول، منطقه شامات (سوريه و لبنان) بر اساس توافق‌نامه سايكس-پيكو (۱۹۱۶) و تصميمات كنفرانس سان‌ديمون (۱۹۲۰) لبنان بزرگ (متشكل از لبنان خودمختار سابق به اضافه نواحي بيروت، بقاع، طرابلس و جنوب) تحت سلطه فرانسه، به‌وجود آمد.
پس ازفروپاشی امپراتوری عثمانی و برقراری قیمومیت فرانسه بر لبنان در مجامع رهبران شیعه درزمینه نگرش نسبت به آینده اختلاف نظر بوجود آمد برخی از آنان خواهان تشکیل کشور بزرگ و فدرال سوریه و ادغام لبنان در آن بودند تا همانند سایر اقلیت ها حقوق بیشتری در اختیار شیعیان قرار-گیرد و ازطرف دیگر آنها به این امید بودند نیروهای فرانسوی برخورد بهتری نسبت به نیروهای عثمانی با آنها داشته باشند(اسدالهی،1387: 22)
کمیسرعالی فرانسه در سال 1920 تاسیس لبنان بزرگ را اعلام داشت که شامل

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد ژئوپلیتیک، سیاست خارجی، خاورمیانه، خلیج فارس Next Entries منبع مقاله درمورد خاورمیانه، قانون اساسی، ریاست جمهوری، سازمان ملل