منبع مقاله درمورد سیاست خارجی، روابط بین‌الملل، موازنه قدرت، توزیع قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

، خطرناک جلوه می‌کند. رئالیست‌ها ادعا می‌کنند که دولت‌ها در شرایط هرج ومرج، با دیگر دولت‌ها برای امنیت، بازارها، کسب نفوذ و غیره به رقابت می‌پردازند. (همان: ۳۴۱) دولت – محوری بودن ساختار نظام بین‌الملل از دیدگاه رئالیسم پیامدهایی برای نظام بین‌الملل دارد. رئالیست‌ها دولت را Reify تعبیر می‌کنند که به معنای دمیدن روح حیوان به انسان و انسان به دولت و از دولت به نظام بین‌الملل می‌باشد، بنابراین اگر انسان‌ها خودپرست و به دنبال منافع شخصی هستند، دولت‌ها نیز از این ویژگی‌ها برخوردار خواهند بود. در نتیجه اگر انسان‌ها همانند حیوان‌ها همواره در ترس و اضطراب باشند، دولت‌ها نیز در نبود امنیت و بی‌اعتمادی در هراس خواهند بود. (عسگرخانی، ۱۳۸۹: ۲۴۲-۲۱۳)
توضیحی که به این متن می‌توان اضافه کرد این می‌باشد که دولت‌ها به‌عنوان عناصر تشکیل‌دهنده نظام بین‌الملل برای حفظ خود همیشه در تقلای به دست آوردن قدرت هستند تا امنیت بیشتری را برای خود به ارمغان آورند و بازیگر اصلی در این اندر کنش، از نظر رئالیست‌ها دولتها شناخته می‌شود. در ارتباط با ویژگی واحدهای نظام باید یادآوری کرد که از نظر نو واقع‌گرایان تمام دولت‌های موجود در نظام بین‌الملل از لحاظ کارکردی به واسطه وجود فشارهای ساختاری، در وضعیت مشابهی به سر می‌برند. بدین ترتیب وضعیت نبود اقتدار مرکزی، باعث تحمیل نظم و روشی به دولت‌ها می‌شود. از جمله اینکه همه دولت‌ها باید قبل از هر چیزی برای بقای خویش به دنبال حفظ امنیت باشند. (قوام، ۱۳۹۲: ۸۹-۸۷) بایستی افزود که در نظام بین‌الملل تمرکز بر روی دولت است که بازیگر اصلی محسوب می‌گردد و از نظر رئالیست‌ها دولت مهم‌ترین بازیگر سیاست جهانی هستند. بازیگران دیگر مانند شرکت‌های چندملیتی یا سازمان‌های بین‌المللی شاهد صعود و افولند، اما تنها بازیگر در عرصه بین‌المللی که حائز اهمیت بوده و ویژگی‌های دائمی روابط بین‌الملل است، همانا دولت می‌باشد. (حاجی یوسفی، ۱۳۷۷: ۸۲-۶۹)
طبق نظریه نوواقع‌گرای والتز، عدم تمرکز در ساختار آنارشیستی دولت‌ها، شکل اصلی روابط بین‌الملل است. دولت‌ها باوجود تفاوت‌های فرهنگی، ایدئولوژِیکی، قوانین اساسی و افراد در همه جنبه‌های اصلی کارکردی، شبیه یکدیگر هستند، آن‌ها در همه اعمالشان کارکرد پایدار همسان دارند. همه دولت‌ها به گردآوری مالیات‌ها، مدیریت سیاست خارجی و … می‌پردازند. تنها تفاوت عمده میان دولت‌ها به میزان زیادی ناشی از توانایی‌هایشان است طبق دیدگاه والتز واحدهای دولتی سیستم بین‌المللی براساس توزیع توانایی‌ها برای انجام کارکردهای همسان از هم متمایز می‌شوند ساختار سیستم هنگامی تغییر می‌کند که توزیع توانایی‌ها در سیستم واحدها تغییر کند. (جکسون و سورنسون، ۱۳۸۳: ۱۱۵-۱۱۴)
نکته اصلی این است که دولت‌ها هنوز مهم‌ترین عامل واسطی هستند که تأثیرات سایر کنشگران بر تنظیم خشونت از طریق آن‌ها به نظام جهانی هدایت می‌شود. ممکن است گفته شود که کنشگران غیردولتی به‌عنوان «مبتکران تغییر» اهمیتی بیشتر از دولت‌ها می‌یابند، اما تغییر در نظام نهایتاً از طریق دولت‌ها صورت می‌گیرد. دولت‌ها در این معنا هنوز هم مرکز نظام بین‌الملل هستند. (ونت، ۱۳۸۶: ۱۴) نگارنده بر این عقیده است که اگر قرار است در خاورمیانه تغییر صورت بگیرد به دلیل حساسیت ویژه منطقه بایستی اول از جانب دولت‌ها صورت بگیرد و ثانیاً وارد عرصه‌های بعدی شود و در غیر این صورت به دلیل عدم توسعه و مراحل ابتدای مدرنیته دلیلی بر گسترش خشونت و منازعه در منطقه می‌گردد. ایران، ترکیه و در کنارشان عراق بعد از سقوط صدام گزینه نخست برای این تحول که نظم سنتی آن از هم فرو پاشیده است مطرح می‌باشند. البته باید افزود، تنها چیزی که می‌توان گفت این است که سیاست بین‌الملل تنازع برای کسب قدرت است و در خاورمیانه نیز استثنا نیست. همه کشورها به دنبال کسب قدرت می‌باشند. رئالیست‌ها به دو نکته مهم درباره مفهوم قدرت اشاره می‌کنند، نخست اینکه قدرت مفهومی ارتباطی است، هیچ‌کس قدرت را در خلاء به کار نمی‌گیرد، بلکه در ارتباط با موجودیتی دیگر آن را به کار می‌گیرد. دوم قدرت، مفهوم نسبی است. (اسمیت، ۱۳۸۳: ۳۴۲)
2- موازنه قوا
مفهوم موازنه قدرت در طول تاریخ روابط بین‌الملل بنا به مقتضیات اوضاع بین‌المللی، معانی مختلفی چون «توزیع قدرت»، «تعادل قوا بین دو یا چند قدرت متخاصم»، و «تفوق نیرو» به خود دیده است. اما همواره نوعی اتفاق نظر نسبت به موجودیت مفهومی قدرت وجود دارد. موازنة قدرت به عنوان یک نظام، به جامعه ای مرکب از چندین ملت اشاره دارد که در آن تمامی بازیگران اصلی، هویت و استقلال خویش را از طریق فرآیند ایجاد توازن حفظ می کنند. از این رو اعضای یک نظام، یک سیاستگذار را بر آن می دارند که در مواجهه با تهدید ظهور یک بر هم زننده توازن یا قدرتی که ظاهراً مصمم به برقرار ساختن استیلای بین المللی است، دست به تشکیل نوعی ائتلاف متوازن کننده بزنند. اگر توازن قدرت چنان که تمامی دولتمردان انتظار دارند، کارآیی کامل داشته باشد و توزیع قدرت هیچ تهدیدی برای امنیت ملی آنها پیش نیاورد، در این صورت توازن قدرت به عنوان یک وضعیت، قانون و خط مشی به طولانی شدن دوره های صلح کمک می کند.
مفهوم موازنه‌ی قوا، بنا به مقتضیات گوناگون اوضاع بین المللی، معانی مختلفی چون توزیع قدرت، تعادل قوا بین دو یا چند قدرت متخاصم، و تفوق نیرو پیدا کرده است. مثلا ارنست ‌هاس برای مفهوم موازنه ی قدرت ۸ معنا و مارتین‌ وایت ۹ معنا و بالاخره کنت ‌والتز ۱۰ معنا در نظر گرفته‌اند. اما در کلیه‌ی این مفاهیم گوناگون، نوعی اتفاق‌نظر نسبت به موجودیت مفهوم قدرت وجود دارد. منظور آن است که در بطن تئوری موازنه ی قوا این فرض نهفته است که همه‌ی روابط بین المللی ناشی از منافع ملی است که از طریق قدرت کسب می‌شود. (سیف‌زاده، ۱۳۶۷: ۴۹)
اما تعاریف ارنست‌ هاس، عبارتند از: ۱ـ هرگونه توزیع قدرت، ۲ـ نوعی فرایند تعادل یا متوازن‌سازی، ۳ـ استیلا ی یا طلب استیلا ی، ۴ـ ثبات و صلح در حالت اتفاق قدرتها، ۵ـ بی‌ثباتی و جنگ، ۶ـ سیاست مبتنی بر قدرت به معنی اعم، ۷ـ نوعی قانون جهان‌شمولی تاریخی، ۸ـ نوعی نظام و راهنما برای سیاست‌گذاران. به گفته ی اینیس‌ال. کلود‌‌ جونیور «مشکل توازن قدرت، نداشتن معنا نیست بلکه داشتن معانی بیش از حد است». (دوئرتی و گراف، ۱۳۷۲: ۶۶)
مورگنتا براین نظر است که دولتها در چهارچوب قدرت دارای انتخابهای سیاسی محدودی هستند که عبارتند از :۱- حفظ وضع موجود (حفظ قدرت ) ۲- افزایش قدرت ۳- نمایش قدرت که ممکن است کشورها به دلایل مختلف از جمله موازنه قدرت از سیاست حفظ وضع موجود پیروی کنند. چرا اینکه تنها راه جلوگیری از جنگ ایجاد نوعی سیستم موازنه قدرت است.
همچنان که گفته شد برجسته‌ترین نظریه‌پرداز واقع گرائی هانس.جی مورگنتا (۱۹۰۴- ۱۹۸۰ ) است. او در کتاب «سیاست میان ملت‌ها» برای شناسائی اندیشه واقع گرائی و نظریه موازنه قدرت، شناسائی افکار مورگنتا و پنج قاعده او از اهمیت بسیار برخوردار است.
پنج قاعده او را می توان به این شرح خلاصه کرد:
۱- منافع ملی بر حسب قدرت تعریف می شود.
۲- اصول حاکم بر رفتار کشورها تابعی از وضعیت مکانی و زمانی آن کشور است که ضرورتا با اصول اخلاقی حاکم بر جهان یکی نیست.
۳- قائم به ذات بودن احکام و اصول مبانی سیاسی .
۴- اقدام دولتمردان به مقتضای تامین منافعی است که به بهبود وضعیت قدرت کشور یاری می دهد.
۵- تعارض منافع لزوما به معنای جنگ دائمی بین کشورها نیست. (مورگنتا، ۱۳۷۴: ۹۵)
با توجه به این قواعد کلی رفتاری، مورگنتا مدعی است که بیش از هر چیز، هر کشور مسئول تضمین بقای هویت فیزیکی، سیاسی و فرهنگی خویش در برابر تعرضات دیگر کشورهاست. اما در روند تعامل با دیگر کشورها، نظامی حاکم می شود که در آن کشورهای مختلف به مقتضای موقعیتی که در صحنه بین المللی دارند، خواهان سه استراتژی حفظ وضع موجود، توسعه طلبی امپریالیستی و یا کسب اعتبار هستند. بنابراین می توان سیاست خارجی همه بازیگران را تابعی از حفظ، افزایش و یا نمایش قدرت دانست.
3- اصل سیاست قدرت
از نظر رئالیست‌ها نظام بین‌الملل مرکب از بازیگران مستقل و مجزا می‌باشد که در روابط بینشان با یکدیگر بر اساس اصل سیاست قدرت عمل می‌کنند به این معنی که کشورها در روابطشان با یکدیگر اخلاقیات را در نظر نمی‌گیرند. به اعتقاد رئالیست‌ها اگرچه بر اساس موازین حقوق بین‌الملل کشورها با یکدیگر برابر می‌باشند این برابری به حیث یک برابری حقوقی می‌باشد تا سیاسی، به این معنی که همه کشورها از این حق برخوردارند که به‌طور مساوی حاکمیت ملی آن‌ها مورد احترام قرار گیرد.
مورگنتا معتقد است «منظور از قدرت سیاسی اشاره به وجود کنترل در روابط متقابل دارندگان اقتدار عمومی و میان اقتدار عمومی و عامه مردم است» وی در جای دیگر می‌گوید: «توانایی انسان بر ذهن‌ها و اعمال دیگران، قدرت است». (عالم، ۱۳۸۰: ۸۹)
در نظریه واقع‌گرایی دولت‌های ملی بازیگران اصلی در یک نظام «دولت‌محور» هستند. سیاست داخلی را می‌توان به‌وضوح از سیاست خارجی تفکیک کرد. سیاست بین‌الملل کشمکش بر سر قدرت در یک محیط فاقد مرجع فائقة مرکزی است، در یک نظام بین‌المللی غیرمتمرکز، مرکب از دولت‌هایی که از برابری حقوق یا حاکمیت برخوردارند، میان دولت‌های ملی از حیث توانایی‌هایشان مراتبی به‌صورت قدرت‌های بزرگ‌تر و دولت‌های کوچک‌تر وجود دارد.
در بینش واقع‌گرا از سیاست، قدرت و منافع ملی دو عنصر محوری به‌حساب می‌آیند از این دیدگاه بازیگر خردمند کسی است که پیوسته در جهت ارتقای منافع خود باشد. طیف مفهومی این منافع گسترده است و هم شامل عوامل مادی می‌گردد و هم معنوی. به عبارت دیگر، هم حراست از قلمرو و هم حفظ شئون و حیثیت و حریم ارزش‌ها از ملزومات آن است. در اینجا قدرت و منافع در عرض یکدیگر قرار می‌گیرند و رفتار عقلایی آن است که هم‌زمان و پیوسته در جهت ارتقای آن‌ها باشد. برای واقع‌گرا عمل سیاسی متکی به جزم و احتیاط و متأثر از شناخت واقع‌بینانه محیط ملی و بین‌المللی است.
در نظریه واقع‌گرا این مفهوم توانایی‌ها یا قدرت با حجم نیروی نظامی به معنای صریح کلمه مترادف نبوده یا به‌ندرت مترادف است. واقع‌گرایان می‌گویند قدرت پدیده‌ای چندبعدی است که دارای هر دو مولفة نظامی و غیرنظامی می‌باشد. نظریه‌پردازان واقع‌گرا چارچوب‌هایی برای دسته‌بندی عناصر قدرت ملی تدوین کرده‌اند. این‌گونه توانایی‌ها نه تنها نیروهای نظامی بلکه سطح تکنولوژی، جمعیت، منابع طبیعی، عوامل جغرافیایی، شکل حکومت، رهبری سیاسی استراتـژی و ایدئولوژی را نیز در برمی‌گیرند به‌طور خلاصه قدرت مرکب از عوامل کیفی و کمی است.
قدرت سیاسی رابطه‌ای روانی است میان کسانی که آن را اعمال می‌کنند و آن‌هایی که این قدرت بر آنان اعمال می‌شود. قدرت سیاسی به گروه نخست این امکان را می‌دهد که از راه فشار بر اذهان گروه دوم، بعضی از رفتارهای آنان را کنترل کنند. آنچه در بحث «قدرت در روابط بین‌الملل» طبعاً مورد نظر است، توانایی دولت‌ها در دستیابی به هدف‌های سیاست خارجی کشورها است.
روشن است که تصمیم‌گیرندگان و سیاستمداران معمولاً درصدد تعقیب هدف‌هایی هستند که توانایی دستیابی به آن‌ها را دارند. توانایی تحصیل هدف‌های سیاست خارجی همان مفهوم «قدرت» در روابط بین‌الملل است که هستة اصلی مباحث سیاست اعم از سیاست داخلی و خارجی را تشکیل می‌دهد تا جایی که گفته‌اند «سیاست خود همه تلاشی است برای کسب قدرت». (سیف زاده، ۱۳۸۱: ۱۶۹)
4- اصل بقاء
سومین اصلی که رئالیست‌ها را از هر گرایشی که باشند به یکدیگر متصل می‌سازند این اعتقاد است که در سیاست بین‌الملل هدف برتر بقا است هرچند واقع‌گرایان در مورد این‌که آیا انباشت قدرت در عرصه بین‌المللی خود یک هدف است یا این‌که وسیله‌ای برای نیل به اهداف دیگر اتفاق‌نظر ندارند، اما شکی وجود ندارد که مهم‌ترین هدف دولت در نظر آنان همانا بقاء، آن است که این مسئله را در قالب امنیت نشان داده‌اند. (حاجی یوسفی، ۱۳۷۷: ۷۳) امنیت پیش‌شرطی در نظر گرفته می‌شود که برای کسب اهداف دیگر

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد سلسله‌مراتب، نظریه انتخاب، نظام جهانی، انتخاب عقلانی Next Entries منبع مقاله درمورد منافع ملی، روابط بین‌الملل، موازنه قوا، سیاست خارجی