منبع مقاله درمورد سوماتوتایپ، درصد چربی بدن، آنتروپومتریک، ورزشکاران

دانلود پایان نامه ارشد

ن استفاده میکنند، اما در معادلهی بروزک26 و نیز معادلهی سیری27، از مدلِ دو جزئیِ کمتر دقیقتر، استفاده میشود. بهلحاظ نظری، معادلههای مبتنی بر مدلهای 3 جزئی و 4 جزئی، برآوردهای دقیقتری از درصد چربی بدن ارائه خواهند کرد. در مدلهای 2 جزئی، بدن به دو جزء چربی و بدون چربی تقسیم میشود. در مدلهای 3 جزئی، بدن به سه جزء چربی، آب و جامدات و یا چربی، مواد معدنی و بافت نرم تقسیم میشود. در مدلهای 4 جزئی، بدن به چهار جزء چربی، آب، مواد معدنی و پروتئین تقسیم میشود (43).
منابع گوناگون، در ترکیب بدن پیشنهادی برای یک فرد متوسط، اختلافنظر دارند. ممکن است مقادیر میانگین، همیشه مقادیر پیشنهادی نباشند. برای مثال، ما نمیدانیم که آیا 16 درصد چربی در کودک تازه متولد شده بهداشتی است یا خیر. همچنین، برخی فکر میکنند افراد مسن باید مقدار اندکی چربی اضافه در بیماریهای طولانیمدتِ شدید داشته باشند. ترکیب بدن پیشنهادی برای ورزشکاران نیز فرق میکند؛ معمولاً، ترکیب بدن ورزشکاران به نوع ورزش و یا جنسیت بستگی دارد (43). اگرچه ترکیب بدن تا اندازه زیادی توسط عوامل ژنتیکی کنترل میشود، عوامل محیطی، رژیم غذایی و ورزش میتوانند بر سطوح نسبی چربی و توده عضلانی بدن اثرگذار باشند (44). برای مثال، دوندگان ماراتن مرد موفق، تقریباً 5/7 درصد چربی دارند، در حالی که دوندگان ماراتن زن موفق، کمتر از 20 درصد چربی دارند. شناگران استقامتی و نیمهاستقامتی موفق، چربی بیشتری در مقایسه با شناگران موفق سرعتی دارند (43). برخی پژوهشگران برای جودوکاران نخبهی جوان و بزرگسال به ترتیب درصد چربی بدن 9/2 ± 3/10 و 8/5 ± 9/12 را گزارش کردهاند (45). همچنین مطالعات نشان میدهند که درصد چربی بدن برای ورزشکاران نخبهی ووشو و کیکبوکسینگ دامنهای از 32/2 ± 7/7 تا 99/2 ± 53/11 را شامل میشود (4،34،46). بنابراین، بهنظر میرسد درصد چربی ایدهآل به هدف فرد بستگی دارد. استفاده از یک مقدار معین بهعنوان استاندارد درصد چربی در ورزشکاران یک رشته خاص مناسب نسیت، به جای آن استفاده از دامنهای از مقادیر بهتر است (43). چراکه درصد چربی مردان ورزشکار در عموم رشتهها، بین 5 تا 13 درصد میباشد (47). همچنین، اگر روش غیرمستقیم برای سنجش درصد چربی بدن استفاده شود، در این صورت باید درصد چربی برآوردی فرد در قالب عددی در محدوده خطای استاندارد بیان شود. از اینرو، اگر خطای استاندارد 6/0 باشد، درصد چربی 20 درصد را باید در محدوده 14 تا 26 درصد بیان کرد (43).
چربی راهی اقتصادی برای ذخیره انرژی است. برای مثال، یک گرم چربی، حاوی اندکی بیشتر از دو برابر کیلوکالری (کیلوژول) در مقایسه با کربوهیدراتها یا پروتئینهاست. چربی علاوه بر ذخیره اقتصادی سوختیاش، محل ذخیره ویتامینها نیز میباشد. اهمیت دیگر چربی، عملکرد آن بهعنوان یک عایق است. به دلیل این نقشهای مهم، چربی اغلب به دو بخش چربی ذخیره و چربی ضروری تقسیم میشود. بهلحاظ نظری، چربی ضروری برای ادامهی حیات یک مرد متوسط (قد 174 سانتیمتر و وزن 70 کیلوگرم) تقریباً 2 تا 5 درصد کل وزن بدن و برای یک زن متوسط (قد 163 سانتیمتر و وزن 57 کیلوگرم) تا بیشتر از 12 درصد کل وزن بدن است. چربی ضروری میتواند در مغز استخوان، قلب، رودهها، کلیهها، کبد، طحال، دستگاه عصبی مرکزی، عضلات و دیگر اندامها و بافتها ذخیره شود. بهعلاوه، در زنان، نقاط وابسته به جنس چربی ضروری، ناحیه پستان و احتمالاً لگن، باسن و ران میباشد. چربی ذخیره به صورت زیرپوستی بین پوست و عضلات ذخیره میشود. همچنین، این نوع چربی بین عضلات (بینعضلانی) و اطراف اندامهای گوناگون ذخیره میشود. چربی زیرپوستی تقریباً نصف چربی بدن یک بزرگسال جوان را تشکیل میدهد. در حالی که نصف دیگر در بین عضلات ذخیره میشوند. در بزرگسالان مسنتر، چربی احشایی (درونی) به نسبت زیادتر میشود (43).
معادلههای رگرسیون ویژه برآورد درصد چربی بدن و یا چگالی بدن ریشه در همبستگیهای بین شاخصهای آنتروپومتریک (برای مثال، چربی زیرپوستی) و شاخصهای هیدروستاتیک چگالی بدن دارد. نقاط چربی زیرپوستی زیادی را میتوان سنجید و سپس آنها را با بهترین نقاط برآورد چگالی بدن و یا چربیای که برای معادله رگرسیون انتخاب شده است، ترکیب کرد. به طور کلی، محاسبه درصد چربی بدن توسط روشهای سهنقطهای نسبت به روشهایی با نقاط کمتر، برآورد بهتری را سبب میشود. با وجود این، استفاده از بیش از سه نقطه، تأثیری بر سهولت یا دقت اندازهگیری ندارد (43). این در حالیست که باریرا28 و همکاران (2013) روش هفت نقطهای را برای محاسبه درصد چربی بدن پیشنهاد کردهاند. آنها معتقدند که محاسبه درصد چربی بدن توسط دانشجویان تربیت بدنی با استفاده از روش هفت نقطهای، روایی بالاتری نسبت به سایر روشها دارد. به بیان دیگر، بین دانشجویان تربیت بدنی و آنتروپومتریستهای باتجربه در محاسبه درصد چربی بدن توسط روش هفتنقطهای، تفاوت معناداری وجود ندارد. هفت چینپوستی مورد نظر عبارتند از: سینه، زیربغل، سهسر، تحتکتفی، شکم، فوقخاصرهای و ران (48).
تکنیک سنجش دقیق چربی زیرپوستی به تمرین نیاز دارد. آزمونگر باید بیاموزد که چین زیرپوستی آزمودنی را لمس کند. با وجود این، لمس چین زیرپوستی در همه افراد یا در همه نقاط اندازهگیری همان فرد، یکسان نیست. بنابراین، روشی که از طریق آن بتوان چربی زیرپوستی را به راحتی از عضله زیر آن جدا کرد، در افراد مختلف و در نقاط مختلف بدن یک فرد فرق میکند. همچنین، فشارپذیری پوست یا بافت چربی که میتواند بر لمس و سنجش اثرگذار باشد، فرق میکند. برای مثال، زمانی که ضخامت چربی زیرپوستی در افراد جوانترگرفته میشود، احتمال تغییر ابعاد آن بیشتر است زیرا آبرسانی بافتی در آنها بیشتر است (43).
از بین بیش از 100 معادله برآورد چگالی بدن با توجه به استفاده از اطلاعات آنتروپومتریک (و سپس تبدیل آن به درصد چربی بدن)، روش سنجش چینپوستی29 دقیقترین روش است. پایایی اندازههای چربی زیرپوستی بالاست. برخی از پژوهشگران اعتقاد دارند که استفاده از روش چربی زیرپوستی در برآورد وزن چربی بدن مانند آن است که سعی کنیم وزن پوست یک پرتقال را با سنجش ضخامت پوست و بدون در نظر گرفتن اندازه پرتقال بهدست آوریم. با این وجود، تعیین درصد چربی بدن با استفاده از روش چینپوستی بهتر از سایر روشها میباشد، و از آنجا که محل تجمع چربی (توزیع ناحیهای) میتواند از نظر بالینی و از نظر زیباییشناسی، بهعنوان مقدار تام چربی مهم باشد، چینپوستی بر سایر شاخصهای ترکیب بدنی برتری دارد (43).
2-3- سوماتوتایپ
تیپ بدنی که سوماتوتایپ نیز نامیده میشود، عبارت است از تعدادی از خصیصهها یا ویژگیهایی که مرتبط با شکل و ترکیب بدن است (49). حدود چهارصد سال قبل از میلاد یک پزشک یونانی به نام بقراط به توصیف شکلهای مختلفی از بدن اقدام کرد. او انسانها را در دستهبندیهایی که شامل افراد کوتاه و چاق و افراد بلند و لاغر میشد، قرار داد. بقراط معتقد بود که چاقی افراد به علت مشکل گردش خون و لاغری آنان به علت مشکل تنفسی است. مشاهدات او راهنمای مباحث امروز درباره چاقی مفرط است که خود یکی از عوامل اصلی بروز مشکلات قلبی است (37). در سال 1940 توسط شلدون30 و همکاران روشی برای ارزیابی سوماتوتایپ ارائه شد؛ که خود ترکیبی از دو روش بود. روش اول تقسیم بندی کرشمر31 بود که در سال 1921 ارائه شد. این روش به طور تجربی و از طریق ارزیابی افراطی ساختار بدن به طور بصری انجام میشود و در آن هر فرد ترکیبی از سه جزء بود. روش دوم که از طریق اندازهگیریهای آنتروپومتریکی ساختار بدن را ارزیابی میکرد در سال 1933 توسط ویولا32 ارائه شد. در این روش نسبت تنه و اندازه اعضاء و اندازه قفسه سینه و شکم متناسب با یک نورم33 بیان میشود. در روش شلدون ویژگیهای ریختشناسی34 هر فرد در هر سه جزء با یک مقیاس هفت نمرهای توصیف میشود (49،50). در تقسیمبندی شلدون اندومورفها35 به افرادی با بافت چربی بالا (برتری دستگاههای داخلی و نرمی و گردی سراسر بدن)، مزومورفها36 به افرادی با نسبت بالایی از بافت عضلانی و اکتومورفها37 به افراد لاغر (افرادی با بدن خطی، باریک و عضلات ظریف) اطلاق میشود. روش شلدون اساساً روش ذهنی و مبتنی بر مشاهده و ارزیابی بصری از ساختمان و شمایل کلی بدن است و اندازه بدن (کوچکی و بزرگی) در این روش عامل مهمی نیست. باید به این نکته توجه داشت که تعداد کمی از افراد یافت میشوند که فقط یکی از ویژگیهای سهگانه برشمرده را داشته باشند. در واقع، بدن بیشتر انسانها ترکیبی از هر سه نوع ویژگی برشمرده است (37،49،51). برای جبران نواقص ذکر شده، هیث و کارتر38 در سال 1967 روش جدیدی را ابداع کردند. این روش تا حدودی متأثر از ایده پارنل39 بود (49،50). پارنل در روش خود برای دستیابی به ساختار بدنی ظاهری فرد از چندین شاخص آنتروپومتری مانند قد، وزن، اندازهگیری لایه زیرپوستی سه ناحیه از بدن، محیط و پهنای بازو و ساق پا استفاده کرد. مقیاس هفت امتیازی و تیپهای بدنی این روش نیز مشابه روش شلدون است (51). هیث و کارتر روشی را پیشنهاد کردند که هر سه جزء را با مقیاسی مشخص مورد ارزیابی قرار میداد؛ مقیاسی که میتواند از طریق اندازههای آنتروپومتریکی به طور بیطرف و بدون غرض، هر سه جزء را تخمین بزند. به همین علت روش سوماتوتایپ هیث– کارتر به صورت گستردهتری بهکار برده میشود (49،50). هیث با برقراری ارتباط خطی بین انواع تیپهای بدنی و نسبتهای قد و وزن، روش شلدون را اصلاح کرد. وی با کمک کارتر و با استفاده از تغییر روشهای آنتروپومتری پارنل، روشهای شلدون و پارنل را با هم ترکیب کرد. در کل، روش شلدون روشی تخمینی و ذهنی با استفاده از عکس برداری است؛ روش پارنل علاوه بر شکل بدن از اندازههای بدنی استفاده میکند ولی تقریباً مشابه روش شلدون است و روش هیث- کارتر ترکیبی از این دو روش است (50،51).
2-3-1- تعاریف اجزاء سوماتوتایپ
سوماتوتایپ. سوماتوتایپ بیان یا توصیفی کمی از ساختار مورفولوژیکی فعلی یک شخص است؛ که شامل سه ارزیابی عددی است، این سه عدد همیشه با یک ترتیب بیان میشوند و هر عدد جزء ویژهای از فیزیک بدن انسان را توصیف میکند. این سه عدد به ترتیب نشان دهنده اندومورفی، مزومورفی و اکتومورفی هستند (49،50،52).

سوماتوتایپ آنتروپومتریکی و فتوسکوپیک (تصویری). مبنای ارزیابی ارزش اجزاء بر اساس بررسی بصری آزمودنی یا تصویری از شخص است که ترجیحاً از نمای قدامی، جانبی و خلفی و با حداقل لباس گرفته شده باشد. این ارزیابی، ارزیابی سوماتوتایپ فتوسکوپیک نامیده میشود. اگر محقق نتواند یک ارزیابی فتوسکوپیک انجام دهد، ارزش اجزاء را میتوان از طریق ترکیب اندازههای آنتروپومتریکی تخمین زد. این ارزیابی عددی، ارزیابی سوماتوتایپ آنتروپومتریکی نامیده میشود. روش سوماتوتایپ توصیه شده ترکیبی از دو نوع ارزیابی است (49).
اجزاء. یک جزء به طور تجربی، توصیفکننده یک جنبه یا ویژگی خاص از ساختار بدن انسان تعریف میشود؛ و با یک عدد در یک مقیاس پیوسته نشان داده میشود که به طور تئوری از صفر شروع شده و حد بالایی ندارد. ارزیابیها تا نیم واحد گرد میشوند. هیچ ارزیابیای کمتر از نیم تعریف نمیشود زیرا هیچگاه نمیشود که یک ویژگی خاص از ساختار بدن به طور کامل وجود نداشته باشد؛ و ارزیابی بیشتر از هفت به طور افراطی زیاد است (49،50).

اندومورفی40. اولین جزء که اندومورفی نامیده میشود، درجه نسبی چاقی بدن را توصیف میکند؛ بدون در نظر گرفتن اینکه این چاقی کجای بدن و چگونه توزیع شده است. همچنین جنبههای فیزیکی مشابه نظیر گرد بودن بدن، نرمی خطوط خارجی بدن (نمای خارجی)، حجم نسبی تنه در قسمت شکم و باریکتر شدن بخش دیستال اندامها را توصیف میکند (49،50،53).

مزومورفی41. دومین جزء که مزومورفی نامیده میشود، رشد یا توسعه اسکلتی- عضلانی نسبی بدن را توصیف میکند. همچنین جنبههای فیزیکی مشابه نظیر تنومندی ظاهری بدن، به عبارتی عضله یا استخوان، حجم نسبی تنه در قسمت قفسه سینه و احتمالاً بالک پنهان عضلات را توصیف میکند (49،50،53).

اکتومورفی42. سومین جزء که اکتومورفی نامیده میشود،

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد ورزشکاران، بیومکانیک، آنتروپومتریک، مبانی نظری Next Entries منبع مقاله درمورد سوماتوتایپ، روانشناسی، بیومکانیک، رفتار انسان