منبع مقاله درمورد سوره بقره، زنان و دختران، حقوق انسان

دانلود پایان نامه ارشد

اهمّيت مي‌باشد كه زن در طول تاريخ از اين‌ها يا به كلي محروم بوده و يا از حق مناسب و شايسته خودش به طور كامل برخوردار نبوده است.
قبل از ظهور اسلام و در دوران جاهليت به همان دليل كه براي زن كمترين جايگاه انساني و ارزش قابل قبول نبودند حق مالكيت هم نداشته و مالك هيچ چيزي به حساب نمي‌آمد، حتّي در مواردي چون ارث نه تنها زن مالك سهم خود نمي‌شد بلكه خودش جزء مايملك متوفّي به حساب مي‌آمد و بسان ايشان به ساير ورثه انتقال پيدا مي‌كرد.145
زنان در ميدان‌هاي كار و تلاش و مسائل اقتصادي نيز حق شركت دارند و در همه اين زمينه‌ها حقوق همسان با مردان دارند. قرن‌ها پيش از آن كه اروپا به زن حق مالكيت بدهد، اسلام به زنان اين حق را داده است آن هم با هدف‌هاي انساني و نه اغراض سود جويانه سرمايه‌داري زنان از نظر اسلام مي‌توانند كار كنند، در خانه يا بيرون از خانه و مالك محصول كار خويش باشند، ارث ببرند و ارث بگذارند، و به هرنوع تلاش سازنده اقتصادي دست زنند، سرمايه‌گذاري كنند و به تأسيس مرزعه و كارخانه بپردازند. اين‌ها همه مسائلي است كه در فقه ما مطرح گرديده است146:
1) حق مالكيت
يكي از واقعيت‌هاي تلخ ترديد ناپذير اين است كه زن در طول تاريخ از داشتن حق ملكيت محروم بود و حتّي با خود او نيز مثل كالارفتار مي‌شد، حق تصرّف، و بهره برداري از اندك اموالي را هم نداشت ولي اسلام علي رغم عقيده مردم زمان ظهور خود، استقلال زن را همچون مرد در تملّك و تصرّف و تمتع از اموالش به رسميت شناخت، در قرآن كريم مي‌فرمايد: «للرّجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء ممّا اكتسبن.»147
همان‌گونه كه اگر مردان چيزي تحصيل كنند مالك آن مي‌شوند زنان نيز اگر مالي به دست آورند مالك آن خواهند بود و شوهر يا مرد ديگري نمي‌تواند خود را مالك آن يا شريك در آن بداند، خديجه همسر بزرگوار پيامبر (ص) اموال زياد داشت و آن اموال را به تجارت مي‌پرداخت يا به ميل خود آن اموال را در پيشبرد اسلام بذل و صرف مي‌كرد.148
نسبت به مالكيت زنان قيد و شرطي وجود ندارد،‌ يعني مالك شدن آن‌ها از راه‌هاي مشروع منوط به اذن نيست، زنان مالك ارث، نفقه، مهريه، هبه و درآمد حاصل از كار و فعاليت و ساير درآمدهايي كه از طرف شرع به آنان تعلّق مي‌گيرد هستند و خواست و اراده ديگران در اين جهت تأثير ندارد.149
در انواع مختلف حقوق مالكيت و استقلال در تصرّف اموال منقول و غير منقول و سائر شؤون تابعه آن از: تجارت، عطيّه و بخشش، رهن – قرض- صلح- شركت – مضاربه و سرمايه‌گذاري- حواله- كفالت- وقف- نذر- قوانين افلاس و محجوريت- اجاره- كشاورزي و مزارعه- باغداري- مساقات- وديعه- ضمان- عاريه- وصيت و واگذاري اموال به اشخاص- شفعه- قرادادهاي بازرگاني و غير آن- جُعاله- احياي موات.
هريك از اين عناوين باب مهمّي از ابواب فقه اسلامي را تشكيل مي‌دهند وبراي زنان و مردان، تبعيض در آن نبوده، در اين حقوق مساوي مي‌باشند.150
2) ارث
در عصر جاهليت زن هيچ‌گونه سهم از ارث نداشت. اعراب زنان و دختران را لايق ارث بري نمي‌دانستند و مي‌گفتند لايرثنا الّا من يحمل السيف و يحمي البيضة يعني آ كسي كه نمي‌تواند شمشير كشد و از قبيله دفاع كند نبايد ارث برد، تنها پسران و در نبود آنها برادران و يا مردان فاميل وارث متوفي بود.151
اين منحصر به اعراب نبود در قوانين قديم هندي و ژاپني و روسي و يوناني و ايراني تبعيض‌هاي ناروا در مسأله ارث زياد وجود داشته است.152
امّا قرآن كريم بر همه اين باورها و اعتقادات و قوانين ظالمانه خط بطلان كشيد و اعلان مي‌دارد مردان سهمي از اموالي كه پدر و مادر و نزديكان بجاي مي‌گذارند دارند و زنان هم سهمي، خواه كم باشد يا زياد، بنابراين هيچ يك حق ندارند سهم ديگري را غصب بكند. للرّجال نصيب ممّا ترك الوالدان و الاقربون و للنّساء ممّا ترك الوالدان و الأقربون ممّا قلّ منه أو اكثر نصيباً مفروضاً.153
3) حق وصيت براي زنان
اسلام با دادن استقلال اقتصادي به زنان و به رسميت شناختن مالكيت آنان اجازه وصيت كردن در اموال را به آنان داد. زن حق دارد همچون مرد، در اموال خويش به مقدار ثلث وصيت كند.
آياتي كه بر اين مطلب دلالت دارند دو دسته‌اند:
1- آياتي كه وصيت رابه همه مردم اجازه داده است، كه شامل مرد و زن مي‌شود،‌ مانند آيه 106 سوره مائده و 180 سوره بقره
خداوند متعال در سوره بقره آيه 180 مي‌فرمايد: كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ
بر شما نوشته شده، هنگامي كه يكي از شما را مرگ فرارسد،‌ اگر چيز خوبي‌ (مالي) از خود به جاي گذارده، براي پدر و مادر و نزديكان، بطور شايسته وصيت كند اين حقي است بر پرهيزگاران
در اين آيه، براي وصيت در حق پدر و مادر و خويشاوندان سفارش شده است. هر چند با نزول آيات ارث، وجوب وصيت برداشته شد، ولي استجاب آن‌ها و محبوبيت وصيت باقي است.
در استحباب وصيت كردن براي والدين و خويشاوندان زن و مرد هردو مساوي‌اند.
در آيه 106 سوره مائده نيز از گواه بر وصيت به هنگام مرگ سخن مي‌گويد. در آن‌جا آمده است كه مؤمنان به هنگام مرگ براي حفظ حقوق و رشد و بازماندگان و ايتام و صغار، وصيت كنند و دو تن عادل را براي اين وصيت گواه بگيرند. آن حكم نيز شامل زن و مرد هر دو مي‌باشد.
2- در برخي از آيات بالخصوص، سخن از وصيت زن آمده و اين حق را براي او محفوظ داشته است، همان‌گونه كه براي مردان چنين حقي را قرار داده است. در آيات ارث، وقتي كه سخن از سهام هر يك از زن و مرد است، به حق وصيت آنان تصريح شده است. مشروح اين آيات را در بحث تفاوت‌هاي حقوقي ميان زن و مرد مي‌خوانيم ولي در اين‌جا به قسمتي كه مورد نياز است اشاره مي‌كنيم.
در سوره نساء آيه 12 آمده است وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ
و براي شما، نصف ميراث زنانتان است اگر آن‌ها فرزندي نداشته باشند و اگر فرزندي داشته باشند، يك چهارم از آن شما است، پس از انجام وصيت كه كرده‌اند، و اداء دين آن‌ها
در آيه جمله مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا، بر حق وصيت زنان دلالت دارد كه در واقع اين حق وصيت از حق مالكيت زنان و استقلال اقتصادي آنان ناشي مي‌شود.
در ادامه آيه، از حق وصيت مردان سخن مي‌گويد و مي‌فرمايد مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصون بِهَا كه در واقع نشان مي‌دهد، زن و مرد هر دو به طور يكسان از حق وصيت برخوردارند و هردو صنف مي‌توانند در اموال خويش وصيت كنند.154

نتيجه‌گيري
براساس آموزه‌هاي ديني كه داراي منشأ قرآن است زن و مرد داراي اشتراك در گوهر انساني بوده و هر دو از يك جنس آفريده شده‌اند. اين ديدگاه بيانگر اين حقيقت است كه هر دو به طور مشترك از روح و تكريم الهي، سازگاري با دين، گرايش به اعتقادات، سعادت و كمال بر خوردار بوده و در بسياري از حقوق و تكاليف اشتراك داشته و هر دو داراي حقوق مستقل اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي مي‌باشند.با وجود اين همانندي، تفاوت‌هاي جسمي و فيزيكي زن و مرد قابل انكار نيست امّا نكته‌ي مهم اين است كه:
اوّلاً: اين تفاوت‌ها نه موجب برتري يكي و نه دليل كاستي ديگري است، بلكه براي ادامه حيات، درك متقابل تمايل دو سويه، تقسيم مسؤوليت‌هاي فردي، اجتماعي هماهنگ با فطرت است.
ثانياً: اين تفاوت‌ها بستر ساز و خاستگاه بسياري از حقوق و مسؤوليت‌ها براساس استعدادها، توانايي‌ها، ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي هركدام بوده است.
مشتركات تكويني و تشريعي زن و مرد در قرآن:
1- تساوي در ماهيت انساني و لوازم آن155
2- تساوي در راه تكامل انساني و قرب به خدا و عبوديت156
3- تساوي در امكان انتخاب جناح حق و باطل و كفر و ايمان157
4- اشتراك در اكثر تكاليف و مسؤوليت‌ها، گرچه به لحاظ فرهنگ محاوره‌اي گاهي به صيغه مذكر بيان شده‌اند158
5- استقلال اجتماعي، سياسي و اعتقادي زنان و حق مشاركت159
6- استقلال اقتصادي زنان، حال آن‌كه غرب تا چند دهه پيش زن را مالك هيچ چيزي نمي‌دانست160
7- برخورداري مادران از حقوق خانوادگي مساوي، با پدران، بلكه حق مادر با توجّه به زحمات و تكاليف و مسؤوليت‌هايش، گاهي بيش‌تر است.161

فصل سوم

تحليل تفاوت زن و مرد در ارث

فصل سوم: تحليل تفاوت زن و مرد در ارث
مقدمه
ديناي قديم يا به زن اصلاً ارث نمي‌داد و يا ارث مي‌داد امّا براي او استقلال و شخصيت حقوقي قائل نمي‌شد و مثل صغير با او رفتار مي‌كرد. در بعضي قوانين هم تنها به دختر ارث مي‌دادند نه به فرزندان او بر خلاف پسر كه هم خودش ارث مي‌برد و هم فرزندانش مي‌توانستند وارث مالي پدر بزرگ شوند.
علّت اصلي محروميت زنان از ارث جلوگيري از انتقال ثروت خانواده‌اي به خانواده ديگري بود؛ زيرا آن‌ها نقش مادر را در توليد فرزند ضعيف دانسته مادران فقط ظروفي هستند كه در آن ظرف‌ها نطفه مرد پرورش مي‌يابد و فرزند به وجود مي‌آيد از اين رو معتقد بودند كه فقط فرزند زادگان پسري يك مرد جزء خانواده او هستند امّا فرزند زادگان دختر او متعلّق به خانواده شوهر آن دختر بود.
و علّت ديگر اين محروميت ضعف قدرت سربازي زن بود كه مي‌بينيم عرب جاهليت وقتي در ميان وارثان، مردي وجود داشت، به زن ارث نمي‌داد و مي‌گفت كه اين مرد است كه بايد سلاح بردارد و از خون زنها دفاع كند، پس ثروت هم متعلّق به مردان باشد.162
در اين فضاي حقوقي و اجتماعي كه زن از ارث و از بسياري از حقوق اجتماعي محروم بود خورشيد اسلام تابيد و قرآن مجيد نازل شد و ضمن اعطاي حقوق انساني و اجتماعي و مدني به زن و بالابردن شأن و حيثيت انساني او در مورد ميراث نيز مقرراتي وضع كرد و براي زن اعمّ از مادر، خواهر، دخر، زوجه سهمي از ماتركه قرار داد و ميراث واقع شدن زن را تقبيح و تحريم كرد.163

مفهوم ارث
ارث در لغت
ارث ار ريشه «ورث» به معناي آثار باقي مانده از شئ و انتقال اموال يا امور معنوي از انسان به ديگري است.164 ابن منظور از ابن الاعرابي نقل مي‌كند كه ارث در حَسَب و ورث در مال است و همچنين مي‌گويد اصل كلمه ارث ورث بوده است و همزه، واو بوده است.165
ميراث به دو معنا به كار رفته است: الف: به معناي مصدر فعل، وَرَثَ يَرِثُ، است و اصل آن مؤراث بر وزن مفعال است كه واو آن براي كسره ماقبل به ياء قلب شده است.166 بنابراين ميراث، عبارت است از رسيدن دارائي انسان پس از مرگش اصالتاً به حكم شرع، به كسي كه با او پيوند نسبي يا سببي دارد.
ب: ميراث معناي موروث اسم مفعول فعل وَرِثَ يَرِثُ است بنابراين ميراث عبارت از خود دارائي است كه ميّت از خود به جا بگذارد.167
ارث در اصطلاح
ارث انتقال بخشي يا همه يك شيئ از شخصي يا موضوعي كه مدّت زندگي او تمام شده است را به ديگري، حال آن چيز مادّي باشد يا معنوي.168
ارث در اصطلاح اهل فنّ، انتقال مالكيت از ميّت به وارثان زنده او است چه ماتَرَك مال و دارايي منقول باشد چه زمين و باغ، يا حقّي از حقوق شرعي.169
تاريخچه ارث در ميان اقوام و تمدّن‌هاي مختلف
الف: ارث زن در روم
رومي‌ها خانواده را واحد مستقل مي‌دانستند و در جميع امور حقوقي و اجتماعي آن را از نفوذ حكومت، مصون مي‌داشتند، سرپرست خانواده معبود اعضاء خانواده بود و اگر مالي يافت مي‌گرديد به خانواده تعلّق نمي‌گرفت و رئيس خانواده وارث و مالك آن مي‌شد و هنگامي كه او مي‌مرد يكي از پسران و برادران كه مي‌توانست خانواده را سرپرستي و اداره كند وارث او مي‌گرديد، به هرحال زن‌ها اعم از دختر، مادر، زوجه از ارث محروم

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد زنان مسلمان، وزارت خارجه، حقوق انسان، حقوق زنان Next Entries منبع مقاله درمورد تعدد زوجات، حقوق زنان