منبع مقاله درمورد سطح معنادار، خودپنداره، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

معنادار نميباشد.
يافتهها نشان ميدهند که ميانگين مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افرادي که اوقات فراغت خود را با خانواده ميگذرانند، نسبت به سايرين بالاتر است(جدول 8-3-5-). با توجه به مقدار F به دست آمده(317/11) و سطح معناداري (000/0=Sig)، اين تفاوت در سطح 99 درصد معنادار ميباشد.
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (319/0=r) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين دلبستگي به خانواده و دوستان و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي متوسط و مثبت است(جدول 9-3-5-)، بدين معني که هرچه دلبستگي به خانواده و دوستان افزايش يابد، مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي نيز افزايش مييابد.
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (419/0r=) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين تعهد به هنجارها و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي متوسط و مثبت است(جدول 9-3-5-)، بدين معني که هرچه تعهد به هنجارها افزايش يابد، مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افزايش مييابد.
با توجه به دادههاي به دست آمده و مشاهده ضريب پيرسون (441/0r=) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين مشارکت و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي متوسط و مثبت است، بدين معني که هرچه مشارکت افزايش يابد، مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افزايش مييابد(جدول 9-3-5-).
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (387/0r=) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين باور به اصول اخلاقي و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي متوسط و مثبت است(جدول 9-3-5-)، بدين معني که هرچه باور به اصول اخلاقي افزايش يابد، مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي نيز افزايش مييابد.
با توجه به دادههاي به دست آمده و مشاهده ضريب پيرسون (446/0r=) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين خودپنداره و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي متوسط و مثبت است، بدين معني که هرچه خودپنداره افزايش يابد، مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افزايش مييابد(جدول 9-3-5-).
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (355/0r=) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين خود-کنترلي و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي متوسط و مثبت است، بدين معني که هرچه خودکنترلي افزايش يابد، مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي نيز افزايش مييابد(جدول 9-3-5-).
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (158/0-r=) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين همنشيني با دوستان بزهکار و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي ضعيف و معکوس است، بدين معني که هرچه همنشيني با دوستان بزهکار افزايش يابد، مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي کاهش مييابد(جدول 9-3-5-).
با توجه به دادههاي به دست آمده و مشاهده ضريب پيرسون (358/0r=) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين نظارت والدين بر فرزندان و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي متوسط و مثبت است، بدين معني که هرچه نظارت والدين بر فرزندان افزايش يابد، مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي نيز افزايش مييابد(جدول 9-3-5).
همبستگي بين مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي با مؤلفههاي هفت گانهي رفتارهاي پرخطر در جدول 10-3-5- نشان داده شده است. همانطور که دادهها نشان ميدهند، ضريب پيرسون براي همهي مؤلفهها، منفي و معنادار است. براي رانندگي خطرناک در سطح 95 درصد و براي ساير مؤلفهها در سطح 99 درصد معنادار ميباشد. مؤلفهي خودکشي با ضريب پيرسون(379/0-r=) داراي بيشترين همبستگي(البته منفي) و رانندگي خطرناک با ضريب پيرسون (093/0-r=) کمترين همبستگي را با متغير مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي داشته است.
بر اساس دادههاي جدول 11-3-5- يعني ضريب پيرسون (049/0-=r) و سطح معناداري(232/0sig=)، بين سن و رفتارهاي پرخطر همبستگي وجود ندارد.
بر اساس دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (044/0-=r) و سطح معناداري(289/0sig=)، بين تحصيلات و رفتارهاي پرخطر همبستگي وجود ندارد(جدول 11-3-5-).
بر اساس دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (125/0=r) و سطح معناداري(003/0)، بين درآمد و رفتارهاي پرخطر در سطح 99 درصد همبستگي مثبت و ضعيفي وجود دارد(جدول 11-3-5-). به عبارت ديگر، هرچه درآمد افزايش يابد، رفتارهاي پرخطر نيز بيشتر ميشود. اين يافته با نتايج پژوهشهاي داخلي مانند باريکاني(1387) و بوستاني(1391) همسو و زاده محمدي و احمدآبادي(1387) ناهمسو ميباشد.
يافتهها نشان ميدهد ميانگين نمره رفتارهاي پرخطر مردان برابر با 30/22 و زنان برابر با 16/12 ميباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (35/9) و سطح معناداري (000/0=Sig)، تفاوت ملاحظه شده در سطح بيش از 99 درصد معنادار است. دادهها نشان ميدهند که ميزان رفتارهاي پرخطر مردان بسيار بيشتر از زنان است(جدول 12-3-5-). اين يافته با نتايج پژوهشهاي سلماني و همکاران(1393)، حاجيان و همکاران(1390)، گرمارودي و همکاران(1388)، باريکاني(1387)، زاده محمدي و احمدآبادي(1387)، سرسدال و همکاران(2014)، خميس(2014)، هماما و رونن-شنهاو(2013)، وانگ و همکاران(2009) همسو و با پژوهش لسلي و همکاران(2010) ناهمسو ميباشد.
يافتهها نشان ميدهد ميانگين نمره رفتارهاي پرخطر افراد مجرد برابر با 99/18 و افراد متأهل برابر با 32/14 ميباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (11/3) و سطح معناداري (002/0=Sig)، تفاوت ملاحظه شده در سطح بيش از 99 درصد معنادار است. دادهها نشان ميدهند که ميزان رفتارهاي پرخطر افراد مجرد بيشتر از متأهلين است(جدول 13-3-5-). تأهل ميتواند نظم نويني در زندگي ايجاد کند و به عنوان يک عامل بازدارنده براي رفتارهاي پرخطر قلمداد شود. نتيجه به دست آمده با يافتههاي پژوهش حاجيان و همکاران(1390) همسو مي باشد.
يافتهها نشان ميدهد ميانگين نمره رفتارهاي پرخطر افراد فارس برابر با 03/17 و غيرفارس برابر با 17/22 ميباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (475/3-) و سطح معناداري (001/0=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است. دادهها نشان ميدهند که ميزان رفتارهاي پرخطر افراد غيرفارس بيشتر از افراد فارس ميباشد(جدول 14-3-5-).
دادههاي جدول 15-3-5- نشان ميدهند افرادي که داراي مسکن سازماني و اجارهاي ميباشند ميانگين رفتارهاي پرخطر آنها بالاتر است. اما با توجه به مقدار F به دست آمده(839/0) و سطح معناداري (473/0=Sig)، اين تفاوت معنادار نميباشد.
يافتهها نشان ميدهند که ميانگين رفتارهاي پرخطر افراد متعلق به طبقه پايين از طبقه بالا و متوسط بيشتر است(جدول 16-3-5-). با توجه به مقدار F به دست آمده(828/3) و سطح معناداري (022/0=Sig)، اين تفاوت در سطح 95 درصد معنادار ميباشد. نتيجه به دست آمده با يافتههاي تحقيق زاده محمدي و احمدآبادي(1387) همسو ميباشد.
يافتهها نشان ميدهند که ميانگين رفتارهاي پرخطر افرادي که با مادر خود و افرادي که به صورت مستقل زندگي ميکنند، نسبت به سايرين بالاتر است. همچنين ميانگين رفتارهاي پرخطر کساني که با همسر خود زندگي ميکنند(افراد متأهل) نسبت به سايرين کمتر است(جدول 17-3-5-). با توجه به مقدار F به دست آمده(015/3) و سطح معناداري (011/0=Sig)، اين تفاوت در سطح 95 درصد معنادار ميباشد. نتيجه به دست آمده با يافتههاي پژوهش آلبوکردي و همکاران(1390)، هماما و رونن-شنهاو(2013) همسو ميباشد.
يافتهها نشان ميدهند که ميانگين رفتارهاي پرخطر افرادي که اوقات فراغت خود را با دوستانشان ميگذرانند، نسبت به سايرين بالاتر است. همچنين ميانگين رفتارهاي پرخطر کساني که اوقات فراغت را با خانواده ميگذرانند، نسبت به سايرين کمتر است(جدول 18-3-5-). با توجه به مقدار F به دست آمده(744/36) و سطح معناداري (000/0=Sig)، اين تفاوت در سطح 99 درصد معنادار ميباشد. اين يافته با نتايج پژوهش احمدي و همکاران (1380) همسو است.
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (124/0-=r) و سطح معناداري(002/0=sig)، رابطه بين دلبستگي به خانواده و دوستان و رفتارهاي پرخطر ضعيف و معکوس است، بدين معني که هرچه دلبستگي به خانواده و دوستان افزايش يابد، رفتارهاي پرخطر کاهش مييابد(جدول 19-3-5-). اين يافته با نتايج پژوهش عليوردينيا و همکاران(1390)، خواجه نوري و هاشمي نيا(1390)، احمدي و همکاران(1388)، جلايي پور و حسيني نثار(1387)، احمدي و همکاران(2000)، همسو ميباشد.
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (524/0-=r) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين تعهد به هنجارها و رفتارهاي پرخطر متوسط و معکوس است، بدين معني که هرچه تعهد به هنجارها افزايش يابد، رفتارهاي پرخطر کاهش مييابد(جدول 19-3-5-). نتيجه به دست آمده با يافتههاي پژوهش وونگ تونگکام و همکاران(2014)، لسلي و همکاران(2010)، احمدي و همکاران(2000) همسو ميباشد.
با توجه به دادههاي به دست آمده و مشاهده ضريب پيرسون (283/0-=r) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين مشارکت و رفتارهاي پرخطر ضعيف و معکوس است، بدين معني که هرچه مشارکت افزايش يابد، رفتارهاي پرخطر کاهش مييابد(جدول 19-3-5-). نتيجه به دست آمده همسو با پژوهش جلايي پور و حسيني نثار (1387) است.
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (482/0-=r) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين باور به اصول اخلاقي و رفتارهاي پرخطر متوسط و معکوس است، بدين معني که هرچه باور به اصول اخلاقي افزايش يابد، رفتارهاي پرخطر کاهش مييابد(جدول 19-3-5-). نتيجه به دست آمده با يافتههاي پژوهش احمدي و همکاران(1388)، جلايي پور و حسيني نثار (1387)، وونگ تونگکام و همکاران(2014)، ليرد و همکاران(2011) همسو ميباشد.
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (213/0-=r) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين خودپنداره و رفتارهاي پرخطر ضعيف و معکوس است، بدين معني که هرچه خودپنداره افزايش يابد، رفتارهاي پرخطر کاهش مييابد(جدول 19-3-5-). نتيجه به دست آمده با يافته هاي پژوهش فريرا و همکاران(2014)، دودوويتز و همکاران(2013) همسو ميباشد.
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (105/0-=r) و سطح معناداري(003/0=sig)، رابطه بين خود-کنترلي و رفتارهاي پرخطر ضعيف و معکوس است، بدين معني که هرچه خودکنترلي افزايش يابد، رفتارهاي پرخطر کاهش مييابد(جدول 19-3-5-). نتايج به دست آمده با يافته هاي پژوهش جلايي پور و حسينينثار(1387)، پروين و علي بابايي(1392)، هولت و همکاران(2014)، يو(2014)، ازدمير و همکاران(2013)، هماما و رونن-شنهاو(2013)، ليرد و همکاران(2011) همسو ميباشد.
با توجه به دادههاي به دست آمده و مشاهده ضريب پيرسون (313/0=r) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين همنشيني با دوستان بزهکار و رفتارهاي پرخطر متوسط و مثبت است، بدين معني که هرچه همنشيني با دوستان بزهکار افزايش يابد، رفتارهاي پرخطر نيز افزايش مييابد(جدول 19-3-5-). نتايج اين پژوهش با يافتههاي پژوهش آلبوکردي و همکاران(1390)، احمدي و همکاران(1380)، وونگ تونگکام و همکاران(2014)، تاکر و همکاران(2014)، وارويل-ولد و همکاران(2014)، لسلي و همکاران(2010) همسو ميباشد.
با توجه به دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (396/0-=r) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين نظارت والدين بر فرزندان و رفتارهاي پرخطر متوسط و معکوس است، بدين معني که هرچه نظارت والدين بر فرزندان افزايش يابد، رفتارهاي پرخطر کاهش مييابد(جدول 19-3-5-). نتيجهي به دست آمده با يافتههاي پژوهش عليوردي نيا و همکاران(1390)، وارويل-ولد و همکاران(2014)، ازدمير و همکاران(2013)، وانگ و همکاران(2013) همسو ميباشد.
با توجه به دادههاي به دست آمده و مشاهده ضريب پيرسون (349/0-=r) و سطح معناداري(000/0=sig)، رابطه بين مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي و رفتارهاي پرخطر متوسط و معکوس است، بدين معني که هرچه مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افزايش يابد، رفتارهاي پرخطر کاهش مييابد(جدول 20-3-5-). در رابطه با ابعاد مهارتها، دادهها نشان دهندهي اين است که مهارت اجتماعي بيشترين همبستگي(427/0-=r) و مهارت ارتباطي کمترين همبستگي(097/0-=r) را با رفتارهاي پرخطر دارند. به علاوه،

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد خودپنداره، سطح معنادار، شبکه روابط Next Entries منبع مقاله درمورد آموزش مهارت، خودپنداره، سلامت روان، مصرف مواد