منبع مقاله درمورد سطح معنادار، آموزش مهارت، خودپنداره

دانلود پایان نامه ارشد

لازم به ذکر است که جهت تعيين اثرات غيرمستقيم يا مسير غيرمستقيم، ضرايبي که در امتداد آن مسير قرار گرفته اند را در هم ضرب مي کنيم. مثلاً جهت تعيين اثرات غيرمستقيم تعهد بر رفتارهاي پرخطر به صورت زير عمل مي کنيم.
028/0-=(164/0-) ×(173/0)
اشکال 5-1- و 5-2- نيز نمودار تحليل مسير و مدل نهايي استخراج شده از پژوهش را نشان مي دهند. در شکل 5-1، متغيرهايي که توانستند وارد مدل تحليل مسير شده و چه به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم بر روي متغير وابسته تأثير گذاشته اند مشاهده مي شود. در شکل 5-2- نيز متغيرهاي استخراج شده از چارچوب نظري که توانستند بخشي از متغير وابسته را تبيين نمايند نشان داده شده اند. همانطور که مشخص است، بخشي از متغيرهاي موجود در مدل تجربي فصل سوم، در مدل نهايي حذف شده اند، به اين معني که داراي تأثير بر روي متغير وابسته نبوده اند.
جدول 39-3-5- اثرات مستقيم، غير مستقيم و کل متغيرهاي مستقل بر رفتارهاي پرخطر
متغيرها
اثر مستقيم
اثر غير مستقيم
اثرکل
جنسيت(مرد)
277/0

277/0
باور به اصول اخلاقي
239/0-
025/0-
264/0-
تعهد به هنجارها
191/0-
028/0-
219/0-
مهارت اجتماعي و ارتباطي
164/0-

164/0-
همنشيني با دوستان بزهکار
160/0

160/0
نظارت والدين بر فرزندان
094/0-

094/0-
خودپنداره

034/0-
034/0-
مشارکت

028/0-
028/0-
خودکنترلي

023/0-
023/0-
دلبستگي و تعلق

023/0-
023/0-
سن

013/0
013/0

در نمودار تحليل مسير به غير از ضرايب بتا ارقام ديگري به نام ارقام e وجود دارد که اثر عوامل ناشناخته (عواملي جز متغيرهاي مدل) مي باشد. اين ارقام را کميت خطا463 مي نامند که نشان دهنده مقدار واريانس متغيري است که متغيرهاي متقدم مدل آن را تبيين نکرده اند. با مجذور کردن کميت خطا (e) واريانس تبيين نشده بدست مي آيد. براي يافتن مقدار واريانس تبيين شده يعني R2 کافي است e2 را از يک کم کنيم (e2 -1= R2)(دواس، 1385: 225). جدول 40-3-5- کميت خطاي e مدل تحليل مسير را نشان مي دهد. با توجه به داده هاي جدول مي توان گفت که مدل ما حدود 47 درصد از تغييرات متغير وابسته رفتارهاي پرخطر را تبيين کرده است و در واقع حدود 53 درصد از تغييرات متغير وابسته تبيين نشده است.

جدول 40-3-5- کميت خطاي e مدل تحليل مسير
متغير
e
e2
R2= 1- e2
مهارت هاي اجتماعي و ارتباطي
77/0
59/0
59/0-1=41/0
رفتارهاي پرخطر
73/0

53/0

53/0-1=47/0

شکل5-1- نمودار تحليل مسير

شکل5-2- مدل نهايي استخراج شده از پژوهش

فصل ششم

بحث و نتيجهگيري

6-1- يافتهها

تغييرات اجتماعي و فرهنگي در دهههاي خير در کشور ما از سرعت بالا و دامنهداري برخوردار شده، و همين امر پيامدهاي مختلفي در ابعاد گوناگون به همراه داشته است. اين تغييرات ممکن است بعضاً اثرات نامطلوبي در زندگي اجتماعي به وجود آورند، به طوري که افراد نتوانند خود را با تغييرات تازه، سازگار و همراه کنند. به همين دليل، با وقوع هر دگرگوني مهمي و رخداد تازهاي، وضعيت زندگي مردم تغيير کرده و دامنهي نيازمنديهاي آنها گسترش مييابد. از آنجا که به دليل مسايل و مشکلات متعدد، امکان برآورده شدن نيازها و خواستههاي بيشمار افراد وجود ندارد، محروميتهاي ناشي از عدم ارضاي نيازها، زمينهي وقوع رفتارهاي بزهکارانه و کجرويها مانند سرقت، اعتياد، انحرافات جنسي و … را فراهم ميکند(هزارجريبي و همکاران، 1389: 323-324). در اين ميان، کساني که به واسطهي شرايط سني، بيشتر در معرض اين دگرگونيها و پيامدهاي ناشي از آنها هستند، يعني نوجوانان و جوانان داراي بيشترين اهميت بوده و کارگزاران جامعهپذيري و نهادهاي اجتماعي که وظيفهي دروني کردن هنجارها و ارزشها، آموزش مهارتهاي اجتماعي، تطبيقپذيري و روشهاي مقابله با شرايط دشوار زندگي را بر عهده دارند، از برجستگي و اولويت بيشتري برخوردارند.
اين رساله به دنبال اين هدف بوده است تا نقش بازدارندگي مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي در وقوع رفتارهاي پرخطر را مورد بررسي و تحليل قرار دهد. سؤالات اساسي که اين پژوهش به دنبال پاسخگويي به آنها بوده است، از جمله اينکه مهمترين رفتارهاي پرخطر جوانان کدام هستند؟ آيا بهرهمندي از مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي، نقش بازدارندگي در رابطه با رفتارهاي پرخطر دارد يا نه؟ و آيا کنترلهاي فردي و اجتماعي اثر بازدارندگي بر روي رفتارهاي پرخطر جوانان دارد؟
نوجواني و جواني يک دوره بحراني، حساس و مسأله آفرين در زندگي است. ناکافي بودن تجارب و محدود بودن آگاهي موجب ميشوند تا نوجوانان و جوانان واکنشهاي مختلفي نسبت به محدوديتها و مشکلات از خود نشان دهند که بخشي از اين واکنشها ميتواند در قالب رفتارهاي بزهکارانه و پرخطر نمود پيدا کند. الگوهاي رفتاري مهم که ميتوانند بر سرتاسر زندگي فرد تأثير بگذارند در اين دوران شکل ميگيرند و بسياري از رفتارهاي پرخطر از اين دوره شروع ميشوند(باريکاني، 1386: 192). نوجواني و جواني همواره دورهاي تلقي شده که در آن رفتار خطرپذيري شايع است. پژوهشهايي که در 20 سال گذشته انجام شده است، به طور روزافزون تصوير کاملتري را از نوجوانان و جواناني که در معرض بيشترين خطر پرخاش و خشونت هستند، به ما ارائه ميدهد(مارکوس464، 1391: 8-9). در اين شرايط، برخورداري فرد از مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي از جمله ضرورتهاي اساسي زندگي و مانع گرايش فرد به سوي رفتارهاي پرخطر ميگردد.
نگاهي تاريخي به موضوع رفتارهاي بزهکارانه نشان ميدهد که از گذشتههاي دور تا به امروز ذهن بشر درگير اين موضوع بوده و در هر دورهاي، تبيينهاي گوناگوني را براي اين رفتارها به کار ميبردهاند. در فصل دوم رساله سعي شده تا سير تحول بزهکاري را در طول تاريخ به صورت اجمالي بررسي شود. مروري بر پژوهشها و مطالعات داخلي نشان ميدهد که مطالعات چنداني که به بررسي رابطهي بين مهارتهاي اجتماعي و رفتارهاي پرخطر پرداخته باشند، وجود ندارد. اما مطالعات خارجي کمتر با اين مشکل مواجه هستند و پژوهشهاي بيشتري در خارج از ايران به بررسي رابطهي بين اين دو متغير پرداختهاند. بنابراين سعي شد که به پژوهشهاي مرتبط با ابعاد مختلف موضوع پرداخته شود. از آنجايي که اين پژوهش درصدد بررسي ارتباط دو مفهوم مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي و رفتارهاي پرخطر مي باشد، نياز بود که مروري بر نظريههاي مختلف درباره هردو حوزه يعني هم رفتارهاي بزهکارانه و پرخطر و هم مهارتهاي اجتماعي انجام شود. بنابراين، ابتدا نظريههاي مربوط به رفتارهاي بزهکارانه به طور مفصل از رويکرد جامعهشناختي مورد بررسي قرار گرفته است، در ادامه نظريههايي که به شکل تخصصي رفتارهاي پرخطر را مورد تبيين قرار دادند نيز مطرح شد. در بخش مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي به عنوان متغير مستقل اصلي نيز به نظريههاي مرتبط با اين حوزه پرداخته شده است. به دليل اين که اين پژوهش به دنبال بررسي متغيرهايي مي باشد که نقش بازدارندگي در رابطه با رفتارهاي پرخطر دارند، نظريههاي کنترل اجتماعي و همنشيني افتراقي در رابطه با رفتارهاي پرخطر و نظريه يادگيري اجتماعي بندورا در رابطه با مهارت هاي اجتماعي و ارتباطي به عنوان چارچوب نظري پژوهش انتخاب شده است. براساس چارچوب نظري اقدام به تشکيل مدلهاي مفهومي و تجربي پژوهش نموده و مطابق با مدل مفهومي، تعدادي قضيه و براساس مدل تجربي پژوهش، مجموعهاي از فرضيهها استخراج گرديده است.
با استناد به روششناسي کمي، روش مورد استفاده در اين پژوهش، پيمايش بوده که با توجه به فرضيههاي پژوهش، پرسشنامه طراحي گرديد. جامعه آماري کليه جوانان 15 تا 29 ساله شهر شيراز بودند که بر اساس جدول لين، جمعيت نمونه 600 نفر انتخاب شد. ابتدا پرسشنامهي طراحي شده از طريق پيش آزمون مورد بررسي قرار گرفت تا پايايي و روايي آن مشخص شود. همچنين با مشورت با اساتيد و کارشناسان مختلف و با توجه به نتايج پيش آزمون، پرسشنامه نهايي طراحي شد. شيوه نمونه گيري، نمونه گيري چندمرحله اي بوده که با درنظر گرفتن مناطق مختلف شهر شيراز، به انتخاب نمونهاي از ميان اعضاي يک خانوار که بين 15 تا 29 سال داشت، منجر شد. در نهايت دادههاي 600 پرسشنامه وارد نرم افزار SPSS گرديد و مورد تحليل قرار گرفت.
تجزيه و تحليل دادهها، يافتههايي به شرح زير را در بر داشته است:
يافتهها نشان ميدهد که 9 درصد از پاسخگويان داراي مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي کم، 7/68 درصد داراي مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي متوسط و 3/22 درصد داراي مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي زياد بودهاند. همچنين، 7/80 درصد پاسخگويان داراي رفتارهاي پرخطر در سطح کم، 3/16 درصد داراي رفتارهاي پرخطر در سطح متوسط و 3 درصد نيز داراي رفتارهاي پرخطر در سطح زياد بوده اند(جدول 71-2-5-). به طور کلي، بيشتر پاسخگويان از مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي متوسطي برخوردار بودند. به علاوه، درصد بالايي از پاسخگويان داراي رفتارهاي پرخطر در سطح کم بودهاند و فقط 3 درصد داراي رفتارهاي پرخطر در سطح زياد بودهاند.
بر اساس دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (115/0=r) و سطح معناداري(005/0sig=)، بين سن و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي همبستگي مثبت و ضعيفي وجود دارد. به عبارت ديگر، هرچه سن بالاتر ميرود، ميزان مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افزايش مييابد(جدول 1-3-5-).
بر اساس دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (095/0=r) و سطح معناداري(022/0sig=)، بين تحصيلات و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي در سطح 95 درصد همبستگي مثبت و ضعيفي وجود دارد. با افزايش تحصيلات، ميزان مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افراد افزايش مييابد(جدول 1-3-5-).
بر اساس دادههاي به دست آمده يعني ضريب پيرسون (035/0-=r) و سطح معناداري(414/0sig=)، بين درآمد و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي همبستگي وجود ندارد(جدول 1-3-5-).
يافتهها نشان ميدهد ميانگين نمره مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي مردان برابر با 68/141 و زنان برابر با 95/141 ميباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (196/0-) و ضريب معناداري (845/0=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار نيست. البته دادهها نشان ميدهند که ميزان مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي مردان اندکي کمتر از زنان است(جدول 2-3-5-).
يافتهها نشان ميدهد ميانگين نمره مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افراد مجرد برابر با 80/140 و افراد متأهل برابر با 30/146 ميباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (146/3-) و ضريب معناداري (002/0=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است. دادهها نشان ميدهند که ميزان مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افراد متأهل بيشتر از مجردين است(جدول 3-3-5-).
دادههاي جدول 4-3-5- نشان ميدهد ميانگين نمره مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افراد داراي قوميت فارس برابر با 06/142 و غيرفارس برابر با 83/140 ميباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (773/0) و ضريب معناداري (440/0=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار نيست. دادهها نشان ميدهند که ميزان مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افراد داراي قوميت فارس بيشتر از افراد غيرفارس ميباشد.
يافتهها نشان ميدهند که ميانگين مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افرادي که داراي مسکن شخصي مي-باشند، نسبت به افراد داراي مسکن اجارهاي و سازماني بالاتر است(جدول 5-3-5-). با توجه به مقدار F به دست آمده(418/3) و سطح معناداري (017/0=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است.
دادههاي جدول 6-3-5- نشان ميدهند که ميانگين مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افراد متعلق به طبقه بالا از طبقه متوسط و پايين بالاتر است. با توجه به مقدار F به دست آمده(242/6) و سطح معناداري (002/0=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است.
يافتهها نشان ميدهند که ميانگين مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افرادي که با همسر خود و افرادي که با پدر و مادر خود زندگي ميکنند، نسبت به سايرين بالاتر است(جدول 7-3-5-). با توجه به مقدار F به دست آمده(172/2) و سطح معناداري (056/0=Sig)، اين تفاوت در سطح 95 درصد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان روزنامه نگاران، مجمع عمومی، روزنامه نگاری، نامه نگاری Next Entries پایان نامه با کلید واژگان روزنامه نگاری، نامه نگاری، قانون اساسی، روزنامه نگاران