منبع مقاله درمورد زنان باردار

دانلود پایان نامه ارشد

بقره از عدة زنان مطلّقه سخن مي‌گويد و عدة آنان را سه بار ديدن عادت ماهانه و پاك شدن از آن مي‌داند، البته مقصود زناني است كه با آنان آميزش شده باشد و يائسه نباشد و نيز از حقوق و وظايف متقابل زن و شوهر سخن مي‌گويد و برتري مرد بر زن را در برخي از حقوق به خاطر مسؤوليت سنگين‌تر وي و مديريت خانواده، بازگو مي‌كند.
در سورة احزاب آيه 49 از طلاق زناني كه با آنان آميزش نشده باشد،‌ سخن مي‌گويد و تصريح مي‌كند كه چنين زناني عدّه ندارند.
در آيات سوره طلاق،‌به طور مشروح‌تر عدّة طلاق زنان و احكام جزئي‌تر در اين ارتباط بيان شده است:
1. طلاق وقتي درست است كه زنان در حال پاكي و غير طهر مواقعه باشند.
2. بر ضرورت نگهداشتن حساب عدّة تأكيد دارد كه دقيقاً پس از پايان سومين دوره پاكي از حيض، عده‌اش به سر مي‌آيد.
3. زنان را در ايام عدّه از خانه بيرون نكنيد، و خود زن نيز از منزل كوچ نكند، مگر در صورتي كه زن فاحشه‌اي را انجام داده باشد.
4. فلسفه عدم خروج زن از منزل شوهر در ايّام عده اين است كه ممكن است در اين مدّت مقدمات صلح و سازش فراهم شود و راه تازه‌اي براي اصلاح فراهم گردد.
5. در روزهاي پاياني عدّه مرد بايد تصميم بگيرد يا به نحوي شايسته و براي زندگي مسالمت آميز، به زن رجوع كند يا با شايستگي از وي جدا شود.
6. به هنگام اجراي طلاق وجود دو شاهد عادل لازم است.
7. مردم را به تقواي الهي و توكّل به او توصيه نموده و مخصوصاً در جريان جدايي زن و شوهر كه خوف نادرستي و ستمگري است، توصيه به تقوا مهمّ است.
8. زنان يائسه كه عادت ماهانه نمي‌‌بينند عدّه ندارند.
9. زناني كه به سن بلوغ رسيده‌اند ولي به عللي عادت نمي‌شوند آن‌ها نيز بايد سه ماه عدّه نگهدارند.
10. عدّة زنان باردار آن است كه بار خويش را بر زمين بگذارند و پس از وضع حمل عدّه آن‌ها به پايان مي‌رسد.
11. بر مرد لازم است كه در ايام عدّه براي زن مسكن، نفقه‌اش را تأمين كند.
12. بر مرد لازم است، هزينه مطلّقه كه باردار است، تا زمان وضع حمل بپردازد. و پس از آن نيز اگر زن خواست فرزندش را شير دهد، بايد اجرتي متناسب با مقدار و زمان شير دادن، به وي بپردازد.
13. درباره سرنوشت فرزند، زن و مرد، با هم مشورت كنند.
14. به مرد دستور مي‌دهد كه به اندازه توانايي مال خويش، انفاق و هزينه‌هاي زندگي زن در ايام عده بر عهدة گيرد.362
آية عدّه وفات
در سورة بقره آيه 234 آمده است: «وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»
و كساني كه از شما مي‌ميرند و همسران باقي مي‌گذارند، بايد چهار ماه و ده روز انتظار بكشند (و عدّه نگهدارند) و هنگامي كه به آخر مدّتشان رسيدند، گناهي بر شما نيست كه هرچه مي‌خواهند، درباره خودشان به طور شايسته انجام دهند، و خداوند به آنچه عمل مي‌كنيد آگاه است.
آيه در يك نگاه
اين آيه درباره عدّة زنان شوهر مرده سخن مي‌گويد و دستور مي‌دهد زنان پس از فوت شوهر، لازم است كه به مدّت چهار ماه و ده روز انتظار كشند و عدّه نگهدارند و از ازدواج مجدّد خودداري كنند، ولي پس از آن هر تصميم شايسته‌اي كه درباره خود بگيرند، مانعي ندارد، و اولياء وي حق تصميم‌گيري در سرنوشت او را ندارند.
فلسفه تشريع عدّه
به دست آوردن فلسفه احكام يك نوع فضيلتي است كه به افزايش بصيرت انسان به احكام دين مي‌انجامد وگرنه، در اصل وجوب عمل به احكام نقشي ندارد، زيرا اگر از طريق ادله و دلايل معتبر حكمي اثبات شود، لازم العمل خواهد بود، گرچه فلسفه آن براي انسان مشخّص نباشد، البته از آن‌جا كه احكام واقعي در اسلام را داير مدار مصالح و مفاسد واقعي مي‌دانيم به آن معتقديم هرحكمي كه تشريع شده است نمي‌تواند بدون فلسفه و مفاسد و مصالحي باشد، مسأله عدّه هم يكي از احكام الهي است با نظر به آيات عدّه و روايات اصل وجوب آن ثابت مي‌گردد.
هرچند نمي‌توان به همه فلسفه و حكمت‌هاي آن پي برد، ولي در عين حال با مراجعه به روايات به چند نمونه از فلسفه‌هاي وجودي عدّه اشاره مي‌كنيم.
1. عدّه وسيله حفظ نسل
يكي از فلسفه‌هاي عدّه روشن شدن وضع زن از نظر بارداري است. درست است كه يك بار ديدن عادت ماهانه معمولاً دليل برعدم بارداري زن است ولي گاه ديده شده است، زن در عين بارداري عادت ماهانه را در آغاز حمل مي‌بيند، از اين رو براي رعايت كامل اين موضوع دستور داده شده زن سه بار عادت ماهانه ببيند و پاك شود، تا به طور قطع عدم بارداري از شوهر سابق روشن گردد و بتواند ازدواج مجدّد كند.363
فلسفه تشريع عدّه در روايت محمّد بن سليمان از امام باقر عليه السَّلام هم آمده است كه حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام تصريح مي‌كنند، اين‌كه عدّه زن مطلّقه سه تا پاك شدن از حيض است، براي استبراي رحم او از فرزند است و همين‌طور تصريح امام عليه السّلام كه العدّة من الماء 364 اشاره به همين علّت حكم دارد.
2. عدة فرصتي براي بازگشت و تجديد نظر مرد
يكي ديگر از حكمت‌هاي تشريع عدّه مي‌توان اين باشد كه در اين مدّت نسبتاً طولاني، زمينه بازنگري مرد در جداي كامل از همسرش فراهم مي‌گردد و بر اثر فرو نشستن خشم و حاكميت منطق و خرد، تصميم بربازگشت مسالمت آميز بگيرد. همچنين اگر زن به خاطر رفتارهاي نادرست خود، مرد را وادار به طلاق كرد، در اين مدّت با تأمل و بازنگري در رفتارش، تضمين كافي به شوهرش براي درست كاري و داشتن زندگي شايسته و محبّت آميز مي‌دهد و مرد به وي رجوع مي‌كند.
مخصوصاً يكي از احكامي كه طبق آيات شريفه قرآن براي عدّه بيان شده آن است كه مرد حق ندارد در ايام عدّه زن را از خانه‌اش بيرون كند و زن نيز حق ندارد، خارج شده و در جاي ديگري زندگي كند و بر مرد نيز نفقه زن لازم است. به علاوه آنكه مرد در ايّام عدّه دارد به زن رجوع كند و زندگي زناشويي را از سر بگيرد.
دقّت در اين حكم به خوبي روشن مي‌سازد، هدف مهمّي كه در اين‌جا تعقيب مي‌شده جلوگيري از جدايي كامل بين زن و شوهر و بهم خوردن كانون خانوادگي است، بلكه با ايجاد فرصتي ديگر، راه را براي ادامه زندگي و جلوگيري از عواقب وخيم متلاشي شدن آن در جامعه، هموار سازد.365
3. آرامش و حفظ حريم ازدواج
گاهي در اثر عوامل مختلف زمينه روحي به وضعي در مي‌آيد كه پديد آمدن يك اختلاف جزئي و نزاع كوچك حس انتقام را آنچنان شعله‌ور مي‌سازد كه فروغ عقل و وجدان را خاموش مي‌كند و غالباً تفرقه‌هاي خانوادگي در همين حالات رخ مي‌دهد امّا بسيار مي‌شود كه اندك مدّتي كه از اين كشمكش گذشته، زن و مرد به خود آمده، پشيمان مي‌شوند، خصوصاً از اين جهت كه مي‌بينند با متلاشي شدن كانون خانواده در مسير ناراحتي‌هاي گوناگون قرار خواهند گرفت.366
نظر دقيق و حكيمانه دين مُبين اسلام در حفظ حريم زنگي و كانون خانواده وقتي واضح و روشن مي‌شود كه در دو قانون، مهمّ خانوادگي اسلام را دقّت كنيم:
1. اسلام براي زني كه طلاق گرفته جائز مي‌داند كه در اثناي عدّه براي جلب نظر شوهر خود به انواع مختلف بكوشد و براي او زينت كند و خود را آرايش نمايد (در عدّه طلاق).
2. و زني كه شوهر خود را از دست داده است ترك زنيت (حداد) را در مدّت عده وفات واجب مي‌داند و اكيداً او را از آرايش منع مي‌كند. تا اهمّيت و احترام شوهر را روشن ساخته‌، فقدان او را مهمّ تلقي كرده، هرگز بي اعتنايي و اهانت به او را دور از انصاف و علاقه زناشويي و خارج از دائره محبّت و صميميت بين آن دو (زن و شوهر) مي‌شناسد.
چرا براي مردان عدّه نيست؟
چرا زن بعد از طلاق يا وفات شوهرش بايد عدّه نگه‌دارد، امّا درباره مرد چنين چيزي نيست، بلكه مرد حق دارد بلافاصله بعد از طلاق،‌ يا فوت همسرش ازدواج كند؟
پاسخ اين سؤال در مراحل مختلف بيان مي‌شود.
1. اگر آنچه به عنوان فلسفه و علّت وجوب عدّه بر زنان بيان كرديم مورد توجّه قرار بگيرد، بدون شك موضوع عدّه در حق مرد منتفي است، چرا كه انتظار براي استبراي رحم و حامله نبودن درباره زنان صادق است، نه مردان و به همين دليل گفته شد، در برخي موارد مانند: زن يائسه، يا صغيره و نا بالغه براي زنان نيز نگه داشتن عدة واجب نيست.
چرا كه يقين به استبراي رحم از فرزند است و اين موضوع درباره مردان بي معنا است و اين مطلب به خصوصيات فيزيكي و تكويني زن و مرد بر مي‌گردد كه مطابق با حكمت‌هاي الهي آفريده شده‌اند.
2. در باب تعدد همسر كه جواز آن براي مردان مستقيماً از آيه شريفه اثبات مي‌شود نكته‌اي وجود دارد كه باتوجه به آن پاسخ‌گويي به سؤال بالا راحت‌تر است و آن اين‌كه: در زماني كه مرد هنوز همسر خود را طلاق نداده، و با او زندگي مي‌كند، جائز است با زن ديگري نيز تحت شرائط ويژه‌اي ازدواج كند، قطعاً بعد از طلاق يا فوت همسر نيز مي‌تواند بدون اين‌كه لازم باشد، عدّه نگهدارد ازدواج كند.367
3. اگر تعدّد زوجات را براي مردان با چهار همسر به طور مطلق بپذيريم در اين صورت نسبت به قبل از تكميل چهار همسر براي يك مرد، مسأله عدّه نگهداشتن بي معنا خواهد بود؛ چراكه در زمان زندگي و حيات همسرش مي‌توانست با زن ديگري تا چهار تا ازدواج كند بعد از طلاق يا فوت او قطعاً مي‌تواند ازدواج كند بلكه در مورد پنجم اگر زن چهار تا طلاق داد و مي‌خواهد زن پنجم بگيرد بايد در اين‌جا در ايام عدّه منتظر بماند و سپس مي‌تواند با زن ديگري ازدواج كند، البته اين انتظار باز به معناي عدّه نگهداشتن نيست؛ زيرا دليل و حكمت عدّه كه استبراي رحم باشد، در مورد مردان مصداق پيدا نمي‌كند بلكه صرفاً از جهت حرمت ازدواج با بيش از چهار زن مي‌باشد.
تحليل تفاوت زن و مرد در عدّه
از بحث‌هايي كه در ضمن فلسفه عده و چرا براي مردان عدّه نيست، حكمت تفاوت حكم زن و مرد در مسأله عدّه روشن مي‌شود، همان‌طور كه ما بيان كرديم عده بر دو قسم است: عدة طلاق و عدة وفات، أمّا در عدة طلاق زناني موظّف به داشتن عدّه مي‌باشند كه با آنان آميزش شده باشد و يائسه نباشند ولي اگر زن مطلّقه پيش از آميزش طلاق بگيرد و يا آن‌كه زن مطلّقه يائسه باشد عدة ندارد و از اين‌جا روشن مي‌شود كه عمده فلسفه عده براي زنان مطلّقه مشخص بودن وضعيت زنان از حيث بارداري است. امام باقر عليه السّلام فرمودند: العدّة من الماء.368
اشاره به همين علّت حكم دارد و يا استدلال‌هاي علماء در وقت بيان مواردي همچون مطلّقه صغيره يا يائسه كه حكم عدّه ندارد باز به همين مطلب به عنوان فلسفه عدّه اشاره شده است.
همين‌طور برخي نويسندگان معاصر، يكي از حكمت‌هاي عدّه بر عدم اختلاط نطفه‌ها و اختلاف نسب‌ها بيان شده است.369
حقوق دانان و شارحان حقوق مدني نيز به اين مطلب تصريح نموده‌اند كه فلسفه نگاه داشتن عدّه براي زني كه زوجيت او منحل شده است، جلوگيري از اختلاط نسب است.370 پس معلوم مي‌شود كه اين فلسفه‌هاي عدّه به زن مرتبط است نه مرد اگر طلاق رجعي باشد، فرصت ديگري براي مرد جهت رجوع به زن و بازگشت به زندگي زناشويي و تجديد معاشرت معروف نيز فراهم مي‌شود.
امّا عده وفات كه در آن فرقي ميان زنان يائسه و غير يائسه و همچنين مدخول بها و غير مدخول بها نيست، عده وفات براي حفظ حريم زوجيت است زن و مرد كه سال‌ها در كنار يك ديگر مي‌زيسه‌اند و با يك ديگر انس و الفت داشتند، مناسب است كه بعد از فوت يكي، ديگري مقداري صبر كند، ولي صبر و انتظار بر زن واجب و لازم است و اين به خطر وضع خاص زن از نظر حجب و حيا است.
درك روان شناسي زن نيز، در فهم اين حكم متفاوت بين زن و مرد بسيار مؤثر است، زن پس از مرگ شوهر، احساس بي پناهي مي‌كند، سرپرست و تكيه گاه خويش را از دست داده است، هميشه در زندگي، اتّكاي زن به مرد و آرامشي كه در ساية او احساس مي‌كند، بيش از اتّكاي مرد به زن است. اندوهي كه از مرگ شوهر بر جان و روح زن

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد ازدواج مجدد، عدل و انصاف، عقد ازدواج، اجرت المثل Next Entries منبع مقاله درمورد حقوق زنان، حقوق و تکالیف، امام صادق