منبع مقاله درمورد رحمت الهی، صدرالمتألهین، عالم ماده، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ ﴾343 که همان فرمان صدور عالم به جز یکی، به آن اشاره فرموده است. در بین حکما، مشهور است که صادر اوّل، همان عقل است؛ زیرا واجب الوجود، واحد حقیقی است؛ پس لازم است که فیض نخستین و اوّلین موجود صادر شده از وی، موجود واحدی باشد که در اصل وجود و در مقام فعل و تأثیر، مجرّد از مادّه است. بنابراین صادر اول، چیزی جز عقل نخواهد بود.344 امّا حکمت متعالیه صدرالمألهین با عنایت بر مسلک عرفا345 و نیز با توجّه به مبنای خود، قائل به تشکیک در مراتب وجودی است، بر خلاف حکما که به تباین وجود بین خلق وحق قائل اند، وجود منبسط را صادر نخستین معرّفی کرده است، هرچند در مباحث تعلیمی رسمی، عقل را نخستین صادر می داند.346
صدرالمتألهین سرانجام بین دو نظر را جمع کرده است. ایشان دراین باره می نویسد:
همگان متفق هستند که اوّلین فعل و اثر صادر از حق تعالی، موجودی پاک و منزه از همه ی جهات عدمیه است مگر حدی که لازمه ی معلولیت او به شمار می آید. حال اگر آن حد را که لازمه ی مجعولیت است، عبارت از(دارای ماهیت) دانستیم، صادر اول، عقل بوده و اگر صرف تعلق و وابستگی، دانستیم، وجود منبسط است.347
نظام فیض صدرایی، ابعاد دیگری نیز دارد ولی در این جا به صورت اجمال به آنها اشاره می کنیم: 1- فیض نامحدود الهی در هر موجودی به حسب ظرفیت و استعداد محدود و معین و خاص و ذاتی آن موجود، اخذ می گردد.348 2- صدور فیض همراه با علم واراده ی حق تعالی و رضای او بوده است.349 3- علت تداوم فیض در عالم مادیات، حرکت جوهری و وقوع تضاد در این عالم است.350 مسأله ی دوام فیض، عالم مجردات و عالم ماده و اجسام را در بر می گیرد ولی مسألهی حدوث تجددی مستفیض در بعد زمانی، فقط عالم ماده را در بر می گیرد.351 طبق نظریه فیض، اقتضای ذات حق و اسماء و صفات او دوام فاعلیت است؛ چون صفات سلبی مانند بخل، امساک و …در او راه ندارد و زمان و زمانیات از متفرعات عالم است، ابتدای زمانی برای فعل خداوند، معنا ندارد.352 4- بین مراتب هستی و فیض، اتصال و ترتّب وجودی و رتبی بر قرار است و طفره و انفصالی در آن نیست.353
4-5. رحمت الهی
رحمت الهی یکی از مسائل مهم حیات آدمی است؛چرا که آفرینش مرهون آن بوده است. رحمت در همه ی عالم ساری و جاری است و همه ی بندگان خداوند؛ از جن و انس، مطیع و عاصی، کافر و مؤمن، جماد و نبات و حیوان از آن مرزوق و به آن مرحوم اند و از اقتضای این رحمت است مهر مادران به فرزندان شان و خلاصه باید گفت : «الوجود کله رحمه» و هم چنین خداوند متعال فرموده است: «رحمتم همه چیز را فرا گرفته است.»354 بنابراین رحمت الهي از چنان وسعت وگستردگي برخوردار است كه همه چيز را در بر گرفته و موقوف علتي نيست، ولي درعين حال خداوند با فضل و احسان خود، اسباب و زمينه هايي را نيز مقرر فرموده تا بندگانش هر چه بيش تر از رحمت بي منتهاي او بهره‌مند گردند و برخورداری بیش تر از دریای بی کران رحمت الهی، موجب رساندن انسان به سعادت و کمال حقیقی است. هم چنین حقيقت و اصل رحمت به حسب اصل ذات، حقيقتى كلى و سعى و اطلاقى است و تعدد و تكثّر از ناحيهی ظهور رحمت كلى و مطلق در مراحل و مراتب و تقيّد آن حقيقت اطلاقى، به قيود مختلف است، از این رو اصل رحمت، در مقام جمع وجود، عين حقيقت وجود و نفس وجود حق اوّل است و اتّحاد آن با ذات، مثل اتّحاد اسم و مسمّا است، بنابراین مى‌توان رحمان و رحيم را علم ذات، قرار داد و آن ها از صفات جمال خداوند محسوب می شوند. روى اين اصل، رحمت در همهی اسماى الهيه سارى است و هر اسمى از اين اسم اعظم، داراى حظّ و بهره است.355
4-5-1. تعریف رحمت
صدرالمتألهین در تعریف «رحمان» می نویسد:
الرحمان فعلان من رحم كغضبان و سكران من غضب.356
رحمان از «رحم»، مشتق شده است؛ مانند غضبان و سکران که از«غضب»، مشتق شده است.
رحمت، مأخوذ از تازی است و معنای بخشایش، مهربانی، مرحمت، شفقت، عفو، مغفرت و باران را می دهد.357 راغب اصفهانی در معنای رحمت گفته است: «رحمت، مهربانی و رقّتی است که مقتضای احسان است نسبت به شخص مرحوم(فردی که مورد ترحم قرار گرفته است‌) و رحمت خداوند، بخشش و تفضل و رحمت آدمیان، رقّت قلب و عاطفه است».358
در «لسان العرب»، رحمت در مورد انسان به معنای نرم دلی و عطوفت است و رحمت خداوند به معنای عطوفت و نیکی و رزق است.359 در «المیزان فی تفسیر القرآن»، ذیل تفسیر «بسم اللّه الرحمن الرحیم» آمده است‌: رحمت، انفعال و تأثّر خاصی است که در وقت دیدن محتاج، عارض قلب می گردد و شخص را به رفع احتیاج و کاستی طرف وادار می‌کند. این معنا به حسب تحلیل، به عطا و فیض بر می‌گردد و به همین معنا است که خداوند با رحمت توصیف می‌شود یعنی رحمت در خدا، به معنای عطا و احسان است نه تأثّر و انفعال قلب‌؛ زیرا در او انفعال نیست.‌360 علامه طباطبایی(ره) «رحمت خداوند را به معنای مطلق فیض رسانی او به مخلوقات به تناسب و اقتضای تکوینی آن ها می داند».361 از نظر عرفا، خروج تمام ممکنات از عدم و ظهور آن ها در عالم وجود، حاصل تجلّی رحمت خداوند است.
4-5-1-1. معانی رحمت الهی در قرآن
رحمت از واژه‌های پرکاربرد در قرآن کریم است که بررسی همه جوانب آن‌ها بحث مبسوطی را می‌طلبد. به غیر از «بسم الله الرحمن الرحیم» که صد و چهارده بار در قرآن کریم ذکر شده، واژه «رحمن» پنجاه و هفت بار و واژه «رحیم» نود وپنج بار در توصیف خداوند متعال، آمده است. در میان صفات خداوند، واژه های «الرحمن» و «الرحیم» که نمونه ای از صفات اخلاقی او هستند؛ از بیش ترین فراوانی برخوردارند و همنشینی نام «الله» با صفت «الرحمن» باعث شده است که این صفت، به صورت نام خاص «الله» درآید و معرّف خدای قرآن باشد.362
اگرچه عدد رحمت الهی بی شمار است؛ امّا در این جا به صورت اختصار، چند مورد از آن ها بیان می گردد.
1- نعمتی که باعث کرامت انسان شده‌ است:﴿فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِيوَلاَ تَكْفُرُونِ﴾363.
2- لطف و احسان و توفیق‌: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴾364
3- رسالت و نبوت:﴿مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴾365
4- گذشت‌، بخشش گناه و مغفرت:﴿ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ ﴾366
5- پاداش آخرت‌، بهشت:﴿إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غَمًَّا بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾367
6- عطوفت و رأفت:﴿فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ﴾368

4-5-2. انواع رحمت الهی
«بسم اللّه»، آيه‏اى از قرآن است که هم، مشتمل بر رحمان و هم، مشتمل بر رحيم است. بنابراین قرآن، خداوند را هم با صفت «رحمان‏» و هم با صفت «رحيم» ياد مى‏كند. رحمان و رحيم دو مشتق از «رحمت» هستند.369 آن دو از امّهات اسماى الهى و از اسماى محيطه واسعه است. بنابراین رحمت خداوند سبحان به دو گونه مطرح است:
4-5-2-1. رحمت عام ، فراگیر و مطلق
صفت «رحمان»، گویای معنای نخست؛ یعنی رحمت مطلق و فراگیر است. رحمت رحمانیهی خداوند، همه چیز را زیر پوشش خود دارد؛ دنیا و آخرت‌، مؤمن و کافر و… این گونه رحمت‌، رحمتی نامتناهی است‌؛ مانند آفتابی که به زندگی همه می‌تابد و بارانی که بر هر سرزمینی می‌بارد.370
خدای متعال در آیاتی به رحمت فراگیر اشاره می کند و می فرماید:
﴿ وَرَحْمَتِی وَسِعَت‌ْ کل‌َّ شَی‌ْءٍ﴾371
﴿رَبَّنَا وَسِعْت‌َ کل‌َّ شَی‌ْءٍ رَّحْمَة‌ً وَ عِلْمًا﴾372
صدرالمتألهین به رحمت رحمانیه خدوند اشاره دارد و می نویسد:
رحمة الدنيا تعمّ المؤمن و الكافر.373
رحمت دنیا مؤمن و کافر را در بر می گیرد.
بنابراین رحمت‏ رحمانى، سفره عام الهى است.374 این سفره ی عام که مدلول اسم الرحمن است همان، وجود عام است که همه ی اشیاء را شامل می گردد و همان نور است که در آیه مبارکه ی﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾375 ذکرشده است و به برکت آن، اشیاء از ظلمت نیستی در عرصه ی هستی، ظهور می یابند. از سوی دیگر رحمت عامه، فیض رسانی به مخلوقات در مسیر وجود و بر حسب استعداد و اشتیاق تکوینی آن ها است و آن، فراگیر بوده و در دنیا و آخرت جریان دارد.376 بنابراین رحمت‏ رحمانى، خواه عام یا خاص باشد؛ در مقابل عملى نيست.377
بنابراین صدرالمتألهین در این باره می نویسد:
…رأى شمول فضله للمربوبين ثابتاً بعد إفاضة أصل الوجود عليهم و عموم رزقه للمرزوقين حاصلاً بعد إكمال الصورة في أطوار الخلقة لهم قال: الرحمن.378
بعد از افاضهی اصل وجود بر مخلوقات، گستردگی فضل خداوند برای ایشان، ثابت(بدیهی) است و رزق روزی خورندگان بعد از اکمال صورت آن ها که در انواع مختلف است، حاصل می گردد؛ از این رو خداوند خود را «الرحمان» نامید.
4-5-2-2. رحمت خاص
رحمت خاص تعبیر به رحمت رحیمیه است و رحمت‏ رحيمى، سفره خاص خداوند سبحان است.379 به همین دلیل صدرالمتألهین معتقد است که این رحمت، فقط شامل حال مؤمنان می گردد. وی در این باره می گوید:
رحمة الآخرة تخصّ المؤمن.380
رحمت آخرت، ویزهی مؤمن است.
رحمت‏ رحيمى، در مقابل عمل به مؤمنان داده می شود و آنان به رحمت‏ رحيمى، صاحب كشف وكمالات ثانى مى‏ گردند.381پس خداوند، رحمت‏ را بر نفس خود، واجب گردانيد، به سبب ظهور خودمان براى خودمان؛ به اين معنى كه رحمت‏ را بر نفس خود، واجب گردانيد تا به رحمت‏ رحيميه، بر ما رحم كند و آن رحمتى است كه سبب كمال می شود؛ چون خودمان را بشناسيم و حقايق ما بر ما ظاهر گردد.382
صدرالمتألهین در این باره معتقد است:
فلما رأى تفريطهم في حقّه و واجب شكره و تقصيرهم في عبادته و الانزجار عند زجره و اجتناب نهيه و امتثال أمره و إنّه تعالى يتجاوز بالغفران و لايؤاخذهم عاجلا بالعصيان و لا يسلبهم نعمه بالكفران، قال: الرحيم.383
اما وقتی خداوند، کوتاهی بندگان در به جا آوردن حق خداوند و شکر نعمت های او و هم چنین در کوتاهی در عبادتش و دوری بندگان هنگام مجازات ایشان و عدم اطاعت از اوامر او و انجام امور حرام را مشاهده کرد؛ با وجود این، خداوند بخشش را عنایت فرمودو بندگان را به خاطر این معاصی، شتابان مجازات نکرد و با کفران آن ها، نعمت خویش را سلب ننمود؛ بنابراین خود را «الرحیم» نامید.
علامه طباطبایی بر آن است که رحمت خاصه، فیض رسانی به مخلوقات در مسیرهدایت و قرب به خداوند است. ایشان وسعت و شمول رحمت خداوند را تنها مربوط به رحمت عامه ی او دانسته است و گمراهان را مشمول رحمت خاصه ی خداوند نمی داند.384 كسانى كه از ولايت خداوند و رحمت رحيميه ی او خارج مى‌شوند، در اتخاذ اولياء شيطانى، مختار هستند و شياطين، مظاهر اسم مضلّ خداوند هستند و آنها در ولايت، نسبت به كفار مستقل نيستند، بلكه آنها فرستادگان خداوند هستند و خداوند آنها را بر كفار، ولايت مى‌بخشد و می فرماید:
﴿ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴾385
﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد صدرالمتألهین، بسیط الحقیقه، واجب الوجود، وجود منبسط Next Entries منبع مقاله درمورد رحمت الهی، صدرالمتألهین، شهید مطهری، نظام احسن