منبع مقاله درمورد رحمت الهی، صدرالمتألهین، عقل مستفاد، فصوص الحکم

دانلود پایان نامه ارشد

حق و استغراق در ذات و صفات الهی است به این صورت که چشم دل و دیده ی باطن را فقط برای مشاهده حق و تجلیات او به کار گیرد و منحصراً نظر و همّتش را به خداوند و ساحت کبریایی او معطوف کند.488
5-3-1-3. قرآن کریم
مهم ترین وارزشمند ترین مفاهیم هر مکتب را می توان ازشعار وعنوان آن مکتب دریافت. دراین میان، شعار و عنوان آغازین مکتب قرآن، «بسم الله الرحمن الرحیم» است. عبارتی که تمامی حقایق جهان هستی را در خود جاي داده و در این عبارت حیات بخش، خداوند با محوریّت رحمت، معرّفی می گردد. با توجّه به اين كه خداوندى كه عظمت او بى‌نهايت است، انسان محدود وحقير و كوچك را مورد خطاب و توجّه خويش قرار مى‌دهد و از او تكليف و عبادت و بندگى و خدمت و انجام خير مى‌خواهد، عبادت و خدمت را بر او سهل و روان مى‌كند و دلش را شايسته ی تحمّل اسرار ملكوت مى‌نمايد و جانش را آيينه ی تجلى ‌دهنده ی اسماء و صفات مى‌كند.
لياقت و شايستگى انسان است كه كتابى چون قرآن كه دريايى از معارف و حاوى مسائل ملكوتى و برنامه‌هاى تربيتى و خودسازى است به او عنايت مى‌گردد و پيامبران و امامان به عنوان آموزگاران آسمانى براى به كمال رساندن او در كنارش قرار مى‌گيرند.489در آيات قرآن، آن چه نمایان است، در واقع تجلّی خداوند است. چنان که در قرآن، بيش از هزار بار از«ربوبيّت» و پرورش دهندگي خداوند ياد شده است و تنها يک بار از«جباريّت» خداوند سخن به ميان آمده است. قرآن، کتاب تشریع است که در کنار کتاب تکوین یعنی جهان هستی و هرچه در پهنه ی آفرینش است، برای هدایت و تکامل انسان ها فرستاده شده است. پيروي از آيات قرآن مجيد و آراسته شدن به حقايق اين كتاب در جهت عقيده و عمل و اخلاق، انسان را در سايهي رحمت خاص حق، قرار ميدهد.گوش دادن به تلاوت قرآن واستغفاركردن از ديگر عوامل جلب رحمت الهي است.
﴿وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴾490
بنابراین شايسته است كه مؤمن، در هنگام شنيدن تلاوت قرآن، بادقّت و تدبّر سكوت كند و نيز مدّت زماني از شبانه روز را به استغفار نزد حضرت حق، اختصاص دهد .هم چنین درباره قرآن گفته شده است:
﴿ وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴾491
قرآن مجيد که تجلی رحمت حق است در درون خود آیاتی را بیان می کند که به فضل و رحمت خدا و آثارش اشاره دارد و توجّه عميق انسان را به صفت رحيميه حق كه درى به سوى خير دنيا و آخرت است معطوف مى دارد :
﴿…فَلَوْ لاَفَضْل ُاللهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ.﴾492
﴿… وَلَوْ لاَفَضْل ُاللهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً﴾493
﴿  فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِى رَحْمَة مِنْهُ وَفَضْل وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطاً مُسْتَقِيماً.﴾494
﴿  وَلَوْ لاَفَضْل ُاللهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَازَكَى مِنكُم مِن أَحَد أَبَداً وَ لكِنّ َاللهَ يُزَكِّى مَن يَشَاءُ وَاللهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.﴾495
از این رو کتاب آسمانی که کانون رحمت حق است، خداوندی را معرّفی می کند که هر کمالی که در هر موجودی وجود دارد، به نحو کامل تر در او موجود است؛ زیرا او منبع تمام کمالات است پس با برنامه هایی که برای بشر فرستاده است از او می خواهد تا معرفت حق را بشناسد تا ذاتاً و صفتاً و فعلاً شبیه او گردد و مورد هدایت خداوند قرار بگیرد تا به مقام تکاملی اش برسد و در حق فانی شود که در غیر این صورت، انسان جز زیان، چیزی نصیب آن نخواهد گردید.

نتیجه گیری
مسألهی اسماء و صفات الهی، مسأله ی اساسی در فلسفهی اسلامی است. اسم، کلمه ای است که بر مسمّا، یعنی شخصی که اسم بر آن اطلاق می گردد، دلالت می کند و نشانه و علامت آن است. صفت در لغت، به ویژگی ها و چگونگی یک شیء، اطلاق می گردد. در نظام صدرایی، صفت، دارای معنای عامی است که از شیء واجب یا ممکن انتزاع می گردد و بر آن، حمل می شود؛ با این هدف که شیء را به تفصیل بشناساند.
خالق، مصدر است که در معنای مصدری آن، آفرینش و آفریدن به کار رفته است. صفت خالقیت، اضافى محض، زائد بر ذات و متأخر از ذات است و اضافه شدن اين صفات بر ذات، در وحدانيت خداوند هيچ خللى وارد نمى‌آورد. صدور عالم، از علم عنایی خداوند است به این صورت که خداوند قبل از ایجاد مخلوقات، به همهی جوانب فعلش، اهتمام دارد و مخلوقات او دارای همهی خصوصیات متصور، در بالاترین حد کمال باشند ولازمه ی آن، همان نظام احسن است.
صفت فیاضیت خداوند، به این معنا است که او پیوسته و همیشه، بدون دریافت عوضی و بدون غرض، افاضهی وجود می کند. بنابراین فیضان خداوند، لب ریزی وجود و خیرات از مبدأ متعال است، آن چه از او صادر می گردد، متناسب با ذات او است و لازمه ی چنین ذاتی، جود و افاضه ی خیر است.
در رحمت الهی، خیر و صلاح مخاطب، مورد توجّه قرار می گیرد؛ رحمت خداوند به معنای مطلق فیض رسانی او به مخلوقات به تناسب و اقتضای تکوینی آن ها است. رحمت الهی به رحمت رحمانیه یا رحمت رحیمیه تقسیم می گردد؛ از نظر صدرالمتألهین، رحمت خاصه، فقط شامل حال مؤمنان می گردد و رحمت رحيميّه، الطاف و دستگيري هاى خاصّى است كه يك موجود مكلّف در اثر حسن انجام وظيفه، مستحقّ آن مى‏گردد.
از طرفی، كمال آن چيزي است كه هر نوعي در ذات و صفاتش به وسيله آن كامل مي گردد. صدرالمتألهین معتقد است: غایت و کمال انسانی را باید در تکامل عقلی وی بجوییم، چرا که جدا کننده انسان از دیگر حیوانات، بعد عقلانی و نفس ناطقه او است؛ پس کمال انسان، در دو بعد نظری و عملی است. ایشان چهار مرتبه، برای عقل نظری(هیولانی، بالملکه، بالفعل و بالمستفاد) و چهار مرتبه، برای عقل عملی(تخلیه، تحلیه، تجلیه و فناء) قائل است و کمال نهایی انسان را به سه صورت به تصویر می کشد؛ تصویر نخست، کمال عقل عقل نظری به آن است که به عقل مستفاد برسد و کمال عقل عملی، تنها، برداشتن مانع از سر راه تکامل عقل نظری است، در تصویر دوم، رسیدن به عقل مستفاد را کافی نمی داند و وارد مرحلهی دوم که اتحاد نفس با عقل فعّال است، می شود و در تصویر سوم، عقل نظری و عقل عملی با یک دیگر متحد شده و نفس ناطقه، مزّین به حلهی فناء فی الله می گردد.
با توجّه به مطالبی که بیان گردید، چگونگی تأثیر شناخت خالقیت بر تکامل انسان، این است؛ جهان به گونه‌ای آفریده شود که به برکت نظام احسن که بر آن حاکم است‌، در مجموع، بیش ترین کمال و خیر ممکن را داشته باشد و انسانی که از مادهی زمینی خلق شده‌، بتواند با پیمودن راه تکامل به گوهری آسمانی و شریف، تبدیل گردد و از نظر مراتب کمال از هر موجود دیگر، برتری یابد و به خدا تقرب جوید؛ بنابراین برای تحقق کمالات انسانیاش از طرف خداوند، صاحب مقاماتی می گردد که با داشتن مقام خلیفهی الهی، جامع تمام اسماءِ و صفات حق می شود و تمام اسماء و صفات الهی در او متجلّی می گردد و در امر خدا نمایی از سوی خداوند خلافت و نیابت پیدا می کند و با توجه به غرض حكيمانهی خداوند در مراحل آفرینش انسان و تعلیم اسمای الهی به او، مسجود ملائک قرار می گیرد. بنابراین امر به سجده، براى تكریم و تعظیم شأن انسان بوده است. صدرالمتألهین، پذیرش امانت الهی و حفظ آن توسط انسان را به معنای قبول فیض الهی بدون واسطه می داند؛ یعنی فقط انسان مستعد آن است که بلاواسطه قبول فیض الهی کند.
بنابراین انسان از طریق تفکّر در این الطاف الهی و تلاش برای دست یابی به این مقامات در جایگاه هستی، پی به معرفت و شناخت خداوند می برد و تا آن جا که انتهای کمال اش است، پیش می رود.
بر اساس قاعدهی «الواحد» از خداوند فقط یک معلول صادر می گردد و حال آن که عالم هستی، پر معلول های گوناگون است؛ جمع میان این دو، وجود واسطه را می نماید و هم چنین بر اساس قاعده ی «لزوم السنخیّه بین العلّه و المعلول» از مبدأ واحد متعالی و کمال مطلق، معلول یگانه با کمال و تعالی صادر می گردد؛ بنابراین کثرت عالم، نمی توانند اول صادر باشد؛ پس وجود واسطه که همان وجود پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم) و امامان معصوم(علیهم السلام) هستند، در میان این دو هستی، قطعی است. آنها از طریق ولایت تکوینی در جهان آفرینش نفوذ می کنند و واسطه ی رساندن فیوضات خداوند هستند و دست به تصرفاتی می زنند و استمرار هستی، بدون این مقام، پایدار نیست. از طریق ولایت تشریعی، سرپرستی جامعه را با استفاده از علمی که از ناحیه خداوند بر آنها افاضه شده و با برخوردار بودن از ملکه عصمت که آموزههای آنها عاری از هرگونه خطا و اشتباه است، بر عهده می گیرند و با گفتار و کردارشان که برگرفته از وحی است، بندگان را ارشاد می کنند تا در نتیجه، قابلیت دریافت مراحل بالای از فیض و تداوم آن را پیدا کنند. از این رو، انسان با در نظر گرفتن جنبه ی ولایت تکوینی و ولایت تشریعی ائمه به تکامل می رسد.
گسترهی رحمت الهيه، به گونه‌اى است كه همهی مخلوقات در گستردگى آن قرار دارند و از همين باب است كه خداوند، هيچ مخلوقى را بى‌نصيب از راه رشد و تكامل مخصوص به خود رها نكرده است و در اين زمينه به انسان، عنايت ويژه شده است؛ از جمله راه هایی که می توان از طریق صفت رحمت الهی به تکامل رسید، تأمل در جلوه های رحمت الهی (آفرینش، دین اسلام و قرآن) است. به این صورت که با تفکّر در آفرینش که پهنای آن، زمین و آسمان و … را در برگرفته است و حق در آن ها تجلّی کرده است و هم چنین با در نظر گرفتن آيين مقدس اسلام که دينى كامل و نعمتى تمام است و انسان براى بقا و برای رشد و كمال باطن خویش بايد عملاً به مقررات آن گردن نهد و نیز به خاطر لياقت و شايستگى انسان، كتابى چون قرآن كه دريايى از معارف و حاوى مسائل ملكوتى و برنامه‌هاى تربيتى و خودسازى است به او عنايت مى‌گردد انسان از آن طریق به تکامل می رسد.
پس بر اساس آن چه بیان گردید؛ حاصل سخن این است که چنین انسانی همه چیز را فائض در حق می بیند در این جا است که انسان، محو در خدا می شود و وقتی چنین انسانی محو در خدا و در اسماء و صفات، متشبه به او شد؛ به بالاترین مرتبهی کمال که همان، فناء فی الله است می رسد. از طرفی از نظر صدرالمتألهین، انسان به بالاترین مرتبهی کمال نظری، یعنی عقل بالمستفاد می رسد؛ چون این مرحله، بالاترین مرحله تجرد است و انسان از همه چیز، مجرد می گردد.

فهرست منابع
* قرآن کریم
* نهج البلاغه
الف)منابع فارسی
1. آشتیانی، سید جلال الدین. رسائل حکیم سبزواری. تهران/قم: انتشارات اسوه، چاپ دوم، (1376).
2. _______________. شرح مقدمه ی قیصری. قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه ی قم، چاپ دوم، (1370).
3. _______________.هستی از نظر فلسفه و عرفان. قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ سوم، (1376).
4. ابراهیمی دینانی، غلامحسین. شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی. تهران: انتشارات حکمت، (1379).
5. _______________.قواعد کلی در فلسفه ی اسلامی. جلد1، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، چاپ سوم، (1380).
6. ابن عربی. فصوص الحکم. ترجمه و توضیح: محمّد علی موحّد و صمد موحّد، تهران: نشر کارنامه، (1385).
7. _______________. فصوص الحکم. ترجمه: محمدخواجوی، تهران: انتشارات مولی، (1378).

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد رحمت الهی، بهره مندی، سیر و سلوک، صدرالمتألهین Next Entries تحقیق رایگان درباره بازاریابی اینترنتی، توزیع فراوانی، تحلیل عامل، رفتار خرید