منبع مقاله درمورد رحمت الهی، صدرالمتألهین، شهید مطهری، نظام احسن

دانلود پایان نامه ارشد

الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا﴾386
بندگان شيطان، همانند پرستش کنندگان طاغوت، پيروان هوى هستند و در پرستندگان طاغوت، وحدت نيست و به همين دليل آنها داراى طایفه ها و انواع فراوان هستند. منشأ طاغوت، نشأه طبيعت است و نشأهی طبيعت، روى به زوال دارد و در نتيجه، طاغوت و ولايت او نيز زائل شدنى است. با زوال دنيا و ظهور قيامت كبرى، روزگار ولايت طاغوت سپرى مى‌شود و آن روز حقيقت آشكار مى‌گردد كه شياطين، مالك هيچ كارى نيستند و خداوند سبحان، مالك همهی امور است.387 رحمت رحیمیه، آن است كه در نهایت امر، انسان را به سعادت نزدیك می كند.388 خداوند متعال می فرمايد: ما هرگز انواع و اقسام نعمت هاى خود را بر بندگان حرام ننموديم، ارزاق صورى و غذاهاى لذيذ و آن چه از مأكولات كه براى آن ها گوارا است و نعم غير مأكولات؛ مانند زينت ها و آن چه ظاهر آن ها را مى‌آرايد و آن چه كه به باطن اختصاص دارد؛ مانند ارزاق معنوى و طيبات روحانى و زينت هاى باطنى، بر آنها حلال و گوارا باد و ما به مقتضاى رحمت رحمانيه ی خود، همه را مشمول انعام خود قرار داديم، ولى نعم دنيوى هميشه با آلام و كدورات و كراهت، آمیخته است و لازم دنيا است كه نعمت‌هاى آن با آلام، مشوب است، ولى در آخرت به مناسبت حكم اسم «الرحيم»، نعمت‌هاى ما مشوب و ممزوج نیست و رحمت عامه ی كلى حق در آخرت، مانند دنيا از احكام موطن و مرتبه مبرّا است، و مرتبه و موطن دنيا داراى احكام خاص است كه از جمله، رحمت را با نقمت ممزوج نمايد و نيز در آخرت نسبت به كفّار، لذات از آلام تخليص گردد، همان طورى نصيب مؤمن و موحّد حقيقى، رحمت خالص است.389
4-5-3. تقدّم رحمت بر غضب
مشيت الهى، همه ی اشياء را فرا گرفته و رحمت‏ او نیز همه اشياء را فرا گرفته است؛ پس رحمت‏ او مشيت ذاتيه عام او است كه سابق بر هر چيز است و رحمت‏ هم، سابق بر هر چيز است و از سوی دیگر رحمت‏، ذاتى است و عين ذات است و غضب، عارضى است، رحمت‏ سابق بر غضب است.390 بنابراین رحمت‏، حاكم و دايم است و آخرين شفيع، ارحم الراحمين است كه بر غضب، غلبه مى‏كند.391
صدرالمتألهین در مورد آخرین شفیع می گوید:
النبيّ الخاتم- صلوات اللّه و سلامه عليه و آله- لكونه رحمة للعالمين هو المظهر الجامع لشؤون الرحمة الإلهية، كما إن في مقابله إبليس هو الجامع لجميع الشرور، الحاوي هو و أولاده و جنود إبليس أجمعين لمظاهر الغضب و شئونه إلى يوم الدين.392
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)به این دلیل ، رحمتی برای تمام جهانیان است که او مظهر تمام شئون رحمت حق است؛ چنان که در مقابل او، ابلیس و تمام اولاد و سپاهیانش که جامع شر و بدی هستند؛ به عنوان مظاهری از خشم و شئون آن، تا روز قیامت قرار می گیرند.
شهید مطهری بر این عقیده است كه براى نيل به سعادت، علاوه بر جريان اعمال و گام‌هايى كه انسان برمى‏دارد، يك جريان ديگرى نيز هميشه در جهان است و آن جريان، رحمت سابقه پروردگار است. هم چنین در متون دينى آمده است: «يا من سبقت رحمته غضبه» یعنی«اى كسى كه رحمت او بر غضبش تقدّم دارد».
حافظ در غزل معروف خود مى‏گويد:
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو
گفتم اى بخت بخسبيدى و خورشيد دميد گفت با اين همه از «سابقه» نوميدمشو
مقصود حافظ از سابقه، سبقت رحمت پروردگار است.
شهید مطهری در باره «تقدم رحمت بر غضب» می نویسد:
به هر حال، اين واقعيتى است كه در نظام هستى، اصالت از آن رحمت و سعادت و رستگارى است و كفرها و فسق ها و شرور، عارضى و غير اصيل هستند و همواره آن چه عارضى است به سبب جاذبه رحمت تا حدى كه ممكن است برطرف مى‏گردد. وجود امدادهاى غيبى و تأييدات رحمانى، يكى از شواهد غلبه رحمت بر غضب است. مغفرت پروردگار و زايل ساختن عوارض گناه، يكى ديگر از شواهد تسلّط رأفت و مهربانى او بر غضب و قهر است.393
از دیگر شواهد غلبه رحمت بر غضب در نظام هستى آن است كه همواره در جهان، اصالت از آن سلامت و صحّت است و مرض‌ها و بيماري‌ها استثنائى و اتفّاقي هستند. در ساختمان هر موجود زنده، قدرتى نهفته است كه به نفع سلامت و تندرستى او فعّاليّت مى‏كند و از هستى او حمايت مى‏نمايد. وجود گلبول‌هاى سفيد در خون با قدرت دفاعى عجيبى كه دارند، شاهد اين مدّعا است. خاصيت جبران كنندگى و ترميم كنندگى در بدن موجودات زنده، شاهدى ديگر است. شكستگى استخوان، پارگى زخم، كمبود مواد غذائى، به وسيله فعّاليّت درونى موجود زنده، جبران مى‏گردد.394 .كمالات و خيراتى كه به انسان صالح مى‌رسد، حاصل رحمت و مغفرت خداوند است.395
صدرالمتألهین هم چنین معتقد است:
الظاهر في تلك الصور فما يعبدون إلا الله فرضي الله منهم من هذا الوجه فينقلب عذابهم عذبا في حقهم و بالنسبة إلى الكافرين أيضا و إن كان العذاب عظيما لكنهم لم يتعذبوا به لرضاهم بما هم فيه فإن استعدادهم يطلب ذلك كالأتوني يفتخر بما هو فيه و عظم عذابه بالنسبة إلى من يعرف أن وراء مرتبتهم مرتبة و أنواع العذاب غير مخلد على أهله من حيث إنه عذاب لانقطاعه بشفاعة الشافعين و آخر من يشفع هو أرحم الراحمين كما جاء في الحديث- لذلك ينبت الجرجير في قعر جهنم و بمقتضى سبقت رحمتي‏ غضبي‏.396
ظاهر در آن صور، این است که بندگان مخلص، غیر خداوند را عبادت نمی کنند، بنابراین خداوند از ایشان راضی است؛ از این رو عذاب ایشان هم برایشان گوارا خواهد بود. اما خداوند، نسبت به کافران نیز این گونه است؛ حتی بزرگ ترین عذاب هم اگر حق کافران باشد، خداوند ایشان را با رضایت خویش، غذاب نمی کند و استعداد و ظرفیتشان، چنین اقتضائی را دارد. بزرگ ترین عذاب خداوند، رحمت است؛ نسبت به کسی که می داند پشت آن عذاب، یک مرتبه و درجه ای برایش نهفته است و نیز می داند که عذاب خداوند، جاودانه نیست؛ زیرا این عذاب با شفاعت شافعین، بر داشته خواهد شد. حتی خداوند نیز که ارحم الراحمین است ، شفاعت گناه کاران را خواهد کرد، آن چنان که در حدیث آمده است- به این منظور گیاه جر جیر را در قعر جهنم می رویاند- و آن، به مقتضای این است که خداوند فرمود: رحمت من بر غضبم، پیشی دارد.
به طور خلاصه می توان بیان کرد که مؤمن، بر این باور است که هر کجا برود سر و کارش با خداوند است، از این رو از عذاب و قهر الهی به رحمت الهی، پناه می برد. نظیر بچّه ایی که در خانه شیطنت کرده است وقتی مادر می خواهد او را تنبیه کند، فرار می کند و خود را پنهان می سازد، امّا پس از مدتی گرسنه و تشنه می شود و به ناچار نزد مادر برمی گردد، او غیر از مادر کسی را ندارد که نوازشش کند و به او رسیدگی کند و ناچار است تحت هر شرایطی به او پناه آورد. از این رو بنده ی گناه کار که احساس پشیمانی و گناه او را می آزارد، به دامن مهر و رحمت الهی پناه می آورد و به بخشش بی کران الهی، چشم می دوزد و امیدوار است که از بهترین نعمت های الهی بهره مند گردد و از رسیدگی و دستگیری خالق مهربان، برخوردار گردد.397
بنابراین گفته شده است: «من رحمة بدا و الى رحمة يؤول‏.»398

این عبارت بیان کننده ی این معنا است که:قسيم هستى از نظر رحمت، آن است كه جهان «آمدن» دارد و «بازگشتن»، جهان «از اويى» دارد و «به سوى اويى». خداوند «رحمن» است؛ يعنى آمدن و «از اويى» و جهان، مظهر رحمت او است و خداوند «رحيم» است؛ يعنى بازگشتن و «به سوى اويى» و جهان آخرت نيز مظهر رحمت او است،حتى جهنم و عذاب الهى كه مظهر جباريت و انتقام الهى است، نيز مولود رحيميت او است.399

فصل پنجم
چگونگی تأثیر شناخت صفت خالقیّت، فیّاضیّت و
رحمت الهی بر تکامل انسان از نظر
صدرالمتألّهین
فصل پنجم: چگونگی تأثیر شناخت صفت خالقیّت، فیّاضیّت و
رحمت الهی بر تکامل انسان از نظرصدرالمتألّهین

صدرالمتألهین به تبیین مسأله ی اسماء وصفات الهی با تمام ابعاد آن و نیز به موضوع تکامل انسان پرداخته است، امّا ایشان به طور مستقیم، در مورد چگونگی تأثیر شناخت صفات خالقیت، فیاضیت و رحمت الهی بر تکامل انسان که این رساله در صدد تبیین آن است، نپرداخته است. بنابراین از برخی مسائل فصل پیش، جهت تدوین این فصل، استفاده شده است.
5-1. تبیین و بررسی صفت خالقیت و رابطه ی آن با تکامل انسان
در فصل قبل، اثبات گردید خداوند، دارای صفت خالقیت است و خالق این جهان است و خلقت این جهان برای تحقق اهدافی بوده است؛ بنابراین جهان، عبث آفریده نشده است. در نظر شهید مطهری، معنای هدف مندی خلقت این گونه بیان شده است:
خلقت، هدف فعل است نه هدف فاعل. هدف فعل، آن است که هر کاری به سوی هدفی رهسپار است و برای رسیدن به کمالی، آفریده شده است و این فعل، باید به آن برسد نه این که فاعل، این کار را کرده که خود به کمال برسد، به این معنا اگر ما ذات خلقت را این گونه در نظر بگیریم که هر فعلی از آغاز، وجودش به سوی کمالی در حرکت است؛ در این صورت، خلقت غایت دارد.400
بنابراین، صفات کمالیه خداوند اقتضا دارد، جهان به گونه‌ای آفریده شود که در مجموع بیش ترین کمال و خیر ممکن را داشته باشد، یعنی از برکت نظام احسن که بر جهان آفرینش، حاکم است‌، انسانی که از مادهی زمینی خلق شده‌، بتواند با پیمودن راه تکامل به گوهری آسمانی و شریف تبدیل گردد و از نظر مراتب کمال از هر موجود دیگر برتری یابد و به خدا تقرب جوید. خلق جمادات و نباتات و حیوانات و… در راستای پیدایش نظام احسنی است که در مجموع، زمینهی رشد انسان را فراهم می‌آورد. پس از ایجاد چنین نظامی که در نهایت اتقان و کمال است، می توان با شناخت و معرفت نسبت به تمام ابعاد آن، به شناخت خداوند و از طریق آن، به تکامل رسید.
5-1-1 . از چه راه هایی می توان از طریق صفت خالقیت به تکامل رسید؟
برای روشن شدن چگونگی رابطهی صفت خالقیت و تأثیر شناخت آن بر تکامل انسان، به جایگاه او در نظام هستی اشاره می شود. صدرالمتألهین بر آن است که غایت نهایی از ایجاد عالم جسمانی و تمام کائنات آن، فقط خلقت انسان بوده و مقصود از خلقت انسان، رسیدن به مرتبه ی عقل مستفاد، یعنی مشاهده ی معقولات و اتصال به مبدأ اعلی بوده است و خلقت سایر موجودات از نباتات و حیوانات برای دو امر بوده است؛ یکی برای ضروریات حیات انسان بوده است تا که آن ها را به خدمت خویش درآورد و از آن ها بهره بگیرد و دیگر، تفاله موادی که انسان از جوهر و عصاره ی تصفیه شده ی آن ها آفریده شده است به بوته ی اهمال گذاشته نشده باشد؛ بلکه نباتات و حیوانات از آن ها آفریده شده اند و این عنایت الهی است که هر مخلوقی از مخلوقات عالم به سهمی از سعادت که شایسته ی او است، نایل گردد. بر اساس این، چنین انسانی به مقام عبودیّت ذاتی، یعنی فنای در حق تبارک و تعالی می رسد.401
بنابراین به خوبی روشن گردید، در میان همه موجوداتی که خدا آفریده است، انسان جایگاهی بالاتر و متفاوت‌تر از دیگر موجودات دارد. البته باید به این نکته توجّه داشت که خدا، هیچ موجودی را ناقص نیافریده است؛ به این معنا که هر موجودی به‌ اندازه ظرفیتی که داشته از استعدادهای خاص خود بهره‌مند شده است، اما انسان بالاترین و بهترین و بیش ترین استعدادها را دارد. بنابراین برای تحقق کمالات انسانیاش از طرف خداوند، صاحب مقاماتی می گردد. در واقع، استعداد الهی شدن، استعداد جانشین خدا شدن، استعداد از فرشته بالاتر شدن و مسجود آن ها قرار گرفتن و پذیرش امانت الهی و مقامات دیگر، در انسان به ودیعه گذاشته‌ شده است که انسان از طریق این الطاف الهی، پی به معرفت و شناخت خداوند می برد و تا آن جا که انتهای کمال اش است پیش می رود.
در این جا به آن مقاماتی اشاره می گردد که در پرتوی ایمان وعمل صالح به سوی آن ها هدایت می گردد و این مقامات، نشان دهنده ی جایگاه او در نظام هستی است.

5-1-1-1. مقام خلیفه الهی
خلافت در لغت به معنای پشت سر آمدن و جانشین شدن و از پی چیزی

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد رحمت الهی، صدرالمتألهین، عالم ماده، قرآن کریم Next Entries منبع مقاله درمورد خلیفه الهی، توانایی ها، سوره بقره، صدرالمتألهین