منبع مقاله درمورد خودپنداره، مصرف مواد، آموزش مهارت، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

در رابطه با خطر مهم است، اينکه چگونه سايتهاي شبکههاي اجتماعي مورد استفاده قرار گرفتهاند. فرضيهي چهارم نيز بيان ميکند که استفادهکنندگان سايتهاي شبکههاي اجتماعي داراي صلاحيت ديجيتالي بيشتر در استفاده از اينترنت، آسيب کمتري را در ارتباط با خطر آنلاين تجربه خواهند کرد. اين فرضيه تأييد نشده است. در نهايت، نتايج نشان داده است اينکه خطرات به عنوان يک پديدهي آسيب زننده تجربه شوند يا نه، بستگي به رابطهي خاص بين خطرات و پايگاهها (وب سايت، پيامهاي نمونه، بازي يا شبکه اجتماعي) دارد.
هماما و رونن – شنهاو60 (2013) در پژوهشي نقش ويژگيهاي رشدي، بحرانهاي محيطي و منابع شخصي(خود-کنترلي و حمايت اجتماعي) را در رابطه با رفتارهاي خشونت آميز نوجوانان مورد بررسي قرار دادند. رفتار خشونت آميز ممکن است به عنوان پيامد رشد نرمال از يک طرف، و نتيجهي وقوع بحرانها در زندگي از طرف ديگر توصيف شود. يافتهها بيانگر اين مي باشد که در مورد ويژگيهاي جمعيتشناختي مانند سن، ميزان وقوع رفتارهاي خشونت آميز در بين نوجوانان به خاطر اعمال فشار از منابع مختلف بيشتر از ساير سنين است. در مورد جنسيت، پسران بيشتر از دختران درگير رفتارهاي خشونت آميز ميشوند. در رابطه با عناصر محيطي و خانوادگي، ميزان وقوع رفتارهاي خشونت آميز نوجوانان در زمان جنگ و در خانوادههاي طلاق گرفته بيشتر است. طلاق مشکلات اجتماعي و رفتاري متعددي مانند عملکرد تحصيلي ضعيف، سوء مصرف مواد، و بزهکاري را موجب ميشود. نتايج همچنين نشان مي دهد که حمايت اجتماعي به عنوان منبع محيطي و خود-کنترلي به عنوان منبع شخصي در کاهش ميزان رفتارهاي خشونت آميز مؤثر است.
دودوويتز و همکاران61 (2013) در پژوهشي، خودپندارهي رفتاري را به عنوان پيشبيني کنندهي رفتارهاي مربوط به مصرف مشروبات الکلي نوجوانان مورد مطالعه قرار دادند. نوجواني دوره تکاملي مهمي براي رشد خودپنداره ميباشد. محققان در اين مطالعه، دادههاي طولي را از دانشآموزان يک مدرسه جمعآوري نمودند تا بررسي کنند که آيا خودپندارهي رفتاري، رفتارهاي مصرف مشروبات الکلي نوجوانان را پيشبيني ميکند يا برعکس است؟ تعداد 291 دانشآموز دبيرستاني در اين پژوهش در فصول پاييز و بهار سال تحصيلي پايه نهمشان مورد بررسي قرار گرفتند و ميزان مصرف الکل، شراب، مصرف الکل در مدرسه و خودپنداره مورد سنجش قرار گرفتند. از رگرسيون چندمتغيره براي آزمون اينکه آيا خودپندارهي نوجوانان در فصل پاييز، فراواني و نوع رفتار مصرف مشروبات الکلي در فصل بهار را پيشبيني ميکند، و آيا فراواني و نوع مصرف مشروبات الکلي در فصل پاييز، خودپندارهي نوجوانان در فصل بهار را پيشبيني مينمايد، استفاده شد. نتايج به دست آمده نشان مي دهد خودپندارهي رفتاري در فصل پاييز هم فراواني و هم نوع مصرف مشروبات الکلي در فصل بهار را پيشبيني کرده است. دانشآموزان داراي خودپندارهي کم و زياد به ترتيب 31 درصد در مقابل 20 درصد براي مصرف هر نوع مشروبات الکلي، 20 درصد در مقابل 8 درصد براي مصرف شراب و 14 درصد در مقابل 4 درصد براي مصرف الکل در مدرسه در فصل بهار را پيشبيني کرده اند. همچنين، فراواني و نوع مصرف مشروبات الکلي در فصل پاييز نتوانست به طور معناداري خودپندارهي نوجوانان در فصل بهار را پيشبيني نمايد. بنابراين، خودپندارهي رفتاري کم، محرک مصرف مشروبات الکلي نوجوانان ميباشد.
وانگ و همکاران62 (2013) در پژوهشي به بررسي تأثير نظارت والدين و رابطهي والدين – فرزندان بر مشارکت نوجوانان در بزهکاري، مصرف مواد و رفتارهاي پرخطر جنسي در بين 913 نوجوان پرداختند. نتايج به دست آمده نشان مي دهد که آگاهي و دانش والدين، افشاگري نوجوانان و کنترل و نظارت والدين داراي رابطهي منفي با بزهکاري و مصرف مواد مي باشد. ارتباط باز والدين – فرزندان رابطهي معنادار و معکوسي با رفتارهاي پرخطر جنسي دارد، در حالي که رابطهي غامض و مبهم والدين – فرزندان رابطهي معنادار و مثبتي با رفتارهاي پرخطر جنسي دارد. نتايج به دست آمده از مدلهاي تحليل مسير نشان مي دهد که افشاگري نوجوانان پيشبيني کنندهي معنادار کاهش بزهکاري آنها، و کنترل والدين در اوايل دورهي نوجواني کاهش مصرف مواد در ميانهي نوجواني را پيشبيني ميکند. يافتهها نشان مي دهد که دانش والدين، افشاگري نوجوانان و کنترل والدين بر مصرف مواد، بزهکاري و رفتارهاي پرخطر جنسي تأثيرات متفاوتي دارند. ارتباط مبهم و ناسازگار والدين – فرزندان با افزايش در همهي انواع رفتارهاي پرخطر نوجوانان(مصرف مواد، بزهکاري و رفتار جنسي) رابطه دارد. بنابراين، براي کاهش رفتارهاي پرخطر نوجوانان، بايد مهارتهاي ارتباطي بين-شخصي والدين و نظارت آنها بر رفتارهاي فرزندان افزايش يابد.
تو و همکاران63 (2012) در پژوهشي رابطهي بين رفتار جنسي و رفتارهاي پرخطر غيرجنسي(سيگار کشيدن، مصرف مشروبات الکلي، قماربازي، مصرف مواد، فرار از خانه، درگيري و خودکشي) را در بين جوانان مجرد سه شهر آسيايي شامل شانگهاي، هانوي و تايپه مورد مطالعه قرار دادند. دادهها از 17016 فرد بين 15 تا 24 سال جمعآوري شد. يافتههاي پژوهش نشان داده است که رفتار جنسي با رفتارهاي پرخطر غيرجنسي مانند سيگار کشيدن، مصرف مشروبات الکلي، مصرف مواد مخدر و فرار از خانه رابطه معنادار دارد. براساس سن شروع رفتارهاي پرخطر، مصرف سيگار و مشروبات الکلي معمولاً قبل از انجام رابطهي جنسي شروع شده بود. در هر سه شهر، رفتار جنسي و رفتارهاي پرخطر غيرجنسي در گروه پرخطر داراي هم وقوعي مي باشند. جواناني که بيشترين رفتار جنسي پرخطر را دارند، احتمال بيشتري دارد که بيشترين رفتارهاي پرخطر غيرجنسي را داشته باشند، به استثناي درگيري در هانوي و قماربازي در شانگهاي و تايپه. همچنين يافتهها نشان مي دهد که در هر سه شهر، ميزان رفتارهاي پرخطر به جز در مورد خودکشي، در بين مردان بيشتر از زنان مي باشد.
سيموئز و ماتوس64 (2012) در پژوهشي با عنوان “رفتارهاي پرخطر در نوجوانان داراي نيازهاي خاص: آيا صلاحيتهاي اجتماعي و عاطفي مهم هستند؟” تعداد 494 نوجوان پرتغالي را به عنوان نمونه انتخاب کرده و به روش پيمايشي مورد بررسي قرار دادند. محققان به دنبال اين بوده اند که ببينند آيا حوادث زندگي و صلاحيتهاي اجتماعي و عاطفي بر روي رفتارهاي پرخطر تأثير دارند يا نه؟ نتايج به دست آمده نشان داده است که حوادث منفي زندگي و برخي از صلاحيتهاي اجتماعي و عاطفي مانند همکاري و ارتباط، همدلي، خودآگاهي و خود-کارآمدي داراي رابطهي معناداري با رفتارهاي پرخطر مي باشد. بدين معني که هرچه ميزان همکاري و ارتباط، همدلي، خودآگاهي و خود-کارآمدي فرد بيشتر بوده است، ميزان رفتارهاي پرخطر کمتر شده است. همچنين، بين حوادث منفي زندگي و رفتارهاي پرخطر رابطهي مستقيم و معناداري مشاهده مي شود. اما بين مهارت حل مسأله، اهداف و آرزوها و رفتارهاي پرخطر رابطهي معناداري وجود ندارد.
کويف65 (2012) در مطالعهاي، آموزش مهارتهاي اجتماعي را به عنوان شيوهي بهبود مداخله در رابطه با افراد زورگو(قلدر) و بزهديدگان بررسي نمود. وي تعداد 52 دانشآموز را تحت آموزش مهارتهاي اجتماعي قرار داد و براي ارزيابي شيوع زورگويي در مدرسه در ابتدا و انتهاي سال تحصيلي از پرسشنامه نام گذاري همسالان استفاده کرد. نتايج نشان داده است که در بين مشارکت کنندگان در برنامه آموزش مهارتهاي اجتماعي، ميزان مشکلات زورگويي و بزهديدگي حدود 50 درصد کاهش يافته است، در حالي که براي کل مدرسه ميزان رفتار تهديدآميز افزايش يافته است.
ليرد و همکاران66 (2011) در پژوهشي رابطهي دينداري، خود-کنترلي و رفتار ضداجتماعي را مورد بررسي قرار دادند. در اين پژوهش نوجوانان و مادرانشان، ميزان اهميت دين و تعداد حضور در فعاليتهاي ديني را اظهار کردند. يافتهها نشان مي دهد که هرچه ميزان اهميت دين و تعداد حضور در مناسک ديني مادران نوجوانان بيشتر باشد، اين وضعيت براي خود نوجوانان نيز صادق است. ميزان کمتر اهميت دين براي نوجوانان و حضور کمتر در فعاليتهاي ديني با خود-کنترلي پايين ارتباط دارد و خود-کنترلي پايين نيز با رفتار ضداجتماعي و هنجارشکنانه داراي همبستگي مي باشد. اهميت دين براي نوجوانان همچنين ارتباط بين خود-کنترلي پايين و رفتار ضداجتماعي را تعديل ميکند، به طوري که سطوح پايين خود-کنترلي داراي ارتباط قوي با رفتار ضداجتماعي و هنجارشکنانه در بين نوجواناني است که دين براي آنها از اهميت چنداني برخوردار نيست، در مقايسه با نوجواناني که اهميت زيادي براي دين قايل هستند.
گوتيرز و آتينزو67 (2011) در مطالعهاي رابطهي پايگاه اقتصادي – اجتماعي، شهرنشيني و رفتارهاي پرخطر را در بين جوانان مکزيکي مورد بررسي قرار دادند. هدف پژوهش، ارزيابي تأثير اندازه مکان بر رفتارهاي پرخطر در يک نمونهي ملي از جوانان مکزيکي با خانوارهاي داراي درآمد پايين، با در نظر گرفتن اثر واسطهاي پايگاه اقتصادي – اجتماعي بود. محققان با استفاده از سه پيمايش ملي خانوارهاي داراي درآمد پايين در مکزيک در مناطق شهري، نيمه شهري و روستايي، تحليل ثانويهاي انجام دادند. آنها رفتارهاي پرخطر را در بين افراد 15 تا 21 ساله و رابطهي بالقوهي آنها در ارتباط با شهرنشيني را تجزيه و تحليل کردند. رفتارهاي پرخطر شامل مصرف تنباکو و الکل، سن شروع رابطهي جنسي و استفاده از کاندوم بود. محققان از مدل لوجستيک براي بررسي ارتباط بين اندازهي مکان و رفتارهاي پرخطر، با در نظر گرفتن تعامل با پايگاه اقتصادي – اجتماعي استفاده کردند. نمونهي نهايي شامل 17974 جوان از 704 منطقهي مکزيک بود. يافتهها نشان مي دهد که اندازهي مکان با مصرف تنباکو و الکل داراي ارتباط بوده است، همچنين اثر کمي بر روي همهي سطوح پايگاه اقتصادي – اجتماعي داشته است: هرچه اندازهي مکان بزرگتر باشد، خطر مصرف تنباکو و الکل در مقايسه با محيطهاي روستايي کمتر است. تأثير اندازهي مکان بر روي رفتار جنسي پيچيده بوده است. احتمال استفاده از کاندوم در مناطق بزرگتر فقط در بين نوجوانان متعلق به سطوح پايين پايگاه اقتصادي – اجتماعي بيشتر بوده، و رابطهي معنادار آماري بين اندازهي مکان و سن شروع رابطهي جنسي مشاهده نشده است.
فاکتور و همکاران68 (2011) در پژوهشي، رفتارهاي پرخطر را در بين اقليتهاي تحت سلطه با استفاده از چارچوب مقاومت اجتماعي مورد مطالعه قرار دادند. در ميان جوامع مختلف، گروههاي اقليت تحت سلطه در مقايسه يا گروههاي حاکم، اغلب ميزان بالاتري از درگيري در رفتارهاي پرخطر مانند سيگار کشيدن، مصرف الکل و مواد مخدر، رفتارهاي جنسي پرخطر، پرخوري و عادات رانندگي خطرناک را دارا ميباشند. اين رفتارهاي پرخطر به نوبهي خود، تأثير زيادي بر روي بيماري مزمن، امراض و مرگ و مير دارد. پژوهشهاي قبلي در رابطه با اين پديده، بر روي تبيينهاي کلان – ساختاري يا خرد – عامليتي تأکيد ميکردند. چنين مطالعههايي از يک ضعف اساسي رنج ميبرند و آن اينکه، تببينهاي سطح کلان از طريق تأکيد بر روي موانع ساختاري، عامليت فردي را در نظر نميگيرند، در حالي که نظريههاي سطح خرد، محدويتهاي ساختاري را چندان مورد توجه قرار نميدهند و به عنوان عواملي که مانع درگير شدن افراد در رفتارهاي مرتبط با ارتقاي سلامتي ميشوند، قلمداد نميکنند. به علاوه، بيشتر نظريههاي معاصر، افراد را به عنوان بازيگران منفعلي ملاحظه ميکنند که تحت تأثير محيط اجتماعي يا مسائل رواني قرار دارند. محققان در اين مقاله، چارچوب نظري ترکيبي را توسعه دادند که هم نابرابريهاي ساختاري و هم نقش عامليت فردي را مدنظر قرار ميدهد. مطابق با چارچوب مقاومت اجتماعي، روابط قدرت در جامعه، اعضاي گروههاي اقليت تحت سلطه را تشويق ميکند تا به طور فعالانه در برنامههاي مقاومت روزمرهاي که شامل رفتارهاي مضر گوناگوني ميشود، شرکت نمايند. اعضاي گروههاي اقليت از يک طرف، احساس کمبود تعلق به کشور و بيگانگي از جامعهي بزرگتر ميکنند. از طرف ديگر، آنها ممکن است يک هويت جمعي را در تضاد با گروه مسلط تشکيل دهند.
بري و اوکونور69 (2010) در پژوهشي با عنوان “خطر رفتاري، روابط معلم – دانشآموز، و توسعهي

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد مواد مخدر، سلسله مراتب، عوامل خطر، رفتار پرخطر Next Entries منبع مقاله درمورد مصرف مواد، مواد مخدر، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان