منبع مقاله درمورد خاورمیانه، ژئوپلیتیک، جنگ جهانی دوم، دریای سرخ

دانلود پایان نامه ارشد

در وزارت خارجۀ بریتانیا نیز از این اصطلاح استفاده شده باشد. این اصطلاح متمایز کننده منطقه خاورمیانه از نواحی شرق آسیا است که به‌عنوان خاور دور شناخته می‌شود و همچنین خاور نزدیک که معرف کشورهای همجوار با دریای مدیترانه است. (میر حیدر، ۱۳۸۰: ۲۰)
به علت اینکه از قاره اروپا به آن نگریسته می شد، نه خاور نزدیک به‌حساب می‌آمد و نه خاور دور. گر چه امروزه منظور از خاورمیانه منطقه‌ای وسیع‌تر از آنچه که ماهان در نظر داشت می‌باشد ولی اهمیت و تأثیرات ژئواستراتژیکی این اصطلاح همچنان باقی است.
به همان صورت که در به‌کارگیری دقیق اصطلاح خاورمیانه اشتراک آرا وجود ندارد، میزان قلمرو این حوزه جغرافیایی و کشورهایی که در این محدوده قرار میگیرند نیز محل اتفاق نیست برای اینکه برخی از کشورها نظیر کشورهای حوزه خلیج فارس به اضافه یمن و ترکیه در قلمرو خاورمیانه قرار دارند، اما کشورهای شمال آفریقا، افغانستان، پاکستان و قبرس پراکنده در قلمرو خاورمیانه ملحوظ شده‌اند. (اطاعت، ۱۳۷۵: ۶۰)
۲- موقعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه:
اهمیت این منطقه یکی در دوران جنگ جهانی دوم برجسته شد، زمانی که مقر متفقین در قاهره، معروف به مقر خاورمیانه که شامل بخش‌های وسیعی از شمال و شرق آفریقا، ایران، ترکیه و تمامی کشورهای عربی و نیز شرق کانال سوئز را در برمی‌گرفت و دوم، وجود ذخایر نفتی این منطقه که بیش از یک‌چهارم تولیدات نفتی جهان را دربر داشت برای اروپاییان و آمریکایی‌ها روشن شد.
اما زمانی که دربارۀ خاورمیانه بحث می‌شود،۶ کشور شمال آفریقا شامل (الجزایر، مصر، لیبی، مراکش، سودان، تونس) نیز باید مدنظر گرفته شوند. یکی به علت اینکه، این ۶ کشور از نظر تاریخی و فرهنگی از خاورمیانه جداشدنی نیستند، دوم این‌که، این کشورها از نظر زبانی (عربی) و از نظر مذهبی (اسلام) با کشورهای عربی مشترک‌اند، سوم این‌که آرمان‌های سیاسی آن‌ها نیز به یکدیگر نزدیک است و همچنین ۶ کشور آفریقای شمالی و هم خاورمیانه از مناطق تولیدکننده نفت جهان به‌حساب می‌آیند و کشورهای هر دو منطقه از اعضای اوپک هستند. دریای مدیترانه نیز یک عامل مهم اشتراک بین این دو منطقه است.
نفوذ ژئوپلیتیکی خاورمیانه و شمال آفریقا در مشرق تا افغانستان و پاکستان و اقیانوس هند و در مغرب تا صحرا و شاخ آفریقا گسترش یافته است. هیچ‌یک از گروه‌بندی‌هایی که توسط دولت‌ها به عمل آمده از نظر تعدد حوزه‌های ژئوپلیتیکی به پای این منطقه نمی‌رسد. (درایسدل و اچ.بلیک، ۱۳۶۹: ۲۹)
در تعبیرهای جدید، خاورمیانه از افغانستان تا شمال آفریقا، از یمن تا ترکیه، از مدیترانه تا شاخ آفریقا امتداد پیدا می‌کند. اگر آن را به‌عنوان یک منطقه اصلی در نظر بگیریم، قابل تقسیم به پنج منطقه فرعی است که عبارت‌اند از: خلیج فارس و شبه جزیره عربستان، سرزمین‌های شرق مدیترانه، شمال افریقا، دریای سرخ و منطقه مدیترانه. در هر یک از بخش‌های مزبور مناسبات خاصی برقرار است و نحوه ارتباط این بخش‌ها با قدرت‌های بزرگ نیز متفاوت است. برای نمونه، ارتباط پیوندهای شمال آفریقا با فرانسه و سایر اعضا اتحادیه اروپا بیشتر است. در حالی که دولت‌های عربی خلیج فارس و شبه جزیره عربستان پیوندهای محکم‌تری با ایالات متحده و انگلستان دارند. در منطقه خاورمیانه نیز حضور نظامی ایالات متحده گسترده‌تر از اروپاست. (معینی علمداری، ۱۳۸۰: ۶۵)
خاورمیانه و شمال آفریقا حدوداً بین عرض‌های ۲۰ تا ۴۰ درجه شمالی در یک منطقه انتقالی بین آب و هوای استوایی و آب‌وهوای عرض متوسط قرارگرفته‌اند که غلبه خشکی و نیز حداقل مقدار باران، جمعیت نسبی کم و نامتجانس از نظر توزیع و وجود کوچ گرایی سنتی (نومادیسم)، از ویژگی‌های غالب این منطقه به شمارمی‌آیند. به واسطۀ این شرایط آب‌وهوایی، منابع آبی اعم از جاری و زیر زمینی محدود است، از گذشته‌های دورکمبودآب باعث زد و خوردهای محلی می‌گردید و امروزه نیز منازعات شدید بین‌المللی بر سر تخصیص منابع آب در چند حوزۀ رودخانه‌ای و تعداد زیادی کشمکش‌های محلی بر سر آب وجود دارد.
محدوده منطقه خاورمیانه، از جنوب اروپا و مرزهای جنوبی روسیه آغاز شده و با عبور از مرز ایران، دریای سیاه را درمی‌نوردد و با گذشتن از داردانل و شمال ترکیه و نیز کانال سوئز مشخص می‌گردد.
بر این اساس، در یک سوی محدوده تعیین‌شده اروپا و در سوی دیگر آسیا قرار دارد. در اوج جنگ جهانی دوم (۱۹۴۲) که مرز میان شرق و غرب مشخص گردید، چرچیل عنوان نمود، کشورهایی که در محدوده شرق، دارای نفت هستند و در اطراف کانال سوئز قرار دارند، باید باعنوان کشورهای خاورمیانه معرفی گردند. (درایسدل و اچ.بلیک، همان: ۳۳-۳۴)
۳- عوامل و عناصر تشکیل دهنده ژئوپلیتیک خاورمیانه
تلاقی قاره‌های اوراسیا آفریقا در امتداد دریای مدیترانه و دریای سرخ باعث پیدایش یکی از بزرگ‌ترین برخوردهای انسان و طبیعت در جهان شده است. اروپا و آفریقا در مغرب توسط یک تنگه باریک چند مایلی به نام جبل‌الطارق از یکدیگر جدا می‌شوند. در شرق نیز دو قاره اروپا و آسیا را تنگه‌های باریک ترکیه از یکدیگر جدا می‌کنند؛ اما اگر کانال سوئز حفر نشده بود، دو قاره آسیا آفریقا به یکدیگر متصل بودند و فقط این دو قاره توسط یک تنگه باریک چند مایلی در انتهای جنوبی دریای سرخ، یعنی باب المندب، از همدیگر جدا می‌شدند.
تنگه جبل‌الطارق و تنگه‌های بسفر و داردانل در ترکیه و کانال سوئز طی قرن‌ها نقاط استراتژیک مناسبی برای عبور سپاهیان مهاجم دشمن به شمار می‌رفته‌اند. در زمان صلح نیز این تنگه‌ها حائز اهمیت فراوانی بوده‌اند. چون باعث تسهیل حرکت مردم و مبادله کالا بین قاره‌ها می‌شدند. روی تنگه‌های ترکیه پل و زیر کانال سوئز تونل ساخته شده است. برای اتصال دوپهلوی تنگه جبل‌الطارق به‌وسیله پل و یا تونل بحث‌های طولانی در جریان است. در جهان امروز مناسبات تجاری بین اروپا، آفریقا و آسیا به‌شدت وابسته به ارتباطات دریایی و هوایی است. تجارت میان‌قاره‌ای بین اروپا، آفریقا و آسیا از نظر اسلوب و مقیاس در طی قرن‌ها تغییر نموده، ولی تقریباً همیشه اهمیت خود را حفظ کرده است. در گذشته این تجارت به دلیل حمل پردردسر ابریشم و ادویه از شرق آسیا به طرف غرب اهمیت داشت. به همان ترتیب تجارت برده، عاج و طلا به‌وسیله کاروان‌های شتر از صحراهای آفریقا به بازارهای اروپا انجام می شد. امروزه تجارت به معنی مبادله نفت و گاز طبیعی در ازای تکنولوژی مدرن و کالاهای ساخته شده است. جدا از چنین کنش تجاری، خاورمیانه به‌صورت یک گذرگاه بین اروپا و مشرق زمین عمل کرده است.
نقش ترانزیتی خاورمیانه را می‌توان با نگاهی به پراکندگی جمعیت در منطقه اوراسیا و آفریقا به‌خوبی دریافت. دو تراکم بارز جمعیتی یکی در غرب اروپا و دیگری از شبه قاره هند به طرف خاور دور وجود دارد. خاورمیانه درست در محل تلاقی راه‌های خشکی و دریایی این دو مرکز جمعیت در قلب جزیره جهانی قرار دارد. (شفیعی عربی، ۱۳۸۷: ۸۹-۹۰)
افتتاح کانال سوئز در ۱۸۶۹ میلادی باعث اتصال اقیانوس‌های اطلس و هند از طریق مدیترانه و دریای سرخ شد. در نتیجه تصور جهانیان از مسافت به‌شدت تغییر یافت و خاورمیانه از نظر قدرت‌های دریایی اهمیت ژئوپلیتیک زیادی پیدا کرد. اهمیت این کانال ارتباطی برای کشتیرانی تجاری کاملاً روشن است؛ اما از اهمیت استراتژیک این کانال برای عبور ناوگان دریایی نیز نباید غافل شد. مدت‌زمان سفر یگان‌های دریایی از مدیترانه به اقیانوس هند از طریق کانال سوئز حدود ۱۷ تا ۱۸ روز کوتاه‌تر از سفر دریایی که با دور زدن دماغه امیدنیک آفریقای جنوبی انجام می شد، می‌باشد. (همان)
خاورمیانه از جمله مناطقی بود که دو قدرت از الگوی مداخله دوجانبه در آن پیروی می‌کردند. پیروی از این الگو مسائل خاورمیانه را به‌شدت با مسائل موجود میان دو قدرت پیوند زده و موجب تأثیرپذیری شدید خاورمیانه از مناسبات دو قدرت و تحولات بین‌المللی شده بود. از این رو بلافاصله پس از ظهور نشانه‌های افول بلوک شرق و اضمحلال سیستم دوقطبی، نظام دوقطبی حاکم بر خاورمیانه نیز متزلزل شد و نیاز به ایجاد نظام جدید پدیدار شد. (قاسمی، ۱۳۸۰: ۹۹)
۴- موقعیت راهبردی خاورمیانه
عوامل جغرافیایی بی‌گمان در فرایندهای سیاسی نقش داشته و موضوع قدرت را به‌عنوان شالوده علم سیاست تحت تأثیر قرار می‌دهند. فرایندهای سیاسی نیز که در اشکال گوناگون تصمیم‌گیری به نمایش در می‌آیند. چشم‌انداز محیط جغرافیایی کره زمین را تغییر می‌دهند. از دیدگاه نظری می‌توان وجود یک رابطه پیچیده و متعامل میان مجموعه عوامل جغرافیایی و پدیده‌های سیاسی پی برد که امروزه موضوع دانش جغرافیای سیاسی و علم ژئوپلیتیک را تشکیل می‌دهد. (عزتی، ۱۳۸۰: ۳۲)
خاورمیانه همواره دارای اهمیت استراتژیک فوق‌العاده‌ای برای قدرت‌های بزرگ بوده است. این موضوع در قرون هجدهم و نوزدهم موجب حضور مداوم قدرت‌های بزرگ اروپایی به‌ویژه انگلستان، فرانسه و روسیه در خاورمیانه شد. فروپاشی عثمانی و به دنبال آن شکل‌گیری حکومت‌های سلطنتی کوچک و بزرگ عربی در منطقه، بیش از هر چیز متأثر از موقعیت استراتژیک خاورمیانه و منافع قدرت‌های بزرگ بود. کشف نفت و منابع عظیم انرژی، اهمیت خاورمیانه را دوچندان نمود و به همان نسبت، حضور و مداخله قدرت‌های بزرگ را فزونی بخشید. با پایان جنگ جهانی دوم و افول امپراتوری بریتانیا، ایالات متحده آمریکا به‌عنوان قدرت هژمون نظام جهانی برجای انگلستان تکیه زد.
پایان جنگ جهانی دوم علاوه بر ظهور قدرت جهانی ایالات متحده، دوقطبی شدن نظام بین‌الملل را نیز در پی داشت. این دوقطبی شدن، تحت عنوان بلوک شرق و غرب به رهبری شوروی و امریکا، آغازگر جنگ سرد بود. خاورمیانه یکی از مهم‌ترین حوزه‌ها و مناطق استراتژیک مبارزه دو ابرقدرت جهانی، شوروی و آمریکا بود. (کلبعلی، ۱۳۹۰: ۸-۷)
موقعیت جغرافیایی خاورمیانه به این منطقه ویژگی‌هایی داده که همواره سیاست بین‌المللی را متأثر از خود کرده است. وجود رودها، دریاها، دریاچه‌ها و تنگه‌های متعدد، نشانه‌هایی از اهمیت استراتژیک و ژئوپلیتیکی این منطقه است که در میان آنها تنگه‌های بسفر و داردانل، کانال سوئز و تنگه هرمز جایگاه خاصی دارند. این تنگه‌ها به سان دروازه‌های طبیعی خاورمیانه و شمال آفریقا عمل میکنند. تنگه هرمز که منطقه بسیار حیاتی و مهم خلیج فارس را به دریای عمان و سپس اقیانوس هند متصل می‌کند. تنگه بسفر و داردانل دریای سیاه را به دریای اژه وصل می‌کنند. کانال سوئز در مسیر دریایی بین اقیانوس‌های اطلس و هند حلقه‌ای کلیدی را تشکیل می‌دهد. تنگه جبل‌الطارق، اروپا و آفریقا را از یکدیگر جدا میکند و یکی از پر رفت و آمدترین آبراه‌های میان اقیانوس‌های جهان است، بنابراین، تسلط بر این منطقه و نقاط استراتژیکی آن، مزیت مهم نظامی و استراتژیکی ایجاد خواهد کرد و همین امر یکی از دلایل مهم چالش آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد بود.
از لحاظ ژئوپلیتیکی این منطقه می‌توانست به خوبی موازنه قدرت را به نفع قدرت‌های بزرگ یا به ضرر آنها به هم بزند. به همین دلیل در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم توجه دو ابرقدرت آمریکا و شوروی پس از تقسیم اروپا به خاورمیانه معطوف شد.
جغرافی دانان سیاسی نیز توجه ویژه‌ای به تأثیرات منطقه خاورمیانه بر قدرت جهانی داشته‌اند. «آلفرد مکیندر» برجسته‌ترین جغرافی‌دان سیاسی در اوایل قرن بیستم این مسئله را در نظریه معروف خود با عنوان «هارتلند» تشریح کرد. اساس نظریه معروف وی این بود که حوزه داخلی اوراسیا منطقه محوری سیاست جهان است و نیز با منافع فراوانی که دارد دور از دسترس قدرت‌های دریایی است. وی متذکر شد که این منطقه محوری، با یک حاشیه هلالی شکل محاصره شده است که خاورمیانه در آن جای دارد. اگر کشوری که منطقه محوری را دربردارد بتواند بر سرزمین‌های حاشیه تسلط یابد و از این طریق به دریا راه یابد، آنگاه امپراتوری جهان در معرض دید خواهد بود. (جمعه‌ای، ۱۳۸۸: ۵۴-۵۳)
سیاست آمریکایی سد نفوذ کمونیسم که براساس آن پایگاه‌ها و اتحادیه‌هایی در سراسر هلال حاشیه‌ای ایجاد کرد هدفش جلوگیری از توسعه قدرت هارتلند یعنی شوروی به طرف خارج منطقه محوری

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد سیاست خارجی، روابط بین‌الملل، موازنه قدرت، توزیع قدرت Next Entries منبع مقاله درمورد خلیج فارس، خاورمیانه، ژئوپلیتیک، جنگ جهانی دوم