منبع مقاله درمورد حوزه و دانشگاه

دانلود پایان نامه ارشد

قرآن چه اموري سبب مي شود تا كارهاي خارق عادت از اوليا و عارفان سرزند؟ نگارنده سطور در يك تحقيق ميداني، شناخت عارف را به ميان عامه مردم و نيز دانش آموخته‌هاي سنتي و امروزي برده، بي‌گزاف قريب به اتفاق، انجام عمل خارق العاده، نيت‌خواني، اشراف بر ضماير و مانندهاي اين ها را ملاك عرفان و عارف قرار دادند. اين‌جانب بر همه تأسف خورد و بيش از همه، بر غربت عرفان اسلامي. اين‌جاست كه جا براي جولان عارف‌نما گرفته تا مرتاض و هر معبرّ خواب و حدس‌زننده و پيش‌گو و فال‌زن و كف‌بين و جز اينها باز مي شود تا راه شماري را ببندند و از سويي عده‌اي هم به كژراهه روند و حقيقت را گم كرده و ره افسانه زنند و عرفان را به تمسخر گيرند.
اما پژوهش حاضر در پي بررسي اين حقيقت است كه آيا كرامات اوليا، از ديد آبشخور اساسي دين اسلام يعني وحي اعتباري دارد؟ و وحي آن را عينيتدار مي‌داند؟ و اگر معتبر است مي‌توان در قرآن هم عللي را براي آن تبيين نمود؟ چه كسي قدرت انجامش را دارد؟ فاعل حقيقي اين امر كيست؟ و آيا اوليا در اين عمل استقلال دارند يا لزوما به اذن قادر متعال است؟ حقيقت آن و گسستش از ديگر امور همگن‌اش كدام است؟ ارزش‌گزاري آن به چه نحو است؟ معرفتي يا اقناعي؟ اين ها پرسش‌هاي فرعي بود.
و اما سؤال اصلي اين‌كه: راه‌كارهاي وحياني ـ قرآني براي دست‌يازي به ولايت تكويني و انجام كرامات چيست؟ آيا اين كار در قرآن، شدني نشان داده شده و نمونه‌اي هم آورده است؟ بي‌گمان در ذهن بينندة امر خارق عادت پرسش‌هايي پيش مي‌آيد كه دين بايست پاسخگوي آن باشد و استوارترين پاسخ‌ها را قرآن عهده‌دار است. اما آرمان‌گرايي عرفان پژوهان ماية نبود واقع‌بيني نسبت به اين‌گونه امور شده است. نگارنده در پي آن است كه با نشان دادن و تحليل مايه‌هاي قرآني اين گونه كارها، راه ديني رسيدن به اين توانايي را پيش رو گذارد و با همين راه‌كار، سازوكاري براي احتراز از قدرت‌نمايي ساحران، مرتاضان و گاه عارف نمايان دست دهد چرا كه راقم اين سطور در چالش‌هاي پيش‌روي دانش، هماره سخن حَلّي را كاراتر از پاسخ نقضي مي‌داند. كوتاه سخن اينكه فرضيه و ادعاي نگارنده اين است كه مي‌شود با روي‌كردي وحياني ـ قرآني، به ناهمواري‌هاي فراروي عرفان اسلامي پايان داد و در موضوع‌نگاشت خود نيز به دنبال اين است كه ره‌يافتي قرآني براي پرسش اصلي بيابد. در اين رهگذر براي اينكه سخن اصلي بيشتردر جانها فرو رود و به قول معروف اوقع في النفوس واقع شود، نخست گفتاري را به گذري بر گونههاي امور خارق عادت با تكيه بر يادكرد انسانها و موجوداتي كه آن كارها از آنها سرزده و يا پديد آمده، ميپردازيم، و آنگاه به تحليل و دست داده مباني دستيابي به چنين امور فراحسي و فوق طبيعت در پيشگاه قرآن مينشينيم.
اهميت و ضرورت پژوهش
اهميت اين پژوهش علمي به قدر ارزش آلايش فضاي عرفان اسلامي ـ و نه عرفان اسلامي ـ است.
عدهاي با ترفندي، عده‌اي را طلسم مي كنند، برخي گويا با دعا، آن طلسم را باز مي‌كنند، شماري رخ‌دادي را پيش‌گويي مي‌كنند، بعضي از درون شخص، چيزي را بر ملا مي‌كنند، مرتاضي با گردويي، چله‌اي را در قبر مي‌گذراند، سالكي ادعاي بهرهمندي از دست‌گيري شيخ از دنيا رفته‌اش را مي‌كند، عارفي مدعي است كه حيواني را مي‌ميراند و زنده مي‌كند و…. همهي اينها اموري غير عادي‌اند. كدام درست و كدام نادرست است؟ كدام حق و كدام باطل است؟ كدام شخص، عارف و كدام كاهن است؟ كرامت از اموري است كه گرچه ارزش معرفتي ندارد اما بيشتر افراد و شايد همه، عارف و درست كار را، نه مدعي هر عرفاني را، تنها كسي مي دانند كه ميتواند كرامتي بياورد يا حديث كرامتش ميكنند. به هر روي در بسياري از مسائل بزرگ و كوچك عرفان اسلامي جاي حرف باقي است و يكي از آن مسائل، سخن در امور خارق عادتي است كه از برخي افراد سر مي‌زند. در بيشتر نگاشته‌هاي عرفاني، اصول‌گو‌هايش و داستان‌سراهايش، از كرامات اوليا سخن به ميان رفته است برخي به تعريف مفاهيم و شماري بيشتر هم به قصه‌هاي كرامت پرداخته‌اند اما در هيچ كدامش “مباني وحياني” تبيين نشده است. آرمان‌گرايي فزاينده عرفان‌پژوهان در حال حاضر مايه اين شده كه نوشته‌هاي در باب كشف و شهود و معناي بسيار دور و در بسياري از موارد دست نيافتني آن، ذهن‌ها را خسته كند اما به قرار و آرامشي نرساند. كيست كه دوست نداشته باشد به تجربه شهود حق بار يابد، اما كمتر كسي را سراغ داريم كه شهودي كند. باري، واقع‌بيني را وانهاده و سخن‌پراكني در باره تجربه‌هاي ناياب عارفان و پيامبران، جستارهاي ديگر حوزه عرفان را زير چتر خود پنهان كرده و دردي را هم دوا نكرده، كه سرگرداني‌ها را هم افزوده است. اما گفتارهاي به‌ظاهر، پيش پا افتادة عرفان كه بسياري بدان مشغول‌اند و شماري سرگردان آن، را به امان خدا رها كرده‌اند. بالاخره داوري ما در گسست‌نهي كارهاي شگفت مرتاض‌ها با عارفان و خداجويان به چيست؟ شايسته است عرفان اسلامي با تكيه بر كتاب و سنت، پاسخ‌گو باشد. پژوهش پيش رو در عين اعتراف به اهميت و شايستگي گفتار درباره مشهودات عارفان و تجربه‌هاي عارفانه و سخن در اين باب كه امروزه به صورت آرمان در آمده، مشكلي از چالش هاي موجود در جامعه جهاني را تبديل به مسئله نموده است آن را پيش رو گذاشته و در قرآن، اساسي‌ترين منبع پاسخ‌گويي دين اسلام، به واكاوي نشسته است.
در هر شريعتي بازگرداندن مسائل ديني به منبع دسته اول آن دين، افزون بر رعايت اخلاق نگارش، يك الزام پژوهشي در مجامع علمي نيز به شمار مي آيد. اما مشكل، آن‌جايي است كه مجمع علمي مورد نظر، خود را برگرفته از تعاليم اصيل منبع اصلي دين بداند. عرفان اسلامي را در ديد نخست، به اسلام يعني قرآن و سنت مي بندند و حال اين‌كه اين سخن، خود در ميان عرفان‌پژوهان يك پرسش بنيادي است كه آبشخور عرفان اسلامي كجاست؟ و بر اين پايه يك نشانه سؤال، پيش روي همه مسائل عرفاني گذاشته مي‌شود. از اين هم كه قدري تنزل كنيم و بگوييم عرفان مسلمانان، به يكسره اسلامي است و در پي آن، هر آن‌چه در متون عرفاني مسلمانان آمده است برگرفته از منبع دسته اول يعني وحي است. اينك سخن اين است كه آيا به همه پرسش‌هاي موجود در فضاي عرفان اسلامي از زبان وحي سخن در آورده شده يا خير؟ آيا آن‌چه ارائه مي‌شود همان سخن وحي است؟
هر گاه در شبهه‌اي در اين موضوع، به انديشمندي دين‌مدار مراجعه مي‌كنيم، نهايت ره‌گشايي وي اين است كه ما را به كتاب و سنت برگشت دهد، حال، مبناي اين دو منبع قويم، در اين بحث چيست؟، هذا اوّل الكلام! اين همان نقطه آغازين و دليل ضرورت و الزام به اين پژوهش است كه چندين سال در ذهن راقم اين سطور، مبهم و مورد جستجو بوده است. اما پژوهنده‌اي به يك‌جا دست به قلم نبرده و در درياي وحي فرو نرفته و در بيكران قرآن، غوص ننموده است تا حتي يك منبع علمي مستقيم را در اين زمينه در اختيار نگارنده و نامه پاياني‌اش گذاشته باشد به همين دليل در آغاز طرح تصويب موضوع رساله، موانعي از قبيل نبود منبع و عدم توانايي دانشجو، گريبان‌گير اين بي‌مايه بوده و بي‌مايه فطير است. به هر روي پس از چند مرحله پافشاري، به فضل دارنده وحي اين توفيق يار شد تا نگارش علمي آغازين اين كمترين با منبع مستقيم وحياني دم‌ساز گردد و “مباني قراني كرامات اوليا” را بيرون كشد. منت خداي را.
كوتاه اين‌كه با نگاهي به پيشينه پژوهش ـ و نه پيشينه كرامت نگاري ـ اهميت، ارزش، جايگاه، كارايي، كلان‌بودن و نوآوري موضوع پاياننامه را مي‌توان دريافت.
پيشينه‌ي پژوهش
تاريخ تذكره نويسي و كرامت‌نگاري اولياي الهي به درازاي تاريخ عرفان‌پژوهي اسلامي است. تا كنون آنچه در زمينهي كرامات اوليا نگاشته شده قريب به اتفاق، در بيان انواع و اقسام و طبقه‌بندي گونهها و بررسي موردي كرامات عارفان و صوفيان گذشته بوده است؛ و يا تفكر كلي تذكره‌نويسي و حديث كرامت را نقد كرده و بررسيده‌اند. نوشته‌هايي نيز در موضوع ولايت تكويني و نيز ولايت تكويني در قرآن در مقياس نوشته‌اي پراكنده و يا مقاله به بازار انديشه عرضه شده است كه بيشتر به اشاره رفتن به برخي كرامات اوليا در قرآن كريم پرداخته است. اما پژوهنده، پژوهه خود در اين موضوع را نو و بي‌پيشينه هيچ كتاب يا رساله و مقاله‌اي دانسته و نگاشته خود را تك‌نگاري در اين موضوع و ساختار آن را زائيده انديشه خود مي داند. بنابراين اين تراوش ذهني، هر چند كم‌مايه، اما شايد بتواند انگيزه‌اي براي انديشه‌هاي بزرگ پس از خود شود.
پرحجم‌ترين نوشته در امور خارق عادت و كرامات را مي توان “مدينة معاجز الائمة الاثني عشر2” نام برد كه در هفت جلد به كرامات پيامبر(صلي الله عليه و آله) و ائمه(عليهم السلام) پرداخته است اما هيچ گونه تحليل مفهومي و حتي گوشهي چشمي به مباني كراماتش نينداخته است. “جامع كرامات الاولياء” نگاشته ديگري است كه در دو جلد سامان يافته و چنان‌كه خود مي گويد به انگيزه حديث كرامت صحابي پيامبر(صلي الله عليه و آله) و افراد ديگري كه در نوشته‌هاي جامع پيشينش جا مانده، به فرجام رسانده است و حتي در برخي موارد هويت دارنده كرامت نيز براي نويسنده نامشخص بوده و خود در ابتداي كتاب بدين نكته آگاهي داده است. البته فهرست بيش از چهل كتاب از نوشته‌ها و جوامع تذكره‌نويسي را نام برده كه ديدن آنها براي طالبان اين‌گونه سخنان مفيد خواهد بود. نويسنده كلياتي در تعريف كرامت و مانند آن را به ثبت رسانده اما به پيشگاه وحي بار نيافته و خوشه‌اي نچيده و در موضوع ما ورود پيدا نكرده است هر چند در مقدمه نزديك به نود صفحه‌اي خود، در حد دو صفحه به واژه و معناشناسي كرامت و وليّ پرداخته و به چند نمونه قرآني اشاره‌اي كوتاه داشته است و در زير عنوان المطلب الاول تا الرابع به اثبات كرامات اوليا، انواع كرامات، اين‌كه كرامات نتيجه طاعات است و در پايان به طبقات مراتب و اصناف اوليا پرداخته است.3 سپس در دو جلد به يادكرد 54 تن از صحابي رسول خدا(صلي الله عليه و آله) و پس از آن به اولياي خداوند به ترتيب تاريخ زندگي آن‌ها، به حديث كرامتشان همت گمارده و برخي كارهاي خارق عادت‌شان را فراهم آورده است.
شايد بر خوانندهي اهل، غريب آيد كه “ابن تيميه” با آن همه باورهاي ويژه خود دو نوشتهي داراي سخن در باب معجزه كرامات از خود به جاي گذاشته است. يكي “المعجزة و كرامات الاولياء” و ديگري “الفرقان بين اولياء الرحمن و اولياء الشيطان”، كه در نوع خود جالب است. وي برخي مطالب درباره كرامات و نيز اوليا را جداگانه در چند فصل بررسيده است به مثل: كرامات انبيا و غير ايشان، احكام خوارق، ارزش معرفتي كرامات و انواع كرامات را كه نزديك به 40 صفحه به سخن نشسته است4 و نيز در كتاب ديگرش نگاه گروه‌هاي مردم نسبت به خوارق، جستارهايي درباره وليّ، تمايز كرامت و ديگر كارها از احوال شيطاني را در حدود 75 صفحه به نگارش در آورده است5. اما هرگز به مباني و يا مباني قرآني آن نظر نداشته است. اين‌ها در عربي بود.
اما در زبان فارسي به‌گونه مستقيم، حتي كمتر از اين هم به بررسي تحليلي خوارق پرداخته نشده است. البته تذكره‌نويسي به وفور يافت مي‌شود، از خانقاه نشينان در بزرگ‌پنداشت پيران‌شان تا نويسندگان معاصر در مورد عارفان راستين؛ و اين رشته سري دراز دارد. “حديث كرامت6” نام كتابي است كه جناب دكتر استعلامي در آن به نقد و بررسي و شفاف‌سازي برخي چالش‌ها در مورد نگاشته هايي چون “تذكرة الاولياء7″، “اسرار التوحيد8” و جز اين دو، نشسته و در نوع خود ستودني است. به تازگي كتابي به نام “سبع هشتم”9 نوشته دو تن از پژوهندگان جوان حوزه عرفان و ادبيات، به طبقه بندي موضوعي كرامات آن هم تا قرن هفت هجري قمري پرداخته اند. كوشش‌شان را بايد ارج نهاد. “ولايت تكويني و تشريعي از ديدگاه علم و فلسفه10” كتابي است كه به گونه‌اي پراكنده به جستارهايي در باب خوارق عادات از نگاه دين بررسيده است. مقاله‌اي علمي نيز كه صفحاتي به شماره انگشتان دست دارد با قلم يكي از پژوهش‌گران حوزه و دانشگاه سامان يافته “پژوهشي در ولايت تكويني انسان از ديدگاه قرآن11” است جهت و رويكرد اين نگاشته تاب تحسين دارد ام

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد اصل موضوع Next Entries منبع مقاله درمورد كرامات، قرآني، اوليا