منبع مقاله درمورد حقوق زنان، حقوق و تکالیف، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

مستولي مي‌شود، اجازه فكر كردن درباره شوهر ديگر را، تا مدّتي به وي نمي‌دهد.
در خانواده‌اي كه براساس فطرت و طبيعت، زن و مردي علاقه‌مند به يكديگر زندگي مي‌كردند، زن كسي را از دست داده، كه به وجودش افتخار مي‌كرد و هميشه نغمه‌هاي محبّت و عشق را از وي مي‌شنيد، يقيناً از مرگ شوهر در حالتي نيست كه به زودي بخواهد مورد خواستگاري مردان قرار گيرد.
وجود عدّه براي زنان حريمي است جهت حفظ حرمت او كه در ايّام ماتم و عزا مورد طلب ديگران قرار نگيرد. مخصوصاً كه داشتن حالت عزا و ماتم بر وي لازم است، لباس سياه مي‌پوشد، از آرايش و زينت خودداري مي‌كند، همه اين موارد به زن اجازه مي‌دهد مدّتي را آسوده از طلب ديگران، به نجواي فراق با شوهرش بپردازد. به ويژه آن‌كه زن پس از ازدواج نخستين اختيار ازدواجش فقط به دست او است و رضايت اوليايش لازم نيست. در چنين حالتي مراجعه مردان مستقيم به خود او خواهد بود و اگر زن از زيبايي و جواني برخوردار باشد، بيشتر مورد توجّه است. از اين رو مدّت چند ماهه، مانع مراجعه مردان به در خانه وي مي‌گردد.
علاوه بر آن‌كه حيا و شخصيت و خويشتن داري زن طلب مي‌كند، پس از شوهر به زودي دست به ازدواج نزند و اگر زني مثلاً پس از يك هفته كه از مرگ شوهر گذشته، شوهر جديدي انتخاب كند، و با مرد تازه‌اي به سر برد، علاوه بر آن‌كه ممكن است مورد اتّهام قرار گيرد، از اعتبار و شخصيّت زن نيز كاسته مي‌شد و نوعي ابتذال براي وي محسوب مي‌گردد.371
از امام صادق عليه السّلام پرسيده شده: چرا زن در عدّه وفات بايد چهار ماه و ده روز صبر كند؟ حضرت فرمود: حرقة المتوفّي عنها زوجها لاتسكن الّا بعد اربعة اشهر و عشراً سوز فراق زنگي كه شوهرش از دنيا رفته است، جز با گذشت چهار ماه و ده روز آرام نمي‌گيرد.372
مسأله حسن وفا به شوهر و متانت و وقار زن و ضربه روحي كه بر وي، از مرگ شوهرش وارد مي‌شود، گذشت زمان را مي‌طلبد. نيازهاي جنسي نيز، وي را در اين مدّت تهديد نمي‌كند، ولي طبيعت مرد و نوع نيازش به همسر به گونه‌اي است كه گذشت زمان را براي وي در مرگ همسرش الزام آور نمي‌كند. هرچند از نظر اخلاقي و نشان دادن رسم وفاداري صبر و انتظار بر مرد نيز امري پسنديده، بلكه مورد تأكيد است.

خلاصه فصل چهارم
اسلام تعدّد زوجات را حدّاكثر تا چهار زن دائماً به شرط رعايت عدالت بين همسران را مكان تأسيس نيازهاي آن‌ها از جميع جهات اجازه مي‌دهد ولي براي زنان تعدّد ازدواج ممنوع است.
در برخي روايات تحليل و علّت منع نسبت به زنان يا جواز نسبت به مردان اين‌گونه ذكر شده است:
1- چند شوهري موجب اشتباه در نسل و فرزندان مي‌شود؛
2- چند شوهري با غيرت مرد سازگار نيست و اين صفت غيرت فطرتاً در همه مردان وجود دارد و توسّط شرع هم تأييد و تقويت شده است؛
علاوه بر اين ما در تعدّد زوجات تحليل‌ها را ذكر كرديم كه موارد مهمّ و مؤثرتر كه قابل انكار نيستند عبارتند از:
1- عادت ماهيانه زنان و عدم آمادگي‌ آن‌ها؛ 2- دوران حاملگي زن‌ها در زناشويي رجحان ندارند؛ 3- در زمان زايمان و شيردهي و كاهش ميل و آمادگي براي تمتّع جنسي؛ 4- محروميت دوران فرزندزايي زن نسبت به مرد؛ 5- عقيم بودن برخي زنان؛ 6- علاقه برخي مردان به فرزندان بيشتر و نياز برخي زمان‌ها به تكثير نسل، فزوني عدد زنان …
اشكالات زیاد در تعدّد زوجات مطرح شده است ولي ما در اين تحقيق فقط سه تا اشكال را بيان كرديم و پاسخ داديم همه اشكالات مردود است و وارد نيستند چراكه:
اوّلاً: تجويز تعدّد زوجات به هيچ وجه به معناي تحقير زنان يا ارزش گذاري چهار زن در قبال يك مرد نيست بلكه به دليل شرائط عارضي است كه بيان شده است.
ثانياً: اجازه تعدّد زوجات جزو اصول ارزيابي اسلام نيست تا ارزش يك مرد برابر چند زن باشد بلكه معيار ارزيابي و كرامت در اسلام همان تقوا است.
ثالثاً مخالفت نوع زنان با چند همسري ناشي از فطرت و طبيعت آن‌ها نبوده است بلكه از حسادت ناشي مي‌شود.
امّا در تحليل تفاوت زن و مرد در نشوز گفتيم كه اوّلاً نشوز در مورد مرد به معناي لغوي به كار رفته است نه به معناي اصطلاحي كه امتناع از انجام واجبات و تكاليف زوجيت.
و چند قرينه هم بر تقويت اين احتمال ذكر كرديم.
ثانياً مراد از نشوز مرد در اين آيه اين است كه از زوجه كراهت دارد و قصد ازدواج را دارد ولي اخلال به حقوق واجبه نمي كند در اين صورت زوجه بايد صلح كند.
طلاق و جدا شدن زن و شوهر از ايقاعات است و نياز به قبول و رضايت طرف ندارد. در اسلام حق اوليه طلاق به دست مرد است و زنان براي جدا شدن يا بايد شوهر را راضي كنند يا از طريق داور و حاكم اقدام كنند و يا هنگام ازدواج شرايطي را برا جدا شدن، قيد كنند، اسلام راه طلاق نه بسته است ولي مبغوض‌ترين حلال در نزد خداوند است.
اختيار طلاق را به زن دادن يا حق مساوي براي زن و شوهر قرار دادن نيز مشكلاتي دارد. مسؤوليت پرداخت مهريه، نفقه و سائر هزينه‌هاي ازدواج بر عهده مرد است و معقول نيست كه زن طلاق بگيرد و مرد هزينه‌اش را بپردازد، شدّت تأثير پذيري زن موجب افزايش تعداد طلاق و پيامدهاي سوء آن مي‌شود.
بعد از طلاق يا وفات شوهر، زن بر خلاف مرد بايد مدّتي از ازدواج مجدّد خودداري كند براي اين تفاوت حكم تحليل‌ها را هم ذكر كرديم.
نگهداشتن عدّه موجب جلوگيري از اشتباه در نطفه و اطمينان از پاكي رحم، آرام گرفتن سوز دل و ناراحتي زن، نشانة احترام به شوهر و رابطه زناشويي است، امّا در مردان مشكل اشتباه نطفه وجود ندارد بلكه تحمّل كمتر مرد نسبت به شهوت و نيز دشواري اداره خانه و فرزندان به تنهايي، مانع از جعل چنين حكمي شده است.

فصل پنجم

تحلیل تفاوت زن و مرد در شهادت
فصل پنجم: تحلیل تفاوت زن و مرد در شهادت

مقدمه :
امروزه یکی از مسائل مهم و مورد توجه بین المللی، مسئله حفظ ورعایت حقوق زنان، مراعات تساوی حقوق زن و مرد و عدم تبعیض بر اساس جنسیت است این احساس مخصوصا در بین بسیاری زنان وجود دارد که در طول تاریخ به آنها ستم رفته و حقوق و شان انسانی آنها رعایت نشده است. یکی از تفاوتهای حقوقی زن و مرد که در قرآن به آن تصریح شده مسئله شهادت است بر اساس تصریح آیة قرآن در مسئله دَین و معامله، شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است.
دشمنان و منتقدین بر اسلام پیرامون شهادت و گواهی دادن زن در اسلام سوالات و شبهاتی مطرح کردهاند که میگویند چرا قرآن شهادت مرد را معادل شهادت دو زن میداند؟ آیا این پائین آوردن ارزش و کرامت زن نیست؟ آیا این اهانت به انسانیت زن نیست؟ آیا این زن را نصف انسان به حساب آوردن نیست؟ و آیا این ادامه اوضاع جاهلی پیش از اسلام نیست که زن را بسیار پست میدانست؟ 373
در این فصل ما همة این شبهات را پاسخ خواهیم داد.
در شهادت زنان دو مسئله وجود دارد.
١.معادل بودن گواهی دو زن با گواهی دادن یک مرد در بعضی از جرائم و دعاوی.
۲.نپذیرفتن شهادت زن به طور کلی در برخی جرایم.
ما در این فصل هر دو تفاوت را تحلیل خواهیم کرد و پاسخ خواهیم داد.
معمول است وقتی از حقوق زنان بحث میشود راجع به شهادت دادن آنها نیز سخن به میان میآید البته باید دانسته شود که شهادت جزء حقوق نیست بلکه تکلیف محسوب میشود گاهی اوقات همین عدم تفکیک حقوق و تکالیف باعث بروز سوء تعبیرهایی میشود که در این فصل به آنها اشاره میشود.
ما باید در عدم قبول شهادت زنان مطلقا و یا قبولی شهادتشان به شرط ضمیمه شدن با مردان در برخی موارد و این که شهادت دو نفرشان به جای یکی مورد قبول است، تبیین و اثبات کنیم که حقی از آنها از بین نرفته است و تبعیض از نظر حقوقی وجود ندارد چرا که اگر این عدم تساوی به خاطر خصوصیت زن بودن باشد، میتواند منشا اشکال باشد و گفته شود که نسبت به زنان در این مورد ظلم شده و حق آنها ضایع گردیده است و ما اثبات خواهیم کرد که این عدم تساوی بخاطر خصوصیت زن نیست بخاطر عوامل و اسباب دیگر سبب شده است.
در بررسی حقوق زن در بسیاری از موارد، منتقدین احکام نورانی اسلام به جهت عدم اطلاع کافی، تکالیف را با حقوق خلط نمودهاند یعنی در بسیاری از موارد که شارع مقدس به هدف صیانت و حمایت از زنان ، تکالیفی را که موجب بروز مشکلاتی برای آنان شود، مرتفع نموده است این رفع تکلیف را محرومیت از حق تلقی نموده است.
شهادت در لغت:
لفظ شهادت اسم است و مصدر شهد یشهد میباشد اهل لغت برای آن معناهایی چون خبر قاطع ، حضور، احلاف. سوگند و قسم خوردن، مرگ در راه خدا، معاینه، آگاهی، گواهی دادن در دادگاه و… را نقل نمودهاند.
لفظ شهد به سکون هاء نیز نقل شده است اسم فاعل آن شاهد است و لفظ شهید که از اسماء الهی نیز میباشد بر وزن فعیل و مبالغه در فاعل است یعنی کسی که آگاه بر همه چیز است و بر کشته شدن در راه خدا نیز اطلاق میشود.374
فخرالدین طریحی در مجمع البحرین در ذیل احادیث و آیاتی که ذکر میکند ﴿شهد﴾را در معانی: بَیَّنَ، عَلِمَ، حَضَرَ، عَایَنَ و اَدرَکَ معنی نموده است و میگوید: شَهِدَاللَّهُ أَنَّهُ لاإِله إِلاَّهُو.375شهد در این آیه به معنی بَیَّنَ و اعلم بکار رفته چنانکه وقتی گفته میشود شهد فلان عند القاضی ای بین و اعلم لمن الحق و علی من هو.376
در لسان العرب آمده است اشهدته علی کذا فشهد علیه ای صار شاهدا علیه. او را شاهد گرفتم آنگاه او شاهد آن مطلب قرارگرفت.377
شهادت در اصطلاح:
ابن فهد حلی در تعریف شهادت مینویسد : خبر دادن مخبر است به آنچه که علم دارد، از ثبوت یا نفی امری، برای اثبات آن امر نزد حاکم ، که موجب الزام دیگری برای غیر او شود.
در توضیح قیود مذکور در تعریف میفرماید : الزام دیگری آورده شده تا الزام خودش که اقرار است از تعریف خارج شود، قید برای غیر آورده شده تا الزام به نفع خودش که دعوا است خارج شود و قید ثبوت امر آورده شد تا شامل اموال و حقوق مانند قصاص و قذف و شفعه و ولایت وغیر اینها باشد و قید نفی امری آورده شده چون شهادت همان طور که برای اثبات است، برای اسقاط نیز است و قید برای اثبات نزد حاکم آورده شد تا بیانگر این نکته باشد که این خبر دادن، همراه جزم و به دور از تسامح است.378
فقهاء هر یک با عبارات مختلفی به تعریف شهادت پرداختهاند لکن با دقت در تعاریف میتوان نتیجه گرفت که مقصود واحدی با تعابیر گوناگون بیان شده است.
صاحب جواهر میفرماید: وهي لغة: الحضور…أوالعلم الذي عبربعضهم عنه بالاخبارعن اليقين،وشرعاإخبار جازم عن حق لازم للغيرواقع من غيرحاكم‏.379
شهادت در لغت به معنای حضور یا علمی است که بعضی از آن تعبیر به اخبار از روی یقین میکند و شرعا اخبار تواَم با قطع و جزم است از وجود حقی برای غیر که از سوی غیر قاضی به عمل میآید.
به نظر میرسد تعریف فوق کامل باشد به شرط اینکه قید مستند بودن شهادت به یکی از حواس را نیز به آن اضافه کنیم زیرا در پذیرش شهادت شرط استناد به حس لازم و ضروری است.
البته بسیاری از فقهاء در مقام بیان تعریف شهادت بر نیامدهاند بدلیل اینکه شارع تعریف خاصی ارائه نکرده است و همان معنای عرفی مورد نظر شارع بوده چنانکه صاحب جواهر میفرماید :الأصوب إيكال ذلك إلى العرف،للقطع بعدم معنى شرعي مخصوص لها.380
تعریف شهادت نزد حقوقدانان:
برخی از حقوقدانان در تعریف شهادت گفتهاند: شهادت عبارت است از اخبار شخصی از امری به نفع یکی از طرفین دعوی و به زیان دیگری.381
برخی دیگر این گونه تعریف نمودهاند : شهادت یا گواهی عبارت است از بیان اطلاعاتی که شخص بطور مستقیم از واقعهای دارد.382
البته مقصود ایشان از قید بطور مستقیم همان طور که خود بیان کرده است این است که شهادت در صورتی پذیرفته است که گواه ناظر واقعه مورد نزاع باشد و آنچه را که خود دریافته است بگوید و اطلاعات او متکی بر گواهی دیگران وشیاع بین مردم نباشد.383
اقسام حقوق:
در یک تقسیم بندی حقوق را به دو قسم تقسیم

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد عقد ازدواج، زنان مطلقه، سوره بقره، ضمن عقد Next Entries منبع مقاله درمورد هلال ماه، امام صادق، امور مالی