منبع مقاله درمورد تعدد زوجات، امام رضا ع، عدل و داد، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

بسيار ضعيف است.231
معناي لغوي نكاح: لفظ نكاح از الفاظ مشترك مي‌باشد يعني لفظ واحد معناهاي متعدد دارد.
1- نكاح بمعني وطي است. جمعي از اهل لغت و نيز فقها نكاح را معني وطي گرفته‌اند و به كار رفتن نكاح در معني عقد را مجاز دانسته اند.
2- نكاح به معني عقد:‌ راغب اصفهاني در مفردات مي‌گويد، اصل نكاح براي عقد است و براي جماع استعاره آورده شده است.
3- نكاح به معني غلبه (غالب شدن)
4- نكاح به معني مقابلة‌ دوچيز است،‌ نكاح در لغت به معني تقابل، و در زبان عرب: هرگاه دو كوه در مقابل يكديگر قرارگرفته باشد گفته مي‌شود، تناكح الجبلان يعني دو كوه در مقابل هم واقع شده‌اند. كلمه‌ي نكاح مجازا در عقد بكار مي‌رود.
بحث در مورد معناي نكاح از اين جهت خيلي اهميت دارد كه معاني مختلف بار فقهي و حقوقي متفاوتي دارند. به عنوان نمونه در آيه لا تنكحوا مانكح آبائكم. (سوره نساء، آيه 22)
اينجا اگر نكاح را بمعني عقد نظر بگيريم معني آيه چنين مي‌شود: عقد شده پدر بر شما حرام است.
اگر به معناي وطي در نظربگيريم. معني آيه چنين مي‌شود:‌ موطوئه پدر بر شما حرام است.
پس اين اختلاف نظر در معنا باعث برداشت‌هاي متفاوت و در نتيجه استخراج نتايج متفاوت مي‌باشد. اما آن‌چه معروف و مشهور است نكاح در لغت به معناي وطي و در شرع به مفهوم عقد است.232
نكاح در اصطلاح
نكاح رابطه‌اي است حقوقي- عاطفي كه با عقد بين زن و مرد حاصل مي‌شود به آن‌ها حق مي‌دهد كه با يكديگر زندگي كنند و مظهر بارز اين رابطه حق تمتّع جنسي است.233
نكاح در اصطلاح فقهي و حقوقي و در عرف عام به معناي زناشويي و ازدواج است كه از معناي لغوي آن امتزاج و انضمام به ذهن مي‌رسد و بر اصل عقد و مراحل بعد از آن به طور مشترك معنوي اطلاق مي‌گردد.234
علامه محمدحسين فضل الله نكاح را اينجور تعريف مي‌كند: نكاح و ازدواج قراردادي است ميان زن ومرد كه بر پايه آن رابطه‌ي زناشويي شكل مي‌گيرد و مجموعه‌اي از حقوق و تكاليف شرعي و قانوني، كه بر حسب اديان و قوانين مختلف است برآن حاكم مي‌گردد. اين قرارداد به هر يك از زن و شوهر در بدن ديگري حق استفاده جنسي مي‌دهد و بر پايه‌ي آن يك هسته‌ي اجتماعي پديد مي‌آيد كه در آن مرد وزن باهم زير يك سقف زندگي مي‌كنند و به بركت آن مي‌توانند فرزنداني را به دنيا آورند و خانواده‌اي را تشكيل دهند و غريزه‌ي پدري و مادري را اشباع كنند.
از آنجا كه غريزه‌ي جنسي و غريزه‌ي پدري و مادري دو غريزه‌ي اصلي در انسان‌ها هستند، اشباع آن‌ها در نزد زن و مرد، احساس كمال را پديد آورده و شخصيت و زندگي ايشان را پربار مي‌سازد و مايه‌ي تداوم نسل مي‌شود.235
براي بررسي بيشتر و كاوشي دقيق از تحليل اين تفاوت و پاسخ به شبهات نخست آيه مربوط به جواز تعدد زوجات را بررسي مي‌كنيم.
آيه تعدد زوجات
«وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا»236
اگر بترسيد كه مبادا دربارة يتيمان مراعات عدل و داد نكنيد پس آن كس از زنان به نكاح خود در آوريد كه شما را نيكو و مناسب با عدالت است: دو يا سه يا چهار و اگر بترسيد كه چون زنان متعدّد گيريد عدالت را نپيموده و به آن ستم كنيد، پس تنها يك زن اختيار كرده و يا چنانچه كنيزي داريد به آن اكتفاء كنيد كه اين نزديك‌تر به عدالت و ترك ستمكاري است.
شأن نزول آيه:
در جاهليت عرب به خاطر اين‌كه هيچگاه جنگ و خونريزي و غارت قطع نمي‌شد و هميشه ادامه داشت يتيم زياد مي‌شد، بزرگان و اقوياي عرب دختران پدر مرده را با هرچه كه داشتند مي‌گرفتند و اموال آن‌ها را با اموال خود مخلوط نموده و مي‌خوردند و در اين عمل نه تنها رعايت عدالت نمي‌كردند بلكه گاه مي‌شد كه بعد از تمام شدن اموالشان خود آنان را طلاق مي‌دادند و گرسنه و برهنه رهاشان مي‌كردند، در حالي كه آن يتيم‌ها نه خانه داشتند كه در آن سكني گزينند و نه رزقي كه از آن ارتزاق نمايند و نه همسري كه از عرض آنان حمايت كند و نه كسي كه رغبت به ازدواج با آنان نمايد تا بدين وسيله مخارجشان را تكفّل كند اين‌جا است كه قرآن كريم با شديدترين لحن از اين عادت زشت و خبيث و از اين ظلم فاحش نهي فرمود.237
نكته‌ها در آيه:
1. تأكيد فراوان بر ضرورت رعايت قسط درباره دختران يتيمي كه به همسري برگزيده مي‌شوند:
جمله و إن خفتم ألّا تقسطوا في اليتامي بر اين نكته تأكيد دارد كه مسأله رعايت قسط در ارتباط با دختران يتيم بسيار مهمّ است از اين رو، اگر خوف عدم رعايت عدالت در صورت همسري با آنان برود، دستور داده شد، از ازدواج با آن‌ها صرف نظر شود.
2. تجويز تعدّد زوجات تا چهار زن:
مطابق صريح آيه، هر مرد مسلمان مي‌تواند چهار زن دائم بگيرد، اين نكته از مسلمات فقه اسلامي نيز مي‌باشد.238
3. معناي مثني و ثلاث و رباع در آيه شريفه:
سؤالي كه در اين مورد به ذهن مي‌آيد كه چرا در آية شريفه به جاي واژه‌هاي اثنين و ثلاثة و اربعة كلمات ديگر همچون مثني، و ثلاث و رباع استفاده شده است؟
آيت الله زنجاني در اين ارتباط مي‌فرمايد: امّا اين‌كه به جاي كلمات اثنين و ثلاثه و اربعه، از صيغه‌هاي مثني و ثلاث و رباع استفاده شده، و نفرموده با دو، سه و چهار زن ازدواج كنيد، بلكه مي‌فرمايد زنان را دو تا دو تا، سه تا سه تا و چهار تا چهار تا به عقد خود درآوريد، براي رفع توهّم محدوديت ازدواج است، تا گمان نشود كه ازدواج تا پايان عمر محدود به دو يا سه يا چهار مورد بوده و حتّي مثلاً پس از فسخ عقد و طلاق و فوت زن نيز كسي حق ازدواج مجدّد را ندارد. بنابراين معناي آيه اين است كه هر مؤمن مي‌تواند مجتمعاً دو، سه، چهار زن داشته باشد، بلكه مي‌فرمايد در طول عمر دو تا دو تا و … مي‌توانيد بگيريد كه يعني در هرزمان حدّ اكثر در ازدواج با چهار همسر مجاز هستيد.239
4. عدالت شرط اساسي تعدّد زوجات:
اسلام قانون تعدّد زوجات را بدون قيد و بند تشريع نكرده و اصلاً آن را بر همه مردان واجب و لازم ننموده، بلكه به طبيعت و حال افراد توجّه فرموده و همچنين عوارضي كه ممكن است احياناً براي افرادي عارض شود در نظر گرفته، بلكه صلاحيت قطعي را شرط نموده و مفاسد و محذور‌هايي را كه در تعدّد زوجات وجود دارد، بر شمرده و در چنين موقعيّتي است كه آن را جائز دانسته تا مصالح مجتمع اسلامي انسان‌ها تأمين شود و حكم جواز را مقيّد به صورتي كرده است كه هيچ يك از مفاسد شنيع نيايد و اين در صورتي است كه مرد از خود اطمينان داشته باشد به اين‌كه مي‌تواند بين چند همسر به عدالت رفتار كند.240
5. فإن خفتم ألّا تعدلوا فواحدةً:
اگر مي‌ترسيد نتوانيد بين چند همسر به عدالت رفتار كنيد، تنها يك زن بگيرد و نه بيشتر، در اين جمله حكم مسأله را معلّق به خوف كرد نه علم، فرمود اگر مي‌ترسيد بين چند همسر … و نفرمود اگر مي‌دانيد كه نمي‌توانيد عدالت برقرار كنيد … و علّتش اين است كه در اين امور غالباً علم براي كسي حاصل نمي‌شود و اگر خداوند قيد علم را آورده بود مصلحت حكم فوت مي‌شد.
6. او ماملكت أيمانكم:
منظور از اين تعبير كنيزان زرخريد هستند. آيه مي‌فرمايد: آن كسي كه مي‌ترسد بين همسران خود عدالت رفتار ننمايد با يك زن ازدواج كند و اگر خواسته كه بيش از يك زن داشته باشد بايد كنيز بگيرد چراكه خداوند تقسيم (عدالت) را بر مردان در رابطه با كنيزان واجب نفرموده است.241
2. (الف) تحليل تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات از منظر روايات
در روايات، احاديثي كه بر اصل جواز اختيار چهار تا زن دائم دلالت مي‌كند، بسيار زياد است و در فقه فريقين اصل جواز يك مسأله اجماعي و اتفاقي است، يعني همه فقهاء در اصل جواز اتفاق نظر دارند.
امّا راجع به تحليل اين تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات هم اشاره شده است، در برخي روايات سرّ تفاوت زن و مرد در اين حكم را وجود غيرت در مردان به خلاف زنان مي‌داند.
1. محمّد بن يعقوب عن عدة من اصحابنا، عن احمد بن محمّد بن خالد، عن عثمان بن عيسي، عن بعض اصحابنا عن أبي عبد الله عليهم السّلام في حديث: «قال و الغيرة للرّجال و لذلك حرّم علي المرأة الاّ زوجها و أحلّ للرّجل اربعاً فإنّ الله اكرم من أن يبتليهنّ بالغيرة و يحلّ للرّجال معهاثلاثاً»242
امام صادق عليه السّلام فرمودند: غيرت را خداوند براي مردان قرار داده است و به همين جهت بر زن حرام كرده است مگر شوهرش را، و حلال كرده است براي مرد چهار تا زن. همانا خداوند متعال بزرگوارتر از آن است كه به زنان غيرت بدهد بعد بر مرد حلال كند علاوه بر زن اوّل سه زن ديگر بگيرد.
درو اقع، اين علّت به مسأله رواني و عاطفي زن و مرد توجّه دارد كه غالباً در مردان اين‌گونه است كه مشاركت در همسر را نمي‌پذيرند، ولي زنان با آن كنار مي‌آيند.
و در برخي روايات ديگر تحليل اين تفاوت را اشتباه در نسب و ارث در صورت چند شوهري بيان كرده است و حفظ نسب وارث در صورت چند زني بيان شده است.
2. محمّد بن علي بن الحسين في (العلل) و في (عيون الاخبار) … عن محمّد بن سنان، عن الرّضا عليه السّلام فيما كتب اليه و علة التزويج للرّجال اربع نسوة و تحريم أن تتزوّج المرأة اكثر من واحد لِأنّ الرّجل اذا تزوّج اربع نسوة كان الولد منسوباً اليه و المرأة لوكان لها زوجان، أو اكثر من ذلك لم يعرف الولد لمن هو اذ هم مشتركون في نكاحها و في ذلك فساد النساب و المواريث و المعارف.243
امام رضا عليه السّلام در پاسخ پرسش‌هاي محمدّ بن سنان مي‌فرمايد: علّت يا حكمت اين‌كه مرد مي‌تواند چهار زن بگيرد و زن پيش از يك بار نمي‌تواند ازدواج كند اين است كه مرد اگر چهار زن هم داشته باشد، هر فرزندي از آن‌ها به دنيا بيايد مال مرد است، امّا اگر زن دو شوهر يا بيشتر داشته باشد، فرزند آن زن معلوم نيست كه مال كدام يك از شوهران است، و اين گونه نسب‌ها و ارث‌ها اشتباه و فاسد مي‌گردد و شناسايي مشكل مي‌شود.
3. عن أبي الفتوح الرّازي انّه حضر عنده اربعون نسوة و سألنه عن شهوة الأدمي فقال للرّجال واحد و للمرأة تسعة فقلن ما بال الرّجل لهم دواماً و متعة و سراري، يجوز من تسعة و لايجوز لهنّ إلاّ زوج واحد مع تسعة اجزاء، فافهم فرعع ذلك إلي أمير المؤمنين عليه السّلام فأمر كلّ و احدةٍ منْهُنّ بقارورة من ماء و أمرهُنَّ بصبّها في اجانة ثمّ أمر كلّ واحدة منْهنّ تغرف ماءها فقلن لا يتميّز ماءنا فاشار عليه السّلام إلي أن لايفرقّن بين الاولاد و يبطل النسب و الميراث.244
گروهي از زنان در حدود چهل نفر گرد آمدند و به حضور علي عليه السّلام رسيدند، گفتند؛ چرا اسلام به مردان اجازه چند زني داده امّا به زنان اجازه چند شوهري نداده است آيا اين امر يك تبعيض نادرست نيست؟
امام علي عليه السّلام دستور دادند ظرف‌هاي كوچكي از آب بياورند و هريك از ظرفي به دست گرفت،‌ سپس دستور داد همه آن ظرف‌ها را در ظرف بزرگ كه وسط مجلس گذاشته بود، خالي كنند، سپس فرمود الآن هريك از شما ظرف آب خود را از آب پُر كنيد، امّا همان آبي كه در ظرف خود داشته بر دارد، گفند اين‌‌گونه ممكن است؟
آب‌ها ممزوج شده است آنگاه حضرت علي عليه السَّلام فرمود: اگر يك زن چند شوهر داشته باشد، خواه ناخواه بعد از مدّتي زناشويي، آبستن مي‌گردد، چگونه مي‌توان تشخيص داد كه اين فرزند از نسل كدام شوهر است و بعد از آن زنان از مثالي امير المؤمنين قانع شدند.
ب: تحليل تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات از نگاه علماء و انديشمندان
1. آيت الله مكارم شيرازي مي‌فرمايد: تعدّد زوجات يك ضرورت اجتماعي است:
نمي‌توان انكار كرد كه عمر زندگي جنسي مردان، از زنان طولاني‌تر است، زنان در سنين معيّني آمادگي خود را از دست مي‌دهند، در حالي كه در مردان چنين نيست.
و نيز زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتي از دوران حمل، عملاً ممنوعيت جنسي دارند در حالي كه در مردان اين

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد تعدد زوجات، حقوق زنان Next Entries منبع مقاله درمورد صاحب نظران، حقوق بشر