منبع مقاله درمورد بیش فعالی، حافظه کاری، کارکردهای اجرایی، کارکرد اجرایی

دانلود پایان نامه ارشد

کرده اند که نارسایی حافظه کاری ممکن است نارسایی اولیه و اصلی زیرساز نارساییهای کارکرد اجرایی باشد. همچنین این مؤلفان بازداری را یک فرایند شناختی جداگانه می دانند که با حافظه کاری مرتبط است. همچنین راپورت79 و همکاران(2001؛ نقل از ولف، 2004) نارسایی حافظه کاری را به منزله نقص محوری یا اولیه اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی دانسته اند. ازاین دیدگاه، حافظه کاری به عنوان فرایندی تعریف می شود که اطلاعات را ایجاد، حفظ و دستکاری می کند و امکان رفتار سازمان یافته معطوف به آینده یا مهارتهای حل مسئله را فراهم می سازد. در حقیقت، پاسخها یا رفتارهای سازمان یافته وابسته به فرایندهای حافظه کاری هستند و مشکلات مربوط به مهارتهای حافظه کاری به آشفتگی و نابسامانی، خستگی، بی توجهی، و ناکامی منجر می شوند. فروپاشی حافظه کاری به ایجاد رفتارهای تحریک جویانه80(بیش فعالی و تکانشگری) در کودکان منجر می شود. راپورت و همکاران (2001؛ نقل از ولف،2004) نیز مانند پنینگتون (1994) نتیجه می گیرند که نارسایی بازداری یا ناتوانی در بازداری مناسب پاسخها، محصول فرایندهای حافظه کاری است. همانند نظریه های بازداری که نارسایی بازداری را نارسایی اولیه و اصلی فرض کرده اند، برخی از نظریه های حافظه کاری (که به دو نمونه در بالا اشاره شد) نیز نارساییهای حافظه کاری را تبیین کننده اختلال کارکرد اجرایی دانسته اند.
2-3-5 انعطاف پذیری81
منظور از انعطاف پذیری یعنی اینکه فرد بتواند در پاسخ هایی که به یک سوال می دهد، تغییر ایجاد کند، آنچه را که می داند به سایر زمینه ها تعمیم داده و کاربرد آن را محدود به زمینه خاصی نکند. در واقع انعطاف پذیری، توانایی بازنگری در برنامه هنگام برخورد با موانع، اطلاعات یا خطاهای جدید. انعطاف پذیری شامل سازگاری با تغییر شرایط است(داوسون و گوایر، 2004)
انعطاف پذیری شناختی به توانایی انسان برای سازگار کردن راهکارهای فرایند شناختی اطلاق می شود که به منظور مواجهه با شرایط جدید و غیرمنتظره در محیط به کار می رود. انعطاف پذیری شناختی در ارتباط با کارکرد اجرایی به توانایی انتخاب پاسخ عملی در بین گزینه های موجود و مناسب و استفاده از خلاقیت اشاره می کند. کارکردهای اجرایی و انعطاف پذیری، کانون نظریه های اخیر عصب- روانشناختی کودکان در معرض خطر ناتوانی، به ویژه کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی می باشند.

2-4 کارکردهای اجرایی و اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی
درحال حاضر هیچ نظریه ای درباره اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی دارای پذیرش همگانی نیست (ولف، 2004). این امر به ویژه در مورد روی آورد عصب-روان شناختی به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی صدق می کند. در این روی آورد جنبه های مختلفی از مشکلات شناختی و رفتاری افراد مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی مورد بررسی و تأکید قرار گرفته اند. نظریه هایی که در سالهای گذشته در خصوص فرایندهایی از قبیل توجه، حافظه فعال ، تفکر و بازداری در اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی مطرح شده اند، نشانگر تنوّع مفهوم سازیها و روش شناسیها در این عرصه اند. این فرایندها ارتباط تنگاتنگی با نواحی و مناطق گوناگون مغز به ویژه فرونتال دارند (رویال و همکاران، 2002 ). مفهوم کارکردهای اجرایی یک اصطلاح فراگیر به شمار می آید که مجموعه ای از فرایندهای یاد شده را تحت شمول خود قرار می دهد. پژوهشهایی که اخیراً درباره رابطه نارسایی کارکردهای اجرایی و اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی به عمل آمده اند، به رغم نتایج ناهمگون (برای مثال، سرجنت و همکاران، 2002)، موفقیت در خور توجهی را نیز در تبیین نشانه ها و مشکلات افراد مبتلا به این اختلال به دست آورده اند (براون، 2006). برخی از مدلهایی که از چشم انداز کارکرد اجرایی برای تبیین مشکلات درگیر در اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی تدوین شده اند با بر جسته کردن، مؤلفه معینی از کارکردهای اجرایی، نقش آن را در اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی مهمتر دانسته اند. برخی دیگر همه کارکردهای اجرایی را در این اختلال حائز اهمیت دانسته و بر تعامل آنها تأکید کرده اند.
با این همه، برخی از مؤلفان (بارکلی، 1997؛ بورکووسکی و بورکه82، 1996؛ دنکلا83، 1996؛ نقل از ولف، 2004؛ سرجنت و همکاران، 2003) نارسایی بازداری را به عنوان یک فرایند بنیادی تعریف کرده اند که بر حافظه کاری کارکرد اجرایی در افراد مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی تأثیر می گذارد یا به عنوان نارساییهایی در آنها متجلی می شود. نظریه بارکلی معروف ترین مدل نارسایی بازداری رفتاری در اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی است. در مدل بارکلی، نارسایی بازداری به منزله کارکرد اجرایی اصلی و آغازین84 در نوع مختلط اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی به شمار می آید که بر اساس آن سایر کارکردهای اجرایی متحول می شوند(براون، 2006). به بیان دقیق تر، مدل بازداری همه نارساییها در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی را به ناکامی در مهارگری از راه بازداری نسبت می دهد (سرجنت و همکاران، 2003). از دیدگاه بارکلی، بازداری رفتاری امکان عملکرد متبحرانه چهار توانایی اجرایی را فراهم می سازد: حافظه کاری، درونی سازی گفتار85، خود نظم بخشی عاطفه/انگیزش/برپایی86، و بازسازی87 .
برخلاف برخی از نظریه پردازان و پژوهشگران که بر یکی از عناصر یا مؤلفه های کارکردهای اجرایی تأکید کرده اند و بقیه این کارکردها را از لحاظ اهمیت در مرتبه دوم قرار داده اند (مانند بارکلی 1997؛ دنکلا، 1996)، گروهی دیگر، کارکردهای اجرایی را به صورت یک مجموعه در نظر گرفته اند. در این روی آورد کارکرد اجرایی به عناصر و مؤلفه هایی تقسیم می شود که با یکدیگر تعامل و وابستگی متقابل دارند (براون، 2006). اگر چه در مورد تعداد و نام این مؤلفه ها در بین پژوهشگران و نظریه پردازان اتّفاق نظر کامل وجود ندارد، اما در مورد برخی از آنها اشتراک نظر نسبی دیده می شود. بازداری، تغییر مجموعه، حافظه کاری، طرح ریزی، سیّالی و توجه در زمره این مؤلفه ها به شمار می آیند (ولف، 2004؛ سرجنت و همکاران، 2000؛ استیرلینگ، 2002؛ سیدمن88 و همکاران، 1997). مدل براون (2006) در مورد نارساییهای کارکردهای اجرایی در اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی از جمله مدلهایی است که از روی آورد فوق پیروی می کند.
براون (2006)، مانند بارکلی (1997؛ نقل از براون، 2006)، اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی را به منزله اختلالی توصیف می کند که درگیر تأخیرها یا نابسندگیهایی درتحوّل ظرفیت کنش وری اجرایی فرد است.در این مدل، اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی اساساً یک اختلال تحوّلی سازوکارهای خود نظم بخشی مغز به حساب می آید. مدل براون از مصاحبه های بالینی فشرده با افراد دارای تشخیص اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی و خانواده هایشان حاصل شده است و خوشه هایی از کارکردهای شناختی مرتبط به هم را شامل می شود:
ـ فعّال سازی89: سازمان دهی، اولویت بندی، و فعّال سازی برای کار
ـ تمرکز90: تمرکز کردن، استمرار بخشیدن و انتقال دادن (جا به جا کردن)توجه به کارها
ـ تلاش91: نظم بخشیدن به هشدار، استمرار بخشیدن به تلاش، و سرعت پردازش
ـ هیجان92: مدیریت ناکامیها و نظم بخشی به هیجانها
ـ حافظه: بهره گیری از حافظه کاری و دستیابی به یادآوری
ـ کنش یا عمل93: نظارت کردن و خود-نظم بخشیدن به عمل
این کارکردها، که به طور کامل در همه زمانها برای هر کس عمل نمی کنند، درجنبه های متعدّد زندگی روزانه همه افراد حائز اهمیت بنیادی هستند. مدل براون (2006)، بر خلاف بارکلی (1997)، تنها به نوع مختلط اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی محدود نیست و بازداری را به عنوان کارکرد اجرایی آغازین و اصلی که تحوّل و کنش وری همه کارکردهای اجرایی بدان وابسته است تلقی نمی کند. ازدیدگاه وی، کارکردهای اجرایی از تعامل و وابستگی متقابل برخوردارند و اختلال کارکردهای اجرایی در همه افراد مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی، قطع نظر از نوع فرعی، اساس و جوهر اختلال آنها را تشکیل می دهد.
در سالهای اخیر پژوهشهای متعدّدی درباره کارکردهای اجرایی در طیف گسترده ای از اختلالهای روانی از قبیل وسواس-بی اختیاری، روان گسیختگی، سوء مصرف الکل94، نشانگان تورت، درخودماندگی و غیره انجام پذیرفته اند. بخش قابل ملاحظه ای از ادبیات پژوهشی کارکرد اجرایی به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی اختصاص دارد. این پژوهشها را می توان به سه حیطه کلی تقسیم کرد:
الف: پژوهشهایی که کارکرد یا کارکردهای اجرایی را در اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی بررسی کرده اند؛
ب: پژوهشهایی که به بررسی کارکرد یا کارکردهای اجرایی در اختلالهای روانی با و بدون اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی (برای مثال، اختلال تورت+ اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی) پرداخته اند؛
پ: پژوهشهایی که به بررسی تفاوتهای جنسی در کارکردهای اجرایی در اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی مبادرت کرده اند .
اگر چه در نهایت، تفاوتها و ناهماهنگی هایی بین یافته های این سه گروه مشاهده می شوند اما هر یک از آنها به یافته هایی درباره نقش کنشهای اجرایی در اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی دست یافته اند، پژوهشهایی در هر سه حیطه انجام شده، لذا به منظور ارائه تصویری نسبتاً جامع از نقش کارکردهای اجرایی در افراد دارای اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در سطور زیر به تحقیقات مورد نظر اشاره می شود.
در پژوهشی، ولف (2004) نقش بازداری، توجه، حافظه کاری، و طرح ریزی را در کودکان با و بدون اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی مورد بررسی قرار داد. همچنان که در نظریه های توجه، بازداری و حافظه کاری مفهوم سازی می شود، مشکلات مربوط به این فرایندهای اجرایی در تظاهر نشانگان رفتاری اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی کنش متقابل دارند. نمونه بررسی مزبور شامل 93 کودک و نوجوان 9 تا 15 ساله بود. عواملی که در فرایند نمونه برداری موجب کنار گذاشتن شرکت کنندگان می شد عبارت بودند از هوش پایین (بهره هوش کمتر از نمره معیار80)، عدم تکلّم به زبان انگلیسی، سابقه اختلال حمله صرعی، سابقه آسیب مغزی ناشی از ضربه منجر به مراقبت پزشکی، تشخیص پیشین روان گسیختگی یا در خودماندگی. 63 آزمودنی از نمونه تحقیق پسر و 30 آزمودنی دختر بودند. 30 نفر از آزمودنیهای پژوهش قبلاً تشخیص اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی را دریافت کرده بودند. در مورد هر شرکت کننده ای که قبلاً تشخیص اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی را دریافت نموده و داروی محرک تجویز شده بود (22=n)، از والدین خواسته شد پیش از ارزیابی آزمودنیها با پزشکان مربوطه مشورت کنند. در اغلب موارد، ارزیابیها زمانی صورت گرفت که کودک یا نوجوان به طور معمول داروی محرک مصرف نمی کرد. ولف مجموعه گسترده ای از آزمونها از قبیل آزمون دسته بندی کارتهای ویسکانسین، آزمون استروپ، آزمون برج لندن، آزمون عملکرد مداوم، زیر-مقیاس فراخنای ارقام معکوس مقیاس هوش وکسلر برای کودکان و آزمون سیّالی حروف95 را به ترتیب تصادفی در نمونه خود، اجراکرد. نتایج نشان دادند که کودکان مبتلا به ریخت مختلط اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در قیاس با کودکان فاقد تشخیص اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی پس از کنترل، واجد بهره هوش، بازداری و حافظه کاری ضعیف تری بودند. با این همه، پس از کنترل اثر بهره هوش هیچ تفاوتی در طرح ریزی و توجه به دست نیامد. در مجموع، نتایج مبیّن آن بودند که مقیاسهای اولیه اندازه گیری کنشهای اجرایی ممکن است مقیاسهای مناسب و بی نقصی در مورد فرایند های بازداری، حافظه کاری، طرح ریزی، یا فرایندهای توجه نباشند.
بسیاری از نظریه پردازان و پژوهشگران، حافظه کاری را یکی از عناصر کنشهای اجرایی مغز تلقی می کنند. کاراتکین (2004) یکپارچگی مؤلفه های «مدل بدلی درباره حافظه کاری»96 را در اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی مورد آزمون قرار داد. نمونه پژوهش شامل 25 کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی و 27 کودک بهنجار در دامنه سنی 8 تا 15 سال بود.

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد کارکردهای اجرایی، بیش فعالی، حافظه کاری، کارکرد اجرایی Next Entries منبع مقاله درمورد بیش فعالی، کودکان مبتلا، حافظه کاری، کارکردهای اجرایی