منبع مقاله درمورد امام صادق، اقتصاد خانواده، آداب و رسوم، زنان و دختران

دانلود پایان نامه ارشد

بودند و علّت محروميتشان از ارث، اين بود كه با ازدواج آنان مقداري از ثروت خانواده به خانواده ديگر انتقال مي‌يافت، بنابراين در روم قديم، اصولاً حق ميراث براي زن، شناخته نشده و از تركه شوهر خود براي او نصيبي منظور نشده بود.170
ب: ميراث زن در يونان
در يونان باستان نيز تقريباً وضع به همين منوال بود،‌ ميراث خانواده به ارشد اولاد ذكور مي‌رسيد و زنها و صغار از ارث محروم بودند.171
ج: ارث زن در آيين يهود
در آيين يهود نيز، اصل كلّي مبتني بر محروميت زنان و به خصوص زوجه از ارث است، حكم مستفاد از تورات، اين است كه تا وقتي فرزند پسر وجود داشته باشد،‌ دختر ارث نمي‌برد ولي اگر براي متوفّي پسر نباشد، در آن صورت ارث او به دخترانش مي‌رسد.172
د: ارث زن در دوره جاهليت
بد رفتاري اعراب جاهلي با زنان و دختران و بي توجّهي آنان به حقوق انساني زن، چنان معروف است كه نيازي به شرح و بيان ندارد.
داستان غم انگيز و غير انساني زنده بگور كردن دختران به دست پدران را همه مورخين، نگاشته‌اند و بر كسي پوشيده نيست، قرآن كريم نيز بدان اشاره نمود و مردم را از اين عمل بر حذر داشته است در قرآن چنين آمده است: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ»173.
هرگاه مژده دختري به يكي از اين اعراب داده مي‌شد صورتش سياه مي‌گشت و خشمگين مي‌گرديد و از اين خبر بدي كه به او داده شده بود خود را از مردم پنهان مي‌كرد و در اين انديشه بود كه آيا با تحمل ننگ و خواري او را نگهدارد يا در دل خاك پنهانش سازد، بدانيد كه اينان بد داوري مي‌كنند.
آشكار است كه در چنين محيط براي زن، حقوق مالي و از جمله حق ارث وجود نداشت، نه تنها زن از ارث بي بهره بود، بلكه ممكن بود مثل اموال ديگر به ارث برده شود در جاهليت چنين رسم بود كه هرگاه كسي فوت مي‌كرد و زناني از خود به جاي مي‌گذاشت پسر بزرگ‌تر ضمن اين‌كه مالك و وارث ماترك او بود، زنان پدر را نيز اختيار داشت و مي‌توانست آن زن را براي خود برگزيند يا به ديگري دهد و مهر او را بگيرد.174
ارث زن در آيين اسلام
مسأله ارث از قديم‌ترين سنّت‌هايي است كه مجتمع بشري باب شده است. علاوه بر اين‌كه ارث بردن رسم بوده طبيعت امر هم همان را اقتضا دارد چون اگر طبيعت انسان اجتماعي را مورد دقّت قرار دهيم،‌خواهيم دانست كه مال و مخصوصاً مال بي صاحب چيزي است كه انسان طبيعتاً خواستار آن بوده و علاقمند است آن مال را در حوائج خود صرف كند.
هيچ قانون ارثي كه تا به امروز بين امت‌ها دائر بوده، به قدر قانون ارث اسلام عمر نكرده، قانون ارثي اسلام از اولين روزي كه ظهور يافت تا به امروز كه نزديك 14 قرن است عمر كرده است.175
در اهميت ارث يكي از نويسندگان مي‌گويد در دين اسلام هيچ حكمي از احكام، به اندازه احكام مواريث در قرآن مفصل و مبسوط بيان نشده است، هدف از تأكيد اسلام درباره مواريث آن است كه ارث از مهمّترين اسباب مالكيت و كسب مال مي‌باشد و اموال براي ادامه نسل بشر رگ حيات افراد جامعه است؛ چون ادامه حيات انسان و چرخ زندگي به دارايي بستگي كامل دارد.176
آيت الله مكارم شيرازي مي‌فرمايد نمي‌توان انكار كرد كه قانون ارث علاوه بر اين‌كه يك امر طبيعي و فطري است در گسترش تلاش‌هاي اقتصادي نيز اثر عميقي دارد.177
اسلام سرچشمه‌هاي ارث را در سه چيز خلاصه كرد تا آن زمان به اين شكل سابقه نداشت:
1. نسب: نسب به مفهوم وسيع آن يعني هرگونه ارتباطي از طريق تولّد در ميان دو نفر در سطوح مختلف ايجاد مي‌شود، اعمّ از مرد و زن، بزرگسال و كودك.
2. سبب: سبب يعني ارتباطهايي كه از طريق ازدواج در ميان افراد ايجاد مي‌شود.
3. ولاء: ولاء يعني ارتباط‌هاي ديگري كه از غير طريق خويشاوندي در ميان دو نفر پيدا مي‌شود مانند ولاء عتق يعني اگر كسي برده را آزاد كند، و آن برده پس از مرگ هيچ‌گونه خويشاوند نسبي يا سببي از خود به يادگار نگذارد اموال او به آزاد كننده او مي‌رسد.
و مانند ولاء ضمان جريره اين يك پيمان خاصي است كه ميان دو نفر به خواست و اراده خودشان برقرار مي‌شود و طرفين متعهد مي‌شوند كه از يك ديگر در موارد مختلف دفاع كنند و پس از مرگ از يك ديگر ارث ببرند و ديگر ولاء امامت است يعني اگر كسي از دنيا برود و هيچ‌گونه وارث نسبي و سببي و غير آن‌ها نداشته باشد، ميراث او به امام (عليه السّلام) مي‌رسد.178
قرآن در چندين آيه در رابطه با ارث بردن زن و تقسيم ارث بين زن و مرد سخن گفته است. البته مي‌دانيم هنگام نزول قرآن در ميان همه اقوام و ملل بشري در سطح دنيا زنان از ارث و ميراث كاملاً محروم بودند و زن در هيچ يك از عناوين ذيل همسر، مادر، دختر و خواهر … ارث نمي‌برد و اسلام در اين زمينه‌ي ارث انقلابي به وجود آورد و اوّلين نظام حقوقي جهان بود كه به زنان حق ارث عطا كرد و تمام قوانين ظالمانه‌ي دوران جاهليت را كه بر پايه‌ي اعتقادات و آداب و رسوم قبيله‌اي بود منسوخ كرد.179
به هرحال اسلام در رابطه با ارث براي زن در چهار محور دقيق مطرح كرده است:
الف: ارث زن به عنوان همسر: «وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ»180 پس از انجام وصيت و پرداخت قرض اگر براي شما فرزندي نبود يك چهارم ميراثتان از آن زنانتان مي‌باشد و اگر داراي فرزندي بوديد يك هشتم آن.

ب: ارث زن به عنوان فرزند: «يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ»181
خداوند درباره‌ي فرزندانتان به شما سفارش مي‌كند كه سهم پسر دو برابر سهم دختر است، البته دختر تنها فرزند خانواده باشد تمامي تركه به او مي‌رسد و اگر فرزندان همگي دختر باشند، اموال به صورت مساوي تقسيم مي‌شود ولي اگر متفاوت باشند سهم پسر دو برابر دختر خواهد بود. اين حكم مخصوص فرزنداني است كه بي واسطه از ميّت متولد شده باشند ولي نوه‌ها سهم پدر يا مادر خود را مي‌برند.
ج: ارث زن به عنوان خواهر: «وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلَالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ»182
اگر مردي يا زني بميرد و پدر و مادر هم ندارد و هم فرزند ندارد، اگر او را برادر يا خواهري باشد هريك از آن دو يك ششم مي‌برند و اگر بيش از يك بودند همه در يك سوم مال شريكند، پس از انجام وصيت و اداي دينش در صورتي كه براي وارثان زيان‌مند نباشند، اگر تنها برادر زادگان و خواهرزادگان باشند براي آنان سهم كسي است كه به واسطه‌ي او ارث مي‌برند هرچند خواهر زادگان پسر و برادر زادگان دختر باشند، دختران بيش از پسران ارث مي‌برند.
د: ارث زن به عنوان مادر: «وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ»183
اگر ميّت فرزندي داشت هريك از پدر و مادر يك ششم ارث مي‌برند و اگر فرزندي نداشت و تنها پدر و مدر وارث باشند مادر يك سوم مي‌برد، البته به شرطي كه ميّت برادراني نداشته باشد، اگر ميّت برادراني هم داشت مادر يك ششم مي‌برد.
هرگاه براي متوفي وارث ديگري جز پدر يا مادر نباشد تمام ارث از آن او است باتوجه به اين مسأله سهم مادر نه تنها كم نشد،‌ بلكه گاهي از سهم پدر هم بيشتر است.184
4. تفاوت زن و مرد در ارث
يكي از مهم‌ّترين اشكال‌هايي كه توسط غربيان و غرب زدگان به نظام حقوقي اسلام مطرح شده مسأله تفاوت ارث زن و مرد است، مي‌گويند اسلام بين زن و مرد تبعيض قائل شده و زن را نصف مرد مي‌داند، البته اشكال بر مسأله ارث زن مسأله جديدي نيست و در صدر اسلام هم مطرح بوده است. ابن ابي العوجاء در قرن دوم مي‌زيست وي به خدا و مذهب اعتقاد نداشت و از آزادي آن عصر استفاده مي‌كرد. و عقايد الحادي خود را همه جا ابراز مي‌داشت يكي از اعتراضات اين مرد به اسلام همين مسأله ارث بود، پس كساني كه در مورد ارث شبهه وارد كرده‌اند همه در مجموع يك سخن را بيان كرده‌اند كه چرا ارث زن نصف مرد است؟
حاميان حقوق زنان، قانون ارث الهي را هميشه مورد انتقاد قرار داده‌اند، ما در اين‌جا قبل از تحليل اين تفاوت‌ ارث‌، برخي از انتقادات را اشاره مي‌كنيم، و بعد از آن اين تفاوت را تحليل مي‌كنيم.
ابن ابي العوجا كه از زنادقه بود با لحن اعتراض آميزي از امام صادق عليه السّلام مي‌پرسد كه چگونه زن كه ناتوان تر از مرد است بايد يك سهم، ارث ببرد و مرد كه تواناتر است، از دو سهم برخوردار گردد.185
خانم سلوي خماش هم مي‌گويد: باتوجه به آيه «للذّكر مثلُ حظّ الأنثيين» تفاوت در ارث زن و مرد ظلم به زنان است و اين برخاسته از نگاه حقير آميز به زنان و ناشي از نگرش مرد سالاري در نظام ارث است به عبارت ديگر نشان از آن دارد كه زن نيمي از انسان به حساب آورده است.186
آقاي ناصر كاتوزيان هم خواهان تعادل ارث زن و مرد شده است. ايشان مي‌گويد در جهان صنعتي، زنان در اقتصاد خانواده و كشور سهم برجسته‌اي دارند و ديگر موجود سربار و مصرف كننده و اجير به حساب نمي‌آيند تا به سهم ناچيز خود از دارايي سرپرست خانواده قانع باشند. اينان خواهان مشاركتند نه احسان. وانگهي نفوذ اين نيرو محدود به سازمان‌هاي زنان در برابر صف آراسته مردان نيست، اخلاق عمومي و سازمان‌هاي بين المللي و حقوق بشر نيز با آنان و همداستانند.و دولت‌ها ناچار شده‌اند در راه برابر ساختن حقوق زن و مرد يا دست كم تعادل نسبي آن‌ها گام بردارند، پس غفلت و بي مبالاتي بر قانون‌گذار و مديران بخشوده نيست و بي گمان به بنيان خانواده آسيب مي‌رساند و واكنش‌هاي نامطلوب به بار مي‌آورد، ايشان همچنين در بيان راه حلّ اين مشكل مي‌گويد گذشته از راه حل‌هاي غير مستقيم و اداري اجتهادهاي تازه در سايه چهره‌هاي حادث عدالت نيز مي‌تواند وسيله مناسبي براي تغيير قاعده شود، لزوم احترام به قواعد مذهبي و سنّت‌ها، به معني رضا به ثبات احكام و بي حركتي آن‌ها نيست.187
الخولي نيز خواستار تساوي ارث زن و مرد شده است و علّت آن را اين‌گونه بيان كرده است: ما در عصري كه زندگي مي‌كنيم كه زنان همانند مردان در اجتماع سهيم هستند و در نان‌آوري و تأمين احتياجات زندگي و اقتصاد خانواده سهم به سزايي دارند و آن زمان كه زن در خانه مي‌نشست و از تأمين مايحتاج زندگي معاف بود و فقط نفقه خور بود گذشت.188
الف: تحليل فلسفه تفاوت سهم زن و مرد از ارث در روايات
در مورد ارث روايات متعدّدي وارد شده كه از سوي نصف بودن سهم دختر نسبت به پسر را ذكر و تأييد مي‌كنند و از طرفي اشاره به فلسفه وضع حكم مي‌نمايد.
در روايتي آمده است كه ابن ابي العوجاء از ملحدان قرن دوم هجري است و تشكيكاتي در مورد توحيد و معاد و اصول اسلام دارد مي‌گفت چرا زن بيچاره كه از مرد ضعيف‌تر است،‌ بايد يك سهم از ارث ببرد و مرد كه تواناتر است دو سهم ببرد؟
وقتي بعضي از اصحاب اين سخن را براي امام صادق عليه السّلام نقل كردند امام در پاسخ فرمودند براي آن كه اسلام سربازي و جهاد و نفقه را از عهده زن برداشته و در بعضي جنايات اشتباهي كه خويشاوندان جاني بايد ديّه، بپردازند،‌ نيز از پرداخت خسارت معاف شده است و همه اين‌ها را بر دوش مرد گذاشته شده است.189
در روايت ديگري امام صادق به مسأله صداق و مهريه به عنوان علّت اشاره مي‌كنند.190
و در جاي ديگر امام رضا عليه السّلام در پاسخ مجموعه‌اي از پرسش‌هاي محمّد بن سنان مي‌نويسد: علّت اين‌كه به زنان، نصف مردان ارث پرداخت مي‌شود اين است كه زن

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد زنان مسلمان، وزارت خارجه، حقوق انسان، حقوق زنان Next Entries منبع مقاله درمورد زمان گذشته، حقوق انسان، امام رضا ع، امام صادق