منبع مقاله درمورد الكتاب”، اينكه، “علم

دانلود پایان نامه ارشد

بر اين، گفتارهاي فراوان مفسران بر يافتن مصداق دارنده آن كرامت، سخن چندان ضروري نمينمايد. به هر روي، هر چه باشد و آن شخص، هر كه بوده باشد، از اينكه آيهي مورد بحث را بيعطف بر پيش از خود آورد و آن را از ما قبل جدا ساخت، براى اين بود كه دربارهي اين عالِم كه تخت ملكه سبأ را به پيشگاه پيامبر خدا حاضر نمود، آن هم در زمانى كمتر از زمان فاصلهي ميان نگاه كردن، اعتناى بيشترى دارد و همچنين به علم او اعتنا ورزيد.559
در جملهي “كسى كه به نزدش علمى از كتاب [الهى‏] داشت، گفت” مقابله‏اى با جمله پيشينش به كار رفته و اين مقابله، رهنمون است بر اينكه دارندهي بخشي از علم كتاب، از گروه جن نبوده، بلكه از جنس آدمي بوده است، رواياتى هم كه از پيشوايان از اهل بيت(عليهم السلام) در اين باره رسيده آن را تأييد مى‏كند560 يعني آيهي پيش از اين كريمه، سخني را مي‌گويد كه مي‌رساند توانايي جنيان در قدرت نمايي، به پاي نيروي شگفت اولياي الهي كه برگرفته از ولايت خداست نمي‌رسد افزون بر اين، واژهشناسان و در پي آن، مفسران561 نيز عفريت را در آيه پيشين خبيث و مارد وشرير دانسته‌اند و بر ايناند كه او نيرومندي از گروه شياطين بود كه خداوند او را براي خدمت به سليمان(عليه السلام) مسخر نموده562 البته او سركش و ديوي پليد و ناخوش563 در ميان جنيان بود و اين، سخني بيش از اين را مي‌فهماند و آن اينكه نيروي او شيطاني بوده و با بندگي خدا به ولايت تكويني رباني بار نيافته است تا از اين رهگذر كراماتي از وي سر زند.
قرآن كريم علت توانايي اين وليّ خدا، آصف، بر اين كار را، دانايي و دارايي بخشي از دانش كتاب مي‌داند: “قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ َ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي: كسى كه به نزدش علمى از كتاب [الهى‏] داشت، گفت: من پيش از [يك‏] چشم به هم زدنت آن را نزد تو مى‏آورم. و چون آن را در نزد خود مستقر يافت، گفت: اين از فضل پروردگار من است.”564
سخن در اين است كه منظور از “الكتاب” در اين كريمه چيست كه دانايي و دارايي آن، مايهي توانايي بر انجام امور خارق عادت و كرامات مي‌شود و جناب آصف، خود مي‌گويد: من تخت بلقيس را پيش از چشم به‌هم‌زدني به نزد شما خواهم آورد.
نكتهي ديگري كه در آيه، خودنمايي مي‌کند اين است كه: گويا كنندهي كار شگفت، خود، آگاه به توانايي بر انجام چنين كاري است.
آنچه در اين‌جا داراي اهميت است مضافاليه واژهي علم است يعني دانش به چه چيز تعلق گرفته است. به عبارت ديگر،در اين تركيب خاص، واژه “الكتاب” به چه معناست؟ “كتاب” و ريشه آن “ك ت ب” نيز از واژههاي پرشمار كتاب خداست.
در پارهاي از روايات، “علم الكتاب”، به “لا رطب و لا يابس”565 معنا شده566 و در برخي از روايات علم الكتاب را “دانش هزار كتاب از کتاب‌هاي پيامبران پيشين و قرآن” دانسته567 و به گفته برخي گفتارهاي مفسراني چون ابن عباس و قتاده، منظور از علم كتاب “دانش اسم اعظم خداوند” است كه با دانستن و خواستن از خداوند با اين نام هر خواستهاي به اجابت خواهد رسيد568 و در برخي تفاسير عرفاني “علم من الكتاب” كه اندكي از دانش قرآن است را به “دانش تنزل يافته قرآن يعني فرقان” معنا کرده‌اند كه به صورت کتاب‌هاي آسمانى يا به صورت شرايع الهى در مى‏آيد.569 و پاره اي از مفسران، كتاب را “معارف الهي و اسرار و حقايق” گرفته‌اند كه از اطلاق “علم الكتاب” در جستار پس از اين، مي‌توان دانست كه در اين جا آصف از “پارهاي از حقايق بهگونه مبهم” بهره‌مند بوده است نه بر همه آنها.570 پس مفسران در اينكه اين علم، چه بوده، اختلاف كرده‏اند، و گذشت كه شماري گفته‏اند: آن علم، دانستن اسم اعظم بوده است. سخنانى ديگر از اين قبيل نيز هست كه البته در گفتاري با عنوان “اسم اعظم” اندكي بدان مي‌پردازيم.
البته به يقين حضرت سليمان(عليه السلام) از دانستن و انجام اينگونه كارها ناتوان نبوده، كه خود به اذن خدا اين علم و نيرو را بدانها عطا نموده است و در روايات نيز اين سخن بازگو شده است.571 در كريمهي مورد بحث واژه “علم” را بهگونه نكره آورده و فرموده: “علم من الكتاب” يعنى علمى كه با الفاظ نمى‏توان معرفي‌اش نمود. و مراد از كتابى كه اين قدرت خارق‌العاده، پاره‏اى از آن بود، يا “جنس کتاب‌هاي آسمانى” است و يا “لوح محفوظ” و علمى كه اين عالم از آن كتاب گرفته، علمى بوده كه راه رسيدن او را به اين هدف آسان مى‏ساخته است.572
آنچه در اينجا سخن كرديم درباره وليّ‌اي بود كه پارهاي از دانش كتاب را داشت و خداوند در قرآن علم او به كتاب را مايهي انجام كرامت و امور شگفت‌آور دانست. اينك به آيه و مسئله‌اي در كتاب آسماني اسلام خواهيم پرداخت كه در آن، توانايي “دارندهي دانش همهي كتاب” بررسي ميشود.
2-2. همه‌ي دانش كتاب “علم الكتاب”
با آشكار شدن فضاي كلي بحث در اين عنوان، به وسيله جستار گذشته، سخن قابل ياد‌كرد اين است كه بيشتر يا همه مفسران سني و شيعه و گرايش‌هاي گوناگون آنها، همانند جستار “علم من الكتاب” بي‌درنگ در پي يافتن مصداق کسي‌اند كه “همه علم كتاب” و يا همان “علم همه كتاب” به نزد وي است. از گفتارهاي فراوان در نگاشتههاي تفسيري و نيز روايي دست مي‌دهد كه چهار گزينه از گفتههاي ديگر پررنگ‌تر مي‌نمايد و صاحب آن احتمال، دارنده همه علم كتاب است كه اينان‌اند: “مؤمنان يهود و نصارا”، “عبدالله بن سلام”، “همهي مؤمنان به يكسره” و “علي بن ابي طالب(عليه السلام)”. گويندهي همان احتمالات يعني مجاهد، قول ديگري را نيز مطرح نموده كه مصداق آيه، خداوند باشد ولي اين سخن غفلت بزرگي است چرا كه اگر مصداق “من عنده علم الكتاب” در اين جا خداوند باشد تنها، تكرار است و از درستي لفظ و معناي جمله بيرون مي‌شود.573 البته اين سخنان و هر كدام از احتمالات چهارگانه را در جايي مي‌شود به عنوان يك گزينه به حساب آورد كه با خوانش حركت بالاي واژه “من” و نيز نشان زبر “عنده” خوانده شود يعني تلاوت كنيم: ” مَنْ عِنْدَهُ”. و اگر جز اين قرائت باشد يعني “من” را با كسره و “عنده” را نيز با حركت زيرين بخوانيم و بگوييم: “مِنْ عِنْدِهِ” گزينههاي جز خداوند نادرست خواهد بود.
اما اينكه آن شخص عبدالله بن سلام باشد نيز ناروا است زيرا كه وي پس از مكه اسلام آورده و اين سورهي مباركه و آيهي كريمه، در مكه فرود آمده است574 پس چگونه مي‌تواند آيهاي اين چنين، در مورد كافري مسلمان نگشته، فرود آيد.575 اين پاسخ را در روايات پيشوايان معصوم(عليهم السلام) نيز يافت مي‌شود.576
در مورد اينكه مصداق آيهي شريفه، “مؤمنان يهود و نصارا” باشد نيز در تفاسير به جز يادكرد نامشان دليل و يا مستندي استوار آورده نشده است. احتمالات ديگري نيز در مصداقيابي براي آيه شريفه ياد کرده‌اند مانند: “سلمان فارسي” (رحمه الله)، “الجارود”، “تميم الداري”577 و ديگران، كه نيازي به يادكرد آنان ديده نمي‌شود، چه اينكه نه اين گفتار كوتاه جاي بيان نام آنان است و نه جايگاه آنان در اندازه مقام “همهي علم الهي”. نگارنده نيز در مقام جستجوي صغروي در اين گفتار نيست و اين باب را نيز به خاطر پرداختن فراوان مفسران بدين مطلب، گشود. اما به گواهي بسياري از مفسران سني و شيعي و بازگويي سخنان رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) و اهل بيت ايشان مصداق “من عنده علم الكتاب” علي بن ابيطالب(عليه السلام) است چنانكه مصداق دارندهي “علمٌ من الكتاب” نيز در روايات، “آصف بن برخيا” شناسانده شده است. سرآمد همه روايات حديثي است كه هر دو گروه مسلمانان بازگو کرده‌اند. شيخ صدوق با اسناد دادن اين روايت به ابيسعيد خدري آن را اينگونه آورده است كه وي مي‌گويد: از رسول خدا(صلي الله عليه و آله) پرسيدم كه در مورد مصداق آيهي شريفه چه مي‌فرماييد؟ يعني كسي كه علم كتاب نزد اوست كيست؟ ايشان در پاسخ فرمودند: آن شخص، برادرم علي بن ابيطالب(عليه السلام) است.578 از آنجا كه خاندان رسول خدا(صلي الله عليه و آله) همه، نور واحد و حقيقتي يگانه هستند دارا بودن همهي علم كتاب را مي‌توان به همه پيشوايان و چهارده نور معصوم(عليهم السلام) نسبت داد. اميرالمؤمنين(عليه السلام) نيز در حديثي اين سخن را تأييد مي‌فرمايند: “دانشي كه آدم(عليه السلام) با آن از آسمان به زمين فرود آمد و نيز همه آن چه پيامبران تا خاتم آنان بدان از ديگران برتري داده شده‌اند در خاندان خاتم پيامبران است.”579
جناب آلوسي از مفسرين برجستهي سني مذهب نيز در تفسير “روح المعاني” با طريقي ديگر همين سخن را با زيادهاي از ابي سعيد خدري بازگو مي‌کند كه وي گفته است كه از رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در مورد كيستي مصداق آيهي “علم من الكتاب” پرسيدم فرمودند: آن شخص، وصي برادرم سليمان پسر داوود بود و به دنبال آن باز ابي‌سعيد مي‌گويد: پرسيدم كه در مورد گفته خداوند كه فرمود “و مَن عنده علمُ الكتاب” چه مي‌فرماييد، ايشان فرمودند: او برادر من علي بن ابيطالب(عليه السلام) است.580 اين حديث را گروهى از مفسران و علماى اهل سنت به همين عبارت يا شبيه آن را در نگاشته‌هاي تفسيري خويش آورده‏اند.581 با صرف نظر از داشتن ارزش معرفتي و نداشتن آن، اين سخن كه به راستي مصداق اين جمله از آيهي كريمه كيست يا كيان اند و نيز با اينكه قرار بر اين است كه تأويل گرايي نكرده باشيم، اين سخن تاب گفتن در اين مجال را دارد كه روايات در نوشته هاي حديثي و مفسران هر دو فرقه سني و شيعه، به بيش از حد تواتر مي رسد در اينكه كسي كه “همه علم كتاب” به نزد اوست عليّ بن ابي طالب(عليه السلام) است و به زباني ميتوان گفت: انكار اين سخن از اثباتش بسيار دشوارتر است.
در گفتار پيشين كسي كه داراي بخشي از علم كتاب بود را تواناي بر انجام امور خارق عادت شناختيم اينك سخن درباره آني است كه داناي همه علم كتاب و داراي همة حقايق هستي است. “وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ: و كافران مى‏گويند: تو رسول [خدا] نيستى. بگو: خداوند [به عنوان‏] گواه ميان من و شما كافى است. و كسى كه علم الكتاب به نزد اوست [بس است‏].” 582
سخني كه در اينجا مناسبت و تاب گفتن را دارد تفاوت و مقايسه بخشي از علم كتاب با همهي علم كتاب است در روايات نيز در جاهاي گوناگون، به گونه مستقيم و غير مستقيم به روشنگري در اين مسئله پرداخته شده است. در روايات بسياري آمده است كه اسم اعظم خداوند 73 حرف است و آصف بن برخيا كه آن كار خارق عادت و كرامت بر دستش جاري شد تنها يك حرف از آن را دارا بود اما نزد ما اهلبيت(عليهم السلام) 72 حرف از اسم اعظم الهي وجود دارد و يك حرف از آن نيز ويژه ذات حق تعالي و در علم نهاني اوست يعني كسي بدان راه و دسترسي ندارد.583 روايتي نيز وجود دارد كه مقام علم لدني پيامبر گرامي اسلام(عليهم السلام) و فرزندان ايشان را با تمامي پيامبران به سنجه مي‌گذارد و مي‌گويد: خداوند به همهي پيامآورانش، بخشي از علم را ارزاني داشت جز پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) كه همهي علم را به ايشان بخشيد پس در مورد آن پيامبران فرمود: “تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ء: و بر تو كتاب [آسمانى‏] براى روشن ساختن هر چيزى و راه نمودن و رحمت و مژده دادن مسلمانان نازل كرديم”584 و “وَ كَتَبْنا لَهُ [ لموسى ‏] فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ: و در لوحها از هر چيزى براى پند و بيان همه چيز، براى او نوشتيم”585، “و قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ: كسى كه به نزدش علمى از كتاب [الهى‏] داشت گفت…”586 ولي نفرمود “علم الكتاب: دانش همه كتاب”587 به نزد اوست و چيزي از همهي علم كتاب به زبان نياورد و اين نعمت بزرگ خدا، به همه پيامبران عطا نشد، آنگاه در مورد محمد(صلي الله عليه و آله) فرمود: “ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا: آنگاه كتاب [آسمانى‏] را به آنان به ارث داديم كه از [ميان‏] بندگانمان برگزيديم”588 در اينجا امام باقر(عليه السلام) آگاهي مي‌دهند كه اين، همه علم است

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد صفات خداوند Next Entries منبع مقاله درمورد اينكه، حقايق، آنكه