منبع مقاله درمورد افغانستان، اتحادیه اروپا، گاز طبیعی، نفت و گاز

دانلود پایان نامه ارشد

1989، ترکمنستان عرضه گاز طبیعی به بازار آسیا را از طریق افغانستان، پاکستان و هند گسترش داده است و طرح خط لوله انتقال گاز تاپی، یکی از طرح‌هایی است که، جهت انتقال گاز ترکمنستان به افغانستان، پاکستان و هند در نظر گرفته شده است.
برای اجرای این پروژه، شرکت یونوکال210 واقع در کالیفرنیا، که مشغول به استخراج نفت و گاز در سایر نقاط جهان است، به عنوان مجری اصلی طرح وارد پروژه شد. ولی به دلیل وضعیت سیاسی پیچیده در اواخر سال 1990 و نتیجه ی بد فعالیت طالبان و به واسطه‌ی مسئله‌ی بی‌ثباتی در افغانستان، این پروژه ناتمام ماند و شرکت یونوکال آن را رها کرد. اگر به عقب برگردیم در طول سال‌های 1991 تا 1994، این شرکت یک میلیون دلار برای اجرای این پروژه سرمایه‌گذاری کرد. در تصمیمات اولیه برای ساخت این خط لوله، قرار شد که خط لوله تاپی از دولت آباد ترکمنستان، از طریق فاریاب،211 مزار شریف،212 سمنگان،213 پروان،214 کابل و جلال ‌آباد به پاکستان و سپس هند گسترش یابد ولی مسیر لوله‌گذاری برای اجرای این طرح عوض شد و بر اساس توافق جدید این خط لوله در حال حاضر به غرب افغانستان، به جای شرق آن گسترش داده شده است.215 735 کیلومتر از این خط لوله 1735 کیلومتری که از دولت آباد216 ترکمنستان شروع می شود، در قلمرو افغانستان، 200 کیلومتر در ترکمنستان و 800 کیلومتر از آن، در پاکستان قبل از رسیدن به شهر مرزی فاضیلکا در هند است.217
موافقتنامه تاپی در سال 2010، از سوی حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان، قربان‌قلی بردی‌محمد‌اف، رئیس جمهور ترکمنستان، آصف‌علی زردادی رئیس جمهور پیشین پاکستان و مورلی دیورا وزیر انرژی هند به امضاء رسید. اخیرا نیز پروژه خط لوله تاپی، توسط نمایندگان چهار کشور، پاکستان، ترکمنستان، افغانستان و هند و با حضور نماینده بانک آسیا، در عشق آباد امضاء شد. همچنین در تاریخ 10 جولای 2013، نمایندگان این چهار کشور در عشق آباد پایتخت ترکمنستان، نشستی را برگزار کردند تا تأسیس خط لوله تاپی را که در سال 2010 امضاء کردند نهایی کنند. به موجب این قرارداد ترکمنستان سالانه 33 میلیارد متر مکعب گاز را به کشورهای عضو ارسال خواهد کرد. که 16% سهم افغانستان است و پاکستان و هند هر کدام، 42 % دریافت خواهند کرد و هزینه‌ی ساخت آن بالغ بر هفت تا نه میلیارد دلار برآورد شده است. این خط لوله در صورت اجرایی شدن جهشی بزرگ در ارز آوری ترکمنستان و افزایش منابع متعدد گازی خود و خطوط لوله صادراتی‌اش خواهد بود. در این بین این خط لوله از پشتیبانی گسترده ایالات متحده به عنوان بخشی از راهبرد جاده ابریشم جدید برخوردار خواهد شد.218
در ژوئیه سال 2013، رئیس شرکت دولتی ترکمن‌گاز ترکمنستان و رئیس شرکت گاز افغانستان، موافقتنامه‌ای را درمورد خرید و فروش گاز امضاء کردند. در این معامله گازی، پس از اینکه خط لوله تاپی به اتمام رسد، افغانستان، 500 میلیون مترمکعب گاز ترکمنستان را در ده سال اول خریداری خواهد نمود. که این رقم در دهه دوم و سوم، به ترتیب به یک میلیارد و 5/1 میلیارد مترمکعب در سال خواهد رسید. بر اساس برآوردهای کارشناسان انرژی، افغانستان از طریق این خط لوله 500 میلیون دلار در سال هزینه حمل و نقل دریافت خواهد نمود و منجر به ایجاد فرصت‌های شغلی در افغانستان خواهد شد. با این حال بی‌ثباتی در کشور افغانستان، هنوز مانعی برای اجرای این پروژه است که در این رابطه وزیر نفت و معادن افغانستان در 17 جولای، به روزنامه نگاران گفت: که افغانستان امنیت این پروژه را با استقرار 9 تا 12 هزار هزار نیروی نظامی تضمین خواهد نمود. که در این رابطه مطبوعات افغانستان گزارش دادند که این کشور، همه‌ی هزینه‌های مرتبط با استقرار پلیس را پوشش می‌دهد. گروه‌های شورشی طالبان، هنوز بیانیه‌ای در رابطه با این پروژه نداده‌اند. نمایندگان بانک توسعه آسیایی می‌گویند: که این پروژه دارای دارای اهمیت اقتصادی و سیاسی بسیار مهمی برای منطقه است و با ساخت این پروژه، انتظار می‌رود که هزاران شغل در طول مسیر آن ایجاد شود. اعضای تاپی، یک موافقتنامه را با بانک توسعه آسیایی، امضاء کردند که انتظار می‌رود این بانک 5/7 میلیارد دلار، تأمین مالی این پروژه را در آینده نزدیک بر عهده گیرد.219 شرکت پترولیوم و وزیر گاز طبیعی هند، امیدوارند که این خط لوله تا پایان سال 2017، به واقعیت تبدیل شده و به بهره‌برداری برسد. خط لوله تاپی، از آنجا برای ترکمنستان اهمیت دارد که این کشور، تلاش می‌کند با متنوع ساختن بازارهای موجود خود، عملا نقش مهمی در بازار یک میلیاردی جنوب آسیا و شبه قاره هند، داشته باشد. تا در کنار تأمین امنیت بیشتر درآمدهای خود، از حجم فشارهای واردکنندگان بر خود بکاهد و ابزارهایی نیز برای بازی در حوزه اقتصاد و سیاست در دست داشته باشد.
مسیر خط لوله تاپی

شکل شماره 4-2

7-4 روابط انرژی ترکمنستان و اتحادیه اروپا
اتحادیه اروپا، شامل 27 کشور و بزرگترین وارد‌کننده انرژی جهان محسوب می‌شود. دو عامل باعث شد که این اتحادیه در راستای استراتژی انرژی خود، سیاست تنوع‌سازی مسیرهای واردات انرژی خود را در پیش گیرد: نخست، تحریم نفتی اعراب در دهه 1970 و دوم بروز بحران 2005 میان روسیه و اوکراین.
تحریم نفتی اعراب در دهه 1970، سه مسأله را برای اتحادیه اروپا روشن ساخت؛ اول اینکه، نیاز اساسی به هماهنگی در زمینه انرژی برای کشورهای اروپایی وجود دارد. دوم اینکه، کشورهای اروپایی باید هماهنگی بین خود را در هنگام اختلال در تأمین انرژی افزایش دهند و سوم اینکه، اروپا مجبور است برای جلوگیری از قربانی شدن در اثر تلاش‌هایی که در آینده ممکن است برای استفاده از انرژی به عنوان سلاح اقتصادی یا سیاسی به وسیله تولیدکنندگان انرژی انجام شود، استراتژی خاصی اتخاذ کند که ایجاد آژانس بین‌المللی انرژی در سال 1974، پاسخی بود که توسط اتحادیه اروپا، به این تحریم نفتی داده شد و این سازمان را به ابزار اروپا برای دیده‌بانی و تحلیل بازار انرژی جهان تبدیل ساخت. علاوه بر این واقعه مذکور، نیاز اروپا به توسعه تلاش در جهت متنوع ساختن منابع تأمین انرژی را پررنگ تر نمود، که در دوره‌ی بعد از این تحریم‌ها روسیه به عنوان تأمین‌کننده انرژی آن اهمیت یافت.220
این اتحادیه برای تأمین نیازهای انرژی خود به خصوص در بخش گاز، وابستگی زیادی به روسیه دارد و از جمله دلایلی که باعث مطلوبیت گاز روسیه برای اتحادیه اروپا شده است: مسافت کوتاه و داشتن حجم زیاد ذخایر گازی روسیه در مقایسه با سایر کشورها، از سوی دیگر ذخایر گاز این کشور بیشترین طول عمر را دارند. این مسأله در حالی است که ذخایر گاز در نروژ5/33، حوزه‌های گازی انگلیس کمتر از 7 سال، اندونزی و مالزی بین 37 تا 42 سال دارند. که عمر بسیار کمتری در مقایسه با ذخایر گاز روسیه دارند. طق آماری که از سوی شرکت بریتیش پترولیوم ارائه شده است، فقط ذخایر گاز طبیعی ایران و قزاقستان عمری بیش از صد سال خواهند داشت که ذخایر این دو کشور نیز، در مقایسه با ذخایر روسیه طول عمر کمتری دارند.221 این کشور یکی از دارندگان غنی ذخایر هیدروکربنی است و ذخایر نفتی آن 600 میلیارد بشکه تخمین زده می شود که حدود 6% کل ذخایر جهانی است. 32% از ذخایر اثبات شده گاز، 12% از ذخایر اثبات شده نفت و 8% از ذخایر اورانیوم در این کشور قرار دارد. روسیه با 700/1 تریلیون فوت مکعب ذخیره گاز در سال 2008، بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده گاز بوده است.222
با وجود مطلوبت گاز روسیه برای اتحادیه اروپا، در مورد وابستگی اتحادیه اروپا به روسیه آسیب‌پذیری‌ها و تهدید‌های مختلفی وجود دارد:
• یکی از این تهدیدات از عدم قطعیت در مورد آینده اصلاحات سیاسی و اقتصادی این کشور ناشی می‌شود. در دوره پوتین مالکیت دولت بر شرکت‌های مرتبط با صادرات انرژی تقویت شده است. گازپروم، که شرکت انحصاری تولید و صادرات گاز طبیعی مورد حمایت دولت روسیه است، تقریبا یک سوم ذخایر ذخایر گازی دنیا را در اختیار داشته و 90% گاز طبیعی روسیه را تولید می‌کند. که این انحصاری شدن بخش انرژی روسیه، باعث نزول سرمایه‌گذاری‌های خارجی در فعالیت‌های اکتشافی و سیستم‌های خط لوله شده است.
• از سوی دیگر شرایط انحصاری بازار انرژی در روسیه، پوتین را قادر ساخت قانونی را به تصویب برساند که بر اساس آن، میزان ذخایر نفت و گاز این کشور، جزء مسائل محرمانه دولتی تلقی گردد. که این عدم شفافیت، می‌تواند تهدیدی برای چشم‌انداز امنیت انرژی اروپا باشد، چرا که وضعیت ابهام نوسانات قیمت را در پی خواهد داشت.223
• نهایتا اینکه روسیه در برخی موارد از اهرم انرژی برای تحت فشار دادن اعضای اتحادیه جهت دست‌یابی به منافع سیاسی خود استفاده کرده است که در زیر به آن اشاره خواهد شد.
پوتین در سال 2000، یکی از اهداف خود را سامان دادن به مدیریت انرژی در روسیه قرار داد و مسکو به خوبی از اهرم انرژی برای مقاصد سیاسی خود استفاده کرده، که این امر اصلا مطلوب دیگر کشورها به ویژه اروپایی‌ها نیست.224 به عنوان مثال در اواخر دسامبر سال 2005، شرکت گازپروم روسیه، به شکل انحصارگرایانه ارسال گاز به اوکراین را به عنوان ابزار سیاسی و در راستای اهداف ژئوپلیتیک و با هدف افزایش قیمت گاز طبیعی، قطع نمود و در عرض چند ساعت پس از قطع شدن گاز، گزارش شد که چندین کشور اروپایی از جمله، استرالیا، ایتالیا، لهستان و آلمان به میزان 30%، در خطوط لوله آنها کمبود گاز ایجاد شده است. این بحران به مدت چند روز به طول انجامید و نهایتا روسیه و اوکراین، به یک توافق بر سر قیمت گاز دست یافتند و دوباره جریان گاز از سر گرفته شد.225 در واقع هدف روسیه از این کار، تغییر روند تحولات ناشی از انقلاب نارنجی در اوکراین و تنبیه رئیس جمهور غرب‌گرای این کشور بود.
علاوه بر این روسیه چند بار دیگر هم در سال‌های 2009 و 2014 گاز صادراتی خود به اوکراین را قطع کرد. که با توقف صادرات گاز روسیه به اوکراین، اروپا نیز در تأمین گاز مورد نیاز خود به دلیل موقعیت ترانزیتی اوکراین در انتقال گاز روسیه به اروپا، دچار مشکل می‌شود. زیرا روسیه بزرگترین تأمین کننده‌ی گاز اتحادیه اروپاست و حدو یک سوم از تقاضای آن را تأمین می‌کند. که حدود نیمی از گاز روسیه از طریق اوکراین به اروپا ترانزیت می‌شود. که با اقدام روسیه در پی الحاق منطقه کریمه از اوکراین به خاک خود، شرایط بدتر از پیش شده است.226 در واقع بحران سال 2005، آسیب‌پذیری کشورهای اتحادیه اروپا به انرژی روسیه را آشکار کرد و نیاز این کشورها به متنوع‌سازی منابع انرژی مورد نیاز خود را، بیش از پیش نشان می‌داد و در صدد مسیرهای جایگزین برای تأمین نیازهای انرژی خود برآمدند. که یکی از گزینه‌های مورد توجه آنها منطقه‌ی خزر، از جمله ترکمنستان، به عنوان یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز منطقه بود.
علاقه رسمی اروپا به منابع انرژی منطقه خزر، به سال 1995 بر می‌گردد. که این اتحادیه “برنامه بین حکومتی حمل و نقل نفت و گاز طبیعی به اروپا” یا همان(اینوگیت)، را مطرح ساخت. که هدف اتحادیه از این برنامه که توسط 21 کشور امضاء شد، ارتقاء و گسترش سیستم خط لوله منطقه به منظور تسهیل انتقال نفت و گاز طبیعی به اروپا بود227 و در ادامه تلاش‌های خود برای دست‌یابی به منابع انرژی منطقه خزر، در سال 1996 در نشستی مشترک با ایالات متحده امریکا در لندن، سیاست‌های خود را در زمینه مسائل مربوط به انرژی دریای خزر را به این شرح عنوان کرد:
• آمریکا و اتحادیه اروپا اهمیت منابع نفت و گاز طبیعی دریای خزر را در کمک به رونق اقتصای، امنیت و ثبات منطقه مورد شناسایی قرار می‌دهند.
• این ذخایر، برای توسعه و تولید نیازمند راه‌های دسترسی مطمئن به بازارهای جهانی می‌باشد.
• از نظر ایالات متحده و اتحادیه اروپا، عامل اساسی توسعه این امر، دسترسی سریع به مسیرهای چندگانه خطوط لوله می باشد.
• ایالات متحده و اتحادیه اروپا از پیشرفت کشورهای ساحلی دریای خزر برای تدوین یک رژیم حقوقی که توسعه‌ی سریع منابع این منطقه بهبود دهد

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد افغانستان، نفت و گاز، رشد اقتصادی، سازمان ملل Next Entries منبع مقاله درمورد اتحادیه اروپا، امنیت انرژی، آسیای مرکزی، نفت و گاز