منبع مقاله درمورد ارزش افزوده

دانلود پایان نامه ارشد

همراه با سيستم ايالتي ماليات برخرده فروشي ممكن است مشكلاتي را ايجاد كند. البته براي ايالات اين راه وجود دارد كه سيستم ماليات بر فروش فعلي را به طور مجزا ادامه دهند. ثابت (1998) عقيده دارد كه اين امر فشار سنگيني را بر بنگاه هايي كه لازم است هر دو سيستم را به طورمجزا بپذيرند تحميل مي كند و اين به معني آن است كه هزينه هاي اجرائي در سطح فدرال و ايالت دو برابر خواهد شد. روش برتر براي ايالات اين است كه از نظام ماليات بر خرده فروشي به دليل سهم مطلوب از درآمدهاي ماليات بر ارزش افزوده صرف نظر كنند. به هر حال، يكي كردن ماليات فدرال و ايالت اصولاً بدين معني است كه كنترل ايالت بر تصميم گيري هاي مربوط به پايه و نرخ ماليات بر ارزش افزوده تا حدودي كم مي شود74 مباحثي از اين قبيل منجر به مشكلات فراواني در هماهنگ كردن ماليات بر ارزش افزوده در سطح فدرال با سيستم ماليات بر فروش ايالتي در كانادا شده است و گفته مي شود كه باعث افزايش هزينه هاي اداري بخش خصوصي و هنچنين فرار مالياتي ماليات بر ارزش افزوده بيش از آنچه انتظار مي رفت، شده است.
4-موضوعات برابري
يك انتقاد مهم از ماليات بر ارزش افزوده اين است كه اين نوع ماليات در مقايسه با ماليات هاي درآمد يا ماليات مستقيم بر مصرف تنازلي است. به خصوص با فرض اين كه خانوار هاي با درآمد پايين سهم بيشتري از درآمدشان را نسبت به خانوارهاي با درآمد بالا مصرف مي كنند، وضع اين نوع ماليات هنگامي كه با يك نرخ واحد و پايه وسيع معرفي مي شود فشار مالياتي بيشتري بر خانوارهاي با درآمد پايين به صورت سهمي از درآمد خواهد داشت. براي مثال دفتر بودجه مجلس اثر يك ماليات بر ارزش افزوده با پايه وسيع 5/2 درصد را شبيه سازي كرده و تخمين مي زند كه متوسط آن بر خانوارها معادل 2/2 درصد درآمد آن ها است75 به هر حال، فشار بر درآمد خانوار از حدود 8/4 درصد براي خانوارها در 5 درصد پايين تر و 5/1 ذرصذ براي خانوارها در 5 درصد بالاترين اعمال مي‌شود برعكس، برآورد شده كه اعمال مالياتي اضافي بردرآمد كه به همان مقدار درآمد را افزايش بدهد، فشاري معادل 2%درصد براي 5 درصد پايين تر و 3درصد براي 5 درصد بالاترين تحميل خواهد كرد.
زماني كه ماليات پرداختي به عنوان سهمي از درآمد سالانه براي اندازه گيري ميزان برابري مورد استفاده قرار مي گيرد، ماليات بر ارزش افزوده بيشتر خاصيت تنازلي دارد، چنانچه از معيارهاي ديگر براي اندازه گيري برابري استفاده شود، اين ماليات كمتر تنازلي است. براي مثال، وقتي فشارهاي طول دوران زندگي مشاهده شود برآورد مي‌گردد كه ماليات بر ارزش افزوده در مقابل ماليات بر درآمد براي خانوار هاي با درآمد كم و متوسط تقريباً خنثي باشد، زيرا آن‌ها تمايل به مصرف كل درآمدهاي خود را در طول دوران زندگي شان دارند. كاسپر‌سن و متكالف(1993) فشار مالياتي ماليات بر ارزش افزوده 5 درصدي را شبيه ساي كرده و تخمين مي زنند كه حالت تنازلي اندازه گيري شده بر اساس درآمد طول دوران زندگي زندگي فشار مالياتي در فاصله 5- 7/3 درصد است. آن ها همچنين نشان مي دهند كه تنازلي بودن ماليات بر ارزش افزوده، اگر بر اساس مصرف طول دوران زندگي اندازه گيري شود، به ميزان بيشتري كاهش مي يابد.
راه هاي ديگري براي تعديل حالت تنازلي ماليات بر ارزش افزوده وجود دارد. براي مثال، كالاهايي كه به طور نامتناسبي سهم بالايي از مصرف خانوارهاي با درآمد كم را تشكيل مي دهد، مي توانند با نرخ صفر ماليات ستاني شوند يا از مياليات بر ارزش افزوده معاف شوند، همچنين مي توان ماليات بر ارزش افزوده را به صورت چند نرخي اتخاذ كرد، به گونه اي كه با نرخ پايين تر براي كالاهاي ضروري به كار رود. اين گزينه نيز وجود دارد كه از ماليات موجود يا يك ماليات جديد و برناهه پرداخ هاي انتقالي براي تعديل اثر ماليات بر ارزش افزوده و افراد فقير استفاده شود76 به هر حال، دو گزينه اول به قيمت كاهش كارايي مورد اتتظار ماليات بر ارزش افزوده تحقق مي يابد. راه ديگري كه مي تواند نياز به سيستم اجرائي جديد را به حداقل رساند و اجازه دهد كه نرخ ها به گونه اي تعيين شوند كه تا حدودي تصاعدي باشند، اين است كه ماليات بر ارزش افزوده از طريق سيستم ماليات بر درآمد به شكل ماليات مستقيم بر مصرف معرفي شود.
5- عوايد ماليات بر ارزش افزوده
عوايد ناشي از ماليات بر ارزش افزوده به نرخ مالياتي و جامعيت پايه مالياتي بستگي دارد. بدون هيچ گونه معافيتي پايه مالياتي ماليات بر ارزش افزوده به طور ساده برابر با مقدار مصرف شخصي داخلي است. براي مثال، در 1993 مصرف شخصي ايالات متحد برابر 4/4 ميليارد دلار يا تقريباً 70 درصد محصول ناخالص داخلي بود. بنابر اين با فرض پذيرش صد درصد بدون هيچ گونه معافيتي و با صرف نظر كردن از تأثيرات اجمالي معرفي ماليات بر ارزش افزوده بر ديگر دريافتي هاي مالياتي، هر يك درصد ماليات بر ارزش افزوده به اندازه 7% درصد از محصول ناخالص داخلي درآمد ايجاد خواهد كرد.
البته، در بسياري موارد، معافيت ها پايه مالياتي را به طور قابل توجهي كاهش مي دهند. براي مثال، دفتر بودجه مجلس (1992) اشاره مي كند كه حتي براي ماليات بر مصرف با وسيع ترين پايه به دليل مسائل اجرايي و تحميلي، پايه مالياتي (و عوايد آن) به اندازه 25درصد كاهش مي يابد. به خصوص پايه مالياتي احتمالاً به دليل معافيت سازمان هاي خيريه و مذهبي، همچنين سازمان هاي مربوط به دولت هاي محلي و ايالتي و مؤسسات عام المنفعه كاهش خواهد يافت بنگاه هاي كوچك هم احتمالاً به دليل هزينه هاي اجرايي كه آن ها و مسؤلان مالي ناگزير به تحمل شان هستند، معاف خواهند شود. به علاوه مشكلاتي هم در مورد نحوه برخورد با مسكن و خدمات مسكن و همچنين نحوه برخورد با خدمات مالي وجود دارد.
در مورد نجوه برخورد با مسكن، خنثي بودن ماليات بر ارزش افزوده مي تواند از طريق وضع ماليات بر هزينه ساخت خانه هاي جديد و معاف كردن هزينه اجاره حفظ شود، زيرا وضع ماليات بر هر دو مورد به ماليات مضاعف منجر مي شود. به هر حال، اين روش به مثابه مال باد آورده براي مالكان است. البته، روش ديگر، يعني وضع ماليات فقط بر پرداخت هاي اجاره، خانه محل سكونت مالك را ازپرداخت هاي اجاره، خانه محل سكونت مالك را از پرداخت ماليات معاف مي كند. اكثر كشورهاي اروپايي و كانادا پرداخت هاي اجاره اي بلند مدت را از ماليات معاف كرده اند، اما نحوه رفتار با ساختمان سازي جديد در كشورها متفاوت است.77 مشكلي كه در باره مشموليت مالياتي خدمات مالي وجود دارد، ابهامات در مورد اندازه گيري ارزش افزوده آن ها است. براي مثال، بانك‌ها هزينه خود را با اعمال تفاوت بين نرخ سپرده ها و وام ها پوشش مي دهند و به شكل صريح آن ها را نشان نمي دهند. اين مشكلات اندازه گيري، در مورد مبادلات بين مرزي پيچيده تر شده است و اين مسائل باعث شده كه تعدادي از كشورها خدمات مالي را از ماليات بر ارزش افزوده معاف كنند.78
جدولي كه در پي مي آيد، به طور خلاصه تعدادي از تخمين هاي اخير درآمد ناشي از يك درصد ماليات بر ارزش افزوده براي ايالات متحد را ارائه مي دهد. اين تخمين ها فرض مي كنند كه ماليات بر ارزش افزوده از نوع پايه مصرف بوده (ماليات بر ارزش افزوده براي نهاده هاي سرمايه اي به كار نمي رود) و اصل مقصد (ماليات بر ارزش افزوده بر واردات وضع مي شود و صادارت داراي نرخ صفر است) را به كارمي گيرد. اولين سطر جدول شامل تخمين هاي منتشره شده توسط دفتر بودحه كنگره است، جائي كه بر اساس يك پايه تعريف شده وسيع، خريد ساختمان هاي مسكوني اجاره اي و فعاليت هاي رفاهي را در نظر نگرفته است و آن ها را معاف مي كند. پايه تعريف شده وسيع، خريد ساختمان هاي مسكوني، اجاره اي و فعاليت هاي رفاهي را در نظر نگرفته است و آن ها را معاف مي كند. پايه تعريف عده محدود دفتر بودجه كنگره هم چنين امور پزشكي، غذاهاي مصرف شده در منزل، خدمات مالي و آموزش خصوصي و تعدادي از اقلام جزئي تر را معاف مي كند. بخش تحقيقات كنگره هم چنين تخمين هايي از دو نوع پايه ممكن ماليات بر ارزش افزوده بر اساس عملكرد و موجود آن در ديگر كشورهايي عضو سازمان همكاري و توسعه اقتصادي را فراهم كرده است. پايه وسيع بخش تحقيقات كنگره ارزش اجاره اي ساختمان، خدمات فراهم شده بدون پرداختي بابت نهاد ه هاي واسطه اي مالي، فعاليت هاي رفاهي و مذهبي، خالص مخارج توريسم در ايالات متحده، آموزش و تحقيقات خصوصي، سطح قابل قبولي از پرداخت‌هاي حق بيمه‌اي مربوط به بهداشت، عمر و اتومبيل را معاف كرده است. پايه محدود بخش تحقيقات كنگره علاوه بر آن، غذاهاي مصرف شده در منزل، هزينه هاي خانه سازي جديد، امور پزشكي و تعدادي از موارد جزئي تر را نيز معاف كرده است. هم چنين، اين بخش برآورد هايي را با روز آمد كردن مطالعات مك كلور(1987) و ماسگريو(1984) در مورد عوايد ماليات بر ارزش افزوده ارائه نموده است.
برآورد درآمد حاصل از يك درصد ماليات بر ارزش افزوده
منابع
نوع پايه
پايه به صورت درصدي از مصرف
دريافتي هاي ناخالص دريافتي هاي خالص

ميليارد دلار
1995
درصدي از
GDO
ميليارد دلار
1995
درصدي از
GDP
دفتربودجه كنگره
وسيع
محدود
88
46




33
18
5%
2%
بخش تحقيقات كنگره
وسيع
محدود
77
47
37
22
5%
3%
28
17
4%
2%
مك كلور
وسيع
محدود
76
45
37
21
5%
3%
27
16
4%
2%
ماسگريو2
وسيع
محدود
74
38
35
18
5]%
3%
27
14
4%
2%79

3 ـ ماليات بر فروش و مصرف در ايالات متحده آمريكا
ماليات بر فروش در ايالات متحده آمريكا بر فروش يا اجاره كالاها و خدماتي كه در ايالات متحده عرضه و يا ارائه مي‌گردند وضع مي‌گردد. از آنجايي كه هيچ مقررات مدوني در سطح ملي در خصوص ماليات بر فروش موجود نيست مقامات فدرال صرفاً بر فروش يا اجاره برخي كالاها و خدمات خاص ماليات وضع مي‌نمايند. علاوه بر اين چهار الي پنج ايالت از جمله كلمبيا، گام ماليات بر فروشي را بر اكثر كالاها و ارائه خدمات وضع مي‌نمايند و ساير ايالات ماليات بر فروش و اجاره بر كالاها و خدمات خاص وضع مي‌نمايند. همچنين ايالات مي‌توانند اختيار وضع ماليات بر فروش به طور كلي يا خاص به مقامات محلي محول نمايند.
ماليات بر فروش با حاصل ضرب نرخ قابل اعمال ماليات بر بهاي خريد محاسبه مي‌شود. نرخهاي ماليات از منطقه‌اي يا حوزه‌اي به حوزه ديگر از (1% الي 10%) متغير است. ماليات بر فروش از سوي فروشنده در تاريخ عرضه يا فروش كالاها و ارائه خدمات محاسبه مي‌شود. ماليات بر مصرف از سوي خريدار در صورتي كه ماليات بر فروش آن را پرداخت ننموده بر خريد مشمول محاسبه و از سوي وي اظهار مي‌گردد. بر خلاف ماليات بر ارزش افزوده ماليات بر فروش صرفاً در مرحله خرده فروشي وضع مي‌گردد. با اين وجود در بسياري از موارد در مرحله خرده فروشي بارها و بارها كالاها و خدمات از جمله فروش اتومبيل فروخته مي‌شود و ماليات بر فروش يكسان در اين موارد و به طور نامحدود اعمال مي‌گردد
تعريف ماليات بر خرده فروشي و ماليات بر فروش كالاها و خدمات در ايلات متفاوت است. تقريباً در كليه ايالات طيفي از كالاها و خدمات از پرداخت ماليات معاف هستند يا مشمول نرخ كاهشي ماليات مي‌باشند. خريد كالاها براي توليد مجدد يا فروش مجدد به طور يكسان از پرداخت ماليات بر فروش معاف است. در بيشتر ايالات كالاهاي مورد مصرف سبد خانوار، داروهاي مورد تجويز و محصولات كشاورزي از پرداخت ماليات معاف است.
ماليات بر فروش از جمله ماليات بر فروش‌هايي كه از سوي مقامات محلي وضع مي‌گردد در سطح ايالات اعمال مي‌گردد. ايالات وضع كننده ماليات بر وضع به همان نسبت ماليات بر خرده فروشي و يا بر خريد وضع مي‌نمايند و فروشندگان مكلف به محاسبه ماليات مي‌باشد. در هر دو مورد فروشندگان مكلف به تسليم اظهارنامه و پرداخت ماليات به دولت مي‌باشند. در ايالاتي كه ماليات بر فروش اعمال مي‌گردد مرسوم است كه فروشندگان تقاضاي استردادماليات از خريدار نمايند. فرآيندهاي اجرايي در اين خصوص بسيار متنوع است. فروشندگان به طور كلي بابت خريد‌هاي دولتي ماليات را وصول مي‌نمايند به

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد ارزش افزوده، نرخ پس انداز، مصرف كننده Next Entries منبع مقاله درمورد ارزش افزوده، اقتصاد کشور، برنامه سوم توسعه، مخارج دولت