منبع مقاله درمورد ارزش افزوده، زبان فرانسه، درآمد سرانه، تجارت آزاد

دانلود پایان نامه ارشد

دانمارك و آلمان اين نوع ماليات را در نظام مالياتي كشور خود معرفي و اجرا نمودند. در منطقه آسيا، كره جنوبي نخستين كشوري است كه در سال 1977 با كمك صندوق بين المللي پول توانست اين ماليات رادر نظام مالياتي خود پياده نمايد. در حال حاضر نظام ماليات بر ارزش افزوده در بيش از 140 كشور جهان مستقرگرديده است. هم اكنون در كشورهاي همجوار ما تركيه، آذربايجان، ارمنستان، تركمنستان، قزاقستان، ازبكستان، قرقيزستان، پاكستان، هند، بنگلادش، لبنان، اردن، مصر، نپال و سريلانكا اين نظام مالياتي را مستقر نموده‌اند. 10
با نگاهي مختصر به تاريخچه استقرار و كاربرد نظام مالياتي فوق مي‌توان گفت كه ازسال 1954 به بعد كشورهاي مانند آلمان فرانسه و دانمارك به عنوان پيشگامان به كارگيري اين نظام مالياتي جديد، نسبت به جايگزين نمودن نظام فوق به جاي ساير ماليات‌ها اقدام كردند و سپس در دهه 70 قرن بيستم ساير اعضا جامعه اروپا نيز نسبت به استقرار نظام مالياتي فوق همت گماردند به گونه اي كه امروزه اين نظام مالياتي در اكثر كشورهاي جامعه اروپا نقشي قابل توجه در تامين منابع در آمدي دولتها به شمار مي آيد.11
ماليات بر ارزش افزوده هنوز هم مالياتي نسبتاً جديد به شمار مي‌آيد. اين نوع از ماليات نخستين مرتبه چهل سال قبل و در قالب نوعي ماليات جامع ملي در كشور فرانسه به اجرا درآمد.12 از آن زمان به بعد، قانون ماليات بر ارزش افزوده به عنوان شكل اصلي ماليات غير مستقيم از سوي بسياري از كشورها در نقاط مختلف دنيا و در مراحل گوناگون توسعه اقتصادي اعمال شده است.13به ويژه بايد گفت كه ماليات بر ارزش افزوده يكي از رايج‌ترين شكل‌هاي ماليات در 15 كشور عضو اتحاديه اروپايي به شماره مي‌آيد.14 قانون ماليات بر ارزش افزوده از سوي كشورهاي ژاپن 15چين16كانادا17 كره18و بسياري از ديگر كشورهاي آسيا، آمريكاي شمالي و جنوبي، آفريقا اتخاذ شده و همچنين تقريباً در تمامي كشورهاي اروپا 19و اتحاد شوروي سابق20 به اجرا در آمده است. به علاوه روند توسعه اتحاديه اروپايي، در كنار اصلاح قوانين نامزدهاي بالقوه عضويت در اتحاديه، موجب گسترش نوعي يك روندي در شكل اجراي ماليات بر ارزش افزوده در اروپا شده است.21 در ميان كشورهاي بزرگ تنها آمريكا و استراليا22 هستند كه ماليات بر ارزش افزوده را در سطح فدرال ندارند. (بخشي از دليل امر مشكلاتي است كه در معرفي اين نوع از ماليات در سطح دولتهاي فدرال ايجاد مي شود)، البته هر دو كشور نحوه اجراي اين نوع از ماليات را به طور دقيق در دست بررسي دارند.
قابل توجه آن كه، بسياري از كشورهاي كه هنوز فاقد ماليات بر ارزش افزوده اند كشورهايي كوچك هستند. 23 مطلوبيت ماليات بر ارزش افزوده براي كشورهاي كوچك به ويژه جزيره‌هاي كوچك، مسأله‌اي است كه هر روز بيش از پيش هويدا مي‌گردد.
ميانگين جمعيت كشورهاي فاقد ماليات بر ارزش افزوده (به استثناي هند و ايالات متحده آمريكا) 6/7‌ميليون نفر است، و در مقايسه با آن‌ها، ميانگين جمعيت كشورهاي داراي ماليات بر ارزش افزوده 3/38 است. علاوه بر اين، پيش از يك چهارم كشورهاي فاقد ماليات بر ارزش افزوده را اقتصاد جزيره‌هاي كوچك تشكيل مي‌دهد. تجربه كشورهاي مختلف در زمينه ماليات بر ارزش افزوده به ناچار متفاوت بوده است. براي مثال، كشور مالت ماليات بر ارزش افزوده اي را كه در سال 1995 اتخاذ كرده بود ( 2/3 ،5/7) لغو و سپس در آغاز سال 1999 دوباره به آن روي آورد اما در موارد ديگر از قبيل باربادوس ماليات بر ارزش افزوده را عموماً موفقيت آميز شمرده‌اند.
بالا بودن بازده درآمدي ماليات بر ارزش افزوده در اين كشورها همراه است كه تحت شرايط يكسان ماليات بر ارزش افزوده در اقتصادهاي عمدتاً متكي بر تجارت بين المللي بازده بالاتري دارد. بين اندازه كشور و اهميت تجارت رابطه مشخصاً معكوسي وجود دارد. به اين ترتيب طبق انتظار اقتصادهاي كوچك و عمدتاً متكي بر تجارت كارآيي بالاتري دارند. «فلسفه ماليات بر ارزش افزوده ايجاد همبستگي و ارتباط منطقي در ساختار و سهولت اجرا و وصول ماليات مي‌باشد و حاميان استقرار اين نظام مالياتي معتقدند كه اين نوع ماليات خصوصاً يكي از كارآمدترين نظام‌هاي مالياتي است»24
به دليل اين معرفي سريع و همه جانبه ماليات بر ارزش افزوده قوانين اجرايي آن با بهره گيري از انواع و اقسام اصطلاحات به تصويب رسيده و در هر كشوري شكل خاص خود را دارد. تايت به حق اين نوع از ماليات را پديده مالياتي بي همتا خوانده است.25 به همين دليل فرصت چنداني براي تكامل مجموعه واژگاني مورد توافق همگان يا اتخاذ رهيافتي مشترك وجود نداشته است.26 نام «ماليات بر ارزش افزوده»، اصطلاحي بين‌المللي نيست. اين اصطلاح در زبان انگليسي به دو شكل «ماليات بر افزوده ارزش» و «ماليات بر افزوده ـ ارزش» وجود دارد.27 هر دو سبك نگارش برابر نهاده اصطلاح اصلي به زبان فرانسه است28 و مي‌توان استدلال كرد كه بهترين ترجمه براي اين اصطلاح فرانسوي الاصل ajoutee de tax عبارت است از ماليات بر ارزش افزوده كه البته در زبان انگليسي رايج نيست، در كشورهاي ديگر نيز از «ماليات بركالا و خدمات» استفاده مي‌شود. همان طور كه قبلاً نيز گفته شد، در سراسر اين فصل از عبارت ماليات بر ارزش افزوده استفاده مي‌شود29 اصطلاح «ماليات بر ارزش افزوده» بر عبارت ماليات بر كالا و خدمات ارجحيت دارد، زيرا ماهيت منحصر به فرد اين نوع از ماليات را به شكل بهتري بيان مي كند.
همچنين بايد اين نكته را در ذهن داشت كه برخي از انواع اين اصطلاحات را نمي‌توان به خوبي به زبان‌هاي ديگر ترجمه كرد. در نتيجه به دليل نبود واژگان مشترك، نوعي نوسان ذاتي شكل مي‌گيرد. نام «ماليات بر ارزش افزوده» اصطلاحي بين المللي نيست. اين اصطلاح در زبان انگليسي به دو شكل «ماليات بر افزوده ارزش» و ماليات بر افزوده – ارزش
به ويژه بايد گفت كه هيچ سازمان بين المللي وجود ندارد كه نقش خاص نظارت بر عملكرد ماليات‌هاي بر ارزش افزوده را در ميان كشورهاي مختلف مثلاً به شيوه نقش نظارتي كميته امور مالي سازمان همكاري و توسعه اقتصادي 30 بر قراردادهاي اجتناب از اخذ ماليات مضاعف و نقش اتحاديه بين المللي گمركات (با نام سابق شوراي همكاري گمركات) درجمع آوري عوارض گمركي داشته باشد. اگر چه كميسيون اروپايي اين كار را در قالب اتحاديه اروپايي انجام مي دهد.31 اما بايد گفت فاقد صلاحيت جهاني لازم براي نظارت بين المللي بر نحوه اجراي قانون مالياتي فوق است. البته بايد گفت كه به رغم وجود تفاوت در اسامي و اصطلاحات مختلف، ماليات بر ارزش افزوده در سراسر جهان از مبنايي مشترك برخوردار است و در اين فصل نيز همين مبناي مشترك محور مطالعه قرار مي‌گيرد.
در بسياري از کشورها چند نوع و درصد مختلف براي اين ماليات وجود دارد. مثلا آلمان: ماليات استاندارد ۱۹٪ و براي موادغذايي، مطبوعات و کتاب ۷٪ و اجرت پزشک صفر٪ ولي دارو ۱۹٪ است. کمترين سطح ماليات بر ارزش افزوده را در اروپا سوئيس با ۸٪ و بالاترين را ايسلند با ۲۵،۱٪ داراست. در کشورهاي ديگر جهان نيز بين ۴ تا ۲۵٪ رايج است (ژاپن ۵٪، ترکيه ۱٪، ۸٪ و ۱۸٪، سوئيس صفر تا ۸٪، ايالات متحد آمريکا صفر تا ۱۰٪)
هدف از اين فصل، منحصراً محدود به ساختار حقوقي لازم براي اجراي اين نظام با توجه به پياده سازي اين نظام از سوي ساير کشورها است.

فصل اول ـ اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده در سوئيس

نظام اقتصادي سوئيس يكي از با ثبات‌ترين نظام‌هاي اقتصادي جهان است‌. سوئيس در عرصه جهاني دارنده يکي از جذابترين سيستم‌هاي مالياتي به حساب مي‌آيد و به عنوان بهشت فرار مالياتي شناخته نمي‌شود. سيستم مالياتي سوئيس از خوشنامي‌ ممتازي در وجود روابط دوستانه بين شرکت‌ها و مسوولان امور مالياتي برخوردار است؛ به نحوي که شرکت‌ها به مذاکره با مسوولان امور مالياتي دعوت مي‌شوند و به رسيدن به شرايط مورد توافق و خاص براي مشخص کردن نحوه پرداخت ماليات تشويق مي‌شوند. به علاوه بسياري از شرکت‌ها نظير شرکت‌هاي هلدينگ از پرداخت ماليات روي درآمد‌هايي که از سهامداري در شرکت‌هاي سرمايه‌پذير به دست مي‌آورند مانند سود تقسيم شده (Dividends) يا سود سرمايه (Capital Gains)، معاف هستند.32 سوييس يکي از ثروتمندترين کشورها است. سوييس عضو اتحاديه اروپا نيست ولي عضو انجمن تجارت آزاد اروپا (EFTA) است. در سال ۱۹۹۹ ميلادي سوييس با اتحاديه اروپا قرارداد بست و عضو EFTA گرديد. به موجب اين قرارداد، داد و ستد بين کشورهاي عضو اتحاديه با سوييس آسانتر گشت و درآمد سرانه در اين کشور با ۳۹٬۰۰۰ دلار براي هر نفر از بالاترين‌ها در جهان است.33
انواع ماليات‌ها براي تأمين هزينه‌ها در بودجه‌هاي عمومي (كنفدراسيون، كانتون‌ها و كمون‌ها) اخذ مي‌گردد. در سوئيس‌، سيستم مالياتي به صورت فدرال طراحي شده است.که سه سطح دارد‌: ماليات‌هاي در سطح فدرال‌، ماليات‌هاي در سطح استاني و ماليات‌هاي در سطح شهرداري و تعيين حدود اختيارات وضع ماليات به عهده قانون اساسي دولت فدرال است. هر 26 استان قوانين و مقررات و سطوح مالياتي مخصوص به خود دارند تحت قوانين استاني، شهرداري‌ها نرخ مالياتي خود را به طور مستقل تعيين ميکنند.
در سال 1848 يعني در همان سالي كه دولت فدرال سوئيس تشكيل شد، اختيارات قانوني براي وضع عوارض گمركي از كانتون‌ها به كنفدراسيون منتقل گرديد. در همان حال اختيارات وضع ماليات بر درآمد و ماليات بر ثروت ويژه به عهده كانتون‌ها گذارده شد. بنابراين كانتون‌ها به عنوان دولت‌هاي خود مختار تا زماني كه حدود اختيارات مختص كنفدراسيون را نقض نكرده‌اند براي وضع هر نوع مالياتي صاحب اختيار خواهند بود. تا پيش از جنگ جهاني اول، درآمد حاصل از عوارض گمركي براي برآوردن هزينه‌هاي كنفدارسيون كافي بود. در پايان جنگ، ماليات‌هاي تمبر معرفي شدند. بعدها به دليل نياز دولت به ابزار‌هاي مالي ديگر، وضع ماليات‌هاي مستقيم توسط كنفدارسيون معرفي گرديد كه اين وظيفه اينك به عهده كانتون‌ها گذارده شده است. در ابتدا، ماليات بر ثروت ويژه به عنوان مهمترين منبع درآمدي براي كانتون‌ها به شمار مي‌رفت، ماليات بر ثروت ويژه به عنوان مهمترين منبع درآمدي براي كانتون‌ها به شمار مي‌رفت، ماليات بر درآمد حاصله تنها به صورت مكمل وضع مي‌شد. نظام مالياتي از ماليات بر ثروت ويژه به اضافه ماليات بر درآمد مكمل به نظام ماليات بر درآمد كل همراه با ماليات بر ثروت ويژه مكمل تغيير، كاهش ماليات بر ثروت ويژه و افزايش ماليات بر درآمد را به دنبال داشت. اين تحول در سال 1940 منجر به معرفي ماليات به اصلاح دفاع ملي گرديد كه در حال حاضر به ماليات مستقيم فدرال موسوم است. امروزه اين ماليات همراه با ماليات بر ارزش افزوده، از مهمترين ماليات‌ها براي دولت فدرال محسوب مي‌شوند. بدين ترتيب تنها تعداد معدودي از ماليات‌ها هستند كه كنفدراسيون براي وضع آن‌ها اختيارات قانوني منحصر به خود مطالبه مي‌كند (ماليات بر ارزش افزوده، عوارض ـ ماليات كالاهاي خاص داخلي، حق تمبر، ماليات تكليفي و عوارض گمركي پيرو مواد 130 و 133 قانون اساسي فدرال). ضمن اين كه قانون اساسي به كانتون‌ها براي وضع قوانين مالياتي خود اختيارات گسترده‌اي اعطا شده است. قانون اساسي كانتوني نيز همانند شهرداري‌ها انواع مالياتي را كه مجاز به وضع آن هستند، تعريف مي‌كند.
أ‌. كنفدراسيون
1. ماليات بردرآمد
2. ماليات بر سود خالص
3. ماليات تكليف
4. ماليات بر معافيت از خدمت نظام وظيفه و ادارات دولتي
5. ماليات بر ارزش افزوده
6. حق تمبر
7. ماليات تنباكو
8. ماليات آبجو
9. ماليات بر مشروبات تقطيري
10. ماليات بر روغن هاي معدني
11. ماليات بر وسائل نقليه موتوري
12. عوارض گمركي عوارض واردات و صادرات
ب‌. 26 كانتون ـ هر 26 استان قوانين و مقررات و سطوح مالياتي مخصوص به خود دارند
1. ماليات بردرآمد و ثروت
2. ماليات سرانه يا ماليات خانوار
3. مايات بر سود خالص و سرمايه
4. ماليات بر ارث و هبه
5. ماليات بر منافع سرمايه اي
6. ماليات بر املاك
7. ماليات بر انتقال اموال غير منقول
8. ماليات بر وسايل نقلي

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد ارزش افزوده، مصرف كننده، برنامه چهارم توسعه، حل و فصل اختلافات Next Entries منبع مقاله درمورد ارزش افزوده، اشخاص ثالث، شخص ثالث