منبع مقاله درمورد ادبیات نمایشی، هنر و معماری، نمایشنامه، قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

ر شاهنامه فردوسی ** استاد راهنما: محسن پورمختار ** استاد مشاور: سید علی قاسم زاده ** دانشجو: شهلا گراشی ** دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ولیعصر رفسنجان ** 1391
مقالاتی که در ارتباط با موضوع آیرونی نگاشته شده اند نیز به شرح زیرند:
1. بخش اول: کنایه، ادبیات نمایشی و تئاتر، منصور ابراهیمی، نشریه هنر و معماری، 1383، شماره 38
2. بخش دوم: تاریخچه و انواع کنایه، کنایه، ادبیات نمایشی و تئاتر، منصور ابراهیمی، نشریه هنر و معماری، تابستان 1384، شماره 39، ص 176-189
3. بخش سوم: رمانتیکهای آلمان، کنایه، ادبیات نمایشی وتئاتر، منصور ابراهیمی، نشریه هنر و معماری، پاییز و زمستان 1384، شماره 40، ص 182-199
4. آیرونی و آیرونیکال، ماک.دی.سی، مترجم اکرم قاسمپور و صمد چینی فروشان، سروش، سال 19، شماره 837، شهریور 1376، ص 16-19
5. آیرونی و آیرونیکال چیست؟، ماک.دی.سی، مترجم صمد چینی فروشان و اکرم قاسمپور، سروش، سال 19، شماره 835، مرداد 1376، ص 32-35

فصل دوم
آیرونی، تعاریف و پیشینه
الف) آیرونی (تعاریف و عناصر)
تری ایگلتون2 در کتاب “نظریه ادبی” اش ادبیات را مجموعه نوشته هایی تعریف می کند که در قالبهای مختلف داستان، رمان، شعر و … عرضه شده باشند. او صحبتش را بدین گونه ادامه می دهد که “بسیاری در تعریف ادبیات، بر تخیلی یا واقعی بودن داستانهای ادبی تاکید کرده اند. اما شاید بتوان ادبیات را نه بر مبنای داستانی یا تخیلی بودن، بلکه بر این اساس که زبان را به شیوه خاصی به کار می گیرد تعریف کرد. به موجب این نظریه، ادبیات نوعی نوشته است که به گفته منتقد روس، رومن یاکوبسن3، نمایشگر “در هم ریختن سازمان یافته گفتار متداول است.” (ایگلتون، 4:1392) ادبیات، زبان معمول را متحول کرده و قدرت تاثیر گذاری آن را چند برابر می کند. ادبیات زبان معمول را با تکیه بر تکنیک هایی از گفتار روزمره منحرف می نماید. به گفته تری ایگلتون، “به بیان فنی زبان شناسان، در ادبیات، بین دال ها و مدلول ها، دلالت مستقیم وجود ندارد، یعنی آنچه توجه مخاطب را جلب می کند خودِ کلام است نه معنای آن. کلام توجه آدمی را به خود جلب می کند و موجودیت مادی خود را چنان به رخ می کشد که جملات روزمره توانایی آن را ندارند.” (همان:5) نویسندگان و شعرا با استفاده از تکنیک های متنوعی چنین ویژگی در اثر خود ایجاد کرده و آن را در زمره آثار ادبی قرار می دهند. یکی از این تکنیک ها، آیرونی است.

2-1- مفهوم آیرونی
آیرونی در کتاب “مقدمه ای بر طنز و شوخ طبعی در ایران” نوشته دکتر علی اصغر حلبی به این صورت تعریف شده است: “معادل واژه طعنه یا طنز در زبان انگلیسی irony است که از لحاظ لغوی به معنی ریا، تقیه و فریب کاری است و در اصطلاح، به کار بردن منظم یک واژه به دو معنی است. و گفته اند که طنزگوی برای خود دو نوع شنونده یا خواننده فرض می کند: یک گروه که به ظاهر معنی یا معنی ظاهر فریفته می شوند و گروه دیگری که معنی پنهانی را می گیرند و همراه با فریبنده یا طنزنویس بر فریب خورده می خندند. “(حلبی، 1365: 92) سیما داد هم در کتاب “فرهنگ اصطلاحات ادبی” آیرونی را به معنای صناعتی در نظر می گیرد که نویسنده یا شاعر بواسطه آن، معنایی مغایر با بیان ظاهری آن در ذهن متبادر می کند. به طور کلی طنز از نظر معاصران یک شیوه بلاغت است و عبارت است از مورد نظر قرار دادن چیزی و ابراز چیزی دیگر، طنز یعنی بیان یک منظور در قالب سخنی که با آن تضاد دارد. به طور کلی آیرونی یکی از اصطلاحات نقد ادبی است که معولاً وقتی اتفاق می افتد که از کلام، معنای دیگری غیر از معنای بیان شده بر آید که معمولاً این معنا وارونه یا مخالف کلام اصلی است.در واقع آیرونی نوعی ایهام و دوپهلویی توام با طنز در کلام یا موقعیت است. آیرونی به وارونه گویی، وارونه نمایی، ریشخند، شوخی و … ترجمه شده است. شاید اولین تعبیر برای آیرونی، تعبیر کالین دی سی ماک4 باشد که می گوید: “آیرونی یعنی گفتن چیزی برای رساندن معنی مخالفش.” (ماک، ‌6:1389) این نکته بسیار مهم است که فراموش نکنیم آیرونی یک تکنیک ادبی است، اما نقیضه سرایی و طنز انواع ادبی هستند که می توانند از این تکنیک نیز بهره ببرند. پس هم معنی دانستن آیرونی با طنز یا نقیضه سرایی نمی تواند درست باشد.
از نظر دی سی ماک، ‌ موقعیت های آیرونیک را طنزپردازی که هدفش افشای ریاکاری، تجاهل، خوش باوری، توجیه تراشی یا خود پسندی افراد – قربانیان آیرونی – است می تواند خلق یا عرضه کند، ‌آن هم به گونه ای که موجب خنده و شادی مخاطبان و در عین حال پند گرفتن آنها شود. قربانی آیرونی – شخصی که هدف آیرونی پرداز قرار می گیرد -، سپر بلای جامعه شده و به جای همه مورد مواخذه قرار می گیرد. نقصان هایش – که ممکن است افراد بسیار دیگری نیز به آنها دچار باشند – پیش چشم مخاطب قرار گرفته و حماقت هایش مورد خنده و تمسخر قرار می گیرد.
بزرگ ترین لذت حاصل از آیرونی برای مخاطب، ‌علاوه بر خنده آور بودن آن، این است که آیرونی مخاطب را در موقعیت آگاهی برتری نسبت به قربانی آیرونی قرار می دهد. یعنی مخاطب شاهد وضعیتی است که از حقیقتش آگاه است اما شخصی که خود در آن وضعیت قرار دارد – قربانی آیرونی – از حقیقت با خبر نیست و همین امر که مخاطب چیزی بیشتر از کاراکترها (که در سوءتفاهم هستند) می داند، او را در لذتی عمیق غرق می کند. لذتی که در مواقعی- آیرونی های تراژیک – موجب به درد آمدن دل مخاطب و تاثیر گذاری عمیق اثر ادبی یا نمایشی می شود.

2- 2 – تاریخچه آیرونی
آیرونی که در ابتدا، ‌یعنی در دوره ای که توسط سقراط مورد استفاده قرار می گرفت، صنعتی بلاغی و مخصوص مباحثات بود، اکنون پیچیده ترین ابزار کار طنزپردازان شده است و تاریخ تکاملش از تاریخ ادبیات جدا نیست. دی سی ماک در کتاب “آیرونی” اش به اولین استفاده ها از آیرونی اشاره می کند. او می نویسد:
واژه آیرونی را در بعضی ترجمه های “بوطیقا”ی ارسطو برابر PERIPETEIA (وارونه شدن ناگهانی اوضاع) گذاشته اند که شاید تا حدودی معنی آیرونی نمایشی را می رسانده است. آیرونیا نخستین بار در “جمهور” افلاطون و ظاهراً به معنی فریب دادن دیگران با پرگویی و چرب زبانی آمده است(در کتاب ششم). آیرونی در چشم دموستن5 کسی است که وانمود می کند واجد شرایط نیست تا از مسئولیتهای شهروندیش شانه خالی کند. اما ارسطو شاید با ذهنیتی که از سقراط (در جمهور افلاطون) داشت، “آیرونیا” به معنی تجاهل العارف را بالاتر از متضادش “آلازونیا” یا وانمود سازی خودپسندانه قرار داد، از نظر اخلاقی نیز، فروتنی – ولو متظاهرانه – پسندیده تر از خودنمایی است. بدین ترتیب آیرونیا از زمان افلاطون، صنعتی در فن بلاغت شد که به صورت “نکوهش از راه ستایش آیرونیک” یا “ستایش از راه نکوهش آیرونیک” مورد استفاده واقع گردید. از نظر سیسرون6، سخندان رومی ( 43-۱۰۶ ق.م)، ‌‌آیرونیا بار منفی واژه معادل یونانی اش را ندارد. یا صنعتی بلاغی است، یا تجاهل العارف سقراطی که پسندیده است و یک شیوه گفت و گوی اقناعی است. کوئینتلیان7، سخن دان رومی هم یک معنای بینابینی به معنای آیرونی افزود: “آیرونی بسط یک اصطلاح بلاغی است به یک بحث کامل. ” (ماک، ‌1389: 25-29)
می بینیم که در ابتدا استفاده از آیرونی فقط در مباحثات رایج بوده و انواع متداول آن هم آیرونی سقراطی – تجاهل العارف – و کلامی – گفتن چیزی به منظور رساندن معنایی مخالف با معنای ظاهری آن – بوده است. همانطور که اشاره شد از نظر سخنوران رومی به ویژه سیسرون ، آیرونی نوعی کلام لفاظانه بود که در اکثر موارد معنای آن با کلمات تضاد دارد – آیرونی کلامی – و به عبارتی یکی از خصوصیات آیرونی وجود دوگانگی در کلام ومعنا می باشد.
آیرونی از جمله تکنیک هایی است که در اغلب گونه های نمایشی اعم از تراژدی، کمدی و تراژدی کمدی و حتی ملودرام قابل استفاده است و در هر کدام می تواند نقش خود را در موثرترین شکل جهت پیش برد کنش، شناخت شخصیتها و ایجاد کشش ایفا نماید. به عنوان مثال، در کمدی یونانی شخصی که آیرونیست- خالق آیرونی – نامیده می شد، یک حقه باز لاف زن بود که به عمد اظهار می کرد از عقل کمتری برخوردار است.در برابر او شخص دیگری به نام آلازون قرار داشت که گزافه گو بود و آیرونی پرداز در موقعیت های مختلف او را رسوا می کرد. با رشد ادبیات و تئاتر، ‌انواع مختلف دیگری از آیرونی نیز خلق و به کار گرفته شد.
البته مفهوم آیرونی نمایشی – به معنای موقعیتی آیرونیک که در نمایش اتفاق می افتد، ‌ یعنی رخ دادن اتفاقاتی در نمایش که خلاف انتظار و گاهاً‌ خلاف عقل و طبیعت است – به طور موثر تا قرن نوزدهم معرفی نشد. طرح معانی و انواع جدیدتر آیرونی، در آلمان و در پایان قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم انجام گرفت. پایان قرن هجده و آغاز قرن نوزده، ‌ زمانی بود که بازترین میدان برای نظریه پردازی های تازه فلسفی و هنری در آلمان بوجود آمده بود که همین تحول باعث شد تا سالها بعد، ‌ آلمان رهبر فکری و نظری اروپا باشد. دی سی ماک در کتاب “آیرونی” اش می نویسد:
آیرونولوژیست های برجسته این دوره، فریدریش شلِگِل8، برادرش آگوست ویلهلم شلگل9 و کارل زولگر10 بودند. هر دو شلگل گویا از آیرونی حادثه آگاه بودند. فردریش شلگل اراده را در شکسپیر آیرونیک می داند: “استعداد خود فریبی انسان، دورویی نیمه آگاهانه انسان با خودش که حتی بزرگمردان بوسیله آن می کوشند نفوذ تقریباً اجتناب ناپذیر انگیزه های خودخواهانه در طبیعت بشری را پنهان کنند. “(درس گفتارهایی درباره نمایش و ادبیات، 1808، ترجمه جان بلک، لندن، 1861: 369) و یا در جایی دیگر می گوید: “آیرونی یک جور اعتراف است که در ساختار نمایش تنیده می شود و کمابیش روشن بازگو می گردد و چون نمایش در امور خیالی و احساسی یک سویه عمل می کند، به کمک آن موازنه برقرار می شود.” (همان: 227) شلگل آن را هم در نمایشنامه های جن و پری گوتسی می یابد که پر از صحنه های متضاد تغییر قیافه است و هم در شکسپیر که گاهی پیرنگ های فرعی خنده آورش پیرنگ اصلی را نقد می کنند یا به ریشخند می گیرند. این نوع آیرونی را آی.ای ریچادرز11 کشف کرد: “وارد کردن عوامل مکمل از جهت مخالف برای رسیدن به حالت تعادل.” (Richards, Principles of Literary Criticism,2nd ed., London, 1926,p. 250). کارل زولگر هم ادعا می کند: “آیرونی واقعی با تامل در سرنوشت جهان به طور کلی آغاز می شود.” (ماک، 1389: 29-32)
کانوپ ترل وال12، فیلسوف و ادیب آلمانی، در 1833 مقاله ای تحت عنوان “آیرونی سوفوکل” منتشرکرد. او در این مقاله به آیرونی لفظی، آیرونی جدلی – همان آیرونی سقراطی- و آیرونی عملی – که مستقل از تمام شیوه های سخن گفتن است و با آیرونی موقعیت قرابت دارد – اشاره می کند. ترل وال آیرونی را تناقض میان رویدادها و نتیجه نهایی آنها می دانست، بی توجه به اینکه نتیجه مطلوب باشد یا خیر. او معتقد است در آیرونی تقدیر، قربانی موجودی نا آگاه است که سرنوشت او قبلاً تعیین شده و هر تلاشش برای خلاصی از آن به بن بست خواهد رسید. او در ادامه بحثهایش به آیرونی تراژیک می رسد و آن را در نمایشنامه “الکترا” پیدا می کند. جاییکه کلمنتسارا خبر نادرست مرگ اورستس را – که مخاطب می داند قصد انتقام گیری از او دارد- را می شنود، می گوید: “اکنون آزادم، فارغ از تمامی ترسها، اکنون می توانم جاودانه در آرامش باشم.” این جمله دو معنای متفاوت دارد. واقعیت از یک سو وتصور قربانی آیرونی از سوی دیگر، که البته مخاطب حقیقت را درک می کند. به طور کلی تاکید ترل وال بر خاصیت معماگونه آیرونی بوده است. نکته جالبی که دی سی ماک در مطالعات ترل وال پیدا می کند این است که او به آیرونی در نگاه ناظر آیرونیک معتقد است: “همیشه اندکی آیرونی در نگاه سنگین، آرام، محتاطانه و بی طرفانه قاضی هوشمند به دو طرف دعوا، در حالیکه خود دلایل خود را با کمال جدیت و هیجان

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد نمایشنامه، ادبیات نمایشی، ادبیات فارسی، شغل دولتی Next Entries منبع مقاله درمورد واجب الوجود، تضاد و تقابل، قرن نوزدهم، قربانی شدن