منبع مقاله درمورد اجرای عدالت، شهید مطهری، علل اجتماعی، جامعه اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

مرد فلسفه وضع چنین حکمی دانستهاند و اساسا نصف بودن ارزش شهادت زن نسبت به مرد را دلیل ناقص العقل بودن زنان میدانند و بر این معنا به احادیثی نیز استناد میکند مثلا از پیامبر نقل مینماید که خطاب به زنان فرموده دین و عقل شما از مردان ناقص تر است و وقتی زنان از پیامبر سوال کردند نقصان دین و عقل شان از چیست؟
پیامبر فرمودند نقصان دین بخاطر محروم بودن از نماز و روزه در چند روز در ماه است
(ایام الحیض) و نقصان عقل بدین جهت است که شهادت هر یک از شما نصف شهادت مرد است.468
١۲-در مواردی هم که شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد اعتبار شده است باید دانست که اصولا شهادت ابزاری است برای اثبات یک واقعه یا مدعا و از این جهت کلام و متکلم به تنهایی کافی برای اثبات نیست ، بلکه مجموعهای از این دو میتواند برای اثبات مطلوب بکار گرفته شود، کلامی روشن از گویندهای عادل و صادق. پس معیار و مناط ارزش قضایی شهادت تنها به شخص شاهد ختم نمیشود بلکه نوع وصف واقعه(کلام) نیز در تعیین میزان آن سهیم می باشد.
و از این جهت چه بسا شهادت دهها مرد در نزد قاضی از اعتبار لازم برخوردار نباشد ولی شهادت یک یا چند زن موجب قناعت وجدانی شده و از اعتبار لازم و کافی بر خوردار باشد.469
١۳-در وقائع و رخداداهای کوچه و بازار مردان بیشتر از زنان دست اندرکار هستند و بیشتر در معرض اطلاعاند. فرض کنیم در خیابان دو نفر باهم دعوا میکنند و با چوب و چاقو و سنگ به جان یک دیگر افتادهاند. پس از چند دقیقه مردان اطراف آنان را گرفته و آنان را از یک دیگر جدا میکنند این جا اگر قتلی یا جراحتی واقع شد مردان چون شاهد و ناظر بودهاند بهتر میتوانند شهادت بدهند زیرا در این گونه وقایع زنان اصلا حضور ندارند اگر حضور داشته باشند خود را کنار میکشند یا مردان آنان را عقب میرانند از این رو پذیرفتن شهادت مردان ونپذیرفتن شهادت زنان یک مسئله طبیعی است.470
١۴-پذیرفته شدن شهادت زن در همه مسائل و فراهم کردن زمینه حضور او در تمام محاکم قضایی برای ادای شهادت در کوچک ترین اختلافاتی که بطور روز مره در جامعه اتفاق میافتد، نه تنها تکریم زن نیست، بلکه نوعی اهانت به مقام این موجود شریف و لطیفی است که وظایف بزرگ را در جامعه بر عهده دارد.471
١۵-علامه محمد حسین فضل الله میفرماید: هدف استوار ساختن شهادت در گواهی دادن دو زن را در شهادت مردان نیز میبینیم . مثلا در بینه باید دو گواه عادل وجود داشته باشد و شهادت یک تن پذیرفته نیست . مسئله لزوم دو شاهد، تا یکی دیگری را تایید و تقویت کند، احتیاط در عدالت است. به همین دلیل است که در دادگاهها جز دو شاهد عادل پذیرفته نیست و نمیتوان به یک گواه بسنده کرد. این بدان معنا نیست که هر یک از آنها در انسانیت خود نقصی دارند. مسئله نقص در انسانیت با موضوع احتیاط در اجرای عدالت که شهادت دو زن نیز به نظر ما، در آن میگنجد ، تفاوت دارد.472
١٦-شهید مطهری میفرماید: تفاوت زن و مرد در شهادت بخاطر برتری و غلبه احساسات در زن است. شهادت ، قضاوت، حکومت، و مانند اینها اموری هستند که با احساسات و عواطف انسان ، ارتباط زیادی دارند. همواره در شهادت دادن و قضاوت کردن، انسان به نفع یکی و علیه دیگری شهادت میدهد یا حکم میکند و قهرا شخصی خوشحال و مسرور میشود و دیگری ناراحت و عصبانی.
زن و مرد با وجود تشابهات بسیار، از حیث روانی و رقت قلب و جوشش عواطف و احساسات تفاوت اساسی دارند. زن و مرد به یک دیگر و به فرزندان خود علاقه دارند و شاید این علاقه در حد مساوی باشد، اما بروز عواطف و سرعت تاثیر پذیری و غلیان احساسات در زن، که باید وظیفه مادری را انجام دهد، به مراتب بیشتر از مرد است. بر این اساس زنان درباره شهادت و قضاوت ممکن است با یک نامه و گلایه یا گریه و تظلم و یا غرولند و خشم و قلدری از سوی طرفین دعوا متاثر شوند این امر موجب انحراف در مسیر اجرای عدالت شود.
کما اینکه مردهای احساساتی هم برای این امور مناسب نیستند. بناء براین میتوان گفت، عدم برابری شهادت دادن زن و مرد به میزان عقل و عدالت مربوط نیست بلکه به شدت تاثیر و احساسات زن و مرد مربوط است.473
علاوه بر این بسیاری از مفسران عدم قبول گواهی زنان در برخی مواضع نیز قبول معادله دو زن در برابر یک مرد را ناشی از غلبه احساسات و عاطفه جوشان زنان میدانند. به اعتقاد ایشان اسلام در تنظیم و جعل قوانین جامعه اسلامی تعقل را بر عواطف و احساسات غلبه میدهد و از آنجا که زنان عموما گرفتار احساسات هستند به همین خاطر ملاحظه این حقایق در جعل و وضع قوانین از سوی شارع نه تنها دارای مبنای طبیعی، بلکه کاملا عقلانی است.
مرحوم آیة الله محمد حسین فضل الله میفرماید : علت اینکه در صورت نبودن دو مرد، یک مرد و دو زن را گواه باید گرفت و در واقع دو زن قائم مقام یک مرد است آن است که خود قرآن فرموده ان تضل احداهما فتذکر احداهما الاخری… اساس این مطلب آن است که جنبه عاطفی که مقتضای طبیعت مادری است، در زن قوی تر است. زن بخاطر سرشت مادری و انجام مسئولیتهای مادرانه نیاز به عاطفه سرشار دارد. همان گونه که زن در عرصه همسری نیاز به طبیعت دلسوزانه و مهربانانه دارد ولذا چه بسا عاطفه بر زن چیره شود و او را از خط عدالت در گواهی دادن منحرف سازد و البته این مسئله هیچ لطمهای به کرامت و شخصیت زن نمیزند. زیرا عاطفه هرگز در شخصیت زن امری ضد ارزش نیست بلکه به او ارزشی فراوان میدهد. این طبیعت و سرشت مربوط به نوع زنان است که عنصر نوعی زن سرشار از عاطفه است ولذا نمیشود با کمبود عاطفی در زن این اساس را به هم زد و اگر هم با تلاش و علل اجتماعی جنبه عاطفی در زن ضعیف شود، باید پذیرفت که این سرشت جدا نشدنی در بعضی مواقع حساس و جایگاههای سرنوشت ساز بیدار میشود وکارش را میکند، و همین سبب میشود که برای حفظ عدالت،ما به همان سرشت نخستین زن و مرد نگاه کنیم و بر اساس آن قانون وضع کنیم.474
١۷-آیة الله جوادی آملی می فرماید: شهادت دو تا زن در حکم شهادت یک مرد است اما این به مسئله اندیشه و عقل بر نمیگردد، خود قرآن نکته آن را ذکر میکند و میفرماید: اینکه شهادت دو تا زن در حکم شهادت یک مرد است، نه برای آن است که زن عقلش ناقص است بلکه برای اینکه تذکر و حافظهاش کم است. دو تا زن برای این است که هر دو در صحنه حضور داشته باشند که این به ضعف حافظه و ذاکره برمیگردد. نه به ضعف عقل. برای این است که زن مشغول کارهای خانه، تربیت بچه و مشکلات مادری است. لذا ممکن است آن صحنهای که دیده است فراموش کند.بناء براین باید دو زن در این جریان حضور پیدا کنند، تا اگر یکی یادش رفت دیگر او را متذکر کند.475
١۸-نظریه تخفیفی بودن حدود : صاحب جواهر از جمله پیشتازان نظریه جواز حدود در زمان غیبت است و به عقیده وی مشهور امامیه بر آن هستند که اشخاص واجد شرائط میتوانند در زمان غیبت حدود شرعی را اجرا کنند.476
براساس این نظریه باید تبیین گردد که عدم تساوی شهادت زنان با مردان امر موجه است و حتی از زنان حقی از بین نرفته و تبعیضی علیه زنان وجود ندارد چون اگر این عدم تساوی به جهت زن بودن باشد میتواند منشاء اشکال باشد که نسبت به زنا در این موارد شده است.
بر مبنای این نظریه دو راه کار برای حل این مشکل در قسمت نا برابری شهادت زن و مرد بیان شده است.

١: اجرای حدود و ومجازات هایی که آن جزء حقوق الله است و در بحث حقوق الله خود خداوند متعال میتواند هر راهی را برای اثبات حق خویش قرار دهد.477
چرا که شارع به منزله یک طرف حق و مدعی است در نحوه اثبات حق خود مختار است و استفاده او از یک روش برای رسیدن به حق خود ظلم به دیگران نیست مگر این که متصرف در حقوق دیگران باشد.در عدم پذیرش شهادت زنان در باب حدود هیچ تصرفی در حقوق زنان انجام نگرفته است بناء بر این ظلم در حق آنان نیز نشده است.
۲:بناء حدود بر تخفیف است این مسئله جزء مسلمات است و شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند قاعده تدرء الحدود بالشبهات، نیز مؤید این مدعی است بناء براین اسلام همه جهات را مراعات کرده، مخصوصا در قسمت حیثیت و عرض اشخاص عنایت ویژه داشته است، به طوری که در باب اثبات زنا اگر یک نفر از چهار نفر شاهد دیرتر به محکمه برسد و شهادت از متصل به شهادت سه نفر دیگر نباشد آن سه نفر تعزیر میشود.478حتی بعضی گفتهاند که شهود باید قبل از جلسه اقامه شهادت نیز جمع باشند و اگر چهارشاهد قبل از جلسه حضور نداشته باشند باید مجازات شوند از این سخت گیری شارع به دست میآید که تمایل به اجرای حدود به نحو گسترده و سریع نداشته است، چرا که اجرای سریع و آسان آن به نوعی موجب اشاعه فحشا در جامعه میشود و ممکن است وسیله برای تخریب و تضییع آبروی اشخاص به دست افراد بی تعهد گردد.
حال با توجه به این مطالب نپذیرفتن شهادت زنان در حدود میتواند از این باب قانل توجیه باشد چنانکه صاحب جواهر نیز فرموده است به خاطر این که بنای شارع بر تخفیف حدود و منع از اجرای آن در موارد شبهه است لذا حد به وسیله شهادت زنان ثابت نمیشود.479
بناء براین عدم پذیرش شهادت زن و یا نابرابری شهادت زنان با مردان در حدود که منجر به عدم اثبات حدود میگردد جهت تخفیف و تسهیل در مجازات است چرا که باب حدود باب خاصی است چه از نظر اثبات و کیفیت و چه از نظر تعداد شهود که حدود رعایت مصلحتی بالاتر است و میتوانند توجیهی قابل پذیرش در خصوص این تبعیض باشد.480

خلاصه فصل پنجم
یکی از تفاوتهای حکمی میان زن ومرد، عدم پذیرش شهادت زن در برخی دعاوی و معادل بودن شهادت یک مرد با دو زن در بعضی موارد دیگر.
دعاوی چند دستهاند: ١-شهادت زن مستقلا و منضما پذیرفته است مثل اموری که آگاهی مردان از آن دشوار است.
۲-مواردی که شهادت زن منضما قبول میشود و آن حقوق مالی مربوط به مردم است به اضافه زنا که از حقوق اللهی است.
۳-مواردی که شهادت زن پذیرفته نمیشود مثل باب حدود (غیر از زنا) رؤیت هلال، طلاق، وکالت، وصیت، نسب….
برخی از علماء در تحلیل این تفاوت زن و مرد در شهادت علل ذکر کردهاند که ما آن علل را ذکر کردیم و بعضی علل را نقد هم کردیم.
الف : این حکم ناشی از نقص عقل زن است.
پاسخ داده شده اولا: شهادت مربوط به محسوسات است ثانیا در معقولات، برداشت شخص منهای جنسیت معتبر است نمیتوان گفت فهم دو زن مساوی با فهم یک مرد است.
ب : بعضی قائلند : ایمان زن ضعیف تر از مرد است و شرط شهادت عدالت است پس شهادت دو زن عادل برابر با شهادت یک مرد عادل است گفتیم در تقوی و عمل صالح زن و مرد وجود ندارد. و هیچ دلیل نداریم که تقوای زن ارزش نیمی از ارزش تقوای مرد را دارد ماهیت تقوا در زن و مرد یکی است.
ج و د : رای صحیح این است که برتری احساسات در زن و ضعف نسبی حافظه و ضبط جرایم، موجب میشود که شهادت زن با مرد برابر نباشد. زن با یک گریه و یا یک تشکر تحت تاثیر قرار میگیرد از سوی دیگر حضور کمتر در جامعه دارد در نتیجه دقت کمتر در ضبط نکات دارد.
اما در مورد فلسفه عدم پذیرش شهادت زن در برخی موارد مثل حقوق الله میتوان گفت شهادت زن در حقوق الناس با اینکه مهم تر شمرده میشود پذیرفته است و این نشان میدهد که عدم پذیرش در موارد دیگر نشانه بی اعتباری و بی اعتمادی نیست۔ در باب حدود نیز سیاست شارع بر دشواری شرائط اثبات جرم و دفع حدود با کمترین تردید، است حضور زنان در عرصههای مختلف و سروکار با افراد خلاف کار نیز مطلوب شارع نیست و نیز احساسات و رای زنان توسط دوست یا دشمن با وسایل مختلف قابل تاثیر گذاری است و این جهت در مردان کمتر است. علاوه براین ما در این فصل تحلیلها از اندیشمندان در این تفاوت ذکر کردیم.
شهادت دادن زن با توجه به تعریف حق و تکلیف و احکام و آثار آن که ما در فصل اول (کلیات) بیان کردیم، معلوم میگردد که شهادت یک تکلیف ووظیفه است نه امتیاز و حق، چرا که گواهی دادن قابل نقل و انتقال یا اسقاط نیست، به ارث نمیرسد. در مورد آن نفع مادی مقصود نیست، شاهد قابل احضار است و کتمان شهادت ممنوع و حرام

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد قرآن کریم، ادای شهادت، آیات و روایات، اجرای مجازات Next Entries منبع مقاله درمورد قرآن کریم، علامه طباطبائی، علامه طباطبایی، اقتصاد خانواده