منبع مقاله درمورد آموزش مهارت، گروه کنترل، پسران نوجوان، کارگران مهاجر

دانلود پایان نامه ارشد

شود.
بهرامي و همکاران (1392) در پژوهشي با عنوان “اثربخشي آموزش مهارت حل مسأله و تصميمگيري بر کاهش نگرش مثبت وابستگان به مواد افيوني”، به روش نيمهتجربي از نوع طرح پيش آزمون – پس آزمون با گروه گواه، تعداد 60 نفر از معتادين مراجعهکننده به مراکز درماني خودمعرف شهرستان سنندج را انتخاب کردند. براي جمعآوري دادهها از پرسشنامه نگرشسنج مواد براي سنجش اثرات، خطرات و تمايل به مصرف مواد استفاده شده است. گروه آزمايش اول به مدت 10 جلسه 5/1 ساعتي آموزش مهارت حل مسأله و گروه آزمايش دوم، نيز به مدت 10 جلسه 5/1 ساعتي آموزش مهارت تصميمگيري را دريافت کرده اند. گروه کنترل نيز هيچ گونه آموزشي را دريافت نکرده است. نتايج به دست آمده نشان مي دهد که در پس- آزمون براي گروههاي آزمايشي، نگرش افراد معتاد نسبت به مواد مخدر که آموزش مهارت حل مسأله و تصميمگيري را دريافت کرده بودند، به طور معناداري پايينتر از ميزان نگرش افراد معتاد در گروه کنترل مي باشد. همچنين يافتهها نشان مي دهد که بين دو گروه آزمايشي تفاوت معناداري وجود ندارد. يافتهها اين مسأله را تأييد ميکند که آموزش مهارت حل مسأله و مهارت تصميمگيري بر کاهش نگرش افراد معتاد نسبت به اثرات، خطرات و تمايل به مصرف مواد مخدر تأثير مثبت دارد.
بهزادپور و همکاران (1392) در پژوهشي، رابطهي بين حل مسأله و تاب آوري با ميزان رفتارهاي پرخطر در بين دانش آموزان داراي پيشرفت تحصيلي بالا و پايين را مورد بررسي قرار داده اند. جامعهي آماري، دانش آموزان دختر دبيرستاني داراي پيشرفت تحصيلي بالا و پايين در منطقهي 9 آموزش و پرورش شهر تهران بوده است. نمونه مورد مطالعه 35 دانش آموز داراي پيشرفت تحصيلي بالا و 35 دانش آموز داراي پيشرفت تحصيلي پايين مي باشد که به روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي چندمرحله اي انتخاب شده اند. نتايج تحليل واريانس چندمتغيره نشان مي دهد بين دو گروه در متغيرهاي تاب آوري، حل مسأله و رفتارهاي پرخطر تفاوت وجود دارد. به طوري که ميانگين نمرات دانش آموزان داراي پيشرفت بالا در مقياس تاب آوري و سبک خلاقيت حل مسأله و ميانگين نمرات دانش آموزان داراي پيشرفت پايين در سبک هاي درماندگي، کنترل و اجتناب از حل مسأله و همچنين رفتارهاي پرخطر بيشتر است. نتايج حاصل از ضريب همبستگي نيز نشان مي دهد که بين رفتارهاي پرخطر و تاب آوري در هر دو گروه رابطه منفي وجود دارد. همچنين بين سبک هاي درماندگي، کنترل و اجتناب از حل مسأله در گروه داراي پيشرفت پايين و کنترل و اجتناب از حل مسأله در گروه داراي پيشرفت بالا با رفتارهاي پرخطر رابطه ي مثبت وجود دارد.
کاظميني و مدرس غروي (1392) در پژوهشي به بررسي رابطه بين ويژگيهاي شخصيتي و رفتارهاي پرخطر در بين دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي مشهد پرداخته اند. در اين مطالعهي توصيفي، 200 نفر از دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي مشهد در سال تحصيلي 1390-1389 با روش نمونهگيري طبقهاي مورد پژوهش قرار گرفتهاند. يافتهها نشان داده است که ويژگيهاي شخصيتي روانرنجورخويي، موافقت و وظيفهشناسي با رفتارهاي پرخطر رابطهي منفي معنيدار و ويژگيهاي برونگرايي و باز بودن به تجربه با رفتارهاي پرخطر رابطهي مثبت معنيدار داشته اند. نتايج رگرسيون نيز نشان ميدهد که اين ويژگيهاي شخصيتي به طور کلي 75 درصد از واريانس رفتارهاي پرخطر را تبيين ميکنند که از اين ميان سهم برونگرايي 60درصد، وظيفهشناسي 8 درصد، روانرنجورخويي 4درصد، باز بودن به تجربه 1 درصد و موافقت 2 درصد است.
پروين و علي بابايي (1392) در پژوهشي، گرايش کارگران مهاجر فصلي به رفتارهاي پرخطر در شهر تهران را مورد سنجش قرار دادهاند. جامعه آماري پژوهش، کليه کارگران مهاجر فصلي در شهر تهران است و دادههاي پژوهش از طريق روش پيمايش و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و نمونه گيري غيراحتمالي سهميهاي جمعآوري شده است. يافتههاي توصيفي نشان ميدهد که بيش از نيمي از کارگران مهاجر فصلي، خاستگاه روستايي دارند. براساس نتايج استنباطي پژوهش، متغير از خودبيگانگي اجتماعي با ضريب همبستگي 593/0، قويترين رابطه معنادار را با ميزان گرايش کارگران فصلي به رفتارهاي پرخطر دارد. نتايج مدل معادلات ساختاري نيز نشان ميدهد که سه متغير احساس فشار اجتماعي در سطح کلان، بازدارندگي اجتماعي و آثار منفي شهرنشيني، 82 درصد از واريانس متغير وابسته را تبيين ميکنند.
بوستاني (1391) در پژوهشي با عنوان “سرمايه اجتماعي و رفتارهاي پرخطر؛ نمونه مورد مطالعه دانشآموزان دبيرستاني شهر کرمان”، تعداد 565 دانش آموز را به عنوان نمونه انتخاب و اطلاعات مورد نظر را از طريق پرسشنامه از آنها جمع آوري نموده است. يافته هاي توصيفي نشان مي دهد که رفتارهاي پرخطر به ترتيب ميزان شيوع در ميان دانش آموزان عبارتند از: درگيري فيزيکي(7/37%)، فکر کردن به خودکشي(8/18%)، مصرف مشروبات اللکي(4/14%)، حمل اسلحه سرد(3/11%)، مصرف سيگار(5/8%)، رابطه جنسي(1/7%)، اقدام به خودکشي(3/6%) و مصرف ترياک(2/6%). يافته هاي پژوهش با آشکارسازي نقش محوري مؤلفه هاي سرمايهي اجتماعي در کاهش بروز رفتارهاي پرخطر، نشان مي دهد که نقش سرمايهي انساني و مالي خانواده(تحصيلات والدين و درآمد خانواده) در بروز رفتارهاي پرخطر کم رنگ شده و مؤلفه هاي سرمايهي اجتماعي قوي تر ظاهر شده و نقش بازدارنده ايفا مي کند.
رمضاني و همکاران (1391) در پژوهشي با عنوان “تعيين اثربخشي آموزش مهارتهاي اجتماعي بر درمان اعتياد افراد مراجعه کننده به کلينيک تهران”، تعداد 20 نفر از افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد مراجعه کننده به کلينيک تهران به صورت مورد در دسترس را مورد بررسي قرار داده اند. افراد انتخاب شده به صورت مساوي در دو گروه آزمايش و شاهد قرار گرفته اند. در اين پژوهش، از طرح پيش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. گروه آزمايش در معرض آموزش مهارتهاي اجتماعي به مدت 10 جلسه 2 ساعته قرار گرفتند و گروه شاهد در ليست انتظار ماندند. از هر دو گروه، پيش آزمون و پس آزمون صورت گرفته است. پس از يک ماه پيگيري، نتايج نشان داده است که مهارتهاي ارتباطي و تعاملي در گروه آزمايش در مقايسه با گروه شاهد افزايش معناداري داشته است. در گروه شاهد يک نفر پس از يک ماه دچار لغزش شده است اما هيچ يک از افراد در دو گروه عود يا بازگشت نداشته اند.
مقتدايي و همکاران (1390) در پژوهشي، به بررسي اثربخشي برنامه آموزش مبتني بر مهارتهاي اجتماعي بر ميزان رفتارهاي قرباني کودکان پسر مقطع ابتدايي شهر اصفهان پرداخته اند. افراد مورد بررسي شامل 40 دانشآموز قرباني بوده است که بر اساس نمونهگيري چندمرحلهاي، انتخاب و در دو گروه آزمايش و کنترل 20 نفري تقسيم شده اند. مداخلهي آموزشي مبتني بر مهارتهاي اجتماعي بر روي گروه آزمايش اجرا شده است. در پس آزمون و پيگيري مقياس سنجش روابط همگنان بر دو گروه کنترل و آزمايش مجدداً اجرا گرديده است. يافتههاي تحليل کوواريانس دادهها نشان مي دهد که برنامه آموزشي مبتني بر مهارتهاي اجتماعي، منجر به کاهش ميزان رفتارهاي قرباني و رفتارهاي زورگويي کودکان قرباني ميگردد.
عليوردي نيا و همکاران (1390) در مطالعهاي، گرايش دانشجويان به خودکشي را مورد تحليل جامعهشناختي قرار داده اند. به همين منظور تعداد 380 نفر از دانشجويان دانشگاه رازي کرمانشاه را به روش نمونهگيري تصادفي طبقهاي چندمرحلهاي متناسب انتخاب نمودند. نتايج بدست آمده نشان مي دهد مهمترين پيشبيني کنندههاي واريانس ميزان گرايش به خودکشي دانشجويان به ترتيب متغيرهاي حمايت اجتماعي(45/0-)، رفتار بزهکارانه(32/0)، نظارت خانواده(31/0) و تقديرگرايي(25/0) مي باشد. متغير رفتار بزهکارانه(32/0) بيشترين تأثير مستقيم و متغير حمايت اجتماعي(26/0-) از طريق تأثير بر رفتار بزهکارانه، تأثير غيرمستقيم بالايي بر روي گرايش به خودکشي داشته است.
خواجه نوري و هاشمي نيا (1390) در پژوهشي به بررسي تعارض والديني و اثر آن‌ بر رفتارهاي بزهکارانه‌ي نوجوانان پرداختهاند. ابزار جمعآوري دادههاي اين پژوهش، پرسشنامه‌ خود-گزارشي است که در شهر شيراز و بر روي 1035 دانشآموز دختر و پسر مشغول به تحصيل در سال تحصيلي 87 انجام گرفته است. نتايج بدست آمده نشان ميدهند که رابطه‌ي معنيدار مثبتي بين متغيرهاي تعارضهاي والدين، تعارض والدين با فرزندان در خانه و خارج از آن با بزهکاري نوجوانان وجود داشته است. همچنين، رابطه‌ي معنيدار معکوسي بين ميزان دلبستگي خانوادگي و بزهکاري نوجوانان وجود داشته است. مدل پژوهش اين مطالعه با دو متغير تعارضهاي والدين با فرزندان در خانه و دلبستگي فرزندان به خانواده در مجموع 20 درصد از واريانس متغير بزهکاري نوجوانان را تبيين مي‌کند.
خواجهنوري و هاشمينيا (1389) در پژوهشي، رابطهي بين اوقات فراغت و بزهکاري دانشآموزان دبيرستاني شهر شيراز را بررسي نمودهاند. نتايج اين مطالعه نشان مي‌دهد که بين فعاليت هاي اوقات فراغتي سازمان يافته و رفتارهاي بزهکارانه رابطه منفي وجود دارد، اما بين فعاليت هاي فراغتي سازمان نيافته و بزهکاري رابطه معنادار مثبتي وجود دارد. همچنين نتايج به دست آمده از مدل رگرسيوني با چهار متغير وقت تلف کردن، جنسيت، جامعه پذيري بدون نظارت و اوقات فراغت سازمان يافته بر روي هم 23 درصد تغييرات متغير بزهکاري را تبيين کرده است.
احمدي و کوناني (1389) در پژوهشي تطبيقي، نوجوانان بهنجار و بزهکار شهر شيراز را مورد مطالعه قرار دادهاند. پسران نوجوان بزهکار اين مطالعه، در گروه سني 14 تا 18 سال هستند که در نيمه‌ي اول سال 1388 در کانون اصلاح و تربيت و زندان مرکزي شيراز به سر مي‌بردند. يافته‌هاي اين مطالعه نشان مي‌دهد که ميانگين معدل تحصيلات پسران نوجوان غيربزهکار و نيز ميزان تحصيلات والدين آن‌ها بطور معنيداري، به ترتيب بيش از ميزان تحصيلات پسران نوجوان بزهکار و ميزان تحصيلات والدين آن‌ها مي‌باشد. متوسط تعداد اعضاي خانواده گروه نوجوانان بزهکار بيش از گروه نوجوانان غيربزهکار است. همچنين ميانگين رتبه‌ي شغلي پدران گروه نوجوانان غيربزهکار بطور معنيداري بالا‌تر از گروه نوجوانان بزهکار است.
احمدي و همکاران (1388) در پژوهشي به بررسي عوامل مرتبط با بزهکاري دانشآموزان دبيرستاني در شهرستان آباده پرداخته‌اند. آن‌ها براي تببين بزهکاري، چارچوب نظري مطالعهي خود را نظريهي کنترل اجتماعي انتخاب نموده‌اند. يافته‌هاي اين پژوهش حاکي از آن است که متغيرهاي وابستگي به دوستان، مذهبي بودن و استفاده از رسانه‌هاي جمعي به ترتيب بيشترين رابطه را با متغيرهاي بزهکاري نوجوانان داشته‌اند. اين سه متغير باهم 31 درصد تغييرات متغير وابسته را تبيين مي کنند. در ‌‌نهايت محققان معتقدند که گروه‌هاي همسالان و تقويت هويت مذهبي و کاهش محتواهاي خشونت آميز برنامه‌هاي رسانه‌هاي جمعي مي‌توانند باعث کاهش بزهکاري شوند.
رئيسي (1388) در پژوهشي به بررسي اثر آموزش مهارتهاي زندگي بر آگاهي زندانيان گرگان با رويکرد کاهش رفتارهاي پرخطر پرداخته است. به منظور اندازهگيري مهارتهاي زندگي، تعداد 180 نفر از زندانيان گرگان در سال 1387 با استفاده از پرسشنامه مورد بررسي قرار گرفته اند. نتايج پژوهش بيان کنندهي سطح سواد پايين زندانيان ميباشد. همچنين در کل زندانيان مورد بررسي، قبل از آموزش مهارتها، ميانگين امتياز مهارتهاي ارتباطي برابر 15/23 و پس از آموزش به 03/28 رسيده است. ميانگين امتياز مهارتهاي خودآگاهي قبل از آموزش برابر 92/20 بوده که پس از آموزش به 37/26 رسيده است. ميانگين مهارتهاي ايجابي قبل از آموزش برابر 56/63 به دست آمده و پس از آموزش به 35/80 رسيده است. اين نتايج در کليهي گروههاي چهارگانه زندانيان(عادي، جوانان، اشرار و معتاد) در سطح معنيداري 5 درصد از نظر آماري معنيدار است که بيان کنندهي موفقيت آموزش در ارتقاء امتياز مربوط به مهارتهاي فوق ميباشد. ميانگين امتياز مؤلفههاي سلبي قبل از آموزش برابر 35/48 بوده که پس از آموزش به 5/37 رسيده است. به علاوه، اين کاهش در کليهي گروههاي چهارگانه زندانيان رخ داده

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد ارتکاب جرم، آموزش مهارت، قرن نوزدهم، عوامل خطر Next Entries منبع مقاله درمورد مواد مخدر، مصرف مواد، خودپنداره، عزت نفس