منبع مقاله درمورد آموزش مهارت، عوامل خطر، مصرف مواد، سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

سياست و گسترش برنامه هاي پيش بيني اجتماعي به ذاته مناسب ترين راه حل براي پيشگيري از بزهکاري نوجوانان و جوانان است. پيشگيري اجتماعي به راهبردها و تدابيري گفته ميشود که هدف آنها به طور کلي تغيير در وضعيت رفاه و بهبود کيفيت زندگي باشد. بدين منظور، اقدامات اجتماعي با تمرکز بر عوامل خطر و عوامل حمايتي و نيز ساختارهايي که مستعد رشد و توسعه آن مي باشد، در اولويت قرار ميگيرد(جندلي، 1393: 63). در اغلب کشورهاي پيشرفته، اقدامات اجتماعي به طور کلي به صورت مجموعه اي از مقررات تعرضي و دفاعي به منظور نجات و حفظ ثبات زندگي خانوادگي و تأمين اعتلاء و پرورش و رشد هماهنگ و همه جانبهي استعدادهاي کودکان است(کي نيا، 1384: 288).
اين رويکرد، بزهکاري و رفتارهاي پرخطر را نتيجه نقص فرآيند جامعه پذيري متأثر از آسيب پذيري اجتماعي، فرهنگي، آموزشي، احساسي يا عاطفي و اقتصادي مي داند و بر همين اساس، مداخله هاي آن ناظر به ظرفيت هاي فردي هر شخص، محيط هاي پيرامون وي، شرايط زندگي و عناصر ساختاري که وي را دربر گرفتهاند، مي باشد(جندلي، 1393: 63).
اعمال هر يک از اين روش ها(انواع پيشگيري ها) به تنهايي نمي تواند موجب پيشگيري قطعي بزهکاري(رفتارهاي پرخطر) شود. اگرچه ممکن است به صورت مقطعي يا موضعي مؤثر باشد. بنابراين مهم ترين سازوکار در مقولهي پيشگيري از وقوع رفتارهاي بزهکارانه و پرخطر، استفادهي تلفيقي از انواع روش هاي پيشگيرانه خواهد بود. مثلاً در برخورد با حالت خطرناک مي توان از پيشگيري اختصاصي، کاهش آسيب پذيري آماج جرم با پيشگيري وضعي، اثر عبرت انگيزي در افراد مستعد با اعمال کيفر مناسب، تضعيف و کاهش اميال مجرمانه با پيشگيري عمومي و از بين بردن و امحاء عوامل جرم زا بهره جست(نجفي توانا، 1384: 56).
با توجه به نتايج به دست آمده در اين پژوهش، پيشگيري اجتماعي بهتر مي تواند در کاهش رفتارهاي پرخطر مؤثر باشد، زيرا عوامل جامعه پذيري مانند خانواده، نظام آموزشي و مذهب مي توانند از طريق دروني کردن هنجارها و ارزش ها و آموزش مهارت هاي اجتماعي، نقش بازدارندگي مؤثرتري در رابطه با رفتارهاي پرخطر ايفا نمايند. البته بايد به اين نکته اشاره کرد ديگر رويکردهاي پيشگيري نيز بايد مورد توجه قرار گرفته و بکارگيري آنها مي تواند ميزان رفتارهاي پرخطر و بزهکارانه را کاهش دهد.
راهبردهاي پيشگيري

پس از گذشت 50 سال از طرح اولين برنامه هاي پيشگري، برنامه ها و راهبردهاي متنوعي براي پيشگيري از وقوع رفتارهاي بزهکارانه و پرخطر شکل کرفته اند. اين برنامه ها در 5 گروه کلي به شرح زير قرار مي گيرند:
در گروه اول، رويکرد انتشار اطلاعات495 است. در اين روش، اطلاعات مناسبي در مورد رفتارهاي پرخطر براي نمونه مواد مخدر، آثار و پيامدهاي زيانبار و مخرب مصرف آنها ارائه ميشود. همچنين بازخورد منفي و باورهاي ضدمصرف مواد با استفاده از ابزارهايي مانند نمايش فيلم، ارائهي بحث گروهي، برگزاري سخنراني و يا با بهره گيري از ساير رسانه ها مانند اينترنت و ارسال پيامک ايجاد مي شود.
رويکرد دوم که يک رويکرد پرورش عاطفي496 است، بر نيازهاي روانشناختي افراد تأکيد دارد.
در رويکرد سوم به افراد روش هاي جايگزين497 رفتار پرخطر ارائه مي شود. به طور مثال، روش هاي جايگزين مصرف مواد ارائه مي شود تا احساس بي حوصلگي و خمودي نکنند.
رويکرد چهارم تحت عنوان نفوذ اجتماعي498 بر سه مؤلفهي ايمن سازي رواني499، اصلاح انتظارات هنجاري500 و آموزش مهارت هاي مقابله اي501 تأکيد دارد. اين رويکرد به طور عمده بر نظريهي شناختي – اجتماعي بندورا متمرکز است.
رويکرد پنجم به نام رويکرد يکپارچه نفوذ اجتماعي – افزايش صلاحيت، بر طيف وسيعي از عوامل به وجود آورندهي رفتارهاي پرخطر مانند خشونت، مصرف الکل و سوء مصرف مواد مبتني است. بارزترين ويژگي اين رويکرد نسبت به رويکرد نفوذ اجتماعي، آموزش مهارت هاي خود-کنترلي و اجتماعي است. ريشهي نظري اين رويکرد، نظريه هاي شناختي- اجتماعي بندورا و نظريهي رفتار مشکل آفرين502 جسور مي باشد. در اين رويکرد، بر افزايش توان تصميمگيري، تغيير رفتار شخصي، کاهش اضطراب، افزايش مهارت هاي جرأت ورزي اجتماعي503، ارتباط و کاربرد مهارت هاي عمومي براي مقابله با فشارهاي اجتماعي تأکيد مي شود. اين رويکرد متضمن بحث گروهي يا کلاسي، آموزش مهارت هاي شناختي – رفتاري توأم با آموزش مهارت هاي اجتماعي است(جلالي و همکاران، 1390: 257؛ بوتوين و همکاران504، 2001).
پژوهش هاي مختلف نشان مي دهند که روش هاي پيشگيري مبتني بر نشر اطلاعات صرفاً در تغيير بازخورد و تعداد محدودي از متغيرهاي همبسته با رفتارهاي پرخطر مانند سوء مصرف مواد مخدر مؤثر هستند. همچنين روش هاي مبتني بر فن آوري هاي نوين مانند اينترنت در مقايسه با روش هاي سنتي، از تأثير بيشتري برخوردار هستند. به طور کلي، روش هايي که به صورت جامع بر ويژگي هاي رواني، شخصيتي، اجتماعي و خانوادگي افراد متمرکز مي شوند، نه تنها در مقايسه با روش هاي نشر اطلاعات در تغيير بازخورد تأثير بيشتري دارند، بلکه تعداد بيشتري از متغيرهاي همبسته با رفتارهاي پرخطر را بهبود مي بخشند(بوتوين و همکاران، 2001؛ روهرباخ و همکاران505، 2010).

راهبردهاي مداخلهاي

يک راهبرد مداخله اي506 مناسب بايد مبتني بر درک رابطهي بين عوامل خطر، مداخله و کاهش رفتار پرخطر باشد. در غير اين صورت، نمي توان مشخص نمود که چه دلايلي باعث موفقيت يا شکست يک مداخلهي خاص شده است. با اين وجود، چندين راهبرد مداخله اي مؤثر در رابطه با رفتارهاي جوانان وجود دارد. برنامه هاي پيشگيري و درماني زماني مي توانند مؤثر باشند که هم نوجوانان و جوانان را در کل جمعيت و هم نوجوانان و جوانان پرخطر داراي عوامل متعدد خطرآفرين را دربر بگيرند(دي ماتئو و مارک زيک، 2005: 32).
مطابق با مدل سلامت عمومي507، پيشگيري و درمان رفتارهاي بزهکارانه و پرخطر جوانان مي تواند در سه سطح انجام شود: سطح اول يا مقدماتي، سطح دوم يا ثانويه و سطح سوم يا ثالث(فلانري و ويليامز، 1999). مداخلهي مقدماتي تلاش مي کند تا از وقوع رفتار بزهکارانه و پرخطر جلوگيري نمايد. مداخلهي ثانويه به دنبال اين است تا از شيوع و گسترش رفتار بزهکارانهي موجود جلوگيري نمايد. مداخلهي سطح سوم تلاش مي کند تا مانع وقوع مجدد رفتار بزهکارانه و پرخطر گردد. اين سطوح سه گانهي مداخله، سازوکار ساختار يافته اي براي شناسايي انواع تلاش هاي مداخله اي فراهم مي آورد تا بتواند در مراحل گوناگون رشد و توسعهي رفتار بزهکارانه و پرخطر جوانان به کار گرفته شود(دي ماتئو و مارک زيک، 2005: 32). در ادامه، هريک از اين سطوح سه گانه مورد بررسي قرار مي گيرند.

راهبردهاي مداخله اي سطح اول يا مقدماتي

راهبردهاي پيشگيرانهي اوليه، بر جلوگيري از وقوع رفتار بزهکارانه و پرخطر متمرکز است. هدف اين راهبردهاي مداخله اي، شناسايي نوجوانان و جواناني است که ممکن است در معرض خطر براي ارتکاب رفتارهاي بزهکارانه قرار داشته باشند و سپس، قبل از اينکه رفتار بزهکارانه انجام شود، نيازهاي شان شناسايي گردد. بنابراين، اثرگذاري راهبردهاي مداخله اي اوليه اغلب در شناسايي عوامل خطر ايستا و پوياي موجود در هر يک از حوزههاي رواني – اجتماعي و سپس خنثي کردن اثرات مضر آن عوامل خطر يا توسعه و گسترش عوامل محافظت کننده قرار دارد. در مقابل راهبردهاي مداخله اي ثانويه، که گروه هدفشان افراد پرخطر ميباشد، هدف راهبردهاي مداخله اي اوليه، جمعيت هاي پرخطر مي باشد(دي ماتئو و مارک زيک، 2005: 32). در واقع، راهبردهاي مداخله اي اوليه، روش هاي پيشگيرانه را براي تمام افراد جامعه به کار مي برد.
راهبردهاي مداخله اي اوليه مي تواند به عنوان تلاش هاي پيشگيرانه توصيف شود، زيرا اين راهبردهاي مداخله اي قبل از وقوع رفتار بزهکارانه به کار برده مي شود. از آنجايي که تمرکز اين راهبردها بر پيشگيري از وقوع رفتار بزهکارانهي جوانان مي باشد تا درمان رفتارهاي بزهکارانه، راهبردهاي مداخله اي اوليه نوعاً در سطوح گوناگوني مانند خانواده، مدرسه و اجتماع اتفاق مي افتد. اين تلاش هاي مداخله اي گسترده و با سطوح سيستمي تا اندازه اي مؤثر مي باشند، زيرا آن ها مي توانند به آساني به تعداد زيادي از افراد در معرض خطر دسترسي داشته باشند(همان: 33). کاربرد اين راهبردها در سطوح خانواده، مدرسه و اجتماع در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرد.

رويکردهاي خانواده-محور

اقدامات مداخله اي خانواده-محور، بخش اصلي بسياري از برنامه هاي پيشگيري از رفتارهاي بزهکارانه و پرخطر جوانان را دربر مي گيرد. با توجه به تأثير بالقوه منفي عوامل خطر مرتبط با سطح خانواده، به نظر مي رسد توجه به خانواده ها شيوهي مؤثري براي جلوگيري از ارتکاب رفتارهاي پرخطر و بزهکارانه در بين جوانان پرخطر باشد(کامپفر و آلوارادو، 2003). تلاش هاي مداخله اي خانواده-محور به طور کلي مي تواند در دو بخش تمرکز بر والدين و حمايت از خانواده طبقه بندي شود. اقدامات مداخله اي متمرکز بر والدين ممکن است شامل کمک به والدين براي شناسايي نشانه هاي هشدار دهنده اي از رفتارهاي بزهکارانه ي جوانان ، و يا آموزش والدين براي مديريت مؤثر مشکلات رفتاري باشد که ممکن است اتفاق بيفتد. اين استراتژي ها به جاي اينکه به صورت مجزا به کار گرفته شوند، اغلب در تعامل و همکاري با ديگر استراتژي هاي مداخله اي مانند استراتژي هاي مداخله اي مدرسه-محور يا اجتماع-محور به کار گرفته مي شود. اين مداخله ها که داوطلبانه و بدون هزينه ارائه مي شوند، اغلب براي همه ي والدين در مدرسه يا اجتماع قابل دسترسي هستند. يک نمونه از مداخلهي متمرکز بر والدين، آموزش مهارت هاي مديريت بچه ها به والدين بچه هايي است که داراي مشکلات رفتاري در مدرسه هستند(دي ماتئو و مارک زيک، 2005: 33).
اقدامات مداخله اي مبتني بر حمايت از خانواده به دنبال اين است تا خدمات حمايت اجتماعي مورد نياز براي خانواده ها، به ويژه خانواده هاي فقير و محروم را فراهم نمايد. اين خدمات اجتماعي ممکن است شامل مراقبت از بچه ها، رسيدگي و کمک پزشکي، مشاوره و کمک و مساعدت از طرف ديگر آژانس هاي خدمات اجتماعي باشد. اين مداخله هاي خدمات اجتماعي داراي مزاياي وسيع و فراگيري است که مي تواند منجر به کاهش عوامل خطر در حوزه هاي رواني – اجتماعي مختلف گردد(مولوي و همکاران508، 1993).

رويکردهاي مدرسه-محور

مدرسه محيط ديگري است که در آن، راهبردهاي پيشگيرانهي اوليه غالباً به کار گرفته ميشود. راهبردهاي مداخله اي مدرسه-محور ممکن است به طور خاص مؤثر باشد، زيرا عوامل خطر بسياري وجود دارد که به مدرسه يا تحصيل مرتبط است، مانند موفقيت علمي ضعيف، عملکرد تحصيلي ضعيف، تعهد کم به مدرسه، اخراج از مدرسه، تعداد زياد دانش آموزان، غيبت هاي مکرر، تغيير مداوم مدرسه و همسالان بزهکار در مدرسه. برخي از تلاش هاي پيشگيرانهي مدرسه-محور شامل برنامه هاي پيش دبستاني، آموزش مهارت هاي اجتماعي(براي نمونه درمان شناختي-رفتاري)، و مداخله هاي اجتماعي گسترده مي باشند که براي تغيير محيط مدرسه طراحي شده اند(گرينبرگ و همکاران509، 2003؛ هاوکينز و همکاران، 2000؛ لوبر و فارينگتون، 1998؛ مولوي و همکاران، 1993).
برنامه هاي پيش دبستاني تلاش مي کنند تا از رشد مشکلات تحصيلي در بين بچه هاي داراي زمينه هاي اقتصادي محروم و فقير جلوگيري نمايند. يک ترکيب يکپارچه اي از اين برنامه ها، تدارک پيوسته اي از آرايه ي مختلف خدمات اجتماعي را در بر مي گيرد که ميتواند موانع موجود بر سر راه يادگيري را کاهش دهد(مولوي و همکاران، 1993).
آموزش مهارت هاي اجتماعي که اغلب در محيط مدرسه براي گروه هاي کوچکي از بچه ها فراهم مي شود، به جوانان در معرض خطر کمک مي کند تا فنون و تکنيک هايي براي خلق(يا حفظ) روابط اجتماعي مثبت با اعضاي خانواده، همسالان و معلمان به وجود آورند. آموزش مهارت هاي اجتماعي مي تواند موجب پيشرفت و بهبود رفتار گردد(دي ماتئو و مارک زيک، 2005).
يک رويکرد جايگزين مدرسه-محور که غالباً

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان روزنامه نگاران، حقوق شهروندی، روزنامه نگاری، نامه نگاری Next Entries منبع مقاله درمورد عوامل خطر، آموزش مهارت، اجتماع محو، عزت نفس