منبع مقاله درمورد آموزش مهارت، خودپنداره، سلامت روان، مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

رابطهي بين اين ابعاد و رفتارهاي پرخطر معنادار است. نتايج به دست آمده با پژوهشهاي احمدي طهور سلطاني و همکاران(1392)، بهرامي و همکاران(1392)، رمضاني و همکاران(1391)، مقتدايي و همکاران(1390)، نادري و همکاران(1386)، وونگ تونگکام و همکاران(2014)، فن فوگت و همکاران(2013)، سيموئز و ماتوس(2012)، کويف(2012)، سکر و همکاران(2009) و بارکين و همکاران(2002) همسو ميباشد.
معادلهي رگرسيوني مربوط به تحليل چند متغيرهي متغيرهاي مستقل جهت پيشبيني متغير مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي در جدول 27-3-5- ارائه شده است. بر اساس دادههاي جدول، معادله رگرسيوني ما داراي هفت مرحله ميباشد. براساس دادههاي جدول، ضريب رگرسيوني چندمتغيره(R) در مرحله هفتم برابر با (640/0=R) ميباشد. ضريب تعيين بدست آمده(410/0=R²) نيز نشان ميدهد که در مجموع هفت متغير درون معادله شامل(خودپنداره، تعهد به هنجارها، مشارکت، خود-کنترلي، باور به اصول اخلاقي، دلبستگي و سن) توانستند 41 درصد از واريانس متغير مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي را تبيين نمايند.
معادلهي رگرسيوني مربوط به تحليل چند متغيرهي متغيرهاي مستقل جهت پيشبيني متغير وابستهي رفتارهاي پرخطر در جدول 37-3-5- ارائه شده است. براساس دادههاي جدول، معادله رگرسيوني ما داراي شش مرحله ميباشد. براساس دادههاي جدول، ضريب رگرسيوني چندمتغيره(R) در مرحله ششم برابر با (684/0=R) ميباشد. ضريب تعيين بدست آمده(468/0=R²) نيز نشان ميدهد که در مجموع شش متغير درون معادله شامل(تعهد به هنجارها، جنسيت(مرد)، باور به اصول اخلاقي، مهارت اجتماعي و ارتباطي، همنشيني با دوستان بزهکار و نظارت والدين بر فرزندان) توانستند حدود 47 درصد از واريانس متغير وابستهي رفتارهاي پرخطر را تبيين نمايند.
اثرات مستقيم، غير مستقيم و کل هر يک از متغيرها بر رفتارهاي پرخطر در جدول 39-3-5- آورده شده است. با توجه به مدل مسير ميتوان گفت در ميان شاخصهاي گنجانده شده در مدل، بيشترين تأثير مستقيم بر رفتارهاي پرخطر توسط متغير جنسيت(مرد) مشخص شده است. چنانچه ضريب بتا نشان ميدهد، متغير جنسيت(مرد) توانسته است در مرحله دوم وارد مدل شود. وزن بتا براي اين متغير در مرحله ورود مستقيم (277/0(Beta= بوده است که بيشترين اثر مستقيم را بر روي متغير وابسته داشته است، به اين معنا که افرادي که داراي جنسيت مرد ميباشند، ميزان رفتارهاي پرخطر بالاتري دارند. بعد از جنسيت(مرد)، متغير باور به اصول اخلاقي با ضريب بتاي (239/0- (Beta= بيشترين تأثير مستقيم و منفي را بر روي متغير وابسته داشته است. باور به اصول اخلاقي به صورت غير مستقيم و از طريق مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي نيز برروي رفتارهاي پرخطر تأثير گذاشته است که ضريب بتاي آن مساوي (025/0-=Beta) ميباشد. بنابراين اثر کل باور به اصول اخلاقي بر روي رفتارهاي پرخطر مساوي (264/0-=Beta) ميباشد.
از متغيرهايي که به صورت غير مستقيم بيشترين تأثير را بر رفتارهاي پرخطر داشته است به ترتيب خودپنداره با بتاي (034/0-(Beta= ميباشد و بعد از آن به ترتيب، مشارکت با بتاي (028/0-(Beta=، خود-کنترلي با بتاي(023/0-(Beta=، دلبستگي با بتاي (034/0-(Beta= و کمترين تأثير غير مستقيم بر روي رفتارهاي پرخطر توسط متغير سن با بتاي (013/0(Beta= ميباشد.

6-2- بحث و تحليل نتايج

با توجه به اين واقعيت که نوجوانان و جوانان هر جامعهاي، مديران، مسؤولان، اداره کنندگان و توليدکنندگان فرداي جامعه هستند، توجه به راهکارهاي کاهش رفتارهاي پرخطر در اين سن مهم و حياتي است.
همانطور که قبلاً اشاره شد، چارچوب نظري اين پژوهش در رابطه با رفتارهاي پرخطر، مبتني بر نظريهي کنترل اجتماعي و همنشيني افتراقي ميباشد. نظريههاي کنترل فرض ميکنند که علت رفتار بزهکارانه فقدان يک عامل دروني يا بيروني براي افراد است. اين عامل يک عامل محدودکننده و کنترل کننده ميباشد(شوميکر، 2009: 122). در نظريهي کنترل اجتماعي هيرشي که با عنوان نظريهي پيوند اجتماعي465 نيز شناخته ميشود، جوانان داراي دلبستگيهايي به بخشهاي مختلف جهان اجتماعي خودشان هستند و اين دلبستگيها يا پيوندها، آنها را از ارتکاب اعمال مجرمانه يا بزهکارانه باز ميدارد(همان: 125). در اين نظريه، ارتباط بين بزهکاري(رفتارهاي پرخطر) و شرايط سه نهاد خانواده، مدرسه و مذهب مدنظر قرار گرفته است و کنترل اجتماعي براساس ميزان التزام آنها در نوع برخورد با بزهکاري تبيين ميشود. ضرايب همبستگي به دست آمده بين اين متغيرها و متغير رفتارهاي پرخطر نشان داد که هر چهار متغير اخذ شده از نظريهي کنترل اجتماعي(دلبستگي، تعهد، مشارکت و باور) رابطهي معنادار اما معکوسي با رفتارهاي پرخطر داشتند. اين مسأله نشان ميدهد که هرچه دلبستگي به خانواده و دوستان، تعهد به هنجارها، مشارکت در فعاليتهاي مختلف و باور به اصول اخلاقي افراد بيشتر باشد، ميزان رفتارهاي پرخطر آنان کمتر خواهد شد. به عبارت ديگر، هرچه ميزان کنترل اجتماعي چه به شکل رسمي و چه غيررسمي بر روي افراد بيشتر باشد، رفتارهاي پرخطر کمتري از سوي آنان سر ميزند. بنابراين، نقش نهادهايي مانند خانواده، مدرسه و مذهب در تبيين بزهکاري يا رفتارهاي پرخطر بايد مورد توجه قرار بگيرد. به ويژه اينکه در رابطه با مهارتهاي اجتماعي اين نهادها هم تأثيرگذاري عميقي دارند، زيرا اين نهادها ميتوانند در دروني کردن رفتارهاي بهنجار و همنوا با ارزشهاي جامعه و آموزش مهارتهاي اجتماعي به نوجوانان و جوانان بسيار تأثيرگذار بوده و هم اينکه در انجام رفتارهاي پرخطر توسط جوانان نقش بازدارندگي قوياي ايفا نمايند.
از بين نهادهاي مختلف، خانواده به عنوان يک متغير اصلي در بود يا نبود بزهکاري نقش دارد. زيرا اولين جايي است که فرد با آن روبرو بوده و در آن بزرگ ميشود. بنابراين، در دروني کردن هنجارهاي جامعه و آموزش صحيح مهارتهاي اجتماعي نقش بسيار مهمي برعهده دارد. با اين حال، اگر خانواده نتواند کارکردهاي خود را به خوبي انجام دهد، زمينهي بروز بسياري از انحرافات و بزهکاريها فراهم خواهد شد. ساختار خانواده از جمله خانوادهي از هم گسيخته که يک يا هر دوي والدين به دليل رويدادهايي مانند مرگ، طلاق و موارد ديگر حضور ندارند، يکي از عوامل تأثيرگذار بر رفتار جوانان به شمار ميرود و زمينه ي ارتکاب رفتارهاي بزهکارانه را به وجود مي آورد. همچنين ماهيت روابط خانوادگي که در برگيرندهي عواملي مانند اختلافات والدين، ارتباط والدين – کودک و الگوهاي نظارتي ميباشد، بر روي رفتار جوانان تأثير ميگذارد(شوميکر، 1389: 280-282). هرچه ميزان اختلاف بين والدين بيشتر بوده و محيط خانه دچار تنش باشد، و رابطه والدين با فرزاندانشان و الگوهاي نظارتي که والدين اعمال ميکنند ضعيف باشد، ميزان بزهکاري و رفتارهاي پرخطر جوانان افزايش مييابد. احساس يگانگي عاطفي با والدين، رفتار توأم با عشق و احترام والدين با فرزندان و وجود سازگاري در زندگي زناشويي باعث ميشود که نوجوانان و جوانان به طور قابل ملاحظهاي گرايش کمتري به انجام رفتارهاي بزهکارانه و پرخطر داشته باشند.
تعهد نيز به سرمايهگذاريهايي اشاره دارد که فرد در جامعه انجام داده است. هرچه قدر سرمايهگذاريهاي مردم در تحصيلات، سوابق شغلي و ساير داراييهاي خود بيشتر باشد، دليل بيشتري دارند که همنوا باشند تا بتوانند از دستاوردهاي خود محافظت کنند. بنابراين، به خاطر از دست ندادن سرمايهگذاريهاي خود، از قانون پيروي نموده و از بزهکاري و جرم اجتناب ميکنند. از اين منظر، سرمايهگذاريهايي که افراد در مقولهاي مانند تحصيلات انجام ميدهند، باعث ايجاد تعهد و درگير شدن آنها در فعاليتهاي علمي شده و وقت چنداني براي مشارکت در رفتارهاي بزهکارانه باقي نميگذارد. البته بايد به اين نکته نيز اشاره کرد که عدم موفقيت در تحصيل، انگيزههاي مهمي براي بروز رفتارهاي انحرافي در نوجوانان و جوانان ايجاد ميکند. هيرشي(1969) دريافت کساني که به والدينشان دلبستگي ندارند، به مدرسه نيز تمايلي ندارند. همچنين، وي به اين نتيجه رسيد که داشتن نگرشهاي مثبت نسبت به تحصيل با ميزان پايينتري از بزهکاري همراه است.
باور عمومي اين است که رابطهاي معکوس بين مذهب و بزهکاري وجود دارد(اگرچه عنصر باور يا اعتقاد به عنوان يکي از عناصر چهارگانه نظريهي کنترل اجتماعي هيرشي اشارهي مستقيمي به مذهب ندارد، اما به دليل اين که منظور از اين عنصر، باور داشتن به اصول اخلاقي رايج در جامعه ميباشد، بر اين اساس مذهب منبع اصلي و عمدهي شکل دادن به اصول و باورهاي هر جامعهاي است). هرچه قدر يک فرد پيوندهاي قويتري با عناصر مذهبي داشته باشد، رفتارهاي بزهکارانهي کمتري خواهد داشت. براي مثال، اگر يک فرد در فعاليتهاي مذهبي حضور بيشتري داشته باشد، درگيري وي در بزهکاري کمتر خواهد بود(شوميکر، 2009: 128). پژوهشهاي ديگري نيز رابطهي معکوس بين مذهب و بزهکاري را تأييد نمودند. حضور منظم در کليسا و ابراز ارزشهاي مذهبي موجب مشارکت بسيار کمتري در بزهکاري، به ويژه در مصرف مواد و الکل و رفتارهاي پرخطر ميگردد. زيرا هم باعث شکل گيري باور و اعتقاد نسبت به نادرستي رفتارهاي بزهکارانه در افراد مي شود و هم شرکت آنها در فعاليتها و اعمال مذهبي، فرصت ديگري براي حضور و درگيري در رفتارهاي ضداجتماعي و انحرافي باقي نميگذارد(اسميت و فاريس466 ،2002؛ جانسون و همکاران467،2000).
آشنايي صحيح با مباني ديني و پرورش کامل مذهبي و ايمان قوي و راسخ به خالق هستي و تعاليم الهي که هدف آن رشد هماهنگ استعدادهاي عقلي و عاطفي و نيروي اراده و شوق به کمال و عشق به فضيلت و حقيقتجويي و رسيدن به مقام والاي انسانيت يعني حريت و ايثار و خدمت خلق، فداکاري، خلوص، صميميت و پاکدلي، تعاون و کوشش و سير در مدارج عالي علمي، کشف رموز کائنات و سلطه بر نيروي لايزال طبيعت است آدمي را از سير در انديشههاي پست و ناپاک رذايل و منهيات و کردار نکوهيده و گرايش به ظلم و تبذير و دروغ و سقوط در منجلاب خيانت و جنايت باز ميدارد. بنابراين، پرورش صحيح مذهبي که بر مباني علمي استوار باشد و داشتن ايمان کامل، بزرگترين عامل بازدارندهي جنايي است(کي نيا، 1376: 239-241).
داشتن جهانبيني مذهبي در معنابخشي به زندگي، اميد به زندگي و احساس امنيت خاطر تأثير بسزايي دارد و مانند سپري در مقابل از خودبيگانگي و خلأ وجودي عمل ميکند. به عبارت ديگر، مذهب به زندگي انسان جهت ميدهد، از او در مقابل فشارهاي رواني محافظت ميکند و سلامت رواني فرد را فراهم مينمايد. در نتيجه، تأمين سلامت رواني، فرد را از مصرف مواد مخدر و الکل(انجام رفتارهاي پرخطر) باز ميدارد(محمد زاده رومياني، 1386).
کمبود مهارتهاي اجتماعي براي انجام رفتار صحيح موجب ارتکاب اعمال بزهکارانه و رفتارهاي پرخطر از سوي افراد ميگردد. مجهز بودن افراد به مهارتهاي اجتماعي، آنان را قادر ميسازد در موقعيتهاي مختلف، واکنشهاي مناسب و منطقي از خود بروز داده و از وقوع رفتارهايي که داراي پيامدهاي خطرناک و مضر بوده، جلوگيري نمايند.
همانطور که نظريهي همنشيني افتراقي بيان مي کند، بسياري از رفتارها(چه مثبت و چه منفي) را مي توان در نتيجهي ارتباط با ديگران ياد گرفت. از اين رو، يادگيري و آموزش مهارتهاي اجتماعي به جوانان در معرض خطر کمک مي کند تا تکنيکهايي براي ايجاد يا نگهداري روابط اجتماعي مثبت با اعضاي خانواده، همسالان و معلمان به وجود آورند. آموزش مهارتهاي اجتماعي مي تواند داراي اثربخشي طولاني مدت در ارتباط با جلوگيري از وقوع رفتارهاي ضد اجتماعي در بين جوانان باشد(هيلبرون و همکاران468، 2005). بنابراين، توجه به مقولهي مهارتهاي اجتماعي ميتواند در کاهش رفتارهاي پرخطر بسيار مؤثر باشد.
خانواده و گروه همسالان در رأس عوامل مرتبط با بزهکاري نوجوانان و جوانان قرار دارند(آلبوکردي و همکاران، 1390). نظارت کم خانواده(والدين) مي تواند موجب همنشيني فرد با همسالان بزهکار شود. از طرف ديگر، نظارت و کنترل درست و مناسب والدين هم مانع ارتباط فرد با همسالان بزهکار مي گردد، و به دنبال آن وي را از ارتکاب اعمال بزهکارانه

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد سطح معنادار، خودپنداره، اوقات فراغت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان روزنامه نگاری، نامه نگاری، روزنامه نگاران، حقوق رسانه