منبع مقاله درمورد آثار ادبی، ادب فارسی، ادبیات فارسی، اثر ادبی و هنری

دانلود پایان نامه ارشد

قریحه خلق آن را داشته باشد. همانطورکه اگر لطیفه را با لحن مناسبش نگوییم خنده دار نمی شود، آیرونی هم باید شکل داده شود تا ضایع نشود. آیرونی – مخصوصاً‌ نوع کلامی اش – اگر درست استفاده نگردد از تکنیکی هنری به بذله گویی و شوخی های سخیف نزدیک می شود. آیرونی باید بیشترین تاثیرگذاری را با کمترین زیاده روی داشته باشد. ارسطو معتقد است آیرونی موقعی تاثیر گذار است که تصادفی به نظر بیاید: “می بینیم از میان وقایعی که کاملاً تصادفی به نظر می رسند آنهایی حیرت انگیزتر و خیره کننده ترند که ظاهراً از تدبیری خبر میدهند.” (بوطیقا، 1452). کیرکه گور می نویسد: “آیرونی موقعیت در طبیعت برای کسی که زیادی طبیعی و زیادی خام است وجود ندارد؛ خودش را به کسی نشان می دهد که ذوق آیرونی دارد … فاعل آیرونیک ویژگی های آیرونیک را در طبیعت می بیند. به همین ترتیب می توان هر جور فریب حس ها را آیرونی طبیعت شمرد. اما برای آگاه شدن از آن به آگاهی ای نیاز است که خود باید آیرونیک باشد. عملاً فرد هر چه بیشتر اهل بحث باشد آیرونی بیشتری در طبیعت خواهد یافت. پس چنین نگاهی به طبیعت بیشتر مرهون رشد رمانتیک است تا رشد کلاسیک.” (مفهوم آیرونی، 1391: 271-272). می بینیم که از نظر کیرکه گور آیرونیست باید حس آیرونی داشته باشد، ‌ یعنی هم توانایی دیدن تضادهای آیرونیک موجود در موقعیت ها را داشته باشد و هم توانایی شکل دادن به آنها در ذهن و خلق دوباره آنها در اثر هنری اش.

2-4- انواع آیرونی
همانطورکه تا به اینجا اشاره شد، ‌آیرونی انواع مختلفی دارد که ازلحاظ کارکرد و اثرگذاری روی مخاطب با هم متفاوت هستند. نظریه پردازان مختلف، انواع مختلف آیرونی را شناسایی کرده اند که در ادامه انواع شناسایی شده از این تکنیک را – اکثراً توسط دی. سی. ماک – مورد بررسی قرار داده و کارکرد هر کدام را از نظر خواهیم گذراند.
2-4-1- آیرونی کلامی(verbal irony): آیرونی کلامی آیرونی است که در آن مطلبی گفته می شود ولی منظور اصلی معنایی متفاوت با معنای ظاهری است. مانند بسیاری از لطایف رساله دلگشای عبید زاکانی. آیرونی کلامی یا واژگانی، مهمترین نوع آیرونی است و همان طور که از نامش پیداست در سطح واژگان اتفاق می افتد و به چیزی که ما در ادبیات فارسی با اصطلاح کنایه از آن یاد می کنیم بسیار نزدیک است. این نوع آیرونی در ادبیات عامه و زبان محاوره کاربرد فراوان دارد. آیرونی کلامی، زمانیکه برای مقاصد استهزایی و هجو آمیز به کار رود، تقریباً معادل استعاره تهکمیه در ادب فارسی است که مثلاً به آدم احمقی بگوییم افلاطون یا ماشین یعنی ژیان. به طور کلی میتوان گفت تهکم در اصل به معنای دست انداختن است. لحن متهکم گاهی چنان صریح منظور واقعی او را می رساند که دیگر جایی برای تظاهر به بی خبری نمی ماند. به همین دلیل صنعت تهکم گاهی فاصله زیادی از آیرونی می گیرد. تهکم، مزاح، مطایبه، تخفیف و غیره زیر مجموعه های آیرونی کلامی به حساب می آیند.
در آیرونی واژگانی نویسنده نقش مهمی دارد و به نحوی برای شنونده یا خواننده معلوم می کند که منظورش کاملاً با آن چیزی که در ظاهر کلام می گوید متفاوت است. آیرونی کلامی معمولاً در دو قالب اصلی به کار می رود: 1- صنعت بلاغی: آیرونیست دروغی جعل می کند به امید اینکه شنونده بتواند در ذهن خودش آن را تبدیل به مفهوم متضاد خشم آلود یا خنده آورش کند. در این قالب، “وارونه سازی” منظور واقعی آیرونیست است. 2- لودگی صمیمانه: کلام طنزآلودی که حاوی اشاره ای غیر مستقیم نیست. کلامی است رک و راست که باعث خنده می شود و هدفش فقط ایجاد خنده است.
در آیرونی کلامی، گوینده یا نویسنده به نحوی برای شنونده یا خواننده معلوم می کند که از آنچه می گوید منظوری کاملاً متفاوت وحتی متضاد دارد.این قسم گفتار طعنه آمیز و طنزآلود و تهکمی در ادبیات کلاسیک فارسی نیز موجود است که در فصل سوم به آن خواهیم پرداخت. یک عبارت آیرونیک معمولاً توصیف واضحی از یک گفتار یا ارزیابی یک شخص را در تقابل با معنی ضمنی همان گفتار یا ارزیابی قرار می دهد که با اولی بسیار متفاوت است.آیرونی کلامی همیشه با خطر سوء تفاهم روبروست. اگر در آیرونی سوءتفاهمی مبهم ایجاد شود، خواننده کاملاً از معنایی که مورد نظر آیرونی پرداز است دور می ماند، گرچه آیرونی وقتی استادانه و نافذ باشد، تاثیر عمیقی بر مخاطبش دارد، اگر نویسنده و خواننده به درک مشترک دست یابند، زیبایی و قدرت آیرونی دو چندان خواهد شد.
2-4-2- آیرونی سقراطی(آیرونی دیالکتیک Socratic irony): نوع دیگر آیرونی، آیرونی سقراطی یا تجاهل العارف است، آیرونی که در آن کاراکتر به سبک سقراط، ‌خود را به نادانی زده و با این شیوه، ‌کسانی که ادعای دانایی دارند را مورد تمسخر قرار می دهد. سقراط با تجاهل، سوالی از مخاطبش می پرسید که البته خود جواب آن را می دانست، اما با این کار در مبانی بنیادین فکری مخاطب تردید می کرد. این نوع آیرونی، اصولاً نوعی روش مکالمه و رفتار است، روش و رفتاری که کسانی چون هملت و بهلول هم از آن بهره برده اند. سخنان و رفتار بسیاری از عرفای ما، همچنین نابغه طنز شرقی، ملانصرالدین هم سرشار از تجاهل العارف است. آیرونی سقراطی اولین نوع از آیرونی بود که شناخته شد و در میان یونانیان – در جمهورو بوطیقا – و در آراء‌ رومیان – مانند سیسرون – مورد مطالعه و بحث قرار گرفت.
2-4-3- آیرونی رادیکال(radical irony): آیرونی رادیکال، آن است که گوینده به شیوه ای استدلال کند که نتیجه آن بی اعتبار شدن سخن خود او باشد، مثلاً یک نفر اهل کریتی بگوید همه مردم کریتی دروغگو هستند.(dictionary of word literary,p.165) اینگونه آیرونی تنها در کتاب شیپلی15 آمده است. با کمی دقت در می یابیم که این آیرونی هم نوعی آیرونی موقعیت است، چرا که وقتی گوینده نوع خود، یا گروه یا دسته ای که خود او هم جزیی از آن است را به صفتی مذموم می خواند، خود را نیز مشمول آن صفت می داند به ویژه اگر این صفت دروغگویی باشد، پس خود شخص هم دروغگوست، در نتیجه آنچه در مورد دروغگویی به خود و هم نوعانش می گوید نیز دروغ است و این یک موقعیت آیرونیک است. این نوع از آیرونی، بسیار نزدیک به نقد پست مدرنیستی است که در پایان این فصل به آن اشاره خواهد شد.
2-4-4- آیرونی غیر شخصی: آیرونی غیر شخصی به آیرونی هایی نسبت داده می شود که کلام بیان شده توسط آیرونیست و نحوه بیان آن با اعتقاد قلبی آيرونیست در تضاد کامل است. به عنوان مثال زمانیکه آیرونیست امری محال و ناممکن را فقط اندکی شک بر انگیز نشان می دهد، ‌آیرونی غیر شخصی خلق کرده است. آیرونی در این حالت معمولاً خشک و تلخ است و لحن منطقی، بی تکلف، عینی، متواضعانه و غیر عاطفی دارد: “همه اش پانصد نفر در حادثه برخورد هواپیماها کشته شده اند، ‌‌این دلیل میشود که رئیس هواپیمایی کشوری توبیخ گردد؟” این جمله نمونه ای از آیرونی غیر شخصی است. می توان آیرونی کلامی را – خصوصاً زمانیکه از تخفیف استفاده می کند – نوعی آیرونی غیر شخصی دانست.
2-4-5- آیرونی ساختاری(structural irony): حسن انوشه در “دانشنامه ادب فارسی”، آیرونی ساختاری را چنین تعریف می کند: “در آیرونی ساختاری، نویسنده آیرونی را در ساخت اثر ادبی به کار می برد. در چنین آثاری نویسنده به جای کاربرد گهگاهی آیرونی کلامی، برای پنهان کاری و تزویر معنا، از ساختار ادبی سود می جوید. یکی از ترفندهای عام این شیوه، استفاده از قهرمان ساده دل، یا راوی و سخنگوی ساده لوحی است که درک ساده ای از پیرامون خود یا اوضاع جهان دارد که با نگرش نویسنده و خواننده که به واقعیت اوضاع واقفند متفاوت است.تفاوت آیرونی ساختاری با آیرونی کلامی در این است که در آیرونی کلامی، خواننده یا بیننده از منظور واقعی نویسنده با خبر است و در آیرونی ساختاری، هرچند مخاطبان اثر ادبی و هنری از منظور و غرض اصلی گوینده یا نویسنده آگاهند، شخصیت داستانی از چنین وقوفی بی خبر است.” (انوشه، 1381: 16) در این نوع آیرونی، نویسنده به جای استفاده از یک آیرونی کلامی ضمنی، یک شکل ساختاری می سازد که دو معنی را تقویت می کند. بنابراین گسترده تر از آیرونی کلامی است، زیرا در آیرونی کلامی تناقض و کنایه در سطح واژگان است اما در آیرونی ساختاری، ساختار کلام است که تناقض ایجاد می کند. با توجه به تعاریف، این آیرونی را می توان مشابه آیرونی موقعیت قرار داد. در آیرونی موقعیت، میان آنچه عملاً اتفاق می افتد با واقعیت (میان ظاهر موقعیت و واقعیت آن) نا همخوانی وجود دارد. به عبارت دیگر، آیرونی موقعیت، چرخش غیرمنتظره رخدادهاست. برخی منتقدان، آیرونی موقعیت را زیر مجموعه آیرونی ساختاری می دانند. (a glossary of literary terms,p.42-43)
یک مثال از آیرونی ساختاری، شخصیت سخنگوی بی تجربه در مقاله “یک پیشنهاد فروتنانه” سویفت16، ‌پدر طنز اجتماعی انگلستان است. او یک اقتصاد دان روشنفکر است که به طور نامعقولی یک پیشنهاد شایسته! برای بچه های مستضعف و فقیر “ایرنی” ارائه می دهد. او پیشنهاد می کند کودکان بی سرپرست و فقیر را برای استفاده از گوشت آنها در معرض فروش بگذارند. این کار بنا به استدلال او چند فایده دارد از جمله آن که از تعداد بچه های گدا می کاهد، دیگر اینکه مادران بی پول که با بچه بیشتر، گرفتار فقر و تنگدستی بیشتر می شوند به این وسیله می توانند هم امرار معاش کنند و هم تا زمانیکه اطفال در اختیار آنان است از حمایت مالی دولت برخوردار شوند و فواید دیگر. آنچه مسلم است نویسنده بدین وسیله می خواهد عقیده ای کاملاً مغایر با نظر حقیقی خویش را ابراز دارد. با این تعاریف می بینیم که آیرونی غیر شخصی هم به نوعی زیر مجموعه آیرونی ساختاری است.
به عقیده منتقدان نقد نو اما، آیرونی ساختاری در حقیقت مولفه ای ساختاری در اثر ادبی است، آنجا که تمایلات، رویکردها و مفاهیم متضاد و در عین حال مکمل دور هم گرد آمده و از تعامل و تنش بین آنها وحدت اندام وار اثر شکل می گیرد. به طوریکه هر کدام از مفاهیم متضاد، نقش منحصر به فرد خودش را در اثر ایفا می کنند. در واقع از نظر این منتقدان متنی دارای آیرونی ساختاری است که تناقض و تضاد نه در واژه های متن، بلکه میان گفتارهای متنوع مطرح شده در اثر باشد که البته نویسنده به طور روشن از هیچکدام از آنها جانبداری نکند. این منتقدان آیرونی ساختاری را در متونی که دارای ویژگی چند صدایی هستند پیدا می کنند. آنها معتقدند اثری که دارای این مولفه آیرونی ساختاری در ساختار خود باشد، از آن دسته آثار ادبی است که ارزش والای هنری دارند، چرا که تنها تمایلات و مفاهیم موازی و تصدیق کننده در آنها مطرح نیستند، بلکه تمایلات و تفکرات متضاد اجازه دارند با تنش و تعامل بین خود، در حقیقت تقلیدی از زندگی روزمره و جهان طبیعت با همه تضادها و تناقض هایش باشند. می توان “آنتیگونه” سوفکل را یک نمونه جذاب از آیرونی ساختاری به شمار آورد. بنابراین این دسته از آثار ادبی در مقابل شکاکیت و پرسش های خواننده نیز پاسخ دهنده هستند و دیدگاههای متضاد در اثر ادبی، در حقیقت نماینده پرسش مخاطب در اثر است. اما آثاری که تنها دیدگاههای موازی در آنها مطرح می شوند، در مقابل شکاکیت و پرسش خواننده پاسخگو نیستند و نماینده جوامع تک صدایی و مطلق گرا هستند. با این حال آیرونی ساختاری در اثر ادبی، باعث چند صدایی شدن آن می شود و مظهری از جوامع دموکرات است.
2-4-6- آیرونی رمانتیک (آیرونی نویسندهromantic irony): آیرونی رمانتیک مختص نویسنده است. یعنی نویسنده آیرونیست جهانی دروغین خلق کرده و بعد با به هم ریختن آن و پرده برداشتن از همه چیز آیرونی را شکل می دهد. به طوریکه استفاده از عناصر و حالت های متضاد، در این نوع آیرونی، آن را به یک استفاده تازه از مفهوم تناقض می رساند که می تواند هدفهای یک هنرمند را برای مفهوم ناسازگاریهای مجموعه جهان نشان دهد. به تعبیر دیگر، شاعر یا نویسنده در ضمن نوشتن اثری

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد واجب الوجود، تضاد و تقابل، قرن نوزدهم، قربانی شدن Next Entries منبع مقاله درمورد نمایشنامه، ناخودآگاه، داستان کوتاه، خودآگاهی