منبع مقاله درباره وجوه نقد، وجوه نقد آزاد، جریان وجوه نقد آزاد، حاکمیت شرکتی

دانلود پایان نامه ارشد

مربوط می‌رود که دراز مدت به مثبت شدن جریان‌های وجوه نقد آزاد منجر می‌گردد.
2-2-5-3- اهمیت جریان وجه نقد آزاد
در صورت جریان وجوه نقد آزاد معمول« وجوه نقد حاصل از فعالیت‌های عملیاتی بیانگر توانایی شرکت برای ایجاد جریان‌های نقدی است. تحلیل گران مالی معتقدند وجوه نقد حاصل از فعالیت‌های عملیاتی وجوهی است که نه‌تنها در دارایی‌های ثابت جدیدی سرمایه‌گذاری شده تا بتواند سطوح جاری فعالیت‌های خود را حفظ نماید بلکه بخشی از این وجوه نیز باید به‌منظور رضایت سهام دران تحت عنوان سود سهام و بازخرید آن بین آن‌ها توزیع شود. جریان نقدعملیاتی، وجه نقد ایجاد شده در نتیجه عملیات شرکت است که معمول» با کسر شدن همه هزینه‌های عملیاتی از درآمدها به دست می‌آید. در تئوری جریان نقد آزاد از وجوه مازاد به‌عنوان معیار ارزیابی قدرت بازپرداخت بدهی یاد شده است؛ زیرا پرداخت بدهی در سررسید به وجوهی بستگی دارد که به‌صورت مازاد نگهداری می‌شوند. جریان نقد آزاد، مبلغ نقد در اختیار شرکت است که می‌تواند برای انجام سرمایه‌گذاری‌های موردنظر، پرداخت سود سهام، باز پرداخت بدهی یا برای افزایش نقدینگی مورداستفاده قرار می‌گیرد.

2-2-5-4- کاربرد جریان‌های وجه نقد آزاد
جریان وجه نقد آزاد می‌تواند در ارزیابی سلامت مالی شرکت مفید باشد، چرا که تمام مفروضات حسابداری موجود در ساختار سود را کنار می گذارد. البته باید توجه داشت که جریان‌های نقد آزاد کم یا منفی لزوماً «نشانگر عملکرد ضعیف واحد تجاری نمی‌باشد؛ زیرا واحدهای تجاری در حال رشد به دلیل سرمایه‌گذاری زیاد معمول» از وجه نقد آزاد منفی یا پایینی برخوردار هستند که این امر در شرکت‌های پویا امری طبیعی است و به تنهایی نمی‌تواند نشانگر وضعیت نامطلوب واحد تجاری باشد. در صورتی که این سرمایه‌گذاری بازده بالایی داشته باشد می‌تواند در بلند مدت نتایج مطلوب همراه داشته باشد. جریان‌های نقد آزاد از دیدگاه مدیران واحد تجاری می‌توانند کاربردهای مهمی در تقسیمات نقدی سود، بازخرید سهام، باز پرداخت بدهی ها و تأدیه تعهدات واحد تجاری، تحصیل شرکت‌های دیگر تویط واحد تجاری و سرمایه‌گذاری مجدد در پروژه‌های سرمایه ای واحد تجاری داشته باشد. (دستگیرو همکاران، 1384).

2-2-5-5- محاسبه جریان وجوه نقد آزاد
طبق تعریف جنسن از جریان وجوه نقد آزاد لازم است پروژه ها ازنظر ارزش فعلی خالص از طریق کاربرد نرخ هزینه سرمایۀ قابل‌اتکایی، ارزیابی و در صورت مثبت بودن آن، وجوه لازم برای سرمایه‌گذاری در چنین پروژههایی از جریان‌های نقد در دسترس واحد تجاری کسر گردد، آنچه که می ماند به‌عنوان جریان وجوه نقد آزاد تلقی خواهد شد. جاگی و گیول معتقدند که محاسبه جریان وجوه نقد آزاد بر اساس مدل جنسن بسیار مشکل است زیرا که نمی‌توان به‌طور سریع تمام پروژه‌های با ارزش فعلی خالص مثبت مورد انتظار واحد تجاری را شناسایی نمود. علاوه بر این معمول اطلاعات در خصوص تعیین نرخ هزینه سرمایه قابل‌اتکا در دسترس نیست. ازاین‌رو سعی شده است تا از مدل‌های دیگری که به نوعی مدل‌های جایگزین مدل جنسن هستند، برای محاسبه جریان‌های وجوه نقد آزاد واحد تجاری استفاده شود. از مهم‌ترین این مدلها می‌توان به مدل لن و پولسن (1989) و مدل کاپلند اشاره نمود. ازنظر لن و پولسن جریان‌های وجوه نقد آزاد شرکت عبارتست از سود عملیاتی قبل از هزینۀ استهلاک پس از کسر وجوه پرداختی بابت مالیات، هزینه بهره، سود سهامداران ممتاز و سود سهامداران عادی. کاپلند نیز تعریف زیر را از جریان‌های وجوه نقد آزاد ارائه می‌نماید: جریان‌های وجوه نقد آزاد واحد تجاری عبارتست از سود عملیاتی پس از مالیات به اضافه هزینه‌های غیرنقدی پس از کسر سرمایه‌گذاری (افزایش در تغییرات) در سرمايه در گردش، اموال، ماشینآلات، تجهیزات و سایر دارایی‌ها.

2-2-6- تئوری نمایندگی مبتنی بر جریان تقدی آزاد
در صورت جریان وجوه نقد معمول وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی، بیانگر توانایی شرکت در ایجاد جریان‌های نقدی است. کیمل و همکاران45 معتقدند وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی نه‌تنها باید در دارایی‌های ثابت جدیدی سرمایه‌گذاری شده تا شرکت بتواند سطح جاری فعالیتهای عملیاتی خود را حفظ نماید بلکه بخشی از این وجوه نیز باید به‌منظور رضایت سهامداران تحت عنوان سود سهام و یا بازخرید آن بین آن‌ها توزیع گردد؛ بنابراین وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی به تنهایی نمی‌تواند به‌عنوان توانایی واحد تجاری برای ایجاد جریان‌های نقدی تلقی گردد. ازاین‌رو لازم است به‌منظور ارزیابی توانایی واحد تجاری، در کنار وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی جریانهایوجوه نقد آزاد آن نیز محاسبه و مورد ارزیابی قرار گیرد (مارتین و پتی، 2000، ص 4246) همچنین ازنظر مارتین و پتی معیارهای قدیمی حسابداری از قبیل سود هر سهم و بازده دارایی‌ها به تنهایی نمی‌توانند بیانگر عملکرد واحد تجاری باشند بلکه این معیارها باید در کنار معیارهایی از قبیل جریان‌های وجوه نقد آزاد واحد تجاری به کار برده شوند. چون درحالی‌که سود مکرراً توسط مدیران واحدهای تجاری دست‌کاری می‌گردد، کتمان و دست‌کاری جریان‌های نقدی آزاد بسیار دشوار است. بررسی مطالعات انجام‌شده حاکی از وجود دیدگاه های متفاوت درباره جریان‌های وجوه نقد آزاد و روش محاسبه آن است. جنسن جزو اولین کسانی بود که تئوری جریان‌های وجوه نقد آزاد را تبیین واز آن تعریفی ارائه نمود. با اینکه گراس من و هارت در سال 1982 مشکلات تضاد منافع ناشی از جریان وجوه نقد آزاد راتشخیص داده و نقش ضمانتی و مراقبتی بدهیها و تعهدات را تعریف کرده‌اند، اما جنسن در سال 1986 این ایده را عمومی نمود. جنسن در مطالعات خود این چنین مطرح می‌کند؛ مدیران شرکت‌ها نمایندگان سهامداران می‌باشند، رابطه های مملو از منافع متضاد. تئوری نمایندگی، تحلیلگر این قبیل تضادها، هم اکنون بخش با اهمیتی از ادبیات‌های اقتصادی و مالی ست. پرداخت سود سهام نقدی به سهامداران ایجادکننده تضاد اصلی بین سهامداران و مدیران است که تاکنون به‌خوبی موردتوجه قرار نگرفته است. پرداخت سود سهام به سهامداران، منابع تحت کنترل مدیریت را کاهش می‌دهد درنتیجه منجر به کاهش قدرت مدیران می‌رود. مدیران دارای انگیزهای برای رشد واحدهای اقتصادی تا به میزان اندازه بهینه می‌باشند. رشد شرکت‌ها از طریق افزایش منابع تحت کنترل مدیران، قدرت مدیران را افزایش می‌دهد. همچنین این موضوع با پاداش مدیریت در ارتباط است، زیرا که تغییرات در پاداش به‌طور مثبتی به رشد درآمدهای شرکت وابسته میباشد. تمایل شرکت‌ها به اعطای پاداش به مدیران سطح میانی در خلال پیشرفت شرکت نسبت به جایزه های سال به سال منجر به یک جانبداری سازمانی قوی از طرف مدیران خواهد شد. جریان وجوه نقد آزاد وجوه نقدی است که مازاد بر وجوه نقد مورد نیاز برای کلیه پروژه‌های دارای خالص ارزش فعلی مثبت، وجود دارد. تضاد منافع بین سهامداران و مدیران بر سر سیاستهای پرداخت سود سهام زمانی افزایش پیدا می‌کند که سازمان جریانات وجوه نقد آزاد قابل توجهی ایجاد می‌کند. مشکل اصلی این است که چگونه به مدیران این انگیزه داده شود تا جریان وجوه نقد آزاد را تخلیه نمایند و از سرمایه‌گذاری آن در هزینه‌های سرمایه پایین یا تلف کردن آن در فعالیت‌هایی با بازده پائین جلوگیری شود.
هزینه‌های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد ناشی از یک تضاد منافع بین مدیران و سهامداران است. با اینکه سهامداران خواستار افزایش ثروت و ارزش سهام خود هستند، مدیران ممکن است تمایلات شخصی خود را ترجیح داده و به فکر استفاده از مزایایی جانبی باشند. این رفتار در ادبیات تحقیق تحت عنوان ساختار امپراطوری یا مشکل سرمایه‌گذاری افراطی (بیش از حد) شناخته می‌رود (وستفالن47، 2002، ص 78). ریچارد چیونگ و همکاران48 در تحقیق خود این چنین مطرح می‌کنند؛ شرکت‌های دارای رشد اندک وجریان وجوه نقد آزاد بالا برای جبران سود کم و یا منفی خود که به ناچار همراه با NPV منفی می‌باشند، از اقلام تعهدی اختیاری افزایش دهنده سود استفاده می‌کنند. جریان وجوه نقد آزاد همراه با فرصت‌های سرمایه‌گذاری پائین به‌عنوآن‌یک مشکل نمایندگی اصلی مطرح می‌رود که در این حالت مدیران برای سهامداران هزینه‌هایی را ایجاد می‌کنند که ثروت سهامداران را کاهش می‌دهد. مدیران برای پوشش اثرات سرمایه‌گذاریهایی که ثروت سهامداران را بیشینه نمی‌کند از اختیارهای حسابداری افزایش دهنده سود گزارش‌شده استفاده می‌کنند. تمایل مدیران واحدهای اقصادی دارای جریان وجوه نقد آزاد و فرصت‌های رشد کم، به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های اضافی (نهایی) یا حتی پروژه‌های دارای خالص ارزش فعلی منفی می‌تواند از طریق ایجاد سرمایه‌گذاریهایی که ثروت سهامداران را بیشینه نمی‌کند، مشکلات نمایندگی و تضاد منافع را افزایش دهد. سرمایه‌گذاری‌هایی که ثروت سهامداران را بیشینه نمی‌کند. سرانجام می‌تواند منجر به قیمت سهام پائین تر و تحریک سهامداران به برکنار کردن هیأت مدیره و مدیران ارشد اجرایی گردد. لذا به‌منظور پنهان کردن و پوشش دادن این نوع سرمایه‌گذاریها، مدیران از اقلام تعهدی اختیاری حسابداری برای افزایش سود استفاده می‌کنند و از آنجا که مدیران سود گزارش‌شده را به‌منظور مبهم و نامفهوم ساختن آن دست‌کاری و به‌اصطلاح مدیریت می‌نمایند، زمانی که سرمایه‌گذاران درنتیجه سود گزارش‌شده تصمیمات سرمایه‌گذاری غیر بهینه ای اتخاذ می‌کنند، مدیریت سود منجر به تضاد منافع و سرانجام هزینه نمایندگی می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌های دارای جریان وجوه نقد آزاد بالا افزایش خواهد یافت.

2-2-7- حاکمیت شرکتی49 راه‌حلی برای مشکلات ناشی از روابط نمایندگی و سود
زیربنای حاکمیت شرکتی مبتنی بر تئوری نمایندگی50 است که مجموع های از قراردادها مابین ریسک پذیران (یعنی سهامداران) و مدیران بنگاه های اقتصادی است. به عبارت بهتر تأمین بازده مطلوب وارزش ماندگار برای بنگاه اقتصادی از وظایف مدیران و پرداخت پاداش و حق‌الزحمه از تعهدات سهامداران است. در واقع زیربنای مذکور مبتنی بر یک دیدگاه محدود از تئوری نمایندگی می‌باشددر صورتی که در دیدگاهی گسترده تر علاوه برسهامداران، طیف وسیعی از ذینفعان ازجمله هیأت مدیره، مدیران ارشد اجرایی، کارکنان، فروشندگان، مشتریان، حسابرسان، حسابداران، تحلیلگران مالی، کارگزاران بورس، بانکداران و اعتباردهندگان، نهادهای اجتماعی، وکلای حقوقی، قضات وجامعه را در برمی‌گیرد. همچنین تعاریف گسترده تر از حاکمیت شرکتی بیانگر این موضوع است که شرکت‌ها در برابر کل جامعه؛ نسل های آینده و منابع طبیعی (محیط زیست) مسئولیت دارند. در این دیدگاه، سیستم حاکمیت شرکتی در حقیقت موانع و اهرمهای تعادل های درون‌سازمانی و برون‌سازمانی برای شرکت‌هاست که تضمین می‌کند آن‌ها مسئولیت خود را نسبت به تمام ذینفعان انجام دهند و در تمام زمینه های فعالیت تجاری، به‌صورت مسئولانه عمل کنند.
حاکمیت شرکتی در صدد ارتقای انصاف، شفافیت و پاسخگویی در بنگاه اقتصادی است. عملکرد مالی شرکت‌ها با اعمال حق حاکمیت شرکتی آن‌ها رابطه مستقیمی‌دارد و مدیران بهتر، موجب حاکمیت شرکتی مؤثرتر شده و به ذینفعان خود توجه می‌کنند و درنهایت بازده مالی بیشتری را تولید می‌کنند. در این بین ازجمله انتظارات از مدیران عبارت است از توان ایجاد رشد، بازپرداخت به موقع تعهدات، ایجاد ارزش برای سهامداران، کارگروهی مدیریت و کنترل ریسک، ارتباط با محیط پیرامون و پیش برد اهداف است. شکل برخورد مدیران و استفاده متهورانه از بدهیها موجب افزایش بهره وری وارزش بازار شرکت می‌رود چرا که هزینه بهره وام و اعتبارات دریافتی موجب کاهش مالیات می‌گردد در صورتی که سود سهام این چنین نیست، بنابراین تعادل بین تأمین مالی از طریق محدودیت در تقسیم سود (با در نظر گرفتن سودهای سهام ممتاز) و تأمین مالی از طریق بدهی در ارزش آفرینی بنگاه حایزاهمیت است.

2-2-7-1- طیف تعاریف حاکمیت شرکتی
بررسی متون متعدد و ادبیات موجود نشان می‌دهد که هیچ تعریف مورد توافقی در مورد حاکمیت شرکتی وجود ندارد.

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره سود سهام، حاکمیت شرکتی، هزینه نمایندگی، ثروت سهامداران Next Entries منبع مقاله درباره جریان نقدی، جریان نقدی آزاد، ارزش شرکت، حاکمیت شرکتی