منبع مقاله درباره ميدان، توصيه، مجاهدين

دانلود پایان نامه ارشد

آيه 19? إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَ لَوْ كَثُرَتْ وَ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ?203، به حال نياز و ياري جستن مؤمنان جهت پيروزي اشاره شده است.
تفسير نمونه در توضيح اين آيه چنين مي گويد:” بعد از جنگ بدر ميان بعضى از مسلمانان تازه كار و ضعيف الايمان بر سر تقسيم غنائم جنگى گفتگو واقع شد؛ آيات نازل گرديد و آنها را توبيخ كرد و غنائم را دربست در اختيار پيامبر9گذارد، و او هم به طور مساوى در ميان مسلمانان تقسيم كرد سپس براى تعليم و تربيت مؤمنان، حوادث جنگ بدر را به ياد آنها آورد كه چگونه خداوند آنها را در برابر يك گروه نيرومند پيروز كرد. اين آيه نيز همان مطلب را دنبال مى‏كند كه اگر شما مسلمانان از خداوند تقاضاى فتح و پيروزى كرديد، خدا دعاى شما را مستجاب كرد و پيروز شديد و اگر از اعتراض و گفتگو در برابر پيامبر9خوددارى كنيد، به سود شماست”204.
2-1-3-2-3- حالات و روحيات سپاه کفر در جنگ بدر
آياتي که به اين موضوع پرداخته اند عبارتند از:”19-47-48″.
در رابطه با آيه 19? إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَ لَوْ كَثُرَتْ وَ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ?205، روايت شده که ابوجهل قبل از جنگ چنين گفت:” خدايا دين ما قديم و دين محمد9جديد است. هر كدام از دينها را كه مى‏پسندى امروز يارى كن”206. اين دعاي مشرکان قريش، حکايت از اين دارد که آنها خود را برحق دانسته و انتظار ياري خداوند را داشتند. تعبير? وَ لَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَ لَوْ كَثُرَتْ? نشان مي دهد که آنها به تجهيزات و نفرات خويش، مغرور بوده و از همين رو پيروزي خويش را حتمي مي دانستند.
بنا به آيه 47? وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ?207، مشرکان هنگام خروج از مکه، با حال سرمستي و غرور و خود نمايي و با انجام کارهاي ابلهانه به سمت ميدان بدر حرکت نمودند. ممانعت از راه خدا از جمله اهداف آنها بود.
آيه 48? وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى‏ عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ?208، از تاثيرگذاري شيطان بر آنها که به شکل زينت دادن اعمال ناپسند و نادرستشان مي باشد، خبر مي دهد. آنها تحت تأثير شيطان با عيش و نوش و خوش گذراني به ميدان جنگ آمده و بنا به اثر پذيري از شيطان، خود را پيروز ميدان مي دانستند.

2-1-3-3- دستورات و توصيه هايي در ارتباط با جهاد
آيات”1-12-15-16-38-39-40-41-45-46-49-57-58-60-61-62-65-67-68-69-70-71-72-74″، دستورات و توصيه هايي در ارتباط با جهاد بيان نموده اند.
2-1-3-3-1- نظام جهاد و ميدان رزم
اين موضوع آيات”12-15-16-38-39-40-45-46-49-57-58-60-65-72-74″، را در بر گرفته است.
يکي از توصيه هاي اسلام در باب جنگ و جهاد، نشان دادن شدت عمل و شجاعت سپاه حق در ميادين جنگ مي باشد. آيه 12? إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ?209، دستور به وارد کردن ضربات کوبنده و محکم بر پيکر دشمن را بيان کرده است. منظور از تعبير? وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ? اين است که دستها و پاها چون وسيله عمل و حركت و ادامه زندگى هستند، بايد زده شوند.210
در آيه 15″? يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ?211، مؤمنان را از پشت کردن به دشمن و فرار از جبهه نبرد حين جنگ نمودن منع کرده است.
از آنجا که آيه 15 فرار از ميدان جنگ را ممنوع اعلام نمود، ممکن است برخي چنين حکمي را هميشگي بدانند به همين دليل در آيه 16? وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى‏ فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ?212، مواردي استثنا مي شود. در صورتى كه هدف كناره گيرى از ميدان براى انتخاب يك روش جنگى بوده باشد و يا به قصد پيوستن به گروهى از مسلمانان و حمله مجدد باشد، پشت کردن و فرار نمودن جايز است.
گاهي جنگجويان به عنوان يك تاكتيك جنگى از برابر دشمن مي گريزند و به كنارى مي روند تا دشمن را به دنبال خود بكشانند و ناگهان ضربه غافل‏گيرانه را بر پيكر او وارد سازند گاه نيز به صورت جنگ و گريز دشمن را خسته مي كنند، گاهى حمله و گاهى عقب‏نشينى جهت حمله مجدد گاه جنگجويى خود را در ميدان تنها مي بيند و براى پيوستن به گروه جنگجويان عقب‏نشينى مي كند و پس از پيوستن به آنها حمله را آغاز مي نمايد213.
آيه 39? وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ?214، دستور قتل و کشتار را مي دهد؛ کشتار کافراني که خواهان دست برداشتن از اعمال زششتشان نمي باشند:? قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ وَ إِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ?215 (38). طبق آيه 38، قتل کافراني واجب است که اتمام حجت شده باشند. از همين رو آيه 38 با ? قُلْ? شروع مي شود.
در حين جنگ و قتل کفار، ممکن است گروهي قصد آمدن به سمت دين حق داشته باشند -? وَ قاتِلُوهُمْ …. فَإِنِ انْتَهَوْا?- لذا بر مجاهدين لازم است که از کشتار آنها دوري نمايند. اما اين احتمال نيز وجود دارد که گروندگان به دين، دوباره مرتد شوند و به آيين باطل خويش برگردند و به مؤمنين خيانت ورزند، در اينصورت بنا به آيه 40 ? وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ?216، ولايت و ياري خداوند نصيب مؤمنين مي گردد و به سرپرستي و ياري خداوند، مؤمنين از نقشه هاي شوم مرتد شدگان در امان مي مانند.
آيه 45? يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ?217، ثابت قدم ماندن مجاهدين هنگام رويارويي با سپاه کفر را متذکر مي شود. توصيه ديگري که در اين آيه آمده است، ذکر و ياد فراوان خدا در ميدان جنگ مي باشد.
” منظور از ياد خدا تنها ذكر لفظى نيست، بلكه خدا را در درون جان حاضر ديدن و به ياد علم و قدرت بى پايان و رحمت وسيعش بودن است، اين توجه به خدا روحيه سرباز مجاهد را تقويت مى‏كند و در پرتو آن احساس مى‏نمايد كه در ميدان مبارزه تنها نيست، تكيه گاه نيرومندى دارد كه هيچ قدرتى در برابر آن مقاومت نمى‏كند، و اگر هم كشته شود به بزرگترين سعادت، يعنى سعادت شهادت رسيده است و در جوار رحمت حق رستگار خواهد بود، خلاصه ياد خدا به او نيرو و آرامش و قوت و قدرت و پايمردى مى‏بخشد”218.
آيه 46? وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ?219 نيز، به مجاهدين توصيه مي کند که همواره در ميدان جنگ مطيع خدا و پيامبر9_ فرمانده سپاه مسلمين _ باشند. اين آيه مجاهدين را از نزاع و کشمکش با يکديگر نهي مي کند و خواستار صبر و استقامت در تمام لحظات جنگ و مبارزه است.
سربازان مجاهد اسلام بنا به آيه 49? إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?220، همواره بايد بر خداوند توکل نمايند؛ به خصوص در برابر تمسخر منافقاني که در بين آنها حضور دارند و موقع جنگ، از ترس مرگ در عقب سپاه حرکت مي کنند؛ آن منافقاني که با حرف هاي بيهوده خود در صدد تضعيف روحيه مجاهدين هستند و شکست و ناتواني مسلمين را به طور مداوم به جنگجويان مبارز، تلقين مي کنند:? غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ ?.
آيه 57? فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ?221، به مسلمانان مجاهد توصيه مي کند: هنگام رويارويي با هم پيمانان خيانت کار در ميدان جنگ، در نابودي آنان به حدي شدت عمل به خرج دهند که آيندگان هرگز فکر نقض پيمان در سر نپرورانند.
از آنجا که خيانت گروه هم پيمان، بسيار خطرناک و زيان بخش مي باشد در آيه 58? وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ?222 نيز، حکمي در رابطه با خائنان بيان مي گردد و آن اينکه به محض مطلع شدن از نشانه هاي خيانت هم پيمانان و ترس از ضربه هاي آنان، بر گروه مسلمان لازم است که پيمان خود را با آنها لغو نمايند.
آيه 60? وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ?223، از مسلمين مي خواهد که در تجهيز قوا و امکانات رزمي و نظامي جهت دستيابي به اقتدار نظامي، تمام تلاش خود را بکار گيرند. با داشتن اقتدار نظامي است که مي توان در پيشبرد اهداف سياسي- اسلامي گام هاي بلندي برداشت.
بنا به آيه 65? يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ ?224، و آيه 66? الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ?225، کمبود قوا و نفرات دليل دست کشيدن از جنگ نمي شود. دويست نفر مؤمن برجسته مي توانند سپاه دو هزار نفري را به زانو در آورند و شکست دهند. لذا نبايد مجاهدان اسلام، منتظر برابري دو سپاه حق و باطل باشند تا در آن صورت به سمت ميدان جنگ بشتابند.
” هنگامى كه مسلمانان گرفتار ضعف و سستى شوند و در ميان آنها افراد تازه كار و ناآزموده باشند مقياس سنجش همان نسبت دو برابر است، ولى هنگامى كه افراد ساخته شده و ورزيده و قوى الايمان همانند بسيارى از رزمندگان بدر باشند اين نسبت تا ده برابر ترقى مى‏كند. بنا بر اين، دو حكم مذكور در دو آيه، مربوط به دو گروه مختلف و در شرائط متفاوت است”.226
تشويق و ترغيب نمودن سربازان قبل از شروع جنگ بنا به آيه 65، بر عهده فرمانده سپاه مي باشد. امام علي 7 قبل از شروع جنگ صفين اينگونه سربازان را به جهاد فرا مي خواند و روحيه مي داد:” شاميان با بستن آب شما را به پيكار دعوت كردند. اكنون بر سر دو راهى قرار داريد: يا به ذلّت و خوارى بر جاى خود بنشينيد، و يا شمشيرها را از خون آنها سيراب سازيد تا از آب سيراب شويد “227.
توصيه ديگري که مجاهدين لازم است قبل از هر چيزي بکار بندند اين است که فرد مجاهد بايد در عملش اخلاص داشته باشد که آيه72? إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره مسلمين، عنايات، چنين Next Entries منبع مقاله درباره مسجد الحرام