منبع مقاله درباره مسلمين، عنايات، چنين

دانلود پایان نامه ارشد

دشمنان حق و عدالت و دشمنان استقلال و آزادى به ترس و وحشت مي افتند. بنابر اين هدف اين است كه دشمنان بترسند و به جوامع مسلمين تجاوز نكنند. لذا تمام تلاش و كوشش مسلمين بايد در کم كردن شر دشمنان خدا و حق و عدالت خلاصه شود.177

2-1-3-2- جنگ بدر به عنوان مصداق جهاد اسلامي
آياتي که فرازهاي جنگ بدر را به تصوير کشيده اند عبارتند از:”1-5-6-7-8-9-10-11-12-17-19-41-42-43-44-47-48″.
2-1-3-2-1- عنايات خداوند در جنگ بدر178
اين موضوع آيات”7-9-10-11-12-17-41-42-43-44″ را در بر گرفته است.
از عنايات خداوند به مسلمين، وعده پيروزي آنها در جنگ بدر مي باشد. آيه 7? وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ?179، به اين وعده اشاره دارد. از آنجا که تخلّف در وعده هاي الهي راه ندارد، و وعده الهي قطعاً وقوع خواهد يافت-? لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَه?180-، چنين مژده اي موجب قوت قلب مسلمين و شتافتن آنها به سمت ميدان جنگ مي شود.
در آيه 9?إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ?181، عنايت الهي به مجاهدان بدر در حين رزم و جنگ، از طريق نزول فرشتگان صورت گرفته است.
در آيه 10? وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ?182 تأثيرات حضور فرشتگان در بين مجاهدين، تصريح شده است. بنابراين نزول ملائکه، عامل مهمي در پيروزي مسلمين شد که اين پيروزي جز از طريق عنايات پروردگار ممکن نبود.
خواب راحت در ميدان نبرد و نزول باران از ديگر عنايات پروردگار عالم به جنگجويان اسلام مي باشد که آيه 11 متذکر شده است:? إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى‏ قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ?183.
تثبيت مؤمنان و رعب افکني در دل دشمنان در بحبوحه جنگ، از عنايات خداوند به سپاهيان بدر مي باشد که آيه 12? إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ?184 به آن پرداخته است.
عنايات خداوند در پيروزي سپاه مسلمين به حدي است که خداوند در آيه 17? فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ?، کشتار و نابودي دشمنان را به خود نسبت مي دهد.
آيه 41 ? وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ?185، به وحي خداوند بر پيامبر9در روز جنگ بدر اشاره مي کند. چنين امري يعني وحي بر فرمانده مسلمين و بيان احکامي در رابطه با جنگ براي سپاه مجاهد، دلگرمي و قوت قلب خواهد بود. به تعبير ديگر وحي خداوند به پيامبر9در روز بدر، از جمله آثار توجه خداوند به اوضاع و احوال مسلمين مي باشد و همين نشانه، براي آنها شورآفرين خواهد بود.
از ديگر عنايات خداوند که آيه 42 ? إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى‏ وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‏ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ?186، متذکر شده، اين است که فرصت تصميم گيري و نظر خواهي جهت تعيين مکان جنگ از دو سپاه و هم چنين مجاهدان گرفته شد و اراده و برنامه الهي بود که دو سپاه در محل بدر که بهترين مکان براي مسلمين بود، گرد آمدند.
آيه 43? إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلاً وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ?187، به خواب پيامبر 9قبل از جنگ بدر اشاره دارد. خوابي که در آن سپاه دشمن کم جلوه کرد، عنايتي از جانب خداوند مي باشد.
تقليل متقابل دو گروه نيز از ديگر عنايات خداوند است که آيه 44? وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ?188 متذکر آن شده است. اينکه دو گروه همديگر را کم مي ديدند، شروع جنگ را سبب شده است. به عبارت ديگر، اگر مسلمين سپاه دشمن را بسيار مي ديدند ترس و رعب بر آنها چيره مي شد و مانع از جنگيدن آنها مي شد و همچنين فکر فرار از صحنه جنگ را در سر مي پروراندند.
2-1-3-2-2- حالات و روحيات مسلمين در جنگ بدر
آيات”1-5-6-7-8-9-17-19″، در رابطه با اين موضوع سخن گفته اند.
شأن نزول آيه 1? يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ?189 در روايات190، نزاع مسلمين بر سر غنايم جنگ بدر که از جمله انفال محسوب مي شود، بيان گرديده است. اين حال نزاع و کشمکش و درگيري براي مؤمنيني که در جنگ بدر عنايات بسياري را از خداوند عالم ديده بودند، جاي شگفتي و تعجب دارد. جا داشت که آنها پس از پيروزي باورنکردني، عنايات و الطاف حضرت حق را يادآور شوند و تحولي معنوي در آنها صورت گرفته باشد نه اينکه بر سر جمع مال دنيا با يکديگر به نزاع و کشمکش برخيزند!!!
آيه 5? كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ?191 نيز حال کراهت و نارضايتي برخي از مؤمنان را نشان مي دهد. با توجه به اينکه جمله ” كَما أَخْرَجَكَ ” متعلق به مدلول جمله? قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ? است192، مي توان گفت مؤمناني که در پايان جنگ با پيامبر9بر سر غنايم اعتراض مي کردند و تقسيم غنايم طبق نظر ايشان را قبول نداشتند، در ابتداي کار يعني زمان خروج از مدينه به سمت ميدان جنگ نيز حال کراهت داشتند و بر پيامبر9معترض بودند.
از آيه 7? وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ?193، به راحت طلبي و دنياگرايي و مال دوستي مؤمنان پي مي بريم. وقتي خداوند وعده پيروزي يکي از دو کاروان تجاري و نظامي را مي دهد، چرا مؤمنان خواستار نابودي کفار نمي شوند؟!!! با توجه به اينکه تحقق وعده هاي الهي حتمي مي باشد عدم آرزوي مؤمنان در جهت نابودي کافران، و تمايل به گرفتن کاروان تجاري نشان از روحيه خودخواهي و دنيا طلبي است. لذا طبق آيه 8? لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ?194، کساني که از جنگيدن با کاروان نظامي و نابودي سپاه باطل کراهت داشتند، مجرم و گناهکار محسوب مي شوند. لذا مؤمنيني که در آيه 5 ? كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ? از خروج پيامبر9از مدينه جهت عزيمت به جنگ کراهت داشتند، مجرم محسوب مي شوند.
اگر چه واژه- جرم- به طور کلي استعاره براى ارتكاب زشتى و انجام گناه اعم از کوچک و بزرگ195 بکار مي رود اما در فرهنگ قرآن براي مجرمين و کساني که بر جرم و گناه مداومت دارند عواقب بسيار بدي چون گمراهي و جهنم ياد شده است:? إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُر?196. قرآن در معرفي مجرمان چنين مي گويد:? إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ?197. تمسخر مؤمنان از ويژگيهاي ناپسند مجرمان مي باشد. با توجه به اين آيه مي توان گفت مجرمان در زمره اهل ايمان قرار ندارند. اين در حالي است که آيه 8 که اطرافيان پيامبر9را مجرم شمرده، در آيه 5 آنها را مؤمن ياد کرده است. به تعبير ديگر از ارتباطي که آيات 5، 6، 7 و 8 وجود دارد مي توان پي برد که اطرافيان پيامبر9با ايشان بر سر جنگ با کفار جدال نموده و از جنگيدن کراهت داشتند و با اينکه تعبير مجرمون در آيه 8 ? وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ?، براي آنها بکار رفته، اما با اين حال در آيه 5 با تعبير? وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ? از آنها به عنوان مؤمن ياد شده است. جاي اين سؤال پيش مي آيد که چنين افرادي با چنين اعمالي آيا هم چنان از اهل ايمان محسوب مي شوند؟
تفسير نمونه آنها را جزء مؤمنان ضعيف بر مي شمرد و چنين مي گويد: “از تعبير ?فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ?، (جمعى از مؤمنان) روشن مى‏شود كه اولاً اين مشاجره و گفتگو به خاطر روح نفاق و بى ايمانى نبود، بلكه بر اثر ضعف ايمان و نداشتن بينش كافى در مسائل اسلامى بود. و ثانيا تنها عده محدودى اين چنين فكر مى‏كردند و اكثريت كه از مسلمانان مجاهد راستين بودند تسليم فرمان پيامبر 9و اوامر او بودند”198.
حضور مؤمنان ضعيف در کنار پيامبر9، امري قابل قبول مي باشد اما مؤمن ضعيف اگر پس از تبيين حق و حقيقت هم چنان حال جدال و مخالفت داشته باشد-آيه 6:? يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ (6)?199- ديگر مؤمن محسوب نمي شود. مشاهده حرکتها و اعمال نابجا از مؤمن ضعيف طبيعي است اما نه تا جايي که پس از روشن شدن حقيقت، هم چنان حال جدال و اعتراض با پيامبر9را ادامه دهد. از سوي ديگر حضور منافقان در بين مردم مدينه کم رنگ نبود. منافقاني که خود را مؤمن مي دانستند اما خصوصيات مؤمن حقيقي را نداشتند. لذا همين منافقان که تظاهر به ايمان داشتن مي کنند، مجرم محسوب مي شوند. آيات سوره توبه نيز مؤيد اين مطلب است:? يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ * وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ * لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ ?200. لذا اطرافيان به ظاهر مؤمن پيامبر9بعد از تبيين حق، معترضانه با پيامبر9برخورد مي کنند.
آيه 9? إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ?201، حال استغاثه و نياز مؤمنان به عنايت الهي را نشان مي دهد.
پيروزي جنگ بدر بنا به آيه 17? فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ?202، جز به عنايت خداوند، صورت نگرفته است. طبيعي است که پس از اين پيروزي بي نظير، حال فخر و غرور سراغ مسلمين بيايد لذا به قرينه ? إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ? مي توان گفت برخي اين حال را ابراز کرده – مرتبط با سميع بودن خداوند – و برخي در درون چنين احساسي داشتند- مرتبط با عليم بودن خداوند-، به همين دليل خداوند پيروزي را به خود نسبت مي دهد تا آنها را متوجه اين رفتار ناپسند نمايد.
در

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره اصلي، "، هايي Next Entries منبع مقاله درباره ميدان، توصيه، مجاهدين