منبع مقاله درباره مسجد الحرام

دانلود پایان نامه ارشد

يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلى‏ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ?228 و آيه 74 ? وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ?229، متذکر اين نکته شده اند. لذا با نيت هايي چون کسب غنايم، انتقام هاي فردي و … نبايد در جهاد شرکت نمود.

2-1-3-3-2- صلح
آيه 61 و آيه 62 به موضوع صلح اشاره کرده اند.
آيه 61? وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ?230، پيرامون صلح با دشمن سخن مي گويد و سفارش مي کند که در صورت تمايل دشمن به صلح، لازم است مجاهدين اسلام نيز پذيرش کنند و سخت گيري به خرج ندهند.
در ادامه، آيه 62? وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ?231 متذکر اين نکته مي شود که طرح صلح دشمن، گاهي ممکن است جهت خدعه و نيرنگ باشد اما چنين احتمالي نبايد مانع از پذيرش دوستي و صلح با آنها باشد و اگر در صورت صلح، خيانتي از آنها صورت بگيرد خداوند ياور اهل ايمان خواهد بود.

2-1-3-3-3- اسراي جنگ
آياتي که در رابطه با اسراي جنگ بيان شده عبارتند از:”67-68-70-71″.
از سفارشات لازم در آيه 67? ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?232، اين است که گرفتن اسير قبل از اتمام جنگ، جايز نمي باشد. برخي از مجاهدين براي گرفتن فديه از اسرا در ميانه جنگ مشغول گرفتن اسير مي شدند.
بعضى از مسلمانان تازه كار در ميدان بدر سعى داشتند دشمن را تا جايي که ممكن است اسير كنند، براى اينكه طبق معمول جنگهاى آن روز، پس از خاتمه جنگ، مبلغ قابل ملاحظه‏اى به نام” فديه” يا” فداء” مى‏گرفتند و اسيران را در مقابل آن آزاد مى‏كردند.233
کساني که قبل از اتمام جنگ به گرفتن اسيران اقدام مي کنند، مورد عذاب عظيم خداوند خواهد بود اما طبق آيه 68? لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ?234، اگر مجاهدي قبل از بيان حکم، افرادي را اسير کرده باشد مورد مؤاخذه واقع نمي شود.
در آيه 70? يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى‏ إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ?235، طرز برخورد با اسرا را بيان مي کند. دلجويي از اسرايي که آزادي و اموال خود را از دست داده اند بايد به شکل پسنديده اي باشد. دعوت آنها به جانب اسلام مي تواند تسلّاي آنها باشد؛ چراکه به تعبير قرآن در صورت پذيرش اسلام و ايمان، خير فراوان نصيبشان خواهد شد. اين نوع تفقد و دلجويي از آنها باعث تمايل آنها به دين و تسکين بخش درد هاي آنها خواهد بود.
در صورتي که اسيران جنگ از عطوفت و مهرباني مسلمانان سوء استفاده نمايند و با ابراز ايمان، در صدد فرصتي براي ضربه به مسلمانان برآيند، بنا به آيه 71? وَ إِنْ يُرِيدُوا خِيانَتَكَ فَقَدْ خانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ?236، خداوند خود به آنها خدعه مي زند و مؤمنان را همچون گذشته ياري مي دهد.
2-1-3-3-4- غنايم جنگ
آيات”1-41-69″ در زمينه غنايم جنگ سخن گفته اند.
بخشي از انفال، غنايم جنگي مي باشد. آيه 1? يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ?237، که در رابطه با غنايم جنگ بدر مي باشد، حکم انفال را بيان مي کند و آن را تنها مختص به خدا و رسول9 مي داند.
آيه 41? وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ?238 سفارش مي کند غنايمي که به دست مسلمانان مي رسد مي بايست خمس آن را پرداخت کنند. يک پنجم غنيمت به دست آمده به خدا، رسول9 ، ذي القربي، يتيمان، مساکين و در راه ماندگان تعلق مي گيرد.
در مورد حلال و طيب بودن غنايم جنگ، طبق آيه 69? فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ?239 بايد دقت شود.

2-1-4- بررسي خط ارتباطي چهارم: مخالفان حق

2-1-4-

بررسي خط ارتباطي چهارم: مخالفان حق

1 – ويژگيها
2- پيامدها
3-مصداق مخالف

جدول1بخش 2-1-4: تقسيم بندي دسته هاي اصلي و فرعي خط ارتباطي”مخالفان حق”
عناوين اصلي مربوط به مخالفان حق

آيات مربوط به عناوين اصلي
تقسيم بندي عناوين اصلي به زير مجموعه هاي فرعي
آيات مربوط به زير مجموعه هاي فرعي

1-ويژگيها

1-5-6-8-13-18-19-21-22-23- 30- 31- 32- 34- 35- 36-40- 47-49-52-54- 55- 56-58- 62

لجاجت و مخالفت

1-5-6-8-13-31-32-34-35-40-52-54-55-56-58

مکر

18-30-47-49-62

عدم تعقل و پذيرش حقايق
21-22-23-31

غرور
19-47

بازداشتن مردم از مسير الهي
34-35-36-47

2-پيامدها

12-13-14-16-18-22-25-30-34-35-36-50-52-54-55-58-65

3-مصداق مخالف

52-54

جدول 2 بخش2-1-4: تقسيم بندي دسته هاي اصلي و فرعي خط ارتباطي”مخالفان حق”
10
9
8
7
6
5
4
3
2
1

1

11

21

31

41

51

61

71

1-ويژگيها

2- پيامدها

3- مصداق مخالف

نمودار بخش2-1-4: نقاط تلاقي خطوط فرعي

2-1-4- بررسي خط ارتباطي چهارم: مخالفان حق( کافران، مشرکان، منافقان)
آيات “1-5-6-8-12-13-14-16- 18- 19- 21- 22- 23-25- 30- 31- 32- 34- 35- 36- 40- 47- 48- 49-50- 52- 54- 55- 56-58- 62-65-66-70-71 ” مرتبط با خط ارتباطي مخالفان حق مي باشد که به سه زير مجموعه تقسيم مي شود:
2-1-4-1- ويژگيها
ويژگيهاي مخالفان حق آيات”1-5-6-8- 13-18-19-21-22-23- 30- 31- 32- 34- 35- 36-40- 47-49-52-54- 55- 56-58- 62″ را در بر مي گيرد.
2-1-4-1-1- لجاجت و مخالفت
موضوع لجاجت و مخالفت از سوي مخالفان حق، آيات” 1-5-6-8-13-31-32-34-35-40-52-54-55-56-58 ” را در بر مي گيرد.
از آنجا که اطرافيان پيامبر9را هم مؤمنان(اعم از حقيقي و ضعيف) و هم منافقان( در باطن مخالف حق مي باشند اما در ظاهر مؤمن) تشکيل مي دهند، مي توان حال جدال و مخالفت بر سر غنائم -? يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ?240، (آيه1)-، و حال کراهت از همراهي پيامبر 9در جهاد-? كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ?241 (آيه5)- را هم حال مؤمن ضعيف دانست و هم حال فرد منافق. اما حال جدال با پيامبر9بر سر رفتن به جهاد پس از تبيين حق، تنها حال منافق مي باشد که در آيه 6 ?يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ?242 بيان شده است. توضيح اين مطلب در شبکه ارتباطي خواهد آمد.
آيه ي 8 ? لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ?243 کراهت مجرمان، در برابر تثبيت حق يعني توحيد و اسلام و از بين رفتن شرک و بي ايماني را بيان مي کند.
اصل واژه مجرم به معناي قطع ثمره از درخت است و به طور استعاره به گناه كردن نيز جرم گفته‏ مي شود.244
آيه 13? ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ يُشاقِقِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ?245 از مخالفت کافران با خدا و رسول9سخن گفته است که اين ويژگي از تعبير? شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ?246 فهميده مي شود.
” مشاقة” به معناى مخالفت است و اصل آن ” شق” به معناى بعض است، که در اينجا به معناي مخالفت با خدا و رسول9 و اصرار نمودن بر مخالفتشان مي باشد. 247
آيه 31 ? وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ?248 و آيه 32 ? وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ?249 مخالفت مشرکان و منافقان نسبت به آيات الهي و قرآن را بيان نموده است.
مخالفت نمودن با آيات حق، از ويژگي اهل باطل مي باشد؛ خواه مشرکان باشند خواه منافقان. لذا اينکه برخي از تفاسير، از جمله نمونه نظر به مشرکان250 و برخي ديگر از جمله الميزان نظر به منافقان و اهل کتاب دارند251، هر دو صحيح مي باشد.
در آيه 34 ? وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ?252 به اين ويژگي مخالفان اشاره شده که آنها مردم را از رفتن به مسجد الحرام باز مي داشتند و مؤمنان حق نداشتند آزادانه در کنار خانه خدا به اقامه نماز و عبادت بپردازند.
صوت کشيدن و کف زدن در کنار خانه خدا، ويژگي ديگر آنها است که در آيه 35 ? وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ?253 بيان شده است.
عجيب تر اينكه آنها مدعى بودند كه نماز و عبادتى دارند و به كارهاى احمقانه خود، نعره‏زدن‏ و كف‏زدن در اطراف خانه خدا، نام نماز مى‏گذاشتند.254
آيه 40 ? وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ?255 به موضوع سرپيچي مخالفان و تسليم نشدن آنها در برابر حق اشاره دارد.
آيه 52?كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقاب?256 و آيه 54?كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمِينَ?257 نيز تکذيب آيات الهي از سوي مخالفان را نشان مي دهد.
آيه 55 ? إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ?258 به کفر ورزيدن و بي ايماني مخالفان اشاره نموده است. آنان در اين راه، آن چنان سرسختى نشان مي دادند كه هيچ اميدى به ايمان آوردنشان نبود.
نقض عهد و پيمان از ديگر خصوصيات مخالفان مي باشد که در آيه 56? الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ?259 به آن اشاره شده است. کسي که با پيامبر9عهد و پيماني مي بندد، و آنگاه آن را مي شکند در واقع به مخالفت با پيامبر9برخاسته است. چنين عملي ريشه در پروا نداشتن از خدا مي باشد. پس ويژگي ديگر آنها نداشتن تقوا است:? وَ

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره ميدان، توصيه، مجاهدين Next Entries منبع مقاله درباره مسجد الحرام