منبع مقاله درباره قتل عمد، قانون مجازات

دانلود پایان نامه ارشد

گونه که ملاحظه مي‌شود در بيان اين فقيه بزرگ براي بيان ضابطه دوم حرفي از آلت قتاله نيست، و صراحتاً عبارت “فعله” را به کار برده‌اند. محقق حلي هم در کتاب النهايه و نکتها در توضيح اين عبارت مي‌گويدنزد شيخ طوسي قصد قتل موجب قصاص است خواه عملي انجام دهد که عادتاً به مرگ منجر مي‌شود يا خير، مثل اينکه با چوب و به قصد قتل به او بزند و بميرد .
همين طور اگرفعلي را انجام دهد که عادتاً منجر به مرگ مي‌شود مانند زدن با سنگ سنگين نوک‌ تيز يا شمشير برآن”. سپس محقق نظر خود را در اين خصوص بيان مي کند و مي گويد: “زيرا جاني در هر يک از دو حالت، قاتل عمدي است، در صورت اول به خاطر وجود قصد قتل و در صورت دوم به خاطر فعل عادتاً کشنده، که اگر قصد انجام اين فعل را بکند، قصد نتيجه آن را هم کرده است”101
ملاحظه مي‌شود محقق حلي هم صراحتاً عبارت “… و اما في الثانيه فلأن الفعل بالعاده قاتل، فاذا قصده فقد قصد ثمرته” را که حاکي از قصد انجام فعل عادتاً کشنده است براي بيان ملاک دوم(قصد تبعي) قتل عمدي به کار برده‌اند.
از فقهاي متقدم شيخ مفيد با عبارت بسيار روشن در المقنعه مي‌گويد: “قتل عمد محض ( در مقابل شبه عمد) مانند کشتن انساني از طريق زدن آهن به موضع حساس او که عادتاً منجر به سلب حيات شود و همين طور زدن به آن شکلي که عادتاً و به نحو اغلب نفس را تلف مي‌کند مانند زدن با شلاق به محل‌هاي حساس بدن يا استمرار زدن تا اينکه منجر به مرگ شود يا کوبيدن سر با سنگ بزرگ يا کوبيدن با مشت به قلب يا فشار آوردن به گلو و شبيه اينها”.102 ملاحظه مي‌شود که ايشان براي بيان مصاديق ملاک دوم قتل عمدي حتي مواردي را مثل کوبيدن مشت به قلب يا فشار به گلو آورده‌اند که اساساً در اين موارد از آلت قتاله‌اي هم استفاده نمي‌شود ولي در عين حال عمل را به درستي نوعاً کشنده به شمار آورده‌اند.
از متقدمان ابي الصلاح حلبي نيز در الکافي هم براي بيان ملاک دوم قتل عمدي مي‌گويد: “… قتل عمدي است وقتي که آن فعلي را نسبت به مجني‌عليه انجام دهد که عادتاً منجر به سلب حيات مي‌شود. مانند زدن به گيجگاه يا خفه کردن با طناب يا غرق کردن يا آتش زدن يا انداختن از بلندي يا انداختن بعضي اجسام سنگين بر او و شبيه اينها که عادتاً منجر به سلب حيات ديگري مي‌شود”.103 در آثار ساير فقهاي متقدم هم غالباً همين عبارت “عمل نوعاً کشنده” و نه “آلت قتاله” به کار رفته است.
ازجمله در فقه‌القرآن آمده است: “… او يکون فعله مما قد جرت العاده بحصول الموت عنده…”.104 سخن علامه در قواعد هم جالب توجه است “و يتحقق بقصد البالغ العاقل الي القتل بما يقتل غالباً او نادراً او الي الفعل الذي يحصل به القتل غالباً”105 ملاحظه مي‌شود اين فقيه بزرگ هم صراحتاً براي بيان ملاک دوم قتل عمدي عبارت “قصد فعل غالباً کشنده” را به کار برده‌اند.شهيد ثاني هم صراحتاً، عمد در انجام فعل غالباً کشنده را ذکر کرده‌اند: “… وفي حکمه تعمد الفعل، دون القصد اذا کان الفعل مما يقتل غالباً…”. 106
از معاصران هم امام در تحريرالوسيله صراحتاً عبارت “قصد فعل نوعاً کشنده” را به کار برده‌اند: “… و بقصد فعل يقتل به غالباً…”. 107حتي سيد احمد خوانساري با ذکر عبارت “… و اما تحققه بقصد الفعل مع عدم قصد القتل مع کون الفعل موجباً للقتل غالباً فيشکل…” تحقق قتل عمدي حتي با وجود فعل غالباً کشنده را محل ترديد قرار داده و آن را مشکل دانسته‌اند. 108
ذکر اين نکته لازم است که حتي برخي از متقدمان براي بيان تعريف قتل عمدي، صرفاً به بيان ملاک اول قتل عمدي (قصدصريح قتل) اکتفا کرده و اساساً نسبت به بيان ملاک دوم(قصد تبعي) قتل عمدي توقف يا سکوت پيشه کرده‌اند.شايد به اين دليل که به لحاظ تحليل عقلي وقتي مي‌توان صحبت از قتل عمد کرد که قصد قتل وجود داشته باشد. شايد به همين جهت است که عمدتاً فقها براي بيان ملاک دوم قتل عمدي، آن را به همان ملاک اول ارجاع مي‌دهند. به عبارت ديگر “قصد انجام فعل نوعاً کشنده” را همانند “قصد قتل مي دانند”. از لحاظ فقها قصد انجام عمل نوعاً کشنده مثلاً قصد انداختن فردي از فراز ساختماني بسيار بلند با علم به اين ارتفاع بلند، تفاوتي با قصد قتل ندارد و اگر هم در اين مورد قصد صريح قتل وجود ندارد، اما قصد قتل در آن مفروض است و لذا قصد ضمني يا تبعي قتل که در واقع همان ملاک اول قتل عمدي است وجود دارد. بنابراين به عنوان نتيجه بايد توجه داشت که وقتي مي‌توان از ملاک دوم قتل عمدي صحبت کرد که بتوان اقناع وجداني حاصل نمود که قصد فعل انجام شده جاني بر مجني‌عليه مساوي قصد قتل از لحاظ او بوده است. مثلاً هيچ کس نمي‌تواند ادعا کند که نمي‌دانسته است انداختن فردي از فراز ساختماني ده طبقه باعث قتل او مي‌شود يا نمي‌تواند ادعا کند که نمي‌دانسته است با شمشير بران يا پتک سنگين بر سر ديگري زدن يا با چاقو به قلب ديگري فرو کردن باعث قتل او مي‌شود؛ چون غالباً اين قبيل اعمال باعث قتل مي‌شود و زنده ماندن فرد در اين حالات کاملاً استثنائي و شبيه معجزه است. اما مي‌تواند ادعا کند که نمي‌دانسته است با چاقو به پا يا دست ديگري زدن باعث قتل او خواهد شد. همچنين اين ادعاي او که نمي‌دانسته است با تفنگ به ساق پاي ديگري شليک کردن باعث قتل او خواهد شد، پذيرفتني است. چون غالباً اين اعمال منجر به سلب حيات نمي‌شود. لذا بدون ترديد انجام عمدي اين اعمال را نمي‌توان مساوي قصد قتل يا قائم مقام قصد قتل پنداشت.
به نظر مي‌رسد آنچه از لحاظ فقها و بند ب ماده 206 ق.م.ا1370وماده291ق.م.ا1392 قائم مقام قصد قتل و ملاک دوم قتل عمدي است مثالهاي دسته اول ونه دسته دوم است.
ب-بر اساس آنچه در بند الف گفته شد، نبايد عبارت برخي از فقها مثل محقق در مختصرالنافع را که صراحتاً عبارت “قصد فعل نوعاً کشنده” را به کار نبرده و به جاي آن از عبارت “… او القتل بما يقتل غالباً…”109 استفاده کرده‌اند “کشتن با آلت قتاله” که مد نظر شعبه 26 ديوان عالي کشور بوده است ترجمه کرد. همين طور عبارت “بما يقتل غالباً” در جملة صاحب جواهر: “… بل و بقصده الضرب بما يقتل غالباً عالماً به وان لم يقصد القتل…”110را نبايد به “قصد زدن با آلت قتاله” ترجمه کرد يا عبارت “بقصد مايکون قاتلاً عاده” در جمله “… بل الاظهر تحقق العمد بقصد مايکون قاتلاً عاده، و ان لم يکن قاصداً للقتل
ابتداء “111را نبايد “قصد زدن با آلت قتاله” دانست. اين عبارات هم مانند عبارات اغلب فقها که پيشتر بيان شد، به معني “قصد انجام فعل نوعاً کشنده” و نه”استفاده عمدي از آلت قتاله” است. اين مطلب از ساير مطالب اين فقها هم به خوبي قابل استنباط است. صاحب‌جواهر در جاي ديگري صراحتاً براي بيان قصد تبعي قتل عمد به عبارت “قصد انجام عمل نوعاً کشنده” اشاره کرده‌است: “… عمد محض، و هو قصد الفعل الذي يقتل مثله، سواء قصد القتل مع ذلک اولا…”.112 خوئي هم صراحتاً در بيان تعليل جمله فوق که از ايشان نقل شد با تصريح کامل به “فعل” مي‌گويند: “لأن قصد الفعل مع الالتفات الي ترتب القتل عليه عاده لاينفک عن قصد القتل تبعاً”. 113
مضافاً آنکه همان گونه که قبلاً گفته شد برخي از اين فقها مثل صاحب جواهر و خوئي با تأکيد بر عنصر رواني “قصد” در قصد تبعي قتل عمدي، “قصد انجام عمل نوعاً کشنده” را مساوي قصد قتل دانسته‌اند و بر اين اساس هيچ گاه نمي‌توان مطلق استفاده عمدي از آلت قتاله را در نظر ايشان مساوي قصد قتل دانست چون ممکن است از آلت قتاله صرفاً در موضع غيرحساس مثل پا يا دست استفاده شده باشد و يا مثلاً شخصي با قنداق تفنگ که آلت قتاله است به موضع غيرحساس از بدن زده بديهي است در اين موارد انجام عمل به نحوي نيست که غالباً عادتاً منجر به مرگ شود وهيچ گاه اين قبيل استفاده‌ها از آلت قتاله را نمي‌توان مساوي قصد قتل فرض کرد.
ج-در پايان ذکر اين نکته لازم است که تعداد بسيار قليلي از فقها صراحتاً در کتب خود عبارت آلت قتاله را به کار برده‌اند، که با مطالعه کامل مطالب ايشان در اين خصوص متوجه اين نکته خواهيم شد که ايشان هم هيچ گاه مطلق استفاده از آلت قتاله را قصد تبعي قتل عمدي ندانسته‌اند. به عنوان مثال آيت‌ا… مدني کاشاني به رغم اينکه درچند مورد براي بيان قصد تبعي قتل عمدي عبارت “… او کان بالآله القتاله و لو لم يقصد القتل…”114 را به کار برده‌اند، اما مطالعه کامل مطالب ايشان از جمله دقت در مثالهاي ايشان در اين خصوص از جمله پرت کردن از بلندي کاملاً مؤيد اين مطالب است که منظور ايشان هم مطلق استفاده از آلت قتاله نيست، بلکه همان عمل نوعاً کشنده است. چرا که اساساً در پرت کردن از بلندي آلت قتاله‌اي استفاده نشده است. مرحوم سيد اسماعيل صدر نيز هر چند از اصطلاح “آلت قتاله” استفاده کرده‌اند اما دقت در مطالب ديگر ايشان و به خصوص مثالي که زده‌اند کاملاً مفيد اين معناست که در نظر ايشان هم “مطلق استفاده از آلت قتاله” قصد تبعي قتل عمدي محسوب نمي‌شود. مثالي که ايشان در اين خصوص دارند جالب توجه است: “کاطلاق الرصاص علي المواضع الخطره من جسم الانسان…”115 يعني تيراندازي به نقاط حساس بدن انسان. دقت در همين تنها مثال ايشان در اين خصوص کافي است تا متوجه شويم که از نظر ايشان حتي صرف زدن با تير به نقاط غيرحساس بدن مثل دست يا پا هم قصد تبعي قتل عمدي نيست. بنابراين ، ملاحظه مي‌شود غالب فقها براي بيان قصد تبعي قتل عمدي، “قصد انجام عمل نوعاً کشنده” را بيان کرده‌اند و مقنن هم به درستي در بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامي وماده290ق.م.ا1392 عبارت “… عمداً کاري را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد…” به‌کار برده است.

بند دوم،نقد وبررسي رويه قضايي با عنايت به منابع فقهي؛
محور بحث اين است که آيا مطلق استفاده از آلت قتاله، عمل نوعاً کشنده محسوب مي‌شود يا خير؟ رويه قضايي ما همان گونه که گفته شد، مطلق استفاده عمدي از آلت قتاله را بدون توجه به نوع و کيفيت استفاده از ان ،عمل نوعاً کشنده محسوب کرده است. با اين وصف لازم است که ابتدا “کشنده بودن عمل تعريف شود”کشنده بودن عمل عبارت از انجام عمل به نحوي است که قابليت سلب حيات را داشته باشد. به عبارت ديگر قاتل عمل خود را به صورتي انجام دهد که با تلقي عرف بدون ترديد سلب حيات مترتب بر آن عمل باشد. مثل پرت کردن انساني از داخل هواپيماي در حال پرواز يا پرت کردن او از فراز ساختماني بلند. دقت در مثالهايي که فقهاي بزرگوار ما در اين خصوص ذکر کرده‌اند و به آن اشاره شد کاملاً مؤيد اين مطلب است. شيخ مفيد دراين خصوص با ذکر دو قيد “عادتاً” و “غالبا”کشنده بودن عمل وبيان مثالهاي

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره قتل عمد، قانون مجازات، قصد استفاده Next Entries منبع مقاله درباره قتل عمد، قانون مجازات