منبع مقاله درباره قتل عمد، قانون مجازات، ترک فعل

دانلود پایان نامه ارشد

را نداشته باشد.”
و هم چنين اراده مقنن در بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392چنين است که”هرگاه مرتکب عمدا کاري انجام دهدکه نوعا موجب جنايت واقع شده يا نظير آن،مي گردد،هر چند قصد ارتکاب آن جنايت يا نظير آن را نداشته باشد،ولي آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعا موجب آن جنايت يا نظاير آن مي شود.”
با دقت در مفاد اين دو بند قانوني محرز است که قصد نتيجه نياز به سابقه در مرتکب ندارد وان چه که مهم است کشنده بودن فعل است ان هم به صورت نوعي و به قضاوت عرف يک جامعه. وليکن سوالاتي در تعريف مزبور به وجود مي آيد و آن هم مستلزم کنکاش تعريف از حيث نقش سلبي و ايجابي “قصد”و”علم”مرتکب است.
به راستي داشتن قصد فعل و علم و آگاهي مرتکب به زيان بار بودن فعل خود چه نقشي در احراز بزه براي محکمه خواهد داشت.اين دو وصف با هم وبدون هم چه قضاوتي را به بار مي اورند. اثبات وجود يا عدم اين دو وصف در مرتکب با چه مقامي مي باشد و…
با اين توضيح مشخص نموديم که در اين کنکاش علمي به دنبال چه هستيم و اهميت موضوع هم روشن شد ه است. پر واضح است که مقنن در اين سطر هاي قانوني دامنه جرم انگاري را به ضرر مرتکب وبه نفع جامعه گسترش داده چرا که فعلي را قتل عمد تصور نموده که در مرتکب ان قصد قتل(قصد نتيجه) وجود نداشته وبر آحاد جامعه تکليف نموده که به بهانه نداشتن قصد قتل از مسئوليت اعمال نوعا کشنده خود بر حذر باشند واز طرفي بر مقامات دخيل در رسيدگي کيفري هم لازم است در مقام اثبات و ثبوت قضيه حتما به شاخصه هاي قصد وعلم توجه نمايند تا به يک توازن عادلانه در رسيدگي نايل شوند.

2-سوالات تحقيق
به طور مشخص راجع به موضوع مي توان سوالات اصلي و فرعي متعددي را مطرح کرد که پيرامون آن بحث به نتيجه مطلوب خواهد رسيد؛
1-نقش آگاهي مرتکب به کشنده بودن فعل چه تاثيري در ماهيت قتل دارد؟
2-نقش قصد مرتکب در انجام فعل نوعا کشنده چه تاثيري در ماهيت قتل دارد؟
3- مبنا و شرايط احراز کشنده بودن فعل چيست ؟
4-آيا وسيله مورد استفاده يا موضع مورد اصابت داراي موضوعيت است؟
5-آيا اراده مقنن در قانون مجازات اسلامي جديد متفاوت از گذشته است؟
6-مبناي فقهي قضيه چه مي باشد ودر تفسير موضوع چه نقشي دارد؟
7- اشتباه در هدف و هويت در قتل با فعل نوعا کشنده ممکن است يا خير؟
8-آيا ترک فعل نوعا کشنده هم قابليت تحقق قتل عمد را داراست؟
9-آيا امکان عامد شناخته نشدن مرتکب فعل نوعا کشنده وجود دارد ؟
10-چه رابطه اي بين ناشناخته بودن فعل نوعا کشنده از نظر عرف و احراز عمدي بودن قتل وجود دارد؟
سوالات مطروحه و جواب هاي آن قطعا به بسط موضوع کمک شاياني خواهد کرد.

3-فرضيه هاي تحقيق؛
1-عدم علم مرتکب به کشنده بودن رفتار مجرمانه در زايل شدن عنوان عمد، قابل تحقق است.

2- عدم قصد مرتکب در انجام رفتار مجرمانه موثر بوده و سبب تغيير عنوان از عمد به غير عمداست.

3- مبناي احراز کشنده بودن فعل نوعي مي باشد.

4-وسيله به کار رفته در جنايت به عنوان يک جزء از فعل مجرمانه نتيجه به سزايي در احراز کشنده بودن فعل دارد.
5-مقنن در قانون م ا جديد التصويب تغييري در تعريف جرم ندارد.
6-ترک فعل نوعا کشنده هم مي تواند رکن مادي قتل عمد باشد.
7-اشتباه در هدف و هويت در قتل ناشي از فعل نوعا کشنده ممکن بوده وقابل تحقق است.
8-ناشناخته بودن فعل نوعا کشنده در منظر عرف جامعه به تنهايي موجبي براي زوال عنوان عمد نمي باشد.

4-سابقه و ضرورت تحقيق؛
در خصوص قتل عمد آن هم در صور مختلف تحقيقات علمي خوبي صورت گرفته است، که شاهد اين مدعا هم آمار و ارقام موجود در سايت هاي علمي مرتبط است که هر گاه کليد واژه قتل وارد مي شود نتايج جستجو قابل توجه است؛ از جمله مي توان به پايان نامه ارشد با عنوان بررسي ارکان قتل عمدي آقاي مجتبي زارع از دانشگاه علوم قضايي به عنوان يک نمونه ياد کرد.
ليکن با توجه به تصويب قانون جديد در سال1392 وتاسيس مطالب جديد وبه روزتر در آن ولزوم مطالعه تطبيقي اين دو ماده ان هم از منظري ظريف ودقيق يعني “قصد” و ” علم” به نظر نگارنده داراي نو آوري خاص خود مي باشد وشايد همين امر هم سبب تاييد موضوع توسط اساتيد محترم شده است.
علي اي حال،ضروريست اين دو ماده ي قانوني از حيث تفاوت هاو تشابهات ، نو آوري ها وحذفيات ،آن هم با ظرايف مزبور بررسي شود که قطعا ثمره بحث برکات عملي خوبي براي اهل فن من جمله قضات محترم و وکلاي عزيز خواهد داشت.

5- روش تحقيق؛
روش هر تحقيق بسته به موضوع آن متفاوت است. فرضا موضوعي که به دنبال کشف ديد گا ه هاي عامه مردم است با تحقيق به روش ميداني و پخش سوالات و اخذ جواب آنها از گروه هاي مخاطب است، در حاليکه در يک تحقيق همانند موضوع اين پايان نامه بحث کاملا تئوريک بوده و مي بايست با روش کتابخانه اي و رجوع به منابع معتبر از انواع گوناکون و به روز همچون کتب،مقالات،مجلات علمي و سايت هاي اينتر نتي انجام شود فلذا سعي شده است منابع مختلف در نظر گرفته شده و بحث جامعي ارايه شود.و در اين تحقيق هم از روش کتابخانه اي استفاده شده است.

6-اهداف و کار برد هاي تحقيق؛
همان طور که در ابتداي بحث هم گذشت ما به دنبال رفع ابهامات و کشف جوابي صحيح براي سوالات اساسي مورد نظردر رابطه با اين گونه از قتل هستيم تا بتوانيم به اصحاب فن از جمله قضات و وکلا که به طور مستقيم با اين موضوع در ارتباط هستند کمک کرده و نهايتا به برقراري عدالت ويکسان سازي تفاسير مختلف از موضوع نزديک شويم. ان شاء الله.
7-سامانه ي تحقيق؛
در اين تحقيق همان طور که گذشت به روش کتابخانه اي منابع و مقالات علمي و هم چنين سايت هاي اينترنتي معتبر مورد مطالعه و مداقه قرار گرفته،و در فصل اول کليد واژه هاي اساسي عنوان، شامل واژه هاي “قتل”،”قصد”و”علم” به طور عمومي و کلي براي مخاطب تشريح و از ورود تخصصي به موضوع اجتناب شده و در واقع زير بنايي مفهومي جهت تنوير ذهن مخاطب پايه ريزي شده ودر فصل دوم به طور تخصصي به تشريح قتل عمد با فعل نوعا کشنده و تجزيه ارکان مادي و معنوي آن پرداخته شده ودر جواب به سوالات و ابهامات مرتبط با ان هم قلم فرسايي شده و نهايتا در فصل سوم تحقيق به بررسي جايگاه حقوقي قصد وعلم در تحقق اين نوع از قتل عمد از حيث وجود يا عدم آن در مرتکب از ديدگاه حقوقي و فقهي پرداخته شده است و بر آمد موضوع هم به تلخيص در پايان تحقيق گنجانيده شده است.

فصل اول،کليات پژوهش؛
مبحث نخست،مفهوم شناسي؛
گفتار اول،واژه شناسي؛
بند اول؛واژه شناسي قصد؛
قصد با فتح قاف به صورت ريشه اي يک اسم مصدر عربي مي باشد که بنا به حوادث تاريخي از جمله ورود اسلام به ايران،به لغات و ادبيات ايراني عجين شده به نحوي که در اثر جا افتادن اين کلمه در ادوار تاريخي همانند بسياري از لغات بيگانه ديگر در اذهان مردم ،ايراني جلوه مي نمايد. در فرهنگ فارسي معين معاني گوناگون و نزديک به همي ارايه شده که ازجمله1-راه ميانه رفتن2-اهنگ چيزي کردن3-ميانه روي4- عزيمت5-اهنگ و نيت6-مقصود. با بررسي فرهنگ المنجد نيز مترادف کلمه ي قصد آهنگ چيزي کردن عنوان شده است.
آنچه که از جمع معاني مزبور برمي تابد اين است که قصد همان اراده ي ادميست در جهت و هدفي که خود خواسته است .به طور متعارف و خارج از چارچوب هاي فني علم روان شناسي قصد همان خواستن متعارف1 است به طور مثال وقتي گفته مي شود زيد قصد کشتن عمر را دارد عرفا به اين معني است که زيد
مي خواهد عمر را بکشد. با توجه به اين که کلمات کليدي در جايگاه هاي مختلف بررسي شده اند بيش از اين در ابن باب سخن نمي رانيم که اين مجمل بيانگر منظور ماست.

بند دوم،واژه شناسي علم؛
علم در منظر لغت شناسي کلمه اي عربي مي باشد که در تقسيمات صرفي ادبيات عرب اسم مصدر بوده ودر فرهنگ لغت معين معاني مختلفي براي ان بيان شده که موارد ذيل از معاني مرتبط با موضوع بحث ماست؛

1-دانستن2-يقين کردن3-معرفت ودانش4-معلوم،هر چيز دانسته6-ادراک مطلق يا حصول صور اشياء نزد عقل چه ان که نفس معلوم باشد که علم حضوري است …
آنچنان که از جمع معاني فوق به دست مي آيد،علم احاطه ي عقل آدميست برصور اشياء چنان که با اين تصوير، ادمي بر امور مختلف اگاه شده و همچون نوري دست ادمي را از تاريکي جهل بيرون کشيده وسبب رهنمايي آدميست.با اين وصف علم مختص انسان بوده واز نتايج تعقل است هنگامي که آدمي با مُدرکات حسيه خود واقعيتي را حس ميکند واين مُحَصلات به قوه ي تعقل ادمي مي رسد فرايندي اغاز مي گردد(تعقل)که پايان ان علم است واگاهي ودرک و شعور. و چه خوش گفته است صاحب مصباح الهدايه که علم”نوريست مقتبس از مشکات نبوت در دل بنده ي مومن که بدان راه يابد به خداي يا به کار خداي يابه حکم خداي” .

بند سوم،واژه شناسي قتل؛
کلمه ي قتل نيز از واژگان لسان عرب است که بنا به حوادث تاريخي-فرهنگي به نوعي، ديگر ايراني به حساب امده ودر تجزيه عربي خود اسم مصدر بوده که در فرهنگ لغت معين به اين معاني روي اورده شده است؛1-کشتن2-کشتار،کشش.
به لحاظ لغوي آن چنان که گذشت معني کلمه در ظاهرتطابق کامل با اصطلاح حقوقي خود دارد چرا که در هر دو منظر منظورو معنا کشتن است وليکن قتل در علم حقوق وشرع انور اسلام داراي ظرايف و نکات گوناگوني است که به جاي خود سخن به ميان خواهد آمد.از جمله تفاوت هاي مصداقي اين دو کلمه در دو منظر مزبور،عموم وخصوص في ما بين انهاست،به طور نمونه در علم لغت قتل به مطلق کشتن اعم از حيوان وانسان گفته مي شود در حاليکه در اصطلاح حقوقي خود صرفا کشتن انسان قتل محسوب مي شود ولا غير که بسط مطلب را به جاي خود وا مي گذاريم.

گفتار دوم،اصطلاح شناسي؛
بند اول،عمد؛
دکتر محمد معين لغت عمد را در فرهنگ لغت خود چنين معنا داده است که”به قصد،کاري را انجام دادن.”عمد نيز لغتي عربي است که در تجزيه ادبيات عرب اسم مصدر بوده وبه ادبيات ايران وارد شده است.بنا بر اين،”افعال عمدي تجلي قصديا نيت انسان در جهتي است که فاعل مريد بوده است”.2
اما در منظر حقوقي و بيان قانونگذار ايراني،رفتار مجرمانه اعم از مثبت يا منفي،رفتاري است که آغشته به سوء نيت يا قصد مجرمانه باشد به ديگر سخن آنجا که سخن از جرايم عمدي است مقصود جرايمي است که توام با اراده ايست که به وصف مجرمانه در بند است ونه هر اراده اي به طور مطلق. به نظر مي رسد عمد در خود دو مفهوم را به همراه دارد که ترکيب و و وجود هم زمان اين دو مفهوم در ذهن مرتکب ،وي را عامد در ارتکاب جرم نشان مي دهد.و ان دو مفهوم چيزي جز “قصد” و”علم” نيست؛ لذا بدوا اين دو مفهوم را در زاويه هاي مختلف شناسايي وسپس به شرا يط تحقق عمد مي پردازيم.

1-قصد؛
1-1-،مفهوم شناسي از منظر فقه اسلامي؛
همان طور که در تعريف لغوي قصدآمد ،قصد همان اراده آدميست در جهت وهدفي که خود خواسته است،حال اين که اين تعريف با اصطلاح خود در متون فقهي به چه ميزان مطابق است مي بايستي متني از متون فقهي معتبر که اين واژه در ان به کار رفته است بر روي ميز کالبد شکافي قرار گيرد تا با تحليل به معناي ان در ذهن فقهاي خود برسيم.
از جمله متون فقهي معتبر (فقه جعفري) که در حوزه و دانشگاه در گذشته وحال منبع و مرجع طلاب و دانشجويان بوده کتاب” تحرير الروضه في شرح المعه” مرحوم زين الدين بن علي ملقب به شهيد ثاني است که اين کتاب در واقع شرحي بر کتاب”الروضه البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه” مي باشد واز اثار همين شهيد گرانقدر است که خود نيز شرحي است بر کتاب “اللمعه الدمشقيه”محمد بن مکي ملقب به

شهيد اول. آن شهيد در بدو باب قصاص چنين مياورد که؛
“موجبهُ ازهاقُ النفسِ المعصومه المکافئهِ عمدا عدوانا…و خرجَ بقيدِ العمدِ القتلُ خطاوشبههُ…”
و در تيتر بعدي بحث خود تحت عنوان “العمد” چنين به رشته ي تحرير اورده است که؛
“العمد يحصلُ بقصد البالغ

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره قتل عمد، قانون مجازات، رابطه استناد Next Entries منبع مقاله درباره قتل عمد، حقوق جزا، قتل شبه عمد