منبع مقاله درباره فرصت های رشد، ارزیابی عملکرد، ارزش دفتری، دارایی ها

دانلود پایان نامه ارشد

تحقیق لوپز و ویسنته91 (2010 ) نشان داد که در حالت وجود فرصت های رشد، بین تقسیم سود و ارزش شرکت رابطه منفی وجود دارد. آنان معتقدند با فرض وجود تقارن اطلاعاتی و در حالت وجود فرصت های رشد (سرمایه گذاری ) ، تقسیم سود توسط شرکت می تواند باعث کاهش منابع داخلی، افزایش نیاز به منابع خارجی و در نهایت، کاهش ارزش شرکت شود. بنابراین، انتظار می رود که در حالت وجود فرصت های رشد، بین سود تقسیمی و ارزش شرکت، رابطه منفی وجود داشته باشد. نتیجه تحقیق لوپز و ویسنته ( 2010 ) نشان داد که در حالت عدم وجود فرصت های رشد، بین تقسیم سود و ارزش شرکت رابطه مثبت وجود دارد.
سینایی و رضاییان ( 1384 ) در پژوهشی به بررسی تاثیر چهار ویژگی اندازه، سودآوری، فرصت های رشد و دارایی های مشهود شرکت ، به عنوان مهم ترین پارامترهای درون شرکتی مؤثر بر ساختار سرمایه شرکت ها پرداختند. نتایج تجزیه و تحلیل ها نشان داد که بین سودآوری، فرصت های رشد و دارایی های مشهود شرکت با اهرم مالی رابطه معکوس و معنی دار، اما بین اندازه شرکت و اهرم مالی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نمازی و کرمانی (1386 ) در پژوهشی با عنوان ” تأثیر سازه ها و متغیرهای تأخیری بر ساختار سرمایه ” برای 164 شرکت در بورس طی سال های 1379 الی 1383 انجام دادند و به رابطهی منفی بین فرصت های رشد واهرم مالی دست پیدا کردند.
یحیی زاده فر و همکاران ( 1389 ) در بررسی رابطه بین ویژگی های شرکت و ساختار سرمایه، به این نتیجه رسیدند که بین فرصت های رشد و ساختار سرمایه ، رابطه منفی و معناداری وجود دارد.
نتایج تحقیق نوروش و یزدانی ( 1389 ) نشان داد که بین اهرم مالی و سرمایه گذاری رابطه منفی و معنی داری وجود داشته، این رابطه در شرکت هایی که دارای فرصت های رشد بیشتری هستند، قوی تر است.

2 – 10 . تبیین رابطه ارزیابی عملکرد نسبی و فرصت‌های رشد
از نظر اقتصادی ، واحدهای تجاری که در نقطه آغازین و شروع فعالیت خویش می‌باشند ، فرصت‌های رشد بالاتر و نوسان سود بیشتری دارند. در طول چرخه عمر و صنعت واحدهای تجاری به مرور با ورود به دوران بلوغ خویش به متوسط سودآوری صنعت و کل اقتصاد دست می‌یابند. از این رو ، واحدهای تجاری در صنایع جوان تر مجموعه فرصت‌های سرمایه گذاری و یا فرصت‌های رشد بالاتری دارند ( مرادزاده فرد و همکاران ، 1392) . استفاده از ارزیابی عملکرد نسبی در تعیین پاداش مدیران شرکت هایی با فرصت رشد بالا ، می تواند در برابر شوک های مشترک برای عملکرد شرکت اطمینان ایجاد کند. بنابراین میزان ریسکی که مدیران با آن مواجه می شوند را کاهش می دهد.در نتیجه ضروری است این موضوع بررسی شود که آیا استفاده از ارزیابی عملکرد نسبی می تواند برای ارزیابی مدیران شرکت های دارای فرصت های رشد معیاری مناسب باشد. در ادامه بحث به تبیین این رابطه احتمالی و پژوهش های انجام شده قبلی در این زمینه اشاره شده است .
تحقیقات کمی در زمینه ارتباط بین استفاده از ارزیابی عملکرد نسبی و سطوح فرصت های رشد شرکت ها وجود دارد.گراکاس و همکاران ( 2007) اعطای پاداش مبتنی بر عملکرد را بررسی کردند. نتایج آن‌ها نشان می‌دهد شرکت‌های داری نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و نوسان‌های بازده سهام بالاتر، اعطای پاداش مبتنی بر عملکرد را کمتر در شرایط اعطای پاداش خود استفاده می‌کنند. همچنین انتصاب یک مدیر ارش اجرایی جدید از خارج از شرکت یا طور مثبتی با اعطای پاداش مبتنی بر عملکرد نسبی رابطه دارد. کارتر و همکاران ( 2008) افشای عملکرد مبتنی بر شرایط در اعطای پاداش را بررسی کردند . شواهدی مبنی بر ارتباط منفی بین نرخ ارزش بازار به ارزش دفتری و استفاده از ارزیابی عملکرد مبتنی بر شرایط پیدا کردند. همچنین شواهدی یافتند که استفاده از ارزیابی عملکرد نسبی یا با خذف ریسک‌های مشترک باعث افزایش پاداش می‌شود و یا با ارتباط دادن اعطای پاداش بیشتر به رتبه بالاتر عملکرد نسبی. همچنین گونگ و همکاران (2011) به مطالعه استفاده صریح ارزیابی عملکرد نسبی و انتخاب گروه شرکت‌های مشابه در قراردادهای پاداش مدیران پرداختند. نتایج آها حاکی از این است که نبود اطلاعات درباره ترکیب صحیح گروه شرکت های مشابه و ارتباط بین اهداف عملکردی ارزیابی عملکرد نسبی و عملکرد آینده گروه شرکت های مشابه به طور با اهمیتی مانع انجام آزمون های صریح درباره پی بردن به میزان استفاده از ارزیابی عملکرد نسبی می شود. با این حال این روابط ممکن است تفاوت ها در روش های افشا بین شرکت های با ارزش های رشد بالا و یا پایین ارزش بازار به ارزش دفتری را منعکس کند. مورفی ( 2001 ) سطوح فرصت های رشد صنایع را به عنوان یک نماینده برای فعالیت های مؤثر ( مفید ) مدیران که با استفاده از محک زنی داخلی در قراردادهای پاداش مدیران نتیجه می شود،استفاده می کند و فرض می کند که شرکت ها در صنایع با فرصت های رشد بالا به احتمال بیشتری محک زنی خارجی یا ( ارزیابی عملکرد نسبی ) را قبول می کنند. مورفی هیچ رابطه مهمی بین سطوح فرصت های رشد صنایع و استفاده از ارزیابی عملکرد نسبی توسط شرکت ها پیدا نکرد. آلبوکرک ( 2014 ) به آزمون این موضوع پرداخت که آیا شرکت های دارای فرصت های رشد کمتر ارزیابی عملکرد نسبی را مورد استفاده قرار می دهند. وی در پژوهش خود به مطالعه میزان اتکای شرکت های دارای فرصت های رشد بالا به ارزیابی عملکرد نسبی پرداخت و در پایان به این نتیجه رسید که استفاده از ارزیابی عملکرد نسبی در قراردادهای پاداش مدیران به طور منفی با سطوح فرصت های رشد شرکت ها رابطه دارد.
در ایران نیز در این مینه پژوهشی انجام نشده است. پس خالی از لطف نیست که به بررسی این موضوع پرداخته شود. و بنا بر مطالب ذکر شده فرضیه کلی ما به شرح ذیل می باشد.
” بین میزان ارزیابی عملکرد نسبی در تعیین پاداش مدیران و سطوح فرصت های رشد رابطه معنا داری وجود دارد. “
این فرضیه به دو فرضیه به صورت ذیل تفکیک می شود:
” بین میزان ارزیابی عملکرد نسبی در تعیین پاداش مدیران و سطوح پایین فرصت های رشد رابطه معنا داری وجود دارد. “
” بین میزان ارزیابی عملکرد نسبی در تعیین پاداش مدیران و سطوح بالای فرصت های رشد رابطه معنا داری وجود دارد. “

2 – 11 . خلاصه فصل
در این فصل به تعریف و بررسی ادبیات نظری موجود در زمینه متغیرهای وابسته و مستقل پژوهش پرداخته شد و در ادامه نیز پژوهش های انجام شده در زمینه موضوع تحقیق که توسط دیگر پژوهشگران در داخل و خارج از کشور انجام شده است، ارائه شده است.
در فصل بعد به تشریح فرضیه پژوهش و تعریف متغیرهای مورد استفاده و همچنین ، روش های گردآوری داده ها پرداخته می شود. در ادامه ، روش های مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ارائه می شود.

فصل سوم

روش شناسی تحقیق

3-1 مقدمه
استفاده از یک روش شناسی کارامد و مناسب در تحقیقات یک امر مهم و ضروری است تا بدان وسیله بتوان از طریق یک مطالعه علمی و کاملاً بی طرفانه به تحقیق در خصوص موضوعی پرداخت. به طور کلی ، منظور از متدولوژی تحقیق ، جمع آوری و پردازش صحیح داده ها و نهایتاً رسیدن به نتیجه قابل اتکا می باشد.
به سخنی دیگر ، هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که پژوهشگر مشخص نماید ، چه شیوه و روشی را اتخاذ کند تا او را هرچه دقیق تر ، آسان تر ، سریع تر و ارزان تر در دستیابی به پاسخ یا پاسخ هایی برای پرسش یا پرشس های تحقیق مورد نظر کمک کند.
تحقیق حاضر ، تحقیقی تجربی در حوضه تحقیقات اثباتی حسابداری است که بر اساس اطلاعات واقعی بازار سهام و صورت های مالی شرکت ها به انجام رسیده است. در این تحقیق ابتدا اطلاعات به وسیله امکانات نرم افزاری و صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جمع آوری گردیده ، سپس با استفاده از نرم افزار های تحلیل گر آماری ، تجزیه و تحلیل لازم روی داده ها صورت گرفته است.
از این رو در این فصل روش تحقیق این پژوهش تبیین و تشریح می گردد. در این فصل همچنین فرضیه تحقیق ، جامعه آماری ، نمونه آماری ، دوره زمانی و مکانی تحقیق ، روش های آماری ، متغیر های تحقیق ، مدل های تحقیق و تعاریف عملیاتی آن ها مورد بحث قرار می گیرند.

3-2 روش تحقیق
این تحقیق از نوع تجربی در حوزه تحقیقات اثباتی حسابدرای و مبتنی بر اطلاعات واقعی در صورت های مالی شرکت ها می باشد. همچنین از نوع همبستگی و از لحاظ روش جمع آوری داده ها ، تحقیقی توصیفی است. روش شناسی تحقیق پس رویدادی است و چون می تواند در فرآیند استفاده از اطلاعات کاربرد داشته باشد ، لذا نوعی تحقیق کاربردی است.

3-3 فرضیه های تحقیق
جنسن و مکلینگ ( 1976 ) مبانی تئوری نمایندگی را مطرح نموده و مدیران را به عنوان کارگزار و سهامداران را به عنوان کارگمار تعریف نموده اند. تصمیم گیری های روزمره به مدیران تفویض می شود ، اما آن ها لزوماً در جهت منافع مالکان حرکت نمی کنند. یکی از فرضیه های تئوری نمایندگی ، وجود تضاد منافع بین مدیر و مالک است. این تضاد از متفاوت بودن اهداف آن ها ناشی می شود. اصولاً عملکرد با هدف رابطه مستقیم دارد. فرض وجود تضاد منافع بین صاحبکار و نماینده موجب می شود که هریک سعی در بهینه و حداکثر نمودن منافع خویش داشته باشند. بنابراین می توان از طریق محرک های انگیزشی نظیر پاداش ، اولویت های مدیران را تحت تأثیر قرار داد.
این تحقیق بر آن است تا رابطه بین ارزیابی عملکرد نسبی در تعیین میزان پاداش مدیران و سطوح فرصت های رشد را مورد بررسی قرار دهد.
فرضیه‌های تحقیق به شرح زیر می باشد:
بین میزان ارزیابی عملکرد نسبی در تعیین پاداش مدیران و سطوح پایین فرصت های رشد رابطه معناداری وجود دارد.
بین میزان ارزیابی عملکرد نسبی در تعیین پاداش مدیران و سطوح بالای فرصت های رشد رابطه معناداری وجود دارد.

3-4 متغیر های تحقیق و نحوه اندازه گیری آ ن‌ها

فرصت های رشد
به منظور محاسبه سطوح فرصت های رشد از سه نماینده استفاده می کنیم که عبارتند از :
1. ارزش بازار به ارزش دفتری دارایی ها ،
2. هزینه تحقیق و توسعه به ارزش دفتری دارایی ها و
3. حاصل جمع سه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری دارایی ها ، هزینه تحقیق و توسعه به ارزش دفتری دارایی ها و هزینه تبلیغات به ارزش دفتری دارایی ها.
سپس مدل رگرسیونی ذیل را برای همه شرکت های موجود در نمونه محاسبه میکنیم (آلبوکرک،2014 ) :
مدل ( 1 ) :
Wit = α+β1Retit + β2Retit×GOit + β3Retpt + β4Retpt×GOit
+ β5Retit×IdVarit + β6Retit×CEOTenureit + β7Retit×HerfindahlIndexit
+β8Retpt×Correlationit+β9Retpt×IdVarit+β10Retpt×CEOTenureit+β11Retpt×HerfindahlIndexit + ControlVariablesit-1 +εit.

هریک از متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق به ترتیب عبارتند از:
Wt : پاداش مدیران در سال t که با استفاده از لگاریتم طبیعی کل پاداش محاسبه می شود.
Retit : عملکرد شرکت در سال t که با بازده سالانه سهام شرکت اندازه گیری می شود. برای محاسبه بازده از رابطه زیر استفاده می شود.
بازده=((سهام پایه قیمت-سهام قیمت روز)+DPS +تقدم حق +جایزه سهام )/( سهام پایه قیمت)×100

Retpt : عملکرد شرکت های مشابه در سال t که از طریق بازده سالانه سهام شرکت های در یک صنعت اندازه گیری می شود.
GOit : سطوح فرصت های رشد شرکت در سال t که از سه نماینده برای اندازه گیری سطوح فرصت های رشد استفاده می شود:
1. ارزش بازار به ارزش دفتری دارایی ها
2. هزینه های تحقیق و توسعه به ارزش دارایی ها
3. حاصل جمع سه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری دارایی ها، هزینه های تحقیق و توسعه به ارزش دفتری دارایی ها و هزینه های تبلیغات به ارزش دفتری دارایی ها
جهت تعیین سطوح فرصت

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره فرصت های رشد، ارزش دفتری، دارایی ها، ارزش بازار Next Entries مقاله رایگان با موضوع میزان آشنایی، رشد اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، جامعه آماری