منبع مقاله درباره شوهر آهوخانم

دانلود پایان نامه ارشد

بردارم و با خود به ده ببرم. شهرت بد، مشهدي، بدتر از خود بدي است، اگر هما گناهي دارد او را بکش اما طلاق نده!” (افغاني،1345: 750-751)
2-زماني که او به سيد ميران خبر مي دهد که قرار است پنج سال باغ موريچي را اجاره دهند، ميران براي اطلاع بيشتر به باغ موريچي مي رود و کچو، ترازودار او، پول دو روز کارکرد دکان را بر مي دارد و فراز مي کند و اين ضرر جبران ناپذيري را به سيد ميران وارد مي آورد.
” با آمدن خالو کرم به شهر سيد به نظرش آمد که از رويا به عمل بپردازد. تصادفاً و از بخت مساعد، آنطور که کدخدا مي گفت، باغ موريچي را مي خواستند پنجساله به اجاره واگذارند. سيد ميران خودش شخصاً تحقيق کرد راست بود. تصميم گرفت براي ديدن باغ سري به موريچي که چيزي دورتر از چغا سفيد نبود بزند. خالوکرم ماديانش را براي او جاگذاشت و رفت.” (همان: 803)

3-2-7-شخصيت هاي درجه 3: کلارا ، بهرام ، بيژن ، مهدي
اين شخصيت ها ساده و ايستا هستند و از پويايي و جامعيت کافي بي بهره اند. اين شخصيت ها به اين علت در رمان حضور دارند که جنبه هاي پنهان زندگي شخصيت هاي اصلي را آشکار سازند.
بيژن، خل وضع، قلدر، شرور، کله شق و لغزگو است.هميشه دست گل به آب مي دهد.او غرق در دنياي خود است و نسبت به درد و غم و اندوه مادر بي اعتناست .
مهدي، نقطه مقابل بيژن است.او باهوش، دلسوز، مهربان و نسبت به غم و اندوه مادر بسيار حساس است و اغلب سبب خير براي مادر مي شود.
کلارا، بسيار ساده، مهربان و دلسوز است حتي نسبت به پدر و هووي مادرش.
بهرام، دلسوز نسبت به مادر، با حجب و حيا و خويشتن دار است.

3-7-صحنه و صحنه پردازي در شوهرآهوخانم
صحنه ،تلخيص و توصيف سه ا بزار عمده روايت هستند.(ايراني،1364: 80) در اين جا براي شناخت بهتر صحنه لازم است بدانيم اين سه نوع ابزار روايت داراي چه خصوصياتي هستند :
“توصيف، نوعي از بيان است که با تأثيري که دنيا بر حواس ما مي گذارد، مربوط مي شود. توصيف، کيفيت اشياء اشخاص ، اوضاع واحوال و اعمال و رفتار را ارائه مي دهد. ” (ميرصادقي،1388: 84)
“تلخيص يا گفتن در اصطلاح شناسي داستان ، به معناي خلاصه کردن زمان، رويداد، عمل، سرگذشت ، يا حالتي است و بيان آن در يک يا چند جمله يا صفحه . ” (ايراني،1364: 80)
در تلخيص نويسنده از زبان خود، به روايت داستان مي پردازد ، يا اين کار را بر عهده ديگري مي گذارد تا او از زبان خود، به روايت تمام داستان يا بخشي از آن بپردازد، در هر حال ، خواننده تماس بي واسطه اي با جهان داستان ندارد بلکه با نويسنده يا راوي روبه رو است و از زبان اوست که مي شنود در جهان داستان چه مي گذرد. (همان:80)
” صحنه يانشان دادن در اصطلاح شناسي داستان ، نمايش ادبي يک عمل خاص است که در مکاني خاص و زماني خاص روي داده است اين نمايش با مصالح و به قدرت کلمه مکتوب صورت مي گيرد. ” (همان:82)
در صحنه، نويسنده، به خواننده امکان مي دهد که بي واسطه ، بي دخالت نويسنده يا هر راوي ديگري، با جهان داستان روبه رو شود تا با چشم هاي خود ببيند که شخصيت ها چه مي کنند و با گوش هاي خود بشنود که آن ها چه مي گويند. (همان:82)
“بنابراين در تلخيص مي توان گفت خواننده از جهان داستان دور است. در صحنه، چون خواننده بي واسطه با جهان داستان روبه رو است و خود شخصاًٌ ناظر و شاهد رويداد هاست ، مي توان گفت خواننده به جهان داستان نزديک است. ” (همان:87)
“صفت مميزه تلخيص اين است که راوي هر رويداد تلخيص شده اي را مدتي يا مدت ها پس از رخ دادن آن براي خواننده تعريف مي کند و به همين دليل است که مي گوييم خواننده از عرصه رويداد دور است، اما صفت مميز صحنه اين است که هر رويداد در حين وقوع، گويي در حضور خواننده ، عرضه مي شود و به همين دليل است که مي گوييم او به عرصه رويداد نزديک است . ” (همان:56)
براي نمونه چند مورد اشاره مي شود :
صحنه :
“حالا اينجا نشسته اي که چه ؟ از من خجالت مي کشي ؟ پاشو بروبه مراد دلت برس اين زن مدتي است تو را متلاطم کرده است . برو ببين چه تحفه نظنزي است ..
وبي آنکه ديگر حرفي بزند دسته کليد را توي ايوان انداخت . در اين موقع کلا را و پشت سرش بهرام از مدرسه باز گشتند در ايوان با کمروئي به پدر سلام کردند و به اطاق رفتند. آهو با چهره حرمان زده و حال بي حوصله سفره ناهار را از پشت پرده آورد و روي کرسي گسترد . غذا را که حاضري بود چيد. بچّه ها سر سفره نشستند . آن ها از قيافه هاي تغيير کرده پدر و مادر دريافتند که بايد در آن ميان موضوعي اتفاق افتاده باشد. سيد ميران سرانجام برخاست، دسته کليد را به ميخ ميان ايوان آويخت، کفش هايش را با سروصدا از گل تکاند و با تظاهر کسي که طالب صلح و پوزش است سر سفره به بچه هايش ملحق شد مهدي را پهلوي خود نشاند و لقمه به دهانش گذاشت . با بهرام و کلارا مثل اينکه اصلاٌ اتفاق مهمي پيش نيامده از درس و بحث مدرسه و لباس عيدشان گفتگو به ميان آورد. ميان زن هاي همسايه در پنجره اتاق ها از روي تمسخر چشمک هايي ردّ و بدل مي شد که گوشه اش به همابود، زن در مسجدي ديروز و خانم صيغه اي امروز در حالتي که مي بايد برود تدارک زفاف ببيند در ايوان بزرگ همچنان سفيل و سرگردان مانده بود. بالاخره خود آهو رفت و او را با خود به اتاق آورد. هر چند خيال خامي بود، ولي في الحقيقه از کجا معلوم بود شوهرش چنانکه مي گفت از کاري که کرده بود قصد وصال هما را داشت ؟ (افغاني ،1345: 273-272)

تلخيص :
“به همان نسبت که از نبودن زن در اتاق ناراحت و بي دل و دماغ مي نمود، از بودنش عالم آشکار سرحال مي آمد، مي گفت ، و مي خنديد و شوخي مي کرد . ساعت ها پاي کرسي لم مي داد و دل نمي کرد برخيز د و پي کار و بار خود از خانه بيرون برود انگاري اصلاٌ کاري نداشت. بسا که دست نماز گرفته بود. نمازش مي ماند، به عزم رفتن لباسش را پوشيده بود لنگ مي کرد، پشيمان مي شد و مي گرفت مي نشست ، قوطي سيگارش را دوباره از جيب بيرون مي آورد و روي کرسي مي گذاشت ، صحبتي را آغاز کرد و آنقدر طولش مي داد که آهو به سرحدّ کلافه شدن حوصله اش سر مي رفت اما ابداٌ روي خود نمي آورد. برخلاف هميشه صبح به صبح که مي خواست از خانه بيرون برود پول بيشتري جا مي گذاشت و توصيه مي کرد که غذاي بهتري پخته شود. غذاي حاضري تقريباٌ موقوف شده بود. صبح ها اگر صداي شير فروش از درخانه به گوش مي رسيد قطعي بود که شيرخريده مي شد. اگر خريده نمي شد کفر خدا بود. در طيّ مدّت دو هفته چهاربار صبحانه حليم و روغن خورده بودند. شبها به محضي که ميرسيد و لباسش را در مي آورد . با عشق و شور جوانان نوخانمان و نديده بديد چراغ زنبوري را که همان تاز گي ها خريده بودند مي آورد روشن مي کرد. اتاق و حتي قسمتي از حياط بزرگ غرق در نور و سايه روشنها مي گرديد . بچّه ها به وجد مي آمدند. قصه گويي و شب چره برنامه شبانه اي شده بود که هرگز فوت نمي شد و با اين و مسائل حتي المقدور کاري مي کرد که لحظات بيداري طول بکشد. ” (همان:228)
با توجه به مبحث تلخيص و صحنه که در بالا آورده شد، مي توان گفت عنصر صحنه در داستان با شيوه نمايشي يکي دانسته شده است. بر اين مبنا مولفه عمل داستاني در صحنه از اهميّت فوق العاده اي برخوردار مي شود.
داد، عواملي که صحنه داستان را تشکيل مي دهند ، اين گونه بر ميشمارد :(داد،1371: 354)
• “محل جغرافيايي داستان، حدود و نقشه اش ، چشم انداز و منظره اش و تزيينات جسماني ديگر.
• زمان يا عصر و دوره وقوع حادثه ، مثل فصل ، سال ، ماه و روز.
• کار و پيشه شخصيت ها و عادات و راه و روش زندگي شان.
• محيط کلي و عمومي شخصيت ها، مثل محيط مذهبي، اجتماعي و مقتضيات فکري ، روحي ، خلقي ، عاطفي و احساسي.” (همان: 453)
براي صحنه سه وظيفه قائل شده اند:
1-“فراهم آوردن محلي بر اي زندگي شخصيت ها و و قايع داستان” (ميرصادقي،1376: 451)
پيش از پرداختن به صحنه هاي رمان شوهر آهو خانم لازم است بدانيم ، “ميزان اهميت محل وقوع داستان بستگي به نوع داستان دارد. آنجا که نويسنده ، اشخاص زنده و مشخصي را با قدرت وارد داستان مي کند، اهميت محل و نمود آن چندان نيست و بسا نويسنده در اين گونه مواقع لازم مي بيند از تندي رنگ محيط بکاهد، به عبارت ديگر زمينه را محو کند تا اشخاص داستان جلوه و نمودي بيشتر بيابند. از سوي ديگر آنجا که آهنگ و لحن داستان ملايم است آنجا که خصوصيات اشخاص داستان چندان نمايان نيست صحنه رنگي تندتر دارد، در واقع گاه حسن تاثير داستان بستگي به تندي رنگ صحنه پيدا مي کند.” (يونسي،1379: 430)
2-“ايجاد فضا و رنگ يا حال و هواي داستان، حالت شادماني يا غم انگيزي ، شومي ، ترسناکي و شاعرانه که خواننده به محض ورود به دنياي داستان حس مي کند.” (همان:451)
صحنه در شوهر آهوخانم در ايجاد فضا و رنگ نقش زيادي به عهده دارد.
3-“به وجودآوردن محيطي که اگر بر رفتار شخصيت ها و و قوع حوادث تاثير عميق و تعيين کننده به جانگذارد دست کم بر نتيجه آنها موثر واقع شود.” (همان:451)
“الف صحنه ممکن است در داستان از اهميت به سزايي برخوردار باشد و بر عمل داستاني و شخصيت هاي داستان تاثير بگذارد. ب- صحنه ممکن است بيشتر بازتاب عمل و شخصيت هاي داستان باشد. ج – دست آخر صحنه ممکن است متضمن معناي عميق و گسترده اي باشد و همچون درونمايه جزوي از عناصر حياتي و سازنده داستان محسوب شود و مفهوم خاص را در داستان يدک بکشد.” (مير صادقي 1367: 449)
آيا در صحنه هاي شوهر آهو خانم ، اين ويژگي ها وجود دارد ؟
شاهد اين مدعا است :
“از حياط هشت اتاقه بزرگ و در نوشت يا چاه آب و حوض و باغچه ، که چهار ديوار قرينه و دو طاقنماي بلند بر صفا و دلبازي صحن آن مي افزود ، دو اتاق ، و اگر دستدانها را نيز به حساب آوريم در حقيقت پنج اتاق در دست خودشان بود. از اينها يکي اتاق دم دستي يا نشيمن ، ديگري مهمانخانه آنها بود که هر کدام درايواني جداگانه واقع شده بودند. سومي اتاقکي بود بغل دست مهمانخانه که هميشه درش باز بود و بچه ها در آن بازي مي کردند، در روزهاي مهماني يا دعوت ها و انجمن هاي صنفي از آن به عنوان آبدارخانه استفاده مي شد. غير از اين ها ، زير زمين بزرگي نيز داشتند که انبار گندم آنها بود، در موسم پائيز که گندم نو به بازار مي آمد و طبيعتا ارزانتر بود انبار پر مي شد تا فصل بهار که نرخ ها بالا مي رفت و خريد آزاد چنگي به دل نمي زد مهرو موم درش شکسته مي شد ” (افغاني،1345: 67)
“چيزي که در نظر اول چشم بيننده را مي گرفت قاليچه هاي خوش نقش و نگار و مجلل ، پرده ها وپشت دري هاي اعلي و اعياني بود ، در گوشه بالاي اطاق ، ميز مستطيل شکل بزرگي ديده مي شد که رويش و سائل چاي چيده شده بود، دورتا دور اتاق را سه يا چهار دست صندلي لاک و الکل زده نو با ترکيب هاي مختلف اما زيبا پر مي کرد که فاصله به فاصله در جلوي آن ها مينوها يا عسلي خاي کوچک نهاده شده بود. در عين حال اتاق براي آن ها که عادت به نشستن روي صندلي نداشتند از مخدّاهاو بالش هاي نرم و ابريشم دوز خالي نبود. لاله ها و چراغ ها هاي حباب دار فيروزه اي ،آئينه طلاقچه اي بزرگ با روپوش گلابتون ، يک شمعدان سه شاخه دانه نشان، سماور ورشو غير از آن که روي ميز بود، بشقاب ها ، قدح ها و قوري هاي کوچک و بزرگ چيني و تنگ هاي تراش دار بلور که با سليقه و دقت خاص در طاقچه ها چيده شده بود، زيبايي هوس انگيز پيش بخاري که با پارچه توري خوشرنگ و پولک دار و گلدان هاي نقره و گلاب پاشهاي مرصّع آراسته شده بود، توصيف ناپذير بود. روي قرنيزهاي گچ بري شده ديوار که فاصله به فاصله با اطلس دوزيهاي الوان تزيين شده بود چند تا قاب عکس بزرگ و شمايل مقدس خود نمايي مي کرد که اگر چه بر شلوغي منظره اطاق افزوده بود رونق و شکوه مذهبي خاصي به آن داده بود. به علت بسته بودن دروپنجره اتاق، رايحه تازگي اسباب ها مخلوط با بوي لاک والکل بر فضاي آن تسلط داشت.” (افغاني،1345: 209)
با توجه به مثال هايي که در بالا آورده شد، صحنه هاي رمان علاوه بر اينکه در ايجاد

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره قهوه خانه ها، داستان کوتاه، ابراز وجود، اصل موضوع Next Entries منبع تحقیق درمورد زیست محیطی، مصرف بهینه، رفتارهای زیست محیطی، فراوانی تجمعی