منبع مقاله درباره شوهر آهوخانم، کانون توجه، اجاره نامه، مشهد مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

حقيقت شخصيت ها را به خواننده نشان دهد به همين دليل بر کشمکش هاي ذهني و عواطف دروني شخصيت هايش تاکيد دارد.
نويسنده در بحران هاي داستان با مهارت افکار و احساسات افراد را بيان مي کند. ترس ها، دلهره ها، اضطراب ها، دغدغه ها، نفرت ها، خشم ها، عشق ها، رنج ها و تنهايي ها را با مهارت بسيار نشان مي دهد.
در رمان شوهر آهو خانم، شخصيت هاي اصلي کشمکش هاي متضاد دروني دارند به همين دليل شخصيت هاي اصلي پيچيده تر و گيراتر از شخصيت هاي فرعي هستند.
در شوهر آهو خانم هر دو نوع شخصيت پردازي مستقيم و غير مستقيم در کنار هم قرار مي گيرند و باعث سرزندگي رمان مي شود. ” در رمان با شخصيت هاي زنده واقعي بر مي خوريم که همدردي ما را بر مي انگيزند و شناخت ما را از جامعه و مردم اطرافمان گسترش مي دهند و با قدرت و قضاوت ما را تربيت مي کنند.” (ميرصادقي ،1382: 141) شخصيت هاي زنده و حقيقي که با کشمکش هاي گوناگون درگير هستند. اين شخصيت ها تنها ديده نمي شوند بلکه با تمام وجود حس مي شوند و خواننده را علاقمند مي سازند و به تفکر وا مي دارند.
دقت و ظرافتي که در کار نمايش شخصيت ها و اعمال و رفتار و حالات رواني آن ها به کار رفته است حاکي از اکمال و پختگي نگرش افغاني و جامعيت تحليل اوست. تنها ضعف شخصيت پردازي نويسنده در به حرف وا داشتن شخصيتهاي داستاني بر خلاف ميزان سواد آن هاست و برعکس آنچه رحيميان گفته اند”نويسنده در به حرف واداشتن آدم ها مطابق با منش و موقعيت اجتماعي آن ها نا کام مانده است”(رحيميان،1384: 238) حرف هاي شخصيت ها به خوبي نشان دهنده خلق و خوي و منش و شرايط زندگي آن ها است.
در شوهر آهوخانم نزديک به 75 شخصيت نقش دارند. از اين ميان تنها 10 شخصيت در ماجراهاي رمان حضور مستمر ايفا مي کنند. 38 شخصيت جزء شخصيت هاي غير مستمر هستند. 27 شخصيت جزء سياهي لشکر محسوب مي شوند که هيچ گونه تاثيري در روند زندگي شخصيت اصلي و حوادث داستاني ايفا نمي کنند. شخصيت هاي غير مستمر را مي توان از لحاظ تاثيري که داستان و زندگي شخصيت اصلي ايفا مي کنند به سه درجه تقسيم کرد:1- شخصيت هايي که در روند حوادث داستاني تاثير مي گذارند.2- شخصيت هايي که درزندگي شخصيت هاي اصلي نسبت به شخصيت هاي درجه سوم نقش پر رنگ تري ايفا مي کنند.3- شخصيت هايي که تنها برخي از خصوصيات اخلاقي شخصيت اصلي را آشکار مي سازند.
شخصيت هاي مستمر را از لحاظ ارزش و اهميت به درجه 1،2 و 3 تقسيم مي کنيم. شخصيت هاي درجه 1و درجه 2 از روزنه ي ده جنبه يي که بيش تر در صفحه ذکر شد مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
پيش از بررسي شخصيت ها خوب است بدانيم، شخصيت هاي افغاني همه آدم هاي واقعي هستند هيچ يک از آن ها ساخته و پرداخته ذهن نويسنده نيست و” در هر کجاي داستان مي تواند پيدا شوند و گوشه اي از شخصيت آن ها باز نموده شود. اين گوشه با گوشه هاي ديگر که در جاهاي ديگر ديده ايم چنان جفت مي شوند که از مجموع آن ها آدم کامل وصحيح پديد مي آيد.” (دريابندري،1340: 972)

1-1-2-7-شخصيت درجه 1: سيد ميران
سخني درباره شخصيت سيد ميران:
سيد ميران شخصيت اول و کانون توجه است. او شخصيتي است تراژيک، قهرماني است بلند پرواز و برخوردار از شرف ، شهرت و منزلت اجتماعي، مرتکب خطايي ناخواسته مي شود و به سبب اين خطا متحمل شکست هايي خرد کننده مي گردد و همه ي اميدها و هدف هايش را ترک مي گويد و يأس و سر افکندگي را مي پذيرد.
افغاني در خلق شخصيت سيد ميران موفق است، نويسنده با قراردادن خصلت هاي ضد و نقيض در وجود سيد ميران، وي را تا حد يک شخصيت جامع و چند بعدي بر کشيده است. براي شناخت دقيق سيد ميران هيچ سخني مستند تر از سخن خود نويسنده نيست “او در کار عشق خوي کاملاً وحشي داشت و با همه بي عدالتي ها و رفتارهاي خشونت آميزش با زن بزرگ خود مرد ساده دل و يکروئي بود. منطق و عدالت و حق که همچون کلام الله مجيد در دست آهو وسيله شفاعتي شده بود رعشه بر اندام او مي افکند اما بر دلش داروي مهر و محبت نمي شد زيرا شديداً در دام عشقي هوس آميز بود.” (همان: 513)
* نام شناسي: سيد ميران سرابي
* تاريخچه زندگي :
سيد ميران مردي است پنجاه ساله کرد . اوقبل از ازدواج با آهو در باغ ها و آسياب هاي حومه شهر، يعني سراب کار مي کرد. تابستان باغبان و زمستان ها کارگر آسياب مي شد. از ميوه فروشي سر راه ها و طبق کشي هم عار و ابا نداشت. در آن موقع 30 سال داشت ، موهاي سرش تازه شروع به سفيد شدن کرده بود . از طرف يکي از خوانين سراب براي پس گرفتن اموالي که توسط سالار الدوله زور بر شده بود ، در دنبال اردوي وي تا کردستان مي رود.به رشت وصفحات شمال آواره مي شود.بي آنکه مشروطه خواه يا مستبد باشد مدتي در کوه ها و بيابان ها متواري مي شود. بالاخره با زخمي که گلوله در پوستش مانده بود، لخت و دست خالي به کرمانشاه باز مي گردد.
از ازدواج با آهو به شهر مي آيد، نبش چهار سوق دکان ساجي پزي را اجاره مي کند و با آهو مشغول به کار مي شود. وقتي گرداندن دکان به خاطر بارداري آهو مشکل مي شود، ميران آهو را به سراب نزد خاله اش مي فرستد و خود با دادن 200 تومان پول در يک سنگک پزي شريک مي شود. در اين موقع خود او هنوز مانند يک کارگر در دکان کار مي کرد اگر چه صاحب کار بود. در يک فاصله زماني بسيار کوتاه از ميان گروه آسمان جل وگمنام بود تا موقعيت بهتري به دست آورد. خيابان بزرگ شهر در دست تأسيس بود. دکان نانوايي کمرکش آن تازه پي ريزي شده بود. صاحبش در احتياج پول بود. او زرنگي کرد و پيش از آنکه در و پيکرش کار گذارد شود توانست با مبلغي ناچيز اجاره نامه اش را تمام کند. وسايل وسرمايه خود را به دکان جديد منتقل کرد بالاخره بعد از 5 سال توانست خود مستقل شود وبدون شريک کار خود را شروع کند. دکان تازه ساز ابتدا پخت چنداني نداشت اما به زودي رونق گرفت و روزانه 100 تومان دخل مي گرفت که از آن خود نيز نمي دانست، چه مقدارش که تنخواه مايه و چه مقدارش که سود بود. پس انداز او پس از سه سال که از گرفتن اين دکان گذشت تا آن جا رسيد که بتواند به همت جدش خانه اي شش دانگي بخرد. بعد از آن هم سفري به پابوس امام رضا(ع) به مشهد مقدس مي رود و به اين وسيله زنگ ورود خود را به جرگه چيزداران مي نوازد. سرشناس شهر و ده مي شود، خانه اش را که پشت کوچه عليخان لر بود همکاران و دوستانش مي شناختند. سورها و مهماني ها مي داد. سفره علي ها مي انداخت. درغم و شادي مردم پاي ثابت بود. مردم يک يک بچه هاي او را به اسم مي شناختند. ختنه سوراني براي بهرام و بيژن گرفت که مانند يک عروسي اعيانوار بود. در آن مهماني اشخاص محترم و معروفي حضور داشتند. دو روز بعد از جشن ختنه سوران، در يک جلسه صنفي که به دعوت او و هم در منزل خود او تشکيل گرديد، به اتفاق آراء به عنوان نماينده صنف خبازان انتخابش کردند.
کار و زندگي سيد ميران از لحظه اي که رئيس صنف شد سکه ديگري پيدا کرد. مسئوليت رياست صنفي دوندگي هاي تازه اي برايش به وجود آورد. پاي او را به جاهائي از قبيل بلديه، ارکان حرب، حکومتيه و اداره غله و نان باز کرد. اما با اشخاص تازه اي که غالباً اداره نشين بودند رفت و آمد پيدا کرد و اين معاشرت ها مي طلبيد که داخل خانه آن ها تا آن جا که سليقه کاسبکارانه آنان قد مي داد مرتب و آبرومند باشد.
نويسنده براي معرفي شخصيت به گذشته آن رجوع مي کند و تاريخچه زندگي او را به طور کامل تشريح مي کند.
* پيوند با ديگر شخصيت ها:
شوهر آهو و هما، پدر کلارا، بهرام، بيژن و مهدي، دايي عيسو، برادر خوانده و دوست ميرزا نبي
* نشانه هاي ظاهري:
1- “مرد ميانه بالا و سياه چرده اي ديده مي شد که پالتو خاکستري رنگ از جنس برک خراسان به تن داشت. پيشانيش بلند و هموار، ابروهايش پر پشت و چشم هايش گيرنده و نافذ بود. در چهره اندکي لاغر و کشيده اش، با خطوط عميق و کاملي که داشت، زيرکي نيرومندي خوانده مي شد که قبل از آنکه خشک و کاسبکارانه باشد مردانه و مهربان بود. موهاي سفيد صورت و سرش تا آن جا که از زير کلاه تازه باب شده شاپو، نمايان بود بر سياه مي چربيد. دکمه هاي پالتوش با بيقيدي لوطي واري باز بود و از زير آن کت و شلوار قهوه اي راه راه، جليقه و حتي بند ساعت جيبي اش به چشم مي خورد.” (افغاني،1345: 3)
2- “دندانهاي او مصنوعي اما تبسمش گرم و گرمي بخش و حقيقي بود صميميتي که بعد از گذشت پنجاه سال هنوز قوس صعودي خود را طي مي کرد. فک ها و چانه اش مردانه، خوش طرح، صاف و در حالت تراشيده از لحاظ يک زن تا اندازه اي هوس انگيز بود. موهاي سرش را هر هفته رنگ مي گذاشت و زعفراني مي کرد. صورتش را يکروز در ميان از ته مي زد. مي کوشيد کمر خود را، که گاه در زير بار عمر لرزشي مي نمود، راست نگه دارد تا حتي الامکان جوان و نيرومند نمود کند.” (همان:625)
در رمان نويسنده با صراحت و با ياري گرفتن از شرح و توضيح مستقيم به خواننده مي گويد که خصوصيات ظاهري ميران چيست. با مقايسه دو توصيف نويسنده در صفحه 3 و 625 مي توان به دگرگوني و تحولات وي در طول رمان پي برد. در توصيف اول نويسنده يک شخصيت لوطي نيمه بازاري و جا افتاده را نشان مي دهد. در توصيف دوم خواننده شاهد شخصيتي است متجدد که سعي مي کند خود را جوان تر از آنچه هست نشان دهد.
* تحول و دگرگوني:
ميران پويا ترين و گسترش يابنده ترين شخصيت رمان است. نويسنده کوچکترين تغيير شخصيتي وي را نشان مي دهد . مثال:
ميران با تمام وجود عاشق خانواده و خواهان سعادت آن هاست:
“اين بچه ها غم و شادي او بودند، مايه زندگي و اميد او بودند، غبار خستگي روزانه را از پيشاني اش مي زدودند …. از اين انديشه خالي نبود که علاوه بر بچه ها حتي زنش را نيز دوست داشت.” (افغاني،1345:
ميران نسبت به خانواده بي اعتناست:
“نه تنها به آهو، به بچه ها نيز چندان التفاتي نداشت. در چشمانش گاهي همه فروغ پدري رخت بر مي بست و فرو مي مرد و اين همان چشماني بود که از ديدار هما نور مي گرفت و به وجد مي آمد. ” (همان: 351)
تغيير و تحول ميران از نگاه ميرزا نبي و آهو:
“مالت رفت، به قول خودت عزت و آبرو، نماز و روزه، هستي و نيستي ات رفت، دوستانت از دورت پاشيده شدند، خودت را آلوده کردي و حالا با اين هر دم خيالها همينت مانده که بچه هايت را آواره شهرها بکني!” (همان:844)
“جادوي اين پتياره، علاقه به زندگي، نظم و نزاکت، وجدان و اراده، حيثيت و همه چيز او را بلعيده است (همان:848)
* خصوصيات اخلاقي شخصيت :
اخلاق ميران پيش از حادثه:
شاکر، فهميده، با ابتکار، بي غرض، دلسوز، فداکار، خوش مشرب، پاک چشم و بي نظر، مومن، خوش قلب با نزاکت، آرام، ملاحظه کار، احترام به ديگران آميخته به صميميت و يکرنگي، احترام به زن با بذله گويي و خوش مشربي، شوخ، نکته سنج، زنده دل، مهربان، ارزش و احترام گذاشتن به زنان مطيع، احترام به زنان با حجب و حيا، بيزار از سبکسري، شلختگي، خنده جلف ، نيک پندار، صفاي باطن، نوع دوست، بخشنده، بيزار از شراب نوشي، نيکوکار، با پشتکار و فعال، کم توقع، با جربزه، موقع شناس، تيز، چاچولباز و پشت هم انداز نيست، عاقل، ملايم طبع، سازگار، بي ريا، خراج بود اما بي حساب و کتاب نبود، بي پروا، بزرگوار، با حرمت، متين و سنگين، صفاي اخلاق، بلند نظر، بلند طبع، با گذشت، خودخواه نيست، با وفا، رفيق دوست، مهماندوست، فروتن، تودار، مسئوليت پذير در برابر زن و بچه هايش، عاشق خانواده، خوش خلق نسبت به خانواده، وارسته، درستکار، امانت دار، خوش قول، جوانمرد، ساده دل، يکرو، بلند همت، چشم و دل سير و بي نياز، خود راي و در پاره اي موارد لجوج بود، خيرخواه بي توقع، حلال خور، در لحظات معمولي نرم و دمدمي، دهن بين و باري به هر جهت بود در لحظات بحراني، يکدنده، نازک بين و کج تاب بود. ترقي خواه.
اخلاق ميران پس از حادثه:
شراب خوار، خونسرد و بي توجه به زن بزرگ و بچه هايش، بي وفا و پيمان شکن نسبت به زن بزرگش، بي انصاف و بي صفت در برابر زن و بچه، بي غيرت، خودخواه

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره شوهر آهوخانم Next Entries منبع تحقیق درمورد زیست محیطی، محیط زیست، سرمایه اجتماعی، رفتارهای زیست محیطی