منبع مقاله درباره شوهر آهوخانم، عناصر داستان، داستان کوتاه

دانلود پایان نامه ارشد

رضاخاني را به خوبي نشان مي دهد و اغلب به طور صريح، ايجاد تغييرات بنيادي در جامعه و قوانين اجتماعي را توصيه مي كند. از سوي ديگر بر خصوصيات دروني و روان شناختي نيز تأكيد مي ورزد . به گونه اي كه مي توان آن را يك رمان روان شناختي نيز دانست .
شاهد اين مدعا است:
“و اگر راست باشد که مردم هر زمان بر آئين پادشاهان خود اند ، بر جدي بودن سخن سيد ميران ديگر جاي ترديد نبود ، زمانه ستم پرور بود. خشونت هاي اخلاقي از بالا به پايين ، از پايين به بالا مثل جريان هواي گرم و سرد همه جا جاري و ساري بود، برو خودت را بکش، همين و ديگر جاي درنگ نبود.” (افغاني،1345: 515)
“چه طور مشهدي ،پس شما واقعأ خبر نداريد که چه شده است؟ قشون موتوريزه انگليس ديشب از مرز خسروي و قصر شيرين گذشته اند ،امروز به وقت ظهر از پاطاق سرازير شده اند. راديوهاي خارجي دو ساعت پيش گفته اند که امشب کرمانشاه محاصره و فردا اشغال خواهد شد. پادگان شهر به کلي تار و مار و سربازخانه ها ي خالي مانده به وسيله اوباش و اراذل يا مردم گرسنه و بي کار غارت شده است.” (همان:884)

4-6-شوهر آهوخانم، رماني روانشناختي
با توجه به تعريف رمان روانشناختي که در فصل دوم آورده شد، شوهر آهوخانم، رماني است روانشناختي زيرا افغاني ، در شوهر آهوخانم ، به تشريح انگيزه هاي دروني اعمال و رفتار اشخاص و توصيف حالات ، احساسات و عواطف پيچيده ذهني و وضعيت روحي و رواني آنان علاقه و توجه بسيار نشان داده است . وي گاه به تحليل واکنش هاي رواني و ذهني اشخاص در برابر برخي از حوادث و پديده ها مي پردازد. به عنوان مثال:
“سيدميران چنان که گويي از روي ندانستگي و سر زده به سر بينه حمام زنانه يا حريمي کاملأ خصصوصي ديگري از آن قبيل رفته است از اعمال خود احساس خجلت مي کرد.سيبي را که در دست داشت به اين معني که منظورش آن غزال رعناست رمز آميز بوسيد و به سوي او پرتاب کرد. هما که حواس ظاهرش مجذوب شيدايي هاي شوهر و حواس باطنش انگيخته ي زيبايي هاي خود بود براي گرفتن آن کوششي ننمود . سيب به زمين افتاد، غلتيد و طعمه ي جريان آب گشت چون چنين شد به نظرش آمد که چه بهتر آن را نگرفت ، چه بهتر که خود را با شوهر در حالت قهر نشان مي داد. جريان پيش از ظهر ميان آهو و سيدميران که بي شک حکايت از نوعي رد و بدل کردن احساسات و ياد گذشته هاي ديرين بود او راعميقأ به فکر و خيال واداشته بود . به خوصوص پرده آخري آن صحنه، که خود وي هنگامي که به بهانه ي خبر کردن بچه ها براي ناهار عمدأ آن دو را تنها گزارد و از پشت درختان ديد، تازماني که اين مرد به او توضيحش را نمي داد چيزي نبود که قابل فراموش کردن باشد.هوم با همه اين احوال به راستي نمي شد يک لحظه از سيدميران غافل شد و او را به هواي خود گذارد، مثل گوشت فورأ نصيب گربه مي شد. در آن موقع آهو که مي رفت ناهار را بياورد نظير زنبور عصباني که بخواهد کسي را بگزد ناگهان برگشت ،به سوي شوهرش يورش برد،کورمال کورکال دست به شانه اش کشيد و او را بوسيد. افسوس، به آن خوبي که ديده مي شدند صداي آن ها به گوش نمي رسيد تا ببيند با هم چه گفتند، چه قراري گذاشتند و چه توطئه اي کردند اين صحنه به هر حال و با همه ي شکل خنده دارش نمي توانست از نظر تيز بين او پيش درآمد مطلوبي به شمار آيد از همه جريان آن روز صبح و اصولأ هوس باغ آمدن سيدميران چيزي نفهميد. ظاهرأ در لحظه اي که هوويش به سوي او هجوم برد از وي خواهشي مي کرد .شايد خواهش و التماس اين که دست از آن بي مهري بردارد، التماس اينکه به خاطر بچه هايش ، به خاطر مهدي پدر دوستش او را طالق بدهد،همان مهدي گردن گلابي و نيمه جاني که آن روز صبح تا چشم او را دور ديده بود مثل يک بچه سه ساله خود را در بغل پدر جا کرده و به گردنش آويخته بود. به راستي آيا ممکن بود سيدميران به او قول هايي داده بوده باشد ؟آيا ممکن بود از آن پس به نفع آهو تغييري در رفتارش ظاهر بشود؟ سکوت انديشناک مرد در تمام مدت ظهر هنگام خوردن ناهار و احترازي که از نگاه به وي داشت، حتي خونسردي تعمدي و خميازه ها و خوابش بعداز ناهار که فورأ دستمال روي صورت انداخت و گوشه ي فرش دراز کشيد، هر کدام جدا جدا و همه با هم مي توانست جوابگوي روشن اين مسئله باشد و نباشد.آيا مي توانست در بزرگواري و وسعت نظر اين مرد و فداکاري هاي بي شائبه ي او در راه عشق خود کوچکترين ترديدي داشته باشد؟با همه ي زيبايي و لطف برترينش که وقتي آراسته و پيراسته از کوچه بيرون مي رفت گويي اسرافيل در صورش مي دميد معلوم نبود پس از اين مرد ديگر بتواند سعادتي در همان رديف براي خود دست و پا کند . در اين باره خيلي با خود انديشيده بود.” (افغاني ،1345: 714)

1-7-پيرنگ شوهرآهوخانم
“رمان در حقيقت شرح زندگي است بنابراين پيرنگ آن نيز، گسترش و پيچيدگي بيشتري در مقايسه با داستان کوتاه دارد،اما در مجموع همه پيرنگ ها چه پيچيده و چه ساده ،از سه بخش آغازين ،مياني و فرجامين تشکيل مي شود . هر طرح با واقعه اي که اغلب با پديد آمدن عدم تعادل در موقعيتي همراه است شروع مي شود.اين واقعه در ميانه بسط و گسترش مي يابد و سرانجام در پايان به اوج خود مي رسد.” (فورستر،1369: 116)
مولف”عناصر داستان” به دو نوع پيرنگ اشاره مي کند: پيرنگ بسته ، پيرنگ باز. (ميرصادقي،1376: 79)
• پيرنگ بسته يا پيرنگ پيچيده: پيرنگي است که از کيفيتي پيچيده و تودرتو و خصوصيت فني نيرومندي برخوردار باشد، به عبارت ديگر نظم ساختگي حوادث بر نظم طبيعي آن بچربد. اين نوع پيرنگ اغلب در داستان اسرارآميز به کار گرفته مي شود که گره گشايي و نتيجه گيري قطعي و محتومي دارد و داستان از ضابطه هاي علت و معلولي محکمي تابعيت مي کند و در خصوصيت تکنيکي آن افراط شده است . نويسنده در پيرنگ بسته بيشتر به استحکام اجزاي پيرنگ داستان توجه دارد تا حقيقت مانندي . (همان 79)
• پيرنگ باز يا پيرنگ آزاد: پيرنگي است که در آن نظم طبيعي حوادث، بر نظم ساختگي و تکنيکي داستان غلبه دارد. در اين نوع داستان ها ، اغلب گره گشايي وجود ندارد يا اگر داشته باشد زياد به چشم نمي زند، به عبارت ديگر نتيجه گيري قطعي که در پيرنگ بسته وجود دارد، در پيرنگ باز وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد قطعي نيست . در اين داستان ها نويسنده مي کوشد خود را در داستان پنهان کند تا داستان چون زندگي ، عيني و ملموس و بي طرفانه جلوه کند . از اين رو اغلب به مسائل طرح شده پاسخي نمي دهد و خواننده خود بايد راه حل آن را پيدا کند. (همان،80)
رمان شوهر آهو خانم، داستاني است با پيرنگ بسته يعني شخصيت هاي اصلي سرنوشت محتومي دارند، هما، زني که ميران سخت عاشق او مي شود، در پايان داستان علي رغم ميل باطني خود او را رها کرده و با البرز، عاشق پيشين خود که جواني است اهل همدان و راننده اتومبيل، کوس دياري ديگر مي کوبد . آهو زن ستم کشيده اي که هفت سال از زندگي آرام و شوهر محروم بوده است به آرامش پيشين مي رسد وحق خود را باز مي يابد. سيد ميران سرابي، آن لوطي جوانمردي که به خاطر عشق خانمان سوزش به هما تمام هست و نيست خود را از دست مي دهد در آخرين لحظات توسط آهو به آغوش خانواده باز مي گردد، و داستان با اين جملات پايان مي يابد:
“وقتي که آهو مشغول شمردن پول و دادن آن به شاگرد مبل ساز بود سيد ميران سرابي که به اتاق کوچک مي رفت از دم در صدازد :
به يکي از بچه ها بگو همين حالا همراه او برود چوب پرده ها را بياورد. و اين چراغ را هم بيا روشن کن آهو خانم نمي دانست بخندد يا بگريد. بي شک گوشش عوضي نمي شنيد ، در صداي شوهرش اگر نه هنوز محبت بلکه انس ديرين موج مي زد.” (همان:887)
” هر پيرنگ از ترکيب سه عنصر عمل، منش و انديشه شخصيت يا شخصيت هاي داستان ساخته مي شود ولي ضرورتاً يکي از آن ها مبناي ترکيب قرار مي گيرد و نقش اصلي را در شکل گيري پيرنگ ايفا مي کند و شکل خاصي از پيرنگ را به وجود مي آورد: هرگاه عنصر عمل مبناي ترکيب قرار بگيرد پيرنگ عمل و هرگاه عنصر منش مبناي ترکيب قرار بگيرد پيرنگ منش خواهيم داشت و هرگاه عنصر انديشه مبناي ترکيب قرار بگيرد پيرنگ انديشه خواهيم داشت” (ايراني،1364: 175)
“در پيرنگ عمل، مبناي ترکيب کنننده عبارت است از دگرگوني کامل چه تدريجي و چه ناگهاني، در سرنوشت قهرمان داستان که نتيجه منش و انديشه اوست” (همان:175)
” در پيرنگ منش ، مبناي ترکيب کننده عبارت است دگرگوني کامل در خصايل اخلاقي قهرمان داستان که از عمل او ناشي مي گردد و در رفتار و انديشه و احساساتش آشکار مي شود . ” (همان:175)
“در پيرنگ انديشه،مبناي ترکيب کننده عبارت است از دگرگوني کامل در انديشه و نتيجتاً در احساسات قهرمان داستان که ناشي از عمل و منش اوست. ” (همان:175)
اصطلاح عمل ناظر است به منزلت اجتماعي ، شرف، شهرت، مايملک، سلامتي و رفاه قهرمان داستان .اصطلاح منش ناظر است به انگيزه ها، هدف ها، عادت ها و رفتار و اراده قهرمان داستان. اصطلاح انديشه ناظر است به حالت هاي رواني، استدلال ها ، عواطف ، باورها، و دانش قهرمان داستان . (همان:177)
رمان شوهر آهو خانم رماني است دراماتيک و در پيرنگ آن شخصيت و حوادث دوش به دوش هم حرکت مي کنند . بنابراين اعمال و رفتار ، کشمکش ها،حالات رواني و تحولات و دگرگوني هاي شخصيت هاي اصلي داستان تعيين کننده نوع پيرنگ است. شوهر آهو خانم داراي يک پيرنگ پيچيده است زيرا شامل سه نوع دگرگوني عمل ، انديشه و منش مي باشد ،امادگرگوني عمل مبناي ترکيب قرار گرفته است و نقش اصلي را در شکل گيري پيرنگ ايفا کرده و شکل خاصي از پيرنگ را به وجود آورده است.
پيرنگ عمل عبارت است از :
• پيرنگ حادثه”در اين پيرنگ مرکز ثقل داستان حادثه است و زندگي دروني شخصيت ها جاي بسيار کمي در داستان دارد . ” (ايراني،1380: 446)
• پيرنگ غمناک” در اين پيرنگ شخصيتي دوست داشتني بدون آنکه مرتکب گناهي شده باشد به سرنوشتي شوم و دردناک دچارمي شود. او معمولاٌ فردي است ضعيف النفس که قادر نيست در برابر موج بلا از خود محافظت کند.” (همان)
• پيرنگ تراژيک” در اين طرح شخصيت دوست داشتني که برخوردار از بلوغ جسمي و روحي است و صاحب اراده قوي، مرتکب خطايي بزرگ مي شود و چون خطايش را آنقدر دير کشف مي کند که فرصت جبران مافات از کف رفته است به سرنوشتي شوم دچار مي گردد. ” (همان:447)
• پيرنگ تنبيهي:” شخصيت اصلي اين پيرنگ شخصيتي است منفور که هدف ها و مقاصد پليدي در سر مي پروراند واز قدرت و هوش زيادي برخوردار است ولي، درنتيجه شرارتهاي ذاتي خود به سرنوشتي شوم دچار مي شود.” (همان)
• پيرنگ احساساتي :” قهرمان داستان، که شخصيتي است دوست داشتني، دچار مصايب دردانگيزي مي گردد ولي توفيق مي يابد در برابر موج بلايا و بداقبالي ها مقاومت کند. ” (همان:448)
• پيرنگ تحسين : “در اين پيرنگ شخصيت ممتاز قهرمان داستان و خصايل عالي اخلاقي او سبب رستگاري او مي شود. ” (همان:449)
پيرنگ شوهرآهوخانم پيرنگي است تراژيک.سيد ميران که در ابتداي رمان شخصيتي است دوست داشتني و بلند پرواز و برخوردار از شرف ، شهرت و منزلت اجتماعي و صاحب اراده اي قوي است با دل بستن به هما و وصال با او مرتکب خطايي بزرگ مي شود و در نتيجه اين خطاي بزرگ ،متحمل شکست هايي خرد کننده مي گردد و با از دست دادن شرف، شهرت، منزلت اجتماعي و حتي مايملک خود همه ي اميدها و بلند پروازيش را از دست مي دهد.اگر چه او مي تواند اراده به خرج دهد و با تلاش خود آب رفته را به جوي برگرداند، در لحظاتي نيز به نظر مي رسد که همين کار را خواهد کرد ولي چون اراده نيرومندي ندارد موفق نمي شود و همه اميدها و هدف هايش را ترک مي گويد و يأس و سرافکندگي را مي پذيردو به سرنوشتي شوم دچار مي گردد.
آهو شخصيتي است دوست داشتني و بدون آنکه مرتکب گناهي شود ،دچار مصايب درد انگيزي مي گردد. او شخصيتي است ضعيف و ناتوان و نمي نواند در برابر موج بلا از خود محافظت کند.ولي در نهايت توفيق مي يابد در برابر بداقبالي ها مقاومت

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد زیست محیطی، محیط زیست، سرمایه اجتماعی، رفتارهای زیست محیطی Next Entries منبع مقاله درباره شوهر آهوخانم، ظلم و ستم