منبع مقاله درباره شوهر آهوخانم، سفرنامه ها، عناصر داستان، انقلاب مشروطه

دانلود پایان نامه ارشد

که 887صفحه از ادبيات ايران را اشغال کرده است اسير پايين تنه است در حالي که نويسنده او را تبرئه کرده است.” (مسعودي،1346: 2)
دکتراسدالله واحد در مقاله اينترنتي “شوهر آهو خانم و مکتب هاي ادبي”در سايت ادبي به تحليل و بررسي مکتب هاي موجود در شوهر آهوخانم پرداخته است.
نادياعزيزي،دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي تهران در سال 1379 پايان نامه کارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي خود را با عنوان”نقش دلاويز”نوشته است و در آن به نقد و بررسي آثار علي محمد افغاني از نظر اوضاع سياسي،اجتماعي،گويشي،عقايد و باورها،خرافات،زيبايي هاي کلامي و گفتاري، روانشناسي و ضرب المثل پرداخته است.
سحر کريمي مهر نيز مصاحبه اي با علي محمد افغاني انجام داده است و حاصل آن را درمقاله اي با عنوان “گفت و گو با علي محمد افغاني” در پايگاه اينترنتي بلوط جمع آوري کرده است.
همانطور که مشاهده شد در هيچ يک از اين پژوهش هاي مذکور و در هيچ پژوهش ديگري ،به صورت تخصصي ويژگي هاي شوهر آهوخانم پرداخت نشده است. بنابراين با توجه به جايگاه خاصي که نويسنده شوهر آهوخانم در داستان نويسي معاصر احراز کرده است، تحليل و بررسي اثرش بسيار ضروري مي نمايد. از اين رو نگارنده در اين نوشتار بر آن است تا نوع رمان، مکتب ادبي و سبک شوهر آهوخانم را مورد تحليل و بررسي قرار دهد و بيشتر عناصر داستاني را جداگانه بر اساس معيارهاي رمان شناسي معاصر در بوته نقد و بررسي قرار دهد.

1-1- درباره رمان
“تعريف رمان در فرهنگ و بستر چنين آمده است : نثر روايي خلاقانه اي با طول شايان توجه و پيچيدگي خاص که با تجربه انساني همراه با تخييل سروکار داشته باشد و از طريق توالي حوادث بيان شود و در آن گروهي از شخصيت ها در صحنه مشخصي شرکت داشته باشند. ” (ميرصادقي،24:1376)
ويليام هزليت، منتقد و نويسنده انگليسي در قرن نوزده رمان را چنين تعريف کرده است :
“رمان ، داستاني است که براساس تقليدي نزديک به واقعيت، از آدمي،عادات و حالات بشري نوشته شده باشد و به نحوي از انحاء شالوده جامعه را در خود تصوير و منعکس مي کند.” (عبدالهيان،1381 :48)
“رمان اثري داستاني است که داراي حجمي نسبتأ طولاني است و به همين دليل کليه عناصر داستان در اين نوع پيچيده تر و متنوع تراند. وقايع بيشتر و گره خورده تراند و در کنار حادثه اصلي ،حوادث فرعي متعددي مطرح ميشود.” (همان:48)
“رمان مهمترين و معروف ترين شکل تبلور يافته ادبي روزگار ماست.”(ميرصادقي،1376: 23) تاريخ پيدايش و طلوع آن در فرهنگ ادبي جهان از 250 سال تجاوز نمي کند و در حقيقت نخستين بار در حدود چهار قرن پيش ، يعني قرن18، بعد از رنسانس و انقلاب صنعتي در کشور اسپانيا ظهور يافت. (عبدالهيان،1381 : 19)بيشتر صاحب نظران سرآغاز رمان اروپا را در رمان بلند دن کيشوت اثر سروانتس، نويسنده و شاعر اسپانيايي ، (1617،1547) در خلال سالهاي 1605 تا1615 مي دانند.
” پس از آن با رمان شاهزاده خانم کلو، نوشته مادام دو لافايت ، نويسنده فرانسوي (1693-1634) و ژيل بلاس، اثر مشهور آن رنه لوساژ، نويسنده فرانسوي (1747-1668) ، بنياد آن ريخته شد. در پي آن نويسندگاني چون دانيل دفو، نويسنده انگليسي (1731-1660) و ساموئل ريچاردسن، نويسنده انگليسي (1761-1689) و هنري فيلدينگ ، نويسنده انگليسي (1754-1707) و والتراسکات، نويسنده اسکاتلندي (1832-1771) آن را به تکامل رساندند.” (ميرصادقي،1376 :23)
رمان آنجا که ميدان نمايش سرنوشت بشر و تجربه هاي شخصي و اجتماعي اوست بي ترديد بزرگترين رمان نويسان را در قلمرو واقع گرايان قرن نوزده چون ، بالزاک ، تولستوي و داستايوسکي به جهان عرضه داشته است . رمان نويسان قرن بيست اگر چه نتوانستند به جايگاه بلند پيشکسوتان خود نائل شوند اما نوع رمان را متحّول ساختند.
با افول دوران فئودال و ظهور جامعه بورژوايي ، در پي تحولات فکري و به دليل احتياج انسان فرا تاريخي عصر جديد به نوع ادبي تازه،”يعني دوره اي که جهت گيري عمومي فکري آن به علت طرد-ياحداقل کوشش در جهت طرد مفاهيم کلي ،پيوند خود را با ميراث کلاسيک و قرون وسطايي اش گسسته بود”(پاينده،1374: 16)رمانس از دنياي ادبيات رخت بربست و به جاي آن رمان ميداندار ادبيات داستاني گرديد.
” رمانس ، قصه خيالي منثور يا منظومي است که بر وقايع غيرعادي و شگفت انگيز توجه کند و ماجراهاي عجيب و غريب و عشقبازي هاي اغراق آميز يا اعمال سلحشوران را به نمايش گذارد. ” (ميرصادقي، 1376 : 22)
در اينجا براي شناخت خصوصيات اصلي رمان به تقابل ميان رمان و رمانس مي پردازيم :
1-شخصيت پردازي :”آدم هاي رمان، اغلب آدم هاي عادي و حقير و ساده اي هستند از کليه طبقات اجتماعي که در اطراف هر نويسنده به فراواني ديده مي شوند. اين شخصيت ها ديگر اعمال قهرمانانه انجام نمي دهند و قيافه آن ها به خوبي و وضوح و همسان با خلقياتشان توصيف مي شود تا در ذهن خواننده تصويري واضح داشته باشد.”(عبدالهيان،1381: 20) در حالي که در رمانس “بيشتر قهرمانان از خاندان شاهي انتخاب مي شوند.”(همان:14) “قيافه ظاهري آنها با هم تفاوت چنداني ندارد و همه خصوصياتي که براي زن وصف شده دقيقاً براي مردان يا پسران جوان نيز گفته شده است .” (همان:16)
2-موضوع :”نويسندگان رمان حوادث زندگي عادي ، بدي هاي جوامع و انتقاد و راه اصطلاح را در آثار خود نشان مي دهند حال آنکه موضوعات اصلي رمانس، عشق و ناکامي ، جنگ و قدرت نمايي، ثروت و مال اندوزي ، نيکي و عواقب آن است .” (همان:20)
” چون موضوع رمان، فرد در جامعه است و رمان نويس مي کوشد تصويري حتي الامکان جامع از زندگي فرد در جامعه به دست دهد و همواره در سرشت انسان و زندگي فردي و اجتماعي ، پندارها و گفتارها و کردارهايي هست که نظامهاي اخلاقي آنها را مذموم يا گناه آلود به شمار مي آورند يکي از ويژگي هاي رمان نشان دادن آن پندارها و گفتارها و کردارهاي مذموم و گناه آلود است .” (ايراني،1380: 123)
3-پيرنگ :”پيرنگ پيش از رمان، مبتني بر هم زماني غير محتمل حوادث و يا تغيير قيافه شخصيتها بود، حال آنکه در پيرنگ رمان به واسطه عامل زمان، ارتباطي علّي بين وقايع برقراري شود و همين امر ساختار رمان را بس منسجم تر مي سازد و شايد از اين هم مهمتر تأثيري باشد که تأکيد رمان برفرآيند رمان، در شخصيت پردازي باقي مي گذارد.” (پاينده،1374: 34) بنابراين پيرنگ منسجم، قوي و پيچيده جز در رمان شخصيت، يکي از مهمترين عناصر داستاني و از کليدهاي طلايي موفقيت رمان به شمار مي رود .
4-حقيقت مانندي :”رمانس بازتابي از مسائل احساسي و دروني آدمي است و همچون رمان داستان افراد را بيان مي کند اما به شيوه خيالي و ذهني به آنها مي پردازد درحالي که رمان نويس در رمان چون عيني تر و واقعي تر داستان را پرداخت مي کند، مي تواند به درون ذهن اشخاص نفوذ کند.” (سليماني،1369: 147) بنابراين رمان نويس با نفوذ به دنياي درون فرد و احساسات خصوصي و کاويدن روح بشر و تجزيه و تحليل دقيق و عميق شخصيت و تصوير و تشريح جزئيات هر حادثه و حالت،احساس واقعيت را در ذهن خواننده به وجود مي آورد تا خواننده شاهد و ناظر وقايع داستان بشود و با شخصيت هاي داستان همذات پنداري کند. (ميرصادقي،1381: 390)
5-هدف : “رمانس بيشتر درباره دليري پهلوانان و ماجراهاي عاشقانه و شگفت انگيز و اغراق آميز است که تنها جنبه سرگرم کنندگي دارند .”(همان: 392) اما”هدف رمان، علاوه بر رسيدن به زيبايي ، آموزندگي و تعليمي بودن آن است” (عبدالهيان،1381: 21)
6- پايان :”در رمان برخلاف رمانس نمي توان پايان داستان را پيش بيني کرد. نويسنده تا جايي که مي تواند، سعي مي کند، بر گيرايي رمان بيفزايد و اضطراب خواننده را بيشتر کند . گاه تا سطر آخر داستان ، نتيجه مشخص نمي شود.” (همان:20)
با توجه به آنچه در بالا براساس نظريات متخصصان فن آورده شد، اختلاف اساسي “رمان” و “رمانس” در نحوه شخصيت پردازي ،حقيقت مانندي و در پيرنگ ، موضوع و هدف اين دواست.

2-1-رمان فارسي
داستان نويسي فارسي (رمان و داستان کوتاه ) پديده هنري بديعي بود که به تقريب اندکي پيش از انقلاب مشروطيت به عنوان ميراث ادبي از اروپا وارد ايران شد(ميرصادقي،1382: 11) و” در جاي ادبيات داستاني سنتي که تأثير و اهميت خود را بر اثر تحولات اجتماعي از دست داده بود، نشست و چون با اوضاع و احوال جديد جامعه ايران، هماهنگي داشت و تلاش و درگيري انسان امروز را تصوير مي کرد و حامي مردمان ستمديده و محروم و زيردست بود، پذيرشي روز افزون يافت و وسيله اي شد براي پرداختن به ناهنجاري هاي اجتماعي و افشاگري هاي سياسي .” (عبدالهيان،1381: 19)
رحيميان در کتاب “ادبيات معاصر نثر” نثر معاصر را به چهار دوره تقسيم ميکند:(رحيميان،1384: 71-147-217)
1-نثر دوره مشروطه(1300-1285):
در اين دوره در نتيجه تحولات سياسي و اجتماعي و بحران هايي که در اواخر قاجاريه به وجود آمد، شرايط لازم براي پديد آمدن نخستين رمان هاي ايراني فراهم شد. (عبدالهيان،1381 : 24)
عبدالهيان در “کارنامه نثر معاصر” اين شرايط را چنين ذکر مي کند:
1-ترجمه داستان هاي غربي : “اين ترجمه ها که توسط شاهزاده ها و در باريان قاجار صورت مي گرفت، جنبه سرگرم کنندگي داشت و از نوع رمان هاي حادثه اي بود، با اين حال علاوه بر آشنايي مردم با جامعه غرب، تأثير بسياري بر ساده شدن زبان نگارش گذاشتند.” (ميرصادقي،1382: 15)
2- سفرنامه هاي خيالي :” که در فاصله قبل از مشروطه تا کودتاي رضاخان نوشته شدند و زبان را به زبان مناسب براي رمان تبديل کردند اين سفرنامه ها در واقع رمان هاي ناقصي اند که بين رمان و رمانس در نوسانند اما در بيداري ايرانيان در انقلاب مشروطه تأثير بسيار داشته اند. چنانچه روشنفکران اين دوره قالب سفرنامه را براي بيان اوضاع سياسي و اجتماعي داخل کشور به کار مي بردند. جهل و خرافه پرستي عوام و ناداني و فرصت طلبي طبقه حاکم و مواجهه فرودستان و ستمديدگان با حق کشي ها و زورگويي هاي بزرگان موضوع اصلي اين سفرنامه هاست .” (عبدالهيان،1381: 25)
3- آثار کوتاه شبه داستاني : “اين آثار مجموعه مقالاتي بودند که در روزنامه ها و مجلات آن دوره چاپ مي شدند و بسيار شبيه به داستان هاي کوتاه بعدي بودند. ” (همان:26)
4- رمان هاي تاريخي : “اين رمان هاي آغازين که حدفاصلي است ميان قصه هاي بلند و رمان هاي واقعي . به اين دليل که مربوط به فضاي قديمي و حوادث گذشته و قهرمانان و اعمال و زمان و مکان آن دوره هاست و توأم با نوعي قهرمان سازي و گذشته گرايي است از سوي رمان نويسان توانا و واقع بين جدي گرفته نشد. نگارش رمان تاريخي بيشتر به تقليد از اروپاييان رواج يافت ولي نمونه هايي از اين نوع در ادبيات ما سابقه اي ديرين دارد. در اين دوران، رمان تاريخي، و سيله اي براي بيان و تبليغ روش زندگي مردان بزرگي بود که در گذشته ها منجي ايران بودند.”(همان:27) از جمله ستارگان فريب خورده که نخستين رمان تاريخي است.
2-نثر دوره کودتا (1320-1300)
ميرعابديني در”صد سال داستان نويسي”به دو جريان ادبي در اين دوره اشاره مي کند :
الف-رمان هاي تاريخي :رمان هاي تاريخي که نوع ادبي شاخص دوره قبل بوددراين سالها نيز به حيات خود ادامه مي دهد.رمان هاي تاريخي در اين دوره”بر اساس بزرگنمايي اغراق آميز يک شخصيت تاريخي نوشته شده است،بي آنکه اين شخصيت را مرتبط باخاستگاه و سمت گيري اجتماعي و شرايط تاريخي پيدايش او و مسير عمده تکامل اجتماعي بررسي کنند .به طور کلي نويسندگان از ديدگاهي اصولي به سير حرکت جامعه نمي نگرند و بر مبناي سنت تاريخ نگاري کهن گام بر مي دارند.” (ميرعابديني،1377: 47)
ب-رمان هاي اجتماعي : سال 1300 به سبب تغييراتي که در طرز زندگي مردم و تحولاتي که در حکومت حادث شد، اغلب داستان نويسان به نگارش رمان هاي اجتماعي روي آوردند” که در آن ها لبه حمله مستقيم به اوضاع و احوال آشفته و بي سر و سامان و عقب ماندگي هاي ايران و خودکامگي هاي زمامداران وقت و فاجعه هاي

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره شوهر آهوخانم، عناصر داستان، انقلاب مشروطه، عناصرداستان Next Entries منبع مقاله درباره روشنفکران، داستان کوتاه، کودکان و نوجوانان، شوهر آهوخانم