منبع مقاله درباره شاهنامه فردوسی، گونه های روایی، اسطوره شناسی، مرگ و زندگی

دانلود پایان نامه ارشد

وقایعی را که در زمان و مکان اتفاق افتاده اند و نیز تجربیات روانی مهم انسان را به زبان سمبلیک بیان می کند . اگر نتوانیم معنای واقعی اساطیر را درک کنیم مجبور خواهیم بود آنها را تصاویری پیش پا افتاده و بدوی از تاریخ دنیا تلقی کنیم و در بهترین وجه ممکن آنها را فرآورده هایی شاعرانه و زیبا از تخیل انسانی بدانیم …. اکنون به معناو مفهوم فلسفی یا مذهبی اساطیر اهمیت بیشتری داده می شود و داستان ظاهری آن صرفاٌ به عنوان سمبلی از معنای حقیقی آن در نظر گرفته می شود …. » ( پورنامداریان، 1364: 150 )
بی شک، اسطوره ها روزنه هایی هستند به جهان دیروز و رازگشای رمزها و رازهای اعصار گذشته بشر و به منزله چراغی هستند در تاریکی های راه شناخت ، شناخت ریشه باورهایی که از دیروز برای بشر امروز به یادگار مانده.
3-1-1 کارکرد اسطوره
با توجه به مطالب بیان شده چنین برآورد کرد که:
– اسطوره از کهن ترین ایام و از بدو پیدایش تمدن بشری همواره با انسان همراه بوده و بشر بدوی رابطه خویش با جهان پیرامونش را به وسیله اسطوره تبیین و تعریف می کند.
– سنت ها و باورها و آیین های کهن یک ملت را می توان با مطالعه اسطوره های آن ملت شناخت و به فرهنگ آن ملت دست یافت، « افسانه های کهنه اساطیری در هر ملتی خود دلیل بر قدمت و تاریخ و سابقه طولانی تمدن آن ملت است و هر قدر ملتی کهنسال تر و تاریخ و تمدنش قدیم تر باشد افسانه ها و داستانه های اساطیری آن بیشتر است » (همایی، 1369: 171)، بنابراین با مطالعه همین اسطوره های باستانی، می توان رفتارهای فرهنگی و اجتماعی یک جامعه را به خوبی تجزیه وتحلیل کرد.
– اهمیت و تأثیر اسطوره در زمینه های مختلفی چون ادبیات، هنر، موسیقی و فرهنگ یک ملت انکارناپذیر است و بزرگ ترین آثار ادبی و حماسی جهان از جمله ایلیاد و اودیسه ی هومر و شاهنامه فردوسی و ….، در سایه ی اسطوره های باستانی شکل گرفته اند.
3-1-2 ریشه یابی واژه اسطوره
«اسطوره شناسی3 ( علم اسطوره ) عبارت است از مجموعه اساطیر و افسانه هایی که اختصاص به جامعه و فرهنگ معین دارد » ( واحد دوست، 1389: 25 )
« واژه « اسطـوره » در زبـان پارسی وامــواژه ای است بـرگـرفته از زبان عربی. « الاسطـوره » و « الأسطیر » در زبان عرب به معنای روایت و حدیثی است که اصلی ندارد اما این واژه عربی خود وامـواژه ای است از اصل یـونـانی4 به معنـای استفسار، تحقیق، اطلاع، شرح و تـاریخ؛ »( پـژوهشی در اساطیـر ایـران، 1376: 343)
دکتر جلاالدین کزازی در این باره می نویسد: « شاید بتوان انگاشت که اسطوره واژه ای است که در بنیاد تازی نیست و مانند بسیاری از واژه های دیگر در این زبان، از دیگر زبان ها ستانده شده است و ریخت و پیکره تازیکانه یافته است. انگاره ای در ریشه و بنیاد واژه اسطوره آن است که شاید این واژه از زبان یونانی یا لاتینی به زبان تازی برده شده باشد و دیگرگون شده واژه یونانی و لاتینی « هیستوریا » 5باشد که به معنی سخن و خبر راست، یا جستجوی راستی است. از این واژه، واژه هایی « ایستوار » 6درفرانسه و « استوری »7 در انگلیسی که به معنی تاریخ، داستان و قصه است، به یادگار مانده است. » ( کزازی،1390: 2 ). « در زبان های اروپایی، اسطوره میت 8خوانده می شود که واژه ای است برگرفته از موتوس9 یونانی، به معنی حکایت و قصه ای که بیشتر در پیوسته نیز هست. » ( همان: 2 ). « اسطوره در پارسی گاه افسانه برابر نهاده شده است و واژه افسانه را به جای آن به کار برده اند؛ لیک بدرست نمی تـوان افسانه را با اسطـوره در معنایی که امروز از آن خـواسته می شود و بـرابـر ویکسان با معنای میت است ، همعنی دانست. افسانه داستان ها و حکایت های مردمی است که بر زبانها روان است؛ اما هنوز به گونه ای پیکرۀ فرهنگی و سازمان و سامان اندیشه ای که اسطوره نامیده می شود، دیگرگون نشده است. » (همان:2 )

3-1-3 اسطوره در شاهنامه
همان طور که گفته آمد، اسطوره ها مجموعه هایی هستند از باورهای ایرانیان باستان درباره نیروهای آسمانی و پیدایش جهان و انسان و فرجام کار جهان و همچنین آداب و رسوم و آئین هایی که با این باورها مرتبط می باشند و از این رو منابع مکتوبات باستانی تنها راه شناخت اساطیر کهن ایرانی می باشد تقریباً یک هزار سال پیش از میلاد مسیح با آمدن زردشت در ایران، دین زردشتی بنا نهاده شد و این آموزه های دینی بسیاری از باورهای کهن و اساطیری را نیز در برداشت که در دوره های بعد باورهای کهن و بیگانه دیگری نیز به آن وارد شد، بنابراین یکی از منابع شناخت تاریخ ورایی ایران و باورهای اساطیری می تواند نوشته های کهن اوستایی و پهلوی باشد. ( البته لازم به ذکر است که قبل از ظهور زردشت روایات و داستانهای اساطیری و پهلوانی کهن تری در نزد هند و ایرانی ها بود و سینه به سینه نقل می شد که در وداهای هندی منعکس است و مجال آنها در این مبحث نمی گنجد ) باری « بنابراین وقتی از اساطیر کهنی که حماسه سرایی ما از آن اثر پذیرفته، صحبت می کنیم، این اساطیر زردشتی ما نیست. اساطیر زردشتی عمیقاً اساطیری است که در اصل بعدها پیرامون دین زردشت به وجود می آید و با اساطیر هند و ایرانی به آن صورت دقیق که در روایات و قصه ها و پهلوانی ها ذکر می شد، چندان رابطه ای ندارد، اساطیری که پیرامون دین زردشت در دوره هخامنشی، به ویژه در دوره اشکانی و ساسانی شکل می گیرد و در کتاب پهلوی بخصوص در کتاب بندهش منعکس است، بیشتر مربوط به خلقت دنیاست و کاملاً رنگ زردشت دارد. » ( بهار، 1384: 560 ) پس به غیر از نوشته های اوستایی برای شناخت گسترده تر روایات اساطیری و حماسی می توان به منابع کهن تری تکیه نمود. « ریگ ودا کهن ترین اثر مکتوب هند و اروپایی است و به دوره ای بین هزار و پانصد و هزار و دویست پیش از مسیح باز می گردد و بهترین منبع برای مطالعه اساطیر کهن هند و ایرانی است. » ( همان: 561 ) علاوه بر آثار یادشده دیگر اثر گرانبها در شناخت این مبحث شاهنامه فردوسی است که شرح رویدادها و همچنین داستانهای روزگاران پیش از تاریخ ایران را در بر دارد و حماسه ملی ایران در آن به اوج خود می رسد. « در واقع، شاهنامه منبع اصلی روایتهای اساطیری و حماسی ایـران به زبـان فارسی به شمار می آید که بـر اساس خداینامه ها سروده شده است در شاهنـامه می توان روایت های سینه به سینه حفظ شده و سنت های شفاهی را که از قول « دهقان » نقل می شود نیز ملاحظه کرد. ویژگی شاهنامه این است که روایتهای گوناگون را با هم تلفیق می کند و از ایـن رو شخصیت هایی در آن دیـده می شوند که برای اوستا و منابع پهلـوی ناشناخته انـد. » ( آموزگار، 1387: 9 ) پس به گزاف می توان گفت که شاهنامه یکی از کامل ترین روایت های تاریخ اساطیری ایران است، چـراکه در زیـر ساخت داستان هـای خـود شبکه پیچیده ای است از نمـادهای اساطیـری و رمـزی. شاهنـامه « متنی است نمادین که باورها و اندیشه ها و آزمونهای کهن به زبان راز آلود نمادها در آن باز گفته شده اند. » ( کزازی، 1390: 198 ) و فردوسی به عنوان یک رکن استوار و سترگ در ادبیات حماسی و اساطیری ایران به روشنگری و برجسته سازی اسطوره ها پرداخته است.
3-1-4 ارتباط اسطوره با گونه های روایی دبگر
اسطوره در مقایسه با گونه های روایی دیگر مثل« افسانه، نماد، حماسه و تمثیل» در جایگاهی برتر است. اسطـوره مملـو از مفاهیم نمـادین و تمثیـل گـونه است، مادر حمـاسه و تمثیـل است که آنهـا را می پـروراند. اسطوره در ارتبـاط با حماسه پیوندی تنگاتنگ دارد و به منـزله ی جـان و روح آن می باشد، اسطوره بستر رویارویی ناسازهاست ، یعنی دو نیروی متضاد در درون آن رویاروی هم می ایستد و حماسه از این رویارویی، در درون اسطوره به وقوع می پیوندد و نماد در جهان اسطوره به جاودانگی می رسد. اسطوره در پیوند با افسانه می تواند چنین باشد که جلال الدین کزازی می نویسد: « افسانه ها داستانهایی پراکنده و بی سامانند که می توانند مایه ها و بنیادهایی ساختاری شمرده شوند که سرانجام اسطوره از آنها پدید خواهد آمد. پاره های افسانه آنگاه که با هم در آمیزند و در یکدیگر بتنند و پیکره ای همبسته و بسامان از اندیشه ها و باورها را پدید آورند، تا به مرز اسطوره فرا خواهند رفت و دیگرگونی خواهند یافت، به دیگر سخن افسانه ها پاره هایی گسسته و مایه هایی خام از گونه ای جهان شناسی رازآمیز و باستانی می تواند بود که آنرا اسطوره می نامیم. » ( کزازی، 1390: 3 ) پس اسطوره در افسانه رسوخ می کند، « اسطوره به دبستانی اندیشه ای و فلسفی می ماند که فرزانه ای اندیشمند پدید آورده باشد و افسانه ها به اندیشه هایی خام و پراکنده که پیش از پیدایی آن دبستان فلسفی در ذهن این فرزانه اندیشمند ناوردی داشته اند؛ » (همان ،3 )
3-2 حماسه
قبل از آنکه وارد بحث نماد شویم لازم است مختصری درباره حماسه ( هر چند کوتاه ) بدانیم چرا که نمادها خود از درون مایه های حماسه به شمار می روند. حماسه واژه ای است عربی و در لغت به معنای « شجاعت، دلاوری، دلیری » می باشد « در وصف پهلوانان و داستانهایی از نبردها و دلاوریها و افتخارات قومی و نژادی » (عمید، 1360: 806 ) حماسه خود در دل اسطوره پدید می آید « اسطوره به مامی پرورنده می ماند که حماسه را می زاید؛ و آنرا در دامان خویش می پرورد و می بالاند، حماسه راستین و بنیادین جز از دل اسطوره بر نمی تواند آمد. » ( کزازی، 1390: 183 ) در اسطوره دو نیروی متضاد به مانند دو نیروی اهریمن و اهورا یا دو مسأله خیر و شر در برابر هم قرار می گیرند و از رویاروی آنها حماسه خلق می گردد، لذا حماسه ستیز ناسازهاست در درون اسطوره. رویارویی مرگ و زندگی، عشق و نفرت، کینه و گذشت و ….، در حماسه به اوج می رسد و نخستین کوشش های ذهنی بشر را در این تضادها به تصویر می کشد . حماسه شرح دوران ماقبل تاریخ است و روزگار مردمان نخستین را به تصویر می کشد از این رو سخن از نخستین ها است از اینکه جهان و عصر آفرینش چگونه است ، بشر همواره در مقابل خدایان و جهان ناشناخته قرار دارد. در حماسه سخن از اکتشافات و اختراعاتی است که از ذوق و هنر نیاکان بوجود آمده مانند کشف آتش، تهیه پوشاک و امثال آنها. بنابراین حماسه « تنها در فرهنگ و ادب مردمانی پدید می آید که دارای تاریخی کهن و اسطوره ای دیرینه اند. » ( کزازی، 1390: 183 ) حماسه ای که بر مبنای اسطوره ها شکل گرفته یعنی حماسه های اساطیری، قدیمی ترین و اصیل ترین نـوع حماسه است که پیشینه ای باستانی دارند و به دوران پیش از تاریخ باز می گردد « در اینگـونه از حماسه که حماسه نژاده راستین است، چهـره ها، رویدادها، سرزمین ها نمـادین شده اند از اینـروی در آن زمان و مکان رنگ باخته است ، یا به یکبارگی فـراموش شده است. » ( همان: 191 ) « در چنین حماسه ای همه چیز در هاله ای از افسانه و مِهی از افسون پـوشیده شده است. همین گونه از حماسه است که نیاز به گزارش و رازگشایی دارد؛ به یاری نمادشناسی اسطوره ای می باید نمادها ونشانه های راز وارانه آنرا کاوید و راز گشود و گزارد. » ( همان: 191 ) نمونه ای از این نوع حماسه در بخش اول شاهنامه فردوسی تا داستان فریدون که در این قسمت، از اوائل سخن رفته وجود دارد. « در حماسه ها وجود سرزمین وقومی خاص که قهرمانان اشرافی دلاوری به دفاع از آن و گشودن سرزمین بیگانه می پـردازند، و داستان های دلاوری آنان، مایـه های اصلی ایـن اثـر شمـرده می شود، در این نبردهای دلاوران گاه خدایان نیز نقشی عهده دارند و حبّ و بغض ایشان تعیین کننده پیروزیها و شکست های قهرمانان است. نیز این قهرمانان گاه مجبورند علیه موجودات و نیروهای فوق انسانی یا غیر انسانی به نبرد پردازند. نبرد با غولها، وجانوران شگفت آور و نیرومند و گاه با پریان و جاودان، بخشهایی از حماسه را تشکیل می دهد. » ( بهار، 1375 :374 ) « حماسه به مانند اساطیر، معمولاً دارای نقش ایدوئولوژیک ، اخلاقی و رفتاری در جامعه است و بسیاری از کهن نمودگان فرهنگی جامعه خویش را به همراه دارد و قادر است این کهن نمودگان فرهنگی را با نقش ایدوئولوژیک اخلاقی و

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره شاهنامه فردوسی، ایران باستان، تاریخ ایران، زبان فارسی Next Entries منبع مقاله درباره شاهنامه فردوسی، رستم و اسفندیار، اهورامزدا، پورنامداریان