منبع مقاله درباره روشنفکران، داستان کوتاه، کودکان و نوجوانان، شوهر آهوخانم

دانلود پایان نامه ارشد

ي که در اين اوضاع و احوال روي مي داد بود.”(ميرصادقي،1382: 19)” به طور کلي رمان هاي اجتماعي و واقع گرايانه اي که در اين دوره نوشته مي شد از الگوي رمان نويسي قرن هايي 18و19 غربي پيروي مي کرد.” (دستغيب،1383: 74)اما” خط سير رمان نويسي فارسي ، خط سير همواري نبوده است، چنانچه بعد از کودتاي رضاشاه و استيلاي ديکتاتوري بر جامعه ايراني، به دليل اختناق و سختگيري با اهل انديشه و قلم، رمان هاي بي بو و خاصيت سطحي عاشقانه تحت تأثير و به تقليد رمان هاي احساساتي و رمانتيک فرنگي باب شد که پر از آه و ناله هاي سوزناک رمانتيک است. اين رمانها اغلب گرفتار نقص و ايرادهاي فني و ساختاري و ضعف ها و اغراق هاي معنايي بودند و از نظر هنري فاقد ارزش و عمرشان کوتاه بود.”(ميرصادقي،1382: 20)
3-نثر دوره آرمانگرايي(1332-1320) :
وضعيت پرتلاطم سالهاي پس از شهريور بيست “اعتراض هاي مردمي،تشکل هاي سياسي و روشنفکري،حکومت نظامي ها،يورش ها،بازداشت ها و تير باران ها چهرهاي متفاوت به اين دوره مي بخشد.” (ميرعابديني،1377: 129) “آثار پديد آمده در اين دوره از ژورناليسم و آوازه گري صدمه مي بيند و با اين که داستان هاي بسياري نوشته مي شود ،اثر با ارزش-از لحاظ نگرش تاريخي و زيبايي شناسي-در ميان آن ها نيست ” (همان:132)
در اين دوره سه جريان ادبي رواج دارد:
الف-رمان هاي تاريخي:”در اين دوره توجه عمده نويسنده صرف درگير کردن خواننده با رويدادهاي ناشناخته،به منظور سرگرم کردن او ميشود.اين رمانها خواننده را به جهان شگفت و رؤيايي پهلوانان پيروز و بانوان زيباروي و عاشق پيشه مي برد دنيايي به دور از يکنواختي ها و مشکلات دنياي واقعي که در آن خواننده از طريق همانند سازي خود با قهرمانان رمان،گريزگاهي مي يابد.” (ميرعابديني،1377 :135)
ب-رمان هاي اجتماعي:”در اين دوره رمان هاي اجتماعي ديگر ژانر مطرحي در ادبيات ايران به شمار نمي رود و به پاورقي مجلات و زايده مقالات بدل مي شود.” (همان،152)
ج-گسترش پاورقي نويسي:”پاورقي نويسان در اين دوره تنها به جذب خواننده و کسب درآمد از طريق نوشتن مي انديشند و هدفي جز سرگرم کردن مردم ندارند.” (همان:141)
به طور کلي”تأثير مقاله نويسي و بيان توضيحي و توصيفي در رمان هاي اين دوره آشکارا ديده مي شود و گاهي صحنه هاي رمان به گزارش فاضلانه و عالمانه و مقاله سياسي و اجتماعي تبديل مي شود. نويسنده فضل فروشي مي کند يا به انتقاد مستقيم از اوضاع و احوال جامعه مي پردازد و زعماي جاهل و حاکمان ظالم را به باد ناسزا مي گيرد و رمان به رساله اي آموزشي، اخلاقي و انتقادي تبديل مي شود و عناصر حياتي و تکنيکي آن به هم مي ريزد.”(ميرصادقي،1382: 15 ) ” به همين دليل است که اين رمان ها نتوانستند پايه گذار ادبيات داستاني نوين باشند و خلف شايسته اي بعد از خود به وجود آورند و حاصل اين رمان ها ، رمان هاي احساساتي و خيالپردازانه و رمان هاي بازاري و پاورقي مجله هاست .هم از اين روي ، رمان نويسي در اين دوره محل توجه نويسندگان پيشرو نبود. نويسندگاني که داعيه نوآوري و فراروي از معيارهاي کهنه و تکراري داشتند بيشتر به نوشتن داستان کوتاه تمايل نشان دادند، از اين رو، اولين رمان هايي که به زبان فارسي نوشته شده به علت فقر معنايي و اشکالات ساختاري نتوانسته پايه و اساسي براي داستان نويسي ايران باشد و برخلاف بيشتر کشورهاي جهان، شالوده ادبيات داستاني نوين فارسي بر داستان کوتاه گذاشته شد، نه بر رمان هاي فارسي نخستين.”(همان)
4-نثر دوره درونگرايي(1357-1332):
مير عابديني در “صدسال داستان نويسي”اين دوره را به دو دهه تقسيم مي کند :
1-دهه چهل :از سال 1340-1332
کودتاي 28 مرداد 1332،گسست ديگري در تاريخ و فرهنگ ايران پديد مي آورد .رژيم کودتا مي کوشد با ايجاد سازمان هاي سرکوبگر، هر نوع ارتباط اجتماعي را از بين ببرد.از اين رو در فاصله سال هاي 37-1332 “يأس و سر گشتگي ادبيات ايران را در مي نوردد. الهام از افسانه ها و اساطير جاي الهام از مردم و واقعيت ها را مي گيرد و تکرار ايده هاي ملال انگيز و آکنده از شکست و ندامت، به صورتي کليشه اي در آثار مختلف، ادبيات اين سال ها را گرفتار يکنواختي عجيبي مي کند. مرگ انديشي و لذت جويي اصلي ترين مشغله ي ذهني روشنفکران نسل شکست مي شود و ادبيات از فلسفه بافي هاي بدبينانه تا داستان هاي شهواني سيري نزولي طي مي کند.” (ميرعابديني،1377، 377) به طور کلي در اين دهه چند جريان ادبي حاکم است :
1-پاورقي نويسي: “پاورقي نويسان که بسياري از خوانندگان خود را در رقابت با فيلم هاي تاريخي و حادثه اي از دست داده اند،درتلاش براي ادامه حيات،به حادثه سازي هاي بي منطق و بر انگيختن احساس هاي کاذب روي مي آورند و روند تخريب اين نوع ادبي را سرعت مي بخشند.”(ميرعابديني،1377: 279)به طوري که ميتوان دهه چهل را”پايان دوران رونق و رواج پاورقي نويسي دانست”(همان:293)
2-ترجمه: “سانسور سالهاي پس از کودتا از رشد داستان نويسي پيشرو ايراني جلوگيري مي کند.چاپ آثار ارزشمند خالي از اشکال نيست و نويسنده که نمي تواند مسائل اساسي اجتماعي را مطرح کند و بسياري اوقات قدرت آفرينش اثر هنري جامعي را هم ندارد به ترجمه روي مي آورد.”(همان:295)
3-داستان هاي زندگي نامه اي: يکي از مهمترين مضامين داستان هاي ايراني در اين دوره تشريح چگونگي شکت روشنفکران است که با “غربزدگي” آل احمد آغاز مي شود .(همان،301)
4-افسانه هاي اجتماعي: سنگيني بار شکست، رنج از گذشته و احساس دلهره نسبت به آينده، نويسندگان اين دوره را به انواع گريزها فرا مي خواند .آن ها مي کوشند با افسانه هاي تمثيلي خوانندگان خود را تسلي دهند . از اين رو گرايش به ادبيات رمانتيک افسانه اي، يکي از راه هاي انتقاد از شرايط غالب بر جامعه و گريز از ناملايمات محسوب مي شود.(همان ،330)
5-داستان هاي اسطوره اي: به طور کلي در اين دوره روشنفکران که آرمان هايشان را بر باد رفته مي ديدند ، دچار سردر گمي فکري شدند و احساس سرخوردگي مي کردند .اين همه ،سبب بيزاري از خود و زمانه مي شد.از اين رو احساس ناامني و تنهايي بر ادبيات اين سال ها سايه مي افکند و گريز به رؤيا، افسانه ها و خاطرات کودکي عموميت مي يابد. در واقع اين نسل گريزان ضمن بيزاري از وضع موجود مي کوشد به طريقي با آن کنار بيايد در نتيجه اختناق حاکم بر جامعه ،او را به مرگ انديشي، بي مسئوليتي و لذت جويي فرا مي خواند . علاوه بر اين گروهي از روشنفکران نيز با دادن جنبه اي اسطوره اي به درد هاي اجتماعي ،آن ها را در عرفان مي پيچند و دردهاي ازلي و ابدي بشر مي پندارند. (همان،344)
6-اجتماع نگاري هاي شتابزده: از حدود سال هاي 38-1337 ديوارهاي خفقان ناشي از کودتا ترک مي خورد، نيروهاي اجتماعي از منگي يک ضربه بزرگ و وحشت کابوس گذشته بيرون مي آيد .موج اجتماع نگاري هاي شتابزده با هدف توصيف زندگي روزمره دوباره آغاز مي شود. از اين رو آخرين سال هاي دهه سي، نقطه عطفي در داستان نويسي ايران به شمار مي رود و آغازگر دوره شکوفايي چند ساله آن مي شود. (همان،387) از جمله رمان هاي اجتماعي که در اين دوره نوشته مي شود، رمان شوهر آهوخانم، اثر علي محمد افغاني است که راه را براي پيدايش رمان هاي اجتماعي ديگر هموار مي کند. (همان،393)
2-دهه پنجاه:از سال 1357-1340
“ادبيات سالهاي 57-40 ،ادبيات بيداري و به خود آيي است و هدف عمده اش برقراري ارتباطي هوشيارانه با واقعيت و تاريخ است. ” (همان:406)
“آثاري که در اين دوره پديد مي آيند از لحاظ کميت و تنوع ،غناي انديشه و انسجام ساخت ،قابل توجه اند.” (همان:408)از اين روي مير صادقي اين دوره را دوره رشد و شکوفايي مي نامد.(ميرصادقي،1382: 25 ) ” فراواني روزنامه ها و مجله ها و تبادل آراء و عقايد و ازدياد کتابفروشي ها و ترجمه آثار نويسنده هاي بزرگ جهان ، به خصوص آثار داستان نويس هاي روسي و آمريکايي و آشنايي روزافزون نويسندگان ايراني با جنبه هاي فني داستان نويسي و شکل گيري کانون نويسندگان ايران،ادبيات داستاني فارسي را متحول و شکوفا کرد.” (همان:25)
در اين دوره، گرايش هاي متنوعي در قلمرو ادبيات ملاحظه مي شود که اهم آنها عبارت است از: (رحيميان،1384: 222)
1- “ادامه و استمرار پاورقي نويسي، چاپ رمان هاي حادثه اي و عشقي بي خطر و خنثي در نشريات به صورت داستان هاي دنباله دار ميراثي است از دوره قبل که در اين دوره همچنان به حيات خود ادامه مي دهد.” (همان)
2- “رويکرد به ترجمه رمان هاي بزرگ جهان، اعم از آثار نويسندگان آمريکايي، اروپايي و روسي، که به دنبال ترجمه اين رمان ها و مطالعه آنها توسط داستان نويسان ايراني استفاده از شگردهاي داستاني آنان نيز در داستان هاي فارسي رواج يافت .” (همان:223)
3- “توجه به تکنيک هاي پيچيده داستان نويسي از جمله شگرد جريان سيال ذهن. ديگر رويکرد به شيوه هاي مختلف روايت داستان از جمله راوي اول شخص، سوم شخص، روايت از طريق نامه نگاري و …” (همان)
4- “علاقه و توجه در حد وسواس بعضي از نويسندگان به سبک شخصي در نثر و رسيدن به زبان خاص خود و اختيار اسلوبي در نثر که معرف نويسنده اش باشد . اين شيوه که در دوره پيشين آغاز شده بود در اين دوره با دلمشغولي بيشتر استمرار يافت .”(همان)
5- “نگارش داستان براي کودکان و نوجوانان”(همان:224)
6- “رويکرد به تحقيقات ادبي”(همان)
7- “استفاده از نماد، تمثيل و اسطوره در آثار ادبي اعم از ادبيات داستاني. ” (همان)
ميرعابديني،گسترش رمان هاي تاريخي و شکل گيري ادبيات روستايي و اقليمي را از رويکردهاي مهم ادبي اين دوره ميداند.(ميرعابديني،1377: 505 )
بعد از دوره درونگرايي، دوره اي آغاز مي شود که ميرصادقي آن را دوره ناهمگون مي نامد. “در اين دوره جريان هاي ادبي گوناگوني به وجود مي آيد که گاه به کلي از هم متفاوت است و گاه در برابر هم قرار مي گيرد و يکديگر را نقض مي کند و يا همراه و همخوان با داستان هاي پيش از انقلاب اند. در اين دوره بيشتر داستان نويسان به مدرنيسم و پسامدرنيسم گرايش دارند.” (ميرصادقي،1382: 26)

1-3-1-رمان وقايع نامه اي:
ادوين ميور در کتاب “ساختار رمان ” رمان را به چهارنوع تقسيم مي کند، رمان دراماتيک ، شخصيت، عمل، تاريخي يا وقايعنامه اي.(ميور،1363: 75-41-16)
“رمان وقايع نامه اي، نوعي از رمان است كه گستره اش رشته زمان هاي دور از هم در بر مي گيرد و شخصيت هاي بسياري دارد كه نويسنده آنها را مخصوصاً انتخاب مي كند تا جنبه هاي اقتصادي ، وضعيت و موقعيت هاي اجتماعي دوره اي را نشان بدهد. رمان وقايع نامه اي اغلب شخصيت اصلي ندارد. ” (ميرصادقي،1388: 171)
در اينجا براي شناخت بهتر رمان وقايعنامه اي ، مهمترين خصوصيات آن را در تقابل با رمان دراماتيک مرور مي کنيم :
“زمان در رمان دراماتيك امري دروني است ، حركت آن حرکت اشخاص داستان است، تغيير ، تقدير و شخصيت داستاني همه در يك عمل متراكم و فشرده شده اند و با پايان يافتن آن درنگ و وقفه اي روي مي دهد كه در آن به نظر مي رسد كه زمان برجاي ايستاده است و صحنه تهي مي گردد. اما در رمان وقايع نامه اي ، زمان امري خارجي است كه به صورت ذهني يا انساني در مغز اشخاص ادراك نمي شود.” (ميور،1373: 75)
“طرح رمان دراماتيك تكامل دقيق و منطقي است اما طرح رمان وقايع نامه اي تسلسل سست داستانهايي است كه در چارچوب يك پيشروي و جريان دقيق خارجي كه همانازمان بر طبق محاسبه ذهن انسان است، به هم پيوند خورده اند. ” (همان:77)
“نويسنده رمان دراماتيك تقديري را مي پذيرد كه در جهان آشكار است و بنابراين ، آن ايمان و اعتقادي كه ازآن سخن گفتيم از او خواسته نمي شود. او عمل داستان را به صورت علت و معلول مي بيند، نويسنده رمان وقايع نامه اي آن را به صورت حادثه اي انساني در برابر قانوني ابري و آسماني مي بيند.” (همان:81)

2-3-1-رمان عمل:
مهمترين خصوصيات رمان عمل را مي توان به اختصار چنين توضيح داد:
“پيرنگ رمان عمل سست و گل و گشاد است و

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره شوهر آهوخانم، سفرنامه ها، عناصر داستان، انقلاب مشروطه Next Entries منبع مقاله درباره آداب و رسوم