منبع مقاله درباره روان شناختی، توسل به زور، جهان اسلام، ادیان الهی

دانلود پایان نامه ارشد

از مسائل و نکات مشترک شروع شود.از اصولی مانند خدا، رسالت پیامبران، سعادت بشر، رابطه انسان با طبیعت، نگاه انسان به جاودانگی و آرامش نسل انسان. (آیزاکس، 1380، ص243).
محمد علی ابطحی رئیس موسسه گفت و گوی ادیان در سخنرانی کنفرانس مشترک موسسه گفت و گوی ادیان و کلیسای پرسبیتری در خداد ماه 1383 به برخی از مشترکات ادیان اشاره نموده است:
“یکی از این اشتراکات را اعتقاد به خدا و معنویت میدانم، این چیزی است که در دنیای امروز جای طرح دارد و می تواند همه ادیان را تحت این نام جمع کند.
نکته دیگر، صلح از مشترکات همه ادیان است. یعنی هر کسی که به صلح فکر نمی کند، به راحتی می توانم بگویم که به دین فکر نمی کند. کسانی که به دین می اندیشند باید همه تلاش خود را انجام دهند که به صلح و راهکارهای واقعی آن در جهان بیندیشند.”
نکته دیگر نیز معنویت است. معنویت از نظر فلسفی و روان شناختی و … جامع تر از هر ویژگی دیگریست که تاکنون برای گفت و گوی ادیان مطرح شده. کمبود معنویت درد مشترک تمامی مذاهب و تلاش برای گسترش معنویت موضوعی مناسب برای آغاز گفتگو خواهد بود. (اسدی، 1385، ص62)

3-3-3-5- فراموش کردن اتفاقات گذشته و تمایزات سیاسی اقتصادی
از دیگر مراحل بنیادین گفتگو فراموش کردن گذشته و خاتمه دادن به جر و بحث ها مجادله انگیز است. تا زمانی که طرفین یکدیگر را مورد بخشش قرار ندهند گفتگوی موثر میسر نخواهد شد. انسان نمی تواند با کسی که کینه و دشمنی او را در دل و ذهن دارد به تعامل بنشیند. (آیزاکس، 1380، ص243) همچنین به منظور شکل گیری یک گفتگوی موثر باید ادیان از قدرت و سیاست فاصله بگیرند. لازم است گفت گو از دست سیاستمداران و قدرت ورزان خارج شود. (اسدی، 1385، ص63)
“باید از سوء استفاده از دین در جهت اهداف سیاسی خودداری نمود و نگذاشت موضعگیری های سیاسی بی جهت از حمایت دین برخوردار شوند.” (ابطحی، 1376، ص120) گفت و گوی ادیان همچنین نباید در بند اقتصاد و عقاید مادی گرایانه باشد. گفتگو باید بر اساس معنویت و روح کلی ادیان و درد های مشترک بشری صورت گیرد. (اسدی، 1385، ص63)

3-3-4- موانع گفتگوی ادیان
شکل گیری گفت و گویی موثر نه تنها وابسته به تحقق شرایطی است که بدان اشاره شد بلکه باید به دور از موانعی نیز صورت گیرد که در ادامه مورد بررسی قرار گرفته است:

3-3-4-1- برتر انگاشتن خود
مهمترین مانع گفتگو را می توان برتر انگاشتن خود نسبت به دیگران دانست در گفتگو باید از خود شیفتگی که نتیجه جهالت است پرهیز نمود. در غیر این صورت چنین تصوری موجب خواهد شد فرد سعی در اثبات خود داشته به نفی و محکوم کردن طرف مقابل بپردازد، چنین فردی قصد خواهد داشت که طرف مقابل را به صورت مطلق قانع کند و لذا تنها به ارائه اطلاعات خود می پردازد. فرد باید پذیرفته باشد که نه برای نفی و محکوم کردن دیگری آمده و نه برای اثبات برتری خود. (ملکیان، 1381، ص135)

3-3-4-2- مطلق فرض نمودن حقیقت
اگر فرد یا گروهی دریافت خود از حقیقت را مطلق پندارد و دیگران را فاقد چنین موقعیت یا استعدادی بداند، نه تنها این تلقی مانعی برای گفتگو ایجاد می کند، بلکه چنانچه دینی برای خود جهت بسط و ترویج حقایق ادراک شده، معارف حاصل شده و شیوه های معمول زندگی رسالتی قایل بوده و دیگران را محکوم به پذیرش و تسلیم به آن – حتی با توسل به زور- بداند، علاوه بر امتناع از گفتگو ممکن است میان دو ملت و دو دین، برخوردی خصومت آمیز روی دهد. مبنای ستیزه، حقانیت خود و بطلان دیگری و غایت آن اثبات خود و نفی دیگری است. باطل و بی اعتبار انگاشتن دیگری، راه را بر هر گونه گفتگویی سد می کند. (آقا جری، 1377، ص98)
“در گذشته ما گرد هم می آمدیم و با آنهایی که با ما تفاوت داشتند، بحث می کردیم، یا برای مغلوب ساختن حریف و یا به منظور یادگرفتن از او تا از این طریق بتوانیم با او به گونه ای موثر تر رفتار کنیم و یا حداکثر مصالحه کنیم. گاهی این مقابله حالت جدلی خود را آشکارتر نشان می داد و گاهی ظریف تر بود. اما همیشه هدف نهایی آن بود که دیگری را مغلوب سازیم. زیرا متقاعد بودیم که حقیقت مطلق تنها در دست ماست.” (سوئدلر، 1383،ص 54)
چنین چیزی به وضوح نشان می دهد شرکت کنندگان در حقیقت در گیر یک گفت و گوی یک جانبه بوده اند همیشه سعی بر متقاعد ساختن دیگری در مورد حقانیت مطلق دین خود و آوردن آن ها به آن داشته اند. گفتگو یک ویژگی دیالکتیکی و دو طرفه دارد آن هم بر بنیاد همدلی و با هدف شناخت. (منصور نژاد، 1382، ص16)

3-3-4-3- تکیه بر عناصر تمایز بخش
مانع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد باید تکیه بر عناصر تمایز بخش است. البته این تاکید نیز می تواند ناشی از همان تعصب باشد و تعصب ورزیدن نسبت به آراء و عقیاد و باور های علمی ودینی همانطور که اشاره شد مانع بزرگی جهت گفتگوست(سروش،1378، ص94)

3-3-4-4- اهانت به طرف مقابل و مسخ عقاید او
دشنام و ناسزا در همه جا نارواست، و در گفتگو – که هدف آن دستیابى به توافق طرفین یا حقیقت است – نارواتر؛ زیرا هنگامى که پاى دشنام به میان آمد و رگ هاى تعصب از جاى جنبید، حقیقت، پنهان مى گردد.کمترین زیان دشنام، دور ساختن طرفین از نقاط مشترک و نیز آزردن دیگران است. در این میان حتى اگر سخن حقى گفته شود، تحت الشعاع این مساله قرار مى گیرد و دیگر کسى به آن توجهى نمى کند. (آیزاکس، 1380، ص243) هرگاه در گفتگو از اهانت استفاده شود، معناى ضمنى آن این است که از قوت برهان کاسته شده و امکان بهره گیری از عقل و خرد ارتباطى از دست رفته است. اهانت و تحقیر حریف، شایسته دانشوران و فرزانگان نیست. (آیزاکس، 1380، ص243)
در گفتگو، طبیعى و اخلاقى است که هر کس دیدگاه رقیب را نقد کند. امّا آنچه غیر اخلاقى به شمار مى رود، آن است که کسى هنگام نقد نظریات حریف، آن را به نادرستى و به خطا و وارونه نقل کند و سپس آن را مورد حمله قرار دهد. مسخ عقاید حریف در گفتگو به شکل هاى گوناگونى صورت مى گیرد، از تحریف آشکار آن تا نقل ناقص که همه غیر اخلاقى است. (آیزاکس، 1380، ص243)

3-3-4-5- استفاده از معیارهاى متفاوت
یکى از روش هاى رایج و غیر اخلاقى در گفتگو، دوگانگى در استفاده از معیارها و روش تحلیل است. به این صورت که یکى از طرف هاى گفتگو براى اثبات نظرات خودش از معیارهاى خاصى استفاده مى کند، امّا براى نقد دیدگاه حریف خود از معیارهاى دیگرى بهره مى جوید. به تعبیر دیگر، باید از دوگانگى در معیارها یا یک بام و دو هوا پرهیز کرد. ساده ترین دلیل بر نادرستى روش دوگانه، آن است که ما حاضر نیستیم که رقیبان ما از همین روش استفاده کنند و اگر چنین کنند، آنان را به غرض ورزى و دشمنى متهم مى سازیم. این خطاست که بپنداریم مى توانیم با وسیله ای نادرست، به فرجام درستى رسید. در حقیقت نمى توان میان هدف و وسیله فاصله اى عینى در نظر گرفت. هر هدفى خود، وسیله اى است براى هدف دیگر و هر وسیله اى، نسبت به وسیله دیگرى هدف به شمار مى رود. (آیزاکس، 1380، ص243)

3-3-5- انواع گفتگو در گستره گفت و گوی ادیان الهی
نمى توان در عرصه ى گفت وگوى ادیان، تنها از گفتمان واحدى سخن به میان آورد بلكه گستره اى است كه گفتمان هاى متعددى را دربر مى گیرد. این تنوع یا اختلاف، برخاسته از اختلاف و تفاوت هاى فرهنگى، دینى، فكرى و سیاسى گفت وگوكنندگان است و نیز فضاهاى مختلفى كه گفت وگو در آن ها صورت مى پذیرد. به رغم كثرت و تفاوت این گونه گفتمان ها، مشابهت هاى فراوانى هم میان آنها وجود دارد و گفتگو همواره به نوعى آمیخته ای از انواع آن است.
پیش از آغاز گفتگو اول باید ماهیت و نوع گفتگو مشخص شود، در واقع در انجام گفتگو هدف و شکل انجام آن باید به خوبی مشخص باشد، چرا که در هر گفتگو مسائل مختلفی را می توان مطرح کرد، اما نمی توان همه حرفها را به یکباره مد نظر قرار داد. (فرید زاده، 1377، ص 512)

3-3-5-1- گفتمان احلاقی
این گفتگو به بعد اخلاقى ادیان توجه دارد و با تاكید بر ارزش هاى اخلاقى مشترك می کوشد تا زمینه اى را پدید آورد كه دین داران مختلف در آن گردهم آیند. این گفتمان در سال هاى اخیر از سوى عالمان دین اقبال عام یافته است، به ویژه با انحطاط اخلاقى اى كه دامنگیر جهان شده است. این امر موجب شده است كه “هانس كونیگ35” – مدرس علم ادیان تطبیقى در دانشگاه توبینگن آلمان و یكى از مهم ترین مدافعان جهانى گفت وگوى ادیان – ایده ى “اخلاق جهانى” را مطرح كند. با این همه، این گفتمان داراى معایب آشكارى است كه سبب مى شود التقاطى و همسازگرایانه شود و در جست وجوى شناخت و درك «دیگرى » – كه گوهر گفت وگوى ادیان است – برنیاید. بلكه تنها به تركیب و آمیزش عناصر مشتركى از ادیان مختلف دست یازد كه مى تواند با روش متنافى الاجزایى پدیدآورنده ى اخلاق جهانى باشد. متنافی الاجزا از آن جهت که از یك سو مجراى اساسى ورود به دین، اعتقادات است و نه اخلاق و از سوى دیگر معناى اخلاق نسبى است و از دینى به دین دیگر تغییر مى یابد و در نتیجه نمى توان از وحدت، یكپارچگى یا جهانى شدن اخلاق سخن به میان آورد. (فرید زاده، 1377، ص 512)

3-3-5-2- گفتمان همسازگرایانه
این گفتمان به دنبال تاكید بر عناصر و زمینه هاى مشترك میان ادیان به وجود آمده است و از این جهت شباهت هاى بسیارى با گفتمان اخلاقى دارد. با این تفاوت كه از قلمرو اخلاقى فراتر رفته، شامل اعتقادات، شرایع و عبادات نیز مى شود و به گونه اى اساسى بر دانش مقایسه اى ادیان تكیه دارد. این گفتمان از جهت روش داراى همان معایبى است كه گفتمان اخلاقى دارا بود، به ویژه هنگامى كه با پاره اى از اهداف و مقاصد سیاسى نیز گره بخورد. این گفتمان از سوى طرفداران آن به این سو كشانده مى شود كه تفاوت ها را رها كند و با تكیه بر این نكته كه عناصر مشترك، بسى بیشتر از عناصر اختلافى است، تمایزهاى میان ادیان را توهمى بیشتر نداند. (تمام، 1382، ص62)

3-3-5-3- گفتمان پراگماتیستى
این گفتمان، ادیان را به گونه اى ماهوى لحاظ نمى كند بلكه مى كوشد از رهگذر مسایل و یا موضوعات نوین، توانایى دین را در حل این گونه معضلات نمایان كند; معضلاتى مانند جنگ ها و تبعیض هاى دینى و نژادى. پاره اى از سازمان هاى گفت وگو در جهان حول این گفتمان مى گردند; به ویژه «سازمان جهانى دین و صلح 36. این گفتمان به رغم اینكه خود را پراگماتیستى مى شمارد اما خطا و یا آسیب جدى اى را در پى ندارد; با این همه نقش جدى و تاثیر حتمى باورهاى دینى در حل معضلات و نزاع هاى پیش آمده را یكسره نادیده مى گیرد. (فرید زاده، 1377، ص 513).

3-3-5-4- گفتمان وابسته به مؤسسه ها یا نهادهاى دینى
چنانكه پیداست، گفتمانى است كه از سوى مؤسسه ها و نهادهاى رسمى دین – كه در هر دینى مقبول و پذیرفته شده اند، مانند كلیسا در دین مسیحیت – و یا مؤسسه هاى غیررسمى دین – مانند الازهر در جهان اسلام كه اگرچه نهاد رسمى نیست اما در میان مسلمانان اهمیت و نقش ویژه اى دارد – طرح و مورد پشتیبانى قرار مى گیرد. معضلات اساسى این گفتمان، وابستگى شدیدى است كه با قدرت و نهادهاى حكومتى دارد و خواه به گونه اى سلبى و یا اثباتى، تحت تاثیر آن قرار مى گیرد. (تمام، 1382، ص62)

3-3-5-5- گفتمان تاریخى
این گفتمان دین را به مثابه ى تاریخ یا مجموعه اى از انباشتگى هاى تاریخى مى بیند كه با گوهر دین درآمیخته شده و جزئى از آن شده است; به طورى كه رویدادهاى تاریخى به دین نسبت داده مى شوند. این گفتمان به گونه اى آشكارتر در نزد یهودیان رایج است; بدین معنا كه رویدادهایى چون خرابى و بازسازى معبد، تحت تعقیب قرار گرفتن یهودیان از سوى بابلى ها و رومى ها و برخى از رویدادهاى تاریخى دیگر، با اعتقادات و دین یهود درآمیخته شده و تاثیر بسزایى بر گفتمان دینى یهودیان با «دیگرى » دارد. (فرید زاده، 1377، ص 513)

3-3-5-6- گفتمان توطئه محور
یعنى گفتمانى كه اندیشه ى گفت وگو را چیزى جز توطئه اى شوم براى ایجاد تشكیك در اعتقاد دینى گفت وگوكننده و اثبات درستى اعتقاد رقیب (دیگرى) نمى داند. این گفتمان در گستره ى گونه هاى گفت وگوى دینى، گونه اى منفى به شمار مى

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره کاهش بحران، حل و فصل اختلافات، نسبی گرایی، زیست جهان Next Entries منبع مقاله درباره ارتباط با طبیعت، روانشناسی، هنر و معماری، عامل اجتماعی