منبع مقاله درباره حکمت خداوند، صفات خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

َ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمِينَ?10، بيان شده است که آل فر عون آيات و نشانه هاي ربوبيت الهي را تکذيب نمودند، لذا گرفتار عذاب شدند.
2-1-1-2- قدرت
آيات”10-13-25-41-48-49-52-59-63-67- 68″، قدرت خداوند را بيان کرده اند.
توانايي خدا مانند علم او، ازلي بوده و به حکم اينکه عين ذات اوست مانند علم نامحدود است. قرآن بر گستردگي قدرت خداوند تأکيد کرده است11.
2-1-1-2-1- عزيز
آياتي که عزيز بودن خداوند را مطرح کرده اند عبارتند از:”10-49-63-67″.
در آيه 10 ? وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?12، خداوند به عزيز بودن و شکست ناپذيري خويش اشاره کرده است. اينکه پيروزي در همه جا و هميشه از آن خداوند است -? وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ?-، ريشه در عزيز بودن وي دارد.
در آيه 49 ?إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?13 نيز گوشزد شده است که هر کس بر خدا توکل کند پيروز مي گردد و کارش به انجام مي رسد؛ چراکه خداوند عزيز است و موانع پيش روي متوکّلين را کنار مي زند و بر همه چيز فايق مي آيند.
درآيات 63 ? وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?14 و 67 ? ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?15 نيز عزيز بودن خداوند ذکر شده است. لازم به ذکر است عزت او ايجاب مى‏كند كه هيچ كس ياراى مقاومت در مقابل او را نداشته نباشد.
2-1-1-2-2- قدير
آيه 41 و آيه 59 به اين موضوع پرداخته اند.
قدرت خداوند بر انجام هر کار، ويژگي ديگري است که درانتهاي آيه 41 ? وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ?16 به آن اشاره شده است.
همچنين به خاطر پيمان شکني مکرر کافران، در آيه 59? وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ?17 اين نکته متذکر شده است که آنها تصور نکنند با اين اعمال خيانت آميز پيروز شده اند و از قلمرو كيفر ما بيرون مى‏روند، آنها هرگز ما را عاجز نخواهند كرد. لذا قدرتمندي خداوند از اين آيه نيز استنباط مي شود.
2-1-1-2-3- قوي
قوي بودن خداوند تنها در آيه 52 اشاره شده است.بنا به آيه52 ? كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ?18 ، عذاب آل فرعون و همه کافران پيشين توسط خداوند انجام گرفته است؛ چراکه او قوي و قدرتمند است.
2-1-1-2-4- شديدالعقاب
اين ويژگي خداوند در آيات”13-25-48-52-68″، آمده است.
شديد العقاب بودن خداوند از صفاتي مي باشد که قدرت خداوند را نشان مي دهد که آيات 13? ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ يُشاقِقِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ?19، 25 ? وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ?20، 48 ? وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى‏ عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ?21 و 52 ? كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ?22 به آن اشاره دارند.
عقاب پس از عصيان واقع مى‏شود كه در عقب عصيان و گناه صورت مى‏گيرد، و شديد بودن عقاب مانند شديد بودن در رحمت و لطف است، که هر دو ملازم همديگر مي باشند.23
عذاب عظيم خداوند که در آيه 68? لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ?24 بيان شده است، ريشه در شديدالعقاب بودن خداوند دارد.
2-1-1-3- رحمت
اين موضوع آيات “29-69-70” را در بر گرفته است.
در اين سوره به برخي از صفات خداوند اشاره شده است که ريشه در رحمت خداوند دارد.
2-1-1-3-1- ذوالفضل
اين ويژگي تنها در آيه 29 ياد شده است.
فراز پاياني آيه 29 ? يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ?25 فضل و بخشش عظيم خداوند نسبت به مؤمنان را متذکر شده است.
2-1-1-3-2- غفور
اين ويژگي خداوند در آيات”69-70″ ذکر شده است.
يکي ديگر از ويژگيهاي خداوند”غَفُورٌ ” است که در آيات 69 ? فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ?26 و 70 ? يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى‏ إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ?27 ذکر شده است. خداوند به خاطر دارا بودن اين ويژگي است که در دنيا گناهان انسان را مي پوشاند و در آخرت از سر رأفت و رحمت خويش، بندگان را مورد عفو قرار مي دهد.
2-1-1-3-3- رحيم
رحيم بودن خداوند نيز در آيه 69 و آيه 70 بيان شده است.
در ابتداي سوره که با ?بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ? شروع مي شود و همچنين در انتهاي آيات 69 و 70 ، به صفت “رَحِيمٌ” خداوند اشاره شده است[که در قسمت قبل، آيات آن را آورده ايم و در اينجا از تکرار آنها خودداري مي کنيم]. لازم به ذکر است که صفت رحيم با توجه به آيه ? وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذينَ يَتَّقُونَ?28 به رحمت خاص خداوند اشاره دارد؛ چرا که رحمت واسعه خداوند که همان رحمت عام و فراگير است و شامل همه مخلوقات عالم مي شود:? وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ ?، در ادامه آيه، به متقين اختصاص يافته است:? فَسَأَكْتُبُها لِلَّذينَ يَتَّقُونَ ?، لذا مي توان به رحمت خاص خداوند نسبت به خوبان پي برد. و در جاي ديگري صفت رحيم براي مؤمنين که از جمله خوبان هستند، به کار رفته است:? وَ كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيما ?29. از اين رو مي توان نتيجه گرفت نام رحيم افاده رحمت خاص خداوند را دارد.30

2-1-1-4- حکمت
در آيات “10-49-63-67-68-71 ” به حکيم بودن خداوند اشاره شده است.
يکي از صفات کمال خداوند، حکمت است، چنانکه حکيم از نامهاي اوست. مقصود از حکيم بودن خداوند اين است که : اولاً، افعال خداوند از نهايت اتقان و کمال برخوردار است. ثانيا، خداوند از انجام کارهاي ناروا و عبث منزه است.31
آيه 10 ? وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?32، به صفت حکيم خداوند اشاره کرده است. آن چنان حكيم و دانا است كه يارى خود را جز در مورد افراد شايسته قرار نخواهد داد:? إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?33.
در آيه 49 ?إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?34 نيز به حکمت خداوند اشاره شده است. حكمت خداوند سبب مى‏شود كه همه كارهايش حساب شده باشد.35
اينکه خداوند دلهاي مؤمنان را باهم الفت داده و آنها را نسبت به هم مهربان نموده، کار حکيمانه اي مي باشد که آيه 63 ? وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?36 متذکر آن شده است.
در آيه 67 ? ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ?37 نيز، به حکمت خداوند اشاره شده است. گرفتن اسير قبل از اتمام جنگ، خطرآفرين مي باشد و به دور از حکمت و درايت است. لذا تذکر اين نکته حکيمانه به مجاهدين اسلام، از سوي خداي حکيم مي باشد.
بنا به آيه 68? لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ?38، خداوند تا زماني که حکمي را تبيين نکرده و از طريق رسولان، حجت را تمام نکرده باشد، عذابي نازل نمي کند. لذا از اين آيه مي توان اعمال حکيمانه خداوند را نتيجه گرفت.
خداوند در آيه 71? وَ إِنْ يُرِيدُوا خِيانَتَكَ فَقَدْ خانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ?39، احتمال خيانت اسراي جنگي به پيامبر9و مؤمنان، را بيان مي کند که خيانت خداوند به آنها را به دنبال خواهد داشت. لازم است گوشزد شود که در اين سوره اغلب، حکيم در کنار عزيز ذکر شده، غير از مورد فوق که با عليم همراه شده است به دليل اين که خيانت يک حالت دروني است و به صورت پنهاني صورت مي گيرد. اما خداوند عليم نسبت به آن آگاهي دارد و اينکه فعلاً دست آنها را رو نمي کند به خاطر حکيم بودن او است.
2-1-1-5- علم
در آيات “17-39-42-43-47-53-60-61-66-70-71-72-75” به اين صفت خداوند اشاره شده است.
علم خدا، به حکم اينکه عين ذات اوست، ازلي بوده و بي نهايت مي باشد. خداي تعالي علاوه بر علم به ذات، به ماسوي ذات نيز اعم از کلي و جزئي، پيش از وقوع و بعد از وقوع آگاه است. قرآن بر اين حقيقت تأکيد بسيار دارد.40
2-1-1-5-1- عليم
آياتي که به اين موضوع پرداخته اند عبارتند از: “17-39-42-43-53-60-61-66-70-71-72-75”.
آيه 17?فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ?41، عليم بودن خداوند را متذکر شده است. از آنجا که مؤمنين پس از پيروزي احساس غرور و قدرت مي کردند، برخي اين حالشان را آشکار کرده و برخي پنهان مي کردند. لذا عليم بودن خداوند به گروه دوم بر مي گردد.
آمدن صفت “عَلِيمٌ” در کنار صفت سميع بدين معنا است که خداوند نه تنها شنواي گفته ها مي باشد بلکه به راز سينه ها و خطورات قلبها نيز آگاه مي باشد.
آيه 42? إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى‏ وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‏ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ ?42 نيز، متذکر عليم بودن خداوند شده است.
همچنين در آيه ي 43 ? إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلاً وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ?43 به آگاهي خداوند نسبت به آنچه که در درون سينه هاست، اشاره شده است.
از آنجا که گرفتن نعمتها به سبب کفران خود مردم مي باشد، عليم بودن خداوند نيز در اين رابطه نقش ايفا مي کند. از همين رو در آيه 53? ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع وزارت امور خارجه، ارتکاب جرم، تکرار جرم Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع قانون مجازات، حقّ ارتفاق، ارتکاب جرم