منبع مقاله درباره حقوق جزا، اعاده حیثیت، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

ا مانع برخورداري محكوم از مزاياي قـانوني ماننـد تعليق اجراي مجازات وآزادي مشروط و…گردد.
2-3سجل قضايي
دكتر لنگرودي نيز در اين خصوص مي نويسد « سجل جزايي به معنـي سـجل كيفـري اسـت و آن دفتـري اسـت كـه در مركز هر استاني و تحت نظر دادستان شهرستان براي ثبت مستخرجه احكام مذكور در ماده سوم آيين نامه سجل كيفـري و به استناد ماده 56 قانون كيفري عمومي و ماده چهـارم قـانون اصـلاح قـانون سـازمان دادگـستري و اسـتخدام دادرسـان مصوب 16/10/1315 نگهداري مي شود.16» دهخدا درخـصوص واژه سجل قضايي (جزايي) مي نويسد«در اصطلاح حقـوق جـزا عبارتـست از حـالات جزايـي اشخاصـي كـه در اداره سجل قضايي ثبت مي شود، بدن معني كه هركس مرتكب جرمي از درجه جنحه بزرگ يا جنايت شود محكوميت او در محاكم صالحه ثابت شود و نام اورا در سجل جزايي ثبت مي نمايد و كسي كه داراي سجل جزايي باشد از برخي حقوق اجتماعي و استخدامي محروم مي گردد.17»
3)تاریخچه اعاده حیثیت
تاريخ نشان مي دهد كه قديمي ترين قوانين كه با پيدايش بـشر و زنـدگي اجتمـاعي او بوجـود آمـده اسـت و همگـام بـا پيشرفتهاي علمي ، فرهنگي ، اقتصادي و اجتماعي به رشد و حيات خود ادامه داده است ، قوانين و مقررات جزايي است.
مقررات جزايي به علت مشخصات خاصي كه دارد در عمل يكي از وسايل مـؤثر كنترل اعمـال مجرمانـه و جلـوگيري از ارتكاب جرم است ، زيرا به تجربه ثابت شده است كه مفاهيم اعتباري حق و آزادي و نظاير آن مفهوم عينـي خـود را در جامعه زماني پيدا مي كند كه بوسيله نظام جزايي حمايت شود . اجراي قوانين كيفـري باعـث تنظـيم روابـط بـين ا فـراد و برقراري نظم و امنيت و اجراي عدالت درباره مجرمين مي شود و نهادهاي مختلفي را جهت رسيدن به اين منظور تأسيس مي كند.
براي شناسايي و درك واقعيـت و شـناخت افزونتـر يـك نهـاد حقـوقي و دسـتيابي بـه علـل و مبـاني تأسـيس آن مطالعـه سرگذشت و پيشينه آن نهاد لازم و ضروري مي باشد لذا بدواً در اين قسمت به بررسي آن در اديان الهي وسـپس حقـوق موضوعه پرداخته مي شود .
مي توان گفت از زماني كه زندگي جمعي شكل گرفته است به نوعي حقوق و قواعد اجتماعي نيز بوجود آمده انـد و در جامعه مجموعه اي از قوانين و مقررات اعم از مكتوب و غير مكتوب وجود داشته است كه مردم نيز كم و بـيش از آنهـا اطلاع داشتند و بالاجبار و يا از روي ميل و رغبت به آن عمل مي كردنـد. بـر اسـاس شـواهد تـاريخي از ابتـداي حيـات بشري پيامبران وجود داشته اند و هدف آنان بيان تعاليم و دستورات ديني و آسماني بوده است . علاوه بر مسايل عبادي و ارتباط انسان با خدا به حقوق اجتماعي انسانها نيز توجه ويژه اي داشته اند بنابراين در بررسـي پيـشينه اعـاده حيثيـت نمـي توان نقش اديان الهي و پيامبران آسماني را ناديده گرفت در ذيل به مهمترين آنها اشاره مي شود

3-1 دين مسيحيت
دين مسيح يكي ديگر از اديان الهي از مجموعه اديان ابراهيمي است . مسيح(ع) بر اساس نقل تاريخ و تأييد قرآن كريم 18از نظر حقوقي ، نظام جديدي را معرفي نكرده است ، بلكه تا حدود زيادي دنباله رو موسي(ع) بوده است . او در احكـام و دستورات ديني و اجتماعي يهود تغيير زيادي نداد تنها بخشي از احكام را كه بنا به نقل قـرآن19 بـراي عقوبـت يهـود بـر آنان حرام شده بود منسوخ كرد.
مذهب مسيح متعرض هيچيك از حدود الهي نگرديد ، شريعت عيسي امر به عفو و اغماض و حلم و بردباري نمـود و بـه پاداش هاي ملكوتي بيشتر اهميت داد . از نظر مذهب مسيح جرم عملي است كه اخلاقاً مذموم و از طرف خداوند تبارك و تعا لي منع گرديده و هرگاه كسي آنرا مرتكب شود از دستور خالق سرپيچي نمـوده و اخلاقـاً مـسئول اسـت و ارتكـاب گناه شخص مرتكب را در آن دنيابا عذاب الهي مواجه مي سازد. و در مورد مجرمين اصلاح پذير معتقد بود كـه هـدف كفاره گناه آموزش گناهكار است به همان نحو در مورد جرايم مهم بايد هدف مجازات تزكيه نفس مجرم باشد20در آموزه هاي دين مسيح اين اعتقاد وجود دارد كه خدا در اصل بشر را بصورت خود آفريده است و اين ماهيـت انـسان را قادر مي سازد كه هم خدا را در خود متجلي بسازد و هـم نـسبت بـه آفريـدگار خـود خيانـت كنـد و پرسـتش خـداي آفريدگار به خود پرستي و بت پرستي شيطاني تبديل شود كه در كتاب مقدس اين اشتباه را به عنوان گناه معرفي مي كند و اين عصيان و نقض عهد بيگانگي بين خدا و انسان را موجب مي شود .بشريت تنها گناهكارانه عمل نمي كند بلكه اساساً خود گناهكار است و اين موضوع را به لحاظ اخراج آدم از بهشت بـه خاطر خوردن يك ميوه ممنوعه و اخراج او از بهشت بيان مي كند و آدم را كه سمبل انـسانهاست و مرتكـب گنـاه شـده است پس همه مردم محكوم به جهنم هستند و انسان ها هرگـز نمـي تواننـد گناهكـار نباشـند و امكـان منحـرف شـدن از صورت خدايي در آنها وجود دارد و بدين سان گناه را نوعي كفر و بي ايماني به شمار مي آورد21.
از آنجا كه اين بي ايماني افراطي بشريت را از خدا دور مي سازد انجيل بشريت را به سـوي خداونـد دعـوت مـي كنـد و وعده آمرزش گناهان و عفو را مي دهد و عيسي مسيح بر فراز صليب گناه همه انسانها را بر عهده گرفت و به جاي آنـان عذاب كشيد .در آيين مسيح غسل تعميد و انجام مناسك غسل تعميد به نوعي خروج مومناني است كـه از اسـارت گناهكـاري بيـرون آمده و به بندگي و دينداري الهي رسيده اند و در نتيجه خداوند آنان را به عنوان پسران و دختران خـويش مـي پـذيرد و آنان را پارسا و ديندار مي خواند مي باشد. كساني كه غسل تعميد يافته اند از گناهان گذشته پاك شده و از اين پـس بـا دلي پاك زندگي مي كنند و بدين سان چنين انسانهايي ديگر كاملاً گناهكار نمي باشند و دينداري و پاكي آنها ناشي از خداست.22
مشاهده مي گردد كه در آيين مسيح غسل تعميد نيز وضعيتي مشابه با توبه در دين اسلا م دارد و همانگونه كه توبه باعـث مي شود كه مجازات اخروي ساقط گردد و چنين فردي محبوب خداوند شـود پـس از اجـراي مناسـك و مراسـم غـسل تعميد چنين وضعيتي براي گناهكار در آيين مسيحيت هويدا مي شود.
3- 2دين اسلام
اسلام نظام ارزشي تازه اي به جاي ارزش هاي جاهلي ايجاد كرده است كه بر محور تقوی دور مي زنـد.23 و بـه كرامـت و حيثيت انسان نيز توجه ويژه اي دارد چنانكه در قرآن كريم مي فرمايد « ما فرزندان آدم را تكريم كـرديم و آنـان را در خشكي و دريا به حركت درآورديم و از مواد پاكيزه بر آنان روزي مقرر ساخته ايـم و آنـان را بـر بـسياري از مخلوقـات برتري داده ايم24»همه اديان حقه الهي و نظامهاي حقوقي اين كرامت ذاتي راكه براي همه انسانها مي پذيرند و همه را به مراعات آن مكلف مي دانند.ليكن كرامت ارزشي عالي كه كرامت بالاتري از كرامت ذاتي است وجود دارد كه ملاك امتياز را بر پايه تقوي استوار مي سازد. اين كرامت انـساني الهـي عبارتـست از شـرف و حيثيـت و ارزشـي كـه انـسان بـا كوشش اختياري در مسير تزكيه نفس و تحصيل معرفت و هستي يابي و تقرب به خداوند بدست مي آورد.25
لذا توجه به حيثيت و كرامت انساني وظيفه همگان است.عده اي از انسانها با سوءاستفاده از آزادي به دست خود ارزش و كرامت ذاتي خود را تباه و نابود مي سـازند و از همـين جهت است كه خداوند مي فرمايد «با كرامت ترين شما نزد خداوند بـا تقـواترين شماسـت.» چـرا كـه انـسانهاي بـاتقوي كساني هستند كه خود را از آلودگي ها و عوامل تباه كننده كرامت و ارزش انساني حفظ مي كنند.در حاكميت اسلام براي ارشاد مجرمين راههاي گوناگوني در نظر گرفته شده است و گـاهي اوقـات در آخـرين مرحلـه اسلام اين اجازه را داده كه مجرمين را به مجازات برسانند. همانطور كه مي دانيم هدف اصلي مقررات جزايي و كيفـري اسلام تربيت واصلاح مجدد مجرمين و باز اجتماعي كردن آنهاست بطوريكه دكتر گرجي در اين زمينـه مـي نويـسد « بـا مطالعه دقيق منابع كيفري اسلام به خوبي به دست مي آيد كـه هـدف اسـلام از كيفـر گناهكـاران و جنايتكـاران زجـر و تعذيب آنها و مجرد تشفي خاطر اولياء دم و مانند اين امور نيست فرض تأديب و تهـذيب اخـلاق مجـرم بوجـود آوردن جامعه سالم و بطور كلي حفظ و حمايت مردم از شرور و مفاسد اجتمـاعي و سـقوط در پرتگاههـاي رذايـل اخلاقـي است .»26
شريعت اسلام نهي كرده است كه گناهكار را پس از اقامه حد يا تعزير مجرم بناميم و او مي خواهد انسان بسازد و نه تنها اسلام به گناهكار فرصت داده است تا خود را بوسيله توبه اصلاح كند لـيكن اگـر بـه گنـاه اصـرار ورزد او را عـلاوه بـر عذاب آخرت به كيفر دنيوي هم مبتلا مي سازد.27
در حقوق جزاي اسلامي مشابه حقوق جزاي عرفي علاوه بر مجـازات اصـلي حـبس يـا شـلاق و غيـره مجـازات تبعـي و تكميلي را نيز در نظر گرفته است و درخصوص برخي از جرايم به آن اشاره شده است مانند محروميت از اداي شـهادت كسي كه محكوم به حد قذف است و يا محروميت از امام جماعت شدن كسي كه بر او حد جاري شده اسـت تـا زمـاني كه توبه اين افراد احراز شود. در ميان آموزه هاي ديني و فقه جزايي اسلام نهاد « توبه » بـه جهـت نقـش مهمـي كـه در بازگـشت گناهكـاران نـادم بـه موقعيت قبل از ارتكاب گناه و جرم دارد از قرابـت و نزديكـي قابـل تـوجهي بـا اعـاده حيثيـت در حقـوق جـزاي عرفـي برخوردار است . در اسلام با صرفنظر كردن از مجازات شخصي تائب در واقع مويد اين آمـوزه جـرم شناسـي اسـت كـه هدف از مجازات مجرم، تنبه و بازپروري اوست و لذا در صورت احراز ندامت و قـصد بازگـشت بـه زنـدگي عـاري از جرم و معصيت اعمال مجازات وي خالي از فايده و ثمربخشي لازم است . نهاد اعاده حيثيت در حقوق جزاي عرفـي نيـز در همين راستا قدم برمي دارد و بـه محـض اطمينـان از تنبـه و نـدامت مجـرم درصـدد زدودن مجازاتهـاي تبعـي و آثـار محكوميت او برمي آيد تا بازگشت او را به زندگي مسالمت آميز هموارتر نمايد. مي توان گفت در موازين اسـلامي مـا توبه بعنوان يكي از نهادهاي ساقط كننده مجازات همچون تعليق و يا زائل كننده آثار تبعات ناشي از ارتكـاب گنـاه مـي باشد.«توبه از بنيادهاي حقوق جزاي اسلامي است 28» و از ديدگاه حقوق جزاي اسلامي به عنوان يكي از موارد سقوط مجازات شمرده شده است.29بدين معنا كه در مواقعي كه جرم واقع شده و مجرم داراي شرايط مسئوليت كيفري است اما رعايـت پاره اي از مصالح و اعمال سياست كيفري مناسب ايجاب مي كند كـه از وي رفـع مجـازات شـود و قانونگـذار بـه دليـل ندامت و پشيماني حقيقي مجرم از مجازات او صرف نظر مي كند.
در آيات متعددي از قرآن كريم مردم را به توبه تشويق مي كند و توبه كنندگان را با مطهرين و كساني كه گناهي نكرده اند يكسان قرار داده است.« ان االله يحب التوابين و يحب المتطهرين30 و يا در آيه 39 سوره مائده در باب توبه سارق مي فرمايند « فمن تاب بعد ظلمه و اصلح فان االله يتوب عليه ان االله غفور رحيم » پس كسي كه بعد از ستمي كه روا داشته توبه كرد و كار خود را اصلاح نمود، از آن پس خداوند او را خواهد بخشيد. 31
علاوه بر آيات قرآن كريم روايات متعددي از ائمه معصومين درخـصوص توبـه وارد شـده اسـت از جملـه رسـول اكـرم فرمودند « التائب من الذنب كمن لا ذنب له .32»همچنين امام صادق(ع) فرمود :« ان االله يفرح بتوبه عبده المومن اذا تاب كما يفرح احدكم بضالته اذا وجد ها33»و در روايات فوق چونان نهادي است كه موجب زايل شدن محكوميت و كليه آثـار و تبعـات ناشـي از آن مـي گـردد و وقتي مجازات اخروي با توبه ساقط مي شود به طريق اولي مجازاتهاي دنيوي وآثار و تبعات آن در اين جهان نيـز سـاقط مي گردد.34لذا با توجه به اينكه توبه ندامت حقيقي بر عزم بر ترك گناه براي هميشه است و اعاده حيثيت نيز امري است كه حكايت از بازگشت محكوم به جامعه را دارد . مشاهده مي گردد كه هرچند در حقوق جزاي اسلامي نهادي مشابه آنچه كه در حقوق جـزاي عرفـي اسـت درخـصوص اعاده حيثيت وجود ندارد ولي نهاد مشابهي در حقوق جزاي اسلامي تحت عنوان توبه وجود دارد كه هر زمان مجرم توبه كند و به دستورات مربوط به آن عمل نمايد به اعاده حيثيت نايل مي گردد.
4- حقوق موضوعه
در حقوق جزاي عرفي در حال حاضر مجازات جنبه انتقام جويي ندارد و جامعه براي عبرت مجرم و سايرين و بازسازي مجرم او را تعقيب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ديويي، تئوري، پراگماتيسم Next Entries پایان نامه با کلید واژه های فلسفه عمل، برتراند راسل، فلسفه غرب