منبع مقاله درباره حداکثر قدرت، اندام تحتانی، سیستم عصبی، ورزشکاران

دانلود پایان نامه ارشد

درگیرمیباشد ضروری است. شتاب اولیه اشاره دارد به سرعتهای کوتاه (m10-0) و چابکی به عنوان توانایی برای تغییر جهت دادن، استارت زدن و ایستادن سریع شناخته شده است. چون میانگین زمان دوی سرعت 3/2 ثانیه برای (m12-10) و میانگین50 چرخش در طول بازی گزارش شده است، تجزیه و تحلیل بازی اهمیت این کیفیتها را در فوتبال تعیین کرده است. چنین اعمال انفجاری عناصر کلی برای موفقیت در فوتبال میباشد و باید مستقل از توان هوازی به وسیله یک برنامه تمرینی بهینه تمرین داده شوند. تمرینات حداکثر قدرت نقش مهمی در عملکرد انفجاری ایفا میکند که در نتیجه افزایش نیروی موجود را به دنبال دارد. تمرینهای انفجاری با سرعت بالا نشان داده شده که پیشرفت بیشتری در میزان افزایش نیرو و عملکرد انفجاری در مقایسه با روشهای تمرینی با وزنه سنتی برای رسیدن به حداکثر قدرت دارد (44).
1-2-8- سازگاريهای حاصل از اجراي تمرينهاي قدرتی و پلایومتریک
1-2-8-1- سازگاريهای حاصل از اجراي تمرينهاي قدرتی و پلایومتریک
پژوهش در مورد سازگاري ساختاري اظهار شده است كه تمرين با بار تمريني ثابت و شديد ممكن است قدرت ساختاري استخوانها را كاهش دهد. بنابراين، در صورتي كه با گذشت زمان، بار تمرين از مقادير كم به بيشينه تغيير نكند، اين امر موجب كاهش قدرت ساختاري استخوان ميشود و ممكن است آسيبهاي استخواني ايجاد كند. ويژگي مكانيكي استخوانها نيز تحت تاثير نيازهاي مكانيكي تمرين قرار ميگيرند (52). ميزان اين سازگاريها، با فشار اعمال شده بر بدن توسط حجم، تواتر و شدت (بار) تمرين نسبت مستقيم دارد. تمرين تا زماني براي ورزشكار مفيد است كه بدن را براي سازگاري با فشار كار جسماني تحت فشار قرار دهد. به عبارت ديگر، در صورتي كه بدن با فشاري بيش از آنچه كه عادت دارد روبرو شود، با قويتر ساختن خود، با عامل فشار سازگار ميشود. زماني كه بار كار به اندازهاي نباشد كه آستانه سازگاري برسد، اثر تمرين ناچيز يا حداقل بوده و سازگاري رخ نميدهد (55). تمرين قدرتي منظم، موجب تغييرات يا سازگاريهاي ساختاري و فيزيولوژيكي در بدن ميشود. سطح سازگاري بوسيله اندازه و شكل ظاهري عضلههاي بدن مشخص ميشود (84).
حجيم شدن هر تار عضله تغيير يا تغييرات ذيل را به همراه خواهد داشت:
افزايش تعداد تارچهها در هر تار عضله
افزايش كل پروتئين قابل انقباض، به ويژه در الياف ميوزين23
افزايش تراكم مويرگي در هر تار عضله
افزايش در مقدار و قدرت نسوج همبند، تاندوني و رباطي
افزايش تعداد تارها در نتيجه تقسيم طولي تارهاي عضلاني (65).
مكانيسمهاي موجود از افزايش قدرت و تمرينهاي قدرتي با توجه به جريان خون محيطي و مركزي و آثار عروقي ناشي ميشود و همچنين سازگاري در به كارگيري تارهاي عضلاني يا تغيير در اقتصاد بيومكانيكي است براي مثال:
اگرچه تمرينهاي قدرتي خاص اثر كمي بر اكسيژن مصرفي بيشينه24 دارند، ولي ممكن است اين امكان را فراهم آورند تا افراد ورزيدهتر در اقتصاد حركتي در حركاتشان كاراتر شوند كه در نتيجه انجام كار كمتر براي يك وظيفه معين داده شده، تواناييهاي استقامتي آنها افزايش مييابد (63و89).
افزايش در قدرت اغلب با افزايش در توان و سرعت و توسعه نيرو همراه است. اين سازگاري ممكن است استقامت را به دو دليل افزايش دهد:
الف: كاهش محدوديت زماني جريان خون در عضله، در طول يك انقباض عضلاني كه در عوض منجر به كاهش محدوديت اكسيژن مصرفي و كاهش محدوديت در مبادله مواد اوليه متابوليسم سلولي ميشود.
ب : كاهش نيروي مورد نياز در بارهاي كاري مشابه كه خود منجر به جريان خون بيشتر ميشود (92).
بر اثر تمرينات قدرتي همه تارهاي عضلاني کندانقباض كاربرديتر ميشوند و حتي ممكن است افزايش يابد و عملكرد تارهاي عضلاني تندانفباض در حركات با بارهاي زير بيشينه كاهش مييابد (89). همچنين اين مطالب نشان ميدهد كه وقتي واحدهاي حركتي قويتر شوند، واحدهاي حركتي كمتري براي توليد يك نيروي معين و يا سرعت خاص مورد استفاده قرار ميگيرند، بنابراين يك ذخيره واحد حركتي در دسترسي براي كارهاي اضافي ايجاد ميشود (98).
برخي شواهد هم ذكر ميكنند كه مقاومت در برابر خستگي با تمرينهاي قدرتي در نتيجه، طولانيتر شدن آستانه تحريك پذيري بهبود مييابد (5).
آستانه لاكتات 25ميتواند به وضوح در طي تمرينات قدرتي بهبود يابد (5).
در تمرینهای پلایومتریک لازم است تا قبل از انقباض عضلات یک کشش سریع (مرحله اکسنتریک یا مرحله فشار) بر آنها وارد شود. به عنوان مثال در پرش از یک ارتفاع معین (از روی جعبه و یا هر چیز دیگر) ورزشکار میخواهد از یک سکوی بلند به زمین بپرد، در این حالت به محض تماس پاهایش با زمین، زانوها را تحت فشار زیاد فرود و جاذبه زمین (انرژی جنبشی حاصل از فرود) خم مینماید. این درجه خم شدن پاها در لحظه فرود به زمین، بستگی زیادی به سطح فعالیت بازتاب دوک عضلانی26 دارد.آنچه در اینجا اهمیت دارد این است که هزینهی انرژی کار منفی کمتر از کار مثبت میباشد. در انقباضات و حرکات برونگرا بدن نیازمند فعالسازی واحدهای حرکتی کمتر و مصرف اکسیژن پایینتر در مقایسه با انقباض درونگرا میباشد. در نتیجه ارتباط بین درون داد و برون داد انرژی دو نوع انقباض با هم متفاوت است، یعنی اینکه انقباض برونگرا از کارایی مکانیکی بالاتری برخوردار است (73).
حرکت پلایومتریکی بر پایه انقباض بازتابی تارهای عضله که به واسطه فشار ناگهانی (در نتیجه کشش) بر روی همین تارها پدید میآید، بنا نهاده شده است. از دیدگاه فیزیولوژیکی، هنگامی که کشش بیش از اندازه و پاره شدن عضله امکانپذیر است، گیرندههای کششی موجب فرستادن انگیزشهای عصبی عمقی به نخاع شوکی شده و سپس از راه عمل واکنشی آنها توسط گیرندههای کششی دریافت میگردند (35).
1-2-8-2- سازگاري دستگاه عصبي: تمرين قدرتي و پلایومتریک
هماهنگي عصبي- عضلاني براي الگوهاي حركتي قدرتي و پلایومتریک نياز به گذشت زمان دارد و تابعي از يادگيري است. توانايي براي هماهنگي مجموعهاي از حركات ويژه كه عضلههاي مختلفي در آن درگير هستند. به عنوان مثال در بلند كردن وزنه، به دقت فراواني نياز دارد كه تنها با تكرار مداوم اين حركات و در بلند مدت به دست ميآيد. به عبارت ديگر تمرين موجب تكامل ميشود. انجام تمرینات پلایومتریک و بلند كردن وزنه تنها زماني كارآمد خواهد بود كه ورزشكار، شل كردن عضلههاي مخالف را ياد بگيرد، به گونهاي كه انقباضهاي غير ضروري، نيروي حركت دهنده اصلي را تحت تاثير قرار ندهد. گروهي از عضلهها كه داراي هماهنگي بالايي هستند، هنگام انقباض، انرژي كمتري مصرف ميكنند كه از اين امر به عنوان عملكرد بهينه تعبير ميشود. ورزشكاران جوان و مبتدي، اغلب فاقد مهارتهاي حركتي وابسته به قدرت و هماهنگي عضلاني هستند. بنابراين نميتوان در آنان انتظار هايپرتروفي27 سريع را داشت. ورزشكاران جواني كه به تمرين قدرتي ميپردازند، افزايش قدرت را بدون افزايش اندازه عضله در 4 تا 6 هفته اول تجربه خواهند كرد. دليل افزايش قدرت بدون هايپرتروفي عضله، سازگاري عصبي يعني افزايش هماهنگي عصبي، عضلاني است (49).
در نتيجه تمرين، ورزشكاران مبتدي ياد ميگيرند كه از عضلههاي خود به طور كارآمد استفاده نمايند. اثر يادگيري حركتي، در مراحل اوليه تمرين قدرتي از اهميت زيادي برخوردار است. همچنين براي ورزشكاران، درك اين نكته اهميت دارد كه يادگيري حركتي بخشي از پيشرفت مورد نياز است. سازگاري عصبي با تمرين قدرتي و پلایومتریک از طريق افزايش توانايي فعال سازي حركت دهندههاي اصلي يعني مجموعه عضلههايي كه در انجام حركت درگير هستند و بهبود هماهنگي عضلههاي موافق و مخالف، اثبات شده است. نتيجه طبيعي، افزايش قدرت و توان در انجام حركت مورد نظر خواهد بود. تمرينهاي تواني براي فعاليتهاي عضلاني انفجاري و آني مشاركت عصبي دستگاه عصبي و يا همزماني بكارگيري واحدهاي مركز را افزايش ميدهد. اين تمرين ها با هايپرتروفي اندك همراه است (5). افزايش قدرت عضله را مي توان به تغيير در الگوي فراخواني واحدهاي حركتي و همزماني بكارگيري واحدهاي حركتي براي فعاليت هماهنگ نسبت داد. واحدهاي حركتي به وسيله سلولهاي عصبي كنترل ميشوند كه ميتوانند تكانههاي تحريك كننده و مهاركننده (بازدارنده) توليد كنند. تحريك موجب انقباض واحد حركتي ميشود. از سوي ديگر، از اعمال نيرو توسط عضلهها بيش از مقدار تحمل بافت پيوندي (تاندونها) و استخوانها جلوگيري ميكند. فعاليت متعادل اين دو فرايند دستگاه عصبي، موجب اطمينان از ايمني انقباض عضلاني ميشود. نيروي ناشي از انقباض به تعداد واحدهاي حركتي كه منقبض خواهند شد و تعدادي كه در حالت استراحت باقي خواهند ماند، بستگي دارد. اگر تعداد تكانههاي تحريك كننده، بيش از تكانههاي بازدارنده باشد، واحد حركتي معيني تحريك خواهد شد و در ايجاد انقباض و توليد نيرو شركت خواهد كرد، در غير اين صورت واحد حركتي مورد نظر در حالت استراحت باقي خواهد ماند. بر پايه اين نظريه كه در نتيجه تمرين، تكانههاي بازدارنده، خنثي شده و عضله قادر به انقباض قويتر ميشود، منطقي است اگر بگوييم كه افزايش قدرت تا حد زيادي، پيامد افزايش توانايي واحدهاي حركتي براي توليد انقباض است. اين پاسخ سازش تنها با استفاده از بارهاي تمريني سنگين و بيشينه تسهيل ميشود و اين نوع تمرين تنها زماني ايمن خواهد بود كه تاندونها با تمرينات شديد سازگاري پيدا كرده باشند (56).
اساس فرآیندهای حرکتی ارادی و غیر ارادی درگیر در تمرینهای پلایومتریک اصطلاحاً بازتاب کششی نامیده میشود و گاهی تحت عنوان بازتاب دوک عضلانی یا بازتاب کششی هر دو از عناصر مهم سیستم عصبی هستند که گواه همه جانبه حرکتهای بدن را به عهده دارند. در هنگام اجرای برخی از مهارتهای ورزشی درست قبل از یک حرکت انفجاری– واکنشی28 عضلات بدن ممکن است متحمل یک کشش سریع گردند که ناشی از بعضی فشارها و بارهای کاری وارد شده بر آنهاست. چنین موردی در هنگام ضربه زدن توپ در بیسبال و یا تاب دادن چوب گلف میتواند اتفاق بیفتد. آنچه که در این میان توسط بازیکن ندانسته انجام میشود، طویل شدن سریع ولی خفیف تارهای عضلانی آن گروه از عضلاتی است که مسئولیت تولید توان را برای انجام حرکت تابی به عهده دارند. کشش سریع این عضلات موجب تحریک بازتاب دوک عضلانی میشود به طوری که یک محرک بسیار قوی را از طریق طناب نخاعی به سوی عضلات فرستاده و باعث ایجاد انقباضی پر قدرت در آنها میگردد (54).
1-2-9- آمادهسازی در فوتبال
1-2-9-1- نقش قدرت، سرعت و توان در فوتبال
تا قبل از دهه 1957 اعتقاد بر اين بود كه تمرينهاي با وزنه برداري سبب كندي حركات عضلاني ميشود. بعدها پژوهشها نشان دادند كه تمرينهاي با وزنه سبب كاهش سرعت انقباض عضله نشده و برعكس در افزايش توان نقش مهمي دارد (5).
قدرت در كل وسيلهاي براي دستيابي به سطوح مطلوبي از توان، استقامت و سرعت است. افزايش قدرت، اصلي ضروري براي اجراي كار ويژه در فوتبال ميباشد. ورزشكار بايد قبل از پرداختن به تمرينات افزايش سرعت، پرش عمودي و استقامت از قدرت مناسب برخوردار باشد. افزايش سرعت ضربه زدن به خاطر قدرت بيشتر پا، نمونههايي از كاربرد قدرت در فوتبال ميباشد (23). تمرینات قدرتی، کل عضلات بدن را تقویت میکند که نتیجه آن بازده بیشتر توان خواهد بود. اگر کار دویدن بیشتر به عهده اندام تحتانی است، ولی اندام فوقانی هم نقش مهمی بازی میکنند. وقتی کل بدن قویتر میشود، سرعت افزایش مییابد، پرش عمودی بیشتر میشود و عامل استقامت در قدرت توسعه می یابد تا بدن قادر باشد درزمان بیشتری بازده توانی بالاتری ارائه دهد (103).
1-2-9-2- بهبود سرعت و قدرت توسط تمرینات قدرتی و پلیومتریک
بهبود سرعت، راهی برای توسعه توان است. توسعه سرعت به شیوههای تمرینی متعددی قابل دستیابی است. به طورکلی تقویت اندام تحتانی از طریق شیوه بلند کردن وزنه به سبک المپیکی، اسکات و غیره برای توانمند شدن ورزشکار موثر است. راه دوم، بهبود اقتصاد دویدن از طریق تمرکز روی اجرای تکنیک و مکانیک صحیح دویدن است که منجر به سریعتر دویدن میشود. دویدن با تکنیک ضعیف باعث کند شدن سرعت در ورزشکاران قدرتمند

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره ورزشکاران، فیزیولوژی، تمرین قدرتی، سوخت و سازی Next Entries منبع مقاله درباره گروه کنترل، اکسیژن مصرفی، تمرین قدرتی، تمرین استقامتی